صفحه اصلی | درباره ما | نقشه پایـگاه | تـماس با مـا

حرف م
فهرست كتاب

151


م

 

ماحى از نام هاى مكه معظمه است (فرهنگ نفيسى، آنندراج، لغت نامه)

مأذنه بلال (م ذَ ن) همان (ك) مقام بلال

مأذنه مسجد الحرام همان (ك) مناره مسجد الحرام

مأذنه مسجد النبى همان (ك) مناره مسجد النبى

مأرز الايمان (مَ رِ زُ لْ) از اسامى مدينه است. ملجأ ايمان (تعبير و توسعه مسجد شريف نبوى، ص 30)

مأزم (مَ زِ) زمين تنگ، راه تنگ مابين دو كوه.

1. تنگنايى ميان مزدلفه و عرفه.

2. تنگنايى ميان مكه و منى. (لغت نامه)

مأزمان تثنيه (ك) مأزم. (لغت نامه)

مأزمين (ـ مَ) تثنيه (ك) مأزم (لغت نامه)

1. معمولاً وادى محسر را مأزمين گويند. (حرمين شريفين، ص 101)

2. شعبى است ميان دو كوه كه آخرش به ميدان عرفات پيوندد (حرمين شريفين، ص 102; مسالك و ممالك، ص 19)

ـ تنگه اى است بين عرفات و مشعر الحرام و از حدود عرفات است اما جزء موقف نيست (مناسك حج، ص 266 و 272; فقه فارسى با مدارك، ص 174)

مال الله (لُ لاّ) نوشته اند در سوق الليل (در مكه) خانه اى است كه مال الله ناميده مى شود و در آن به مريض ها كمك كرده به آنها غذا مى دهند، نزديك شعب على. (ميقات حج، ش 3، ص 166)

مال ام ابراهيم همان (ك) مشربه ام ابراهيم (نگاهى به وقف، ص 56)

مال الجهات (لُ لْ جِ) مالياتى است كه به مصرف خواروبار كاروان حج مى رسيد (فرهنگ فارسى، ذيل جهات)

ماه حج هر يك از ماه هاى شوال و ذى قعده و ذى حجه (توضيح مناسك حج، ص 10; فقه فارسى با مدارك، ج 3، ص 72)

ماه حرام همان (ك) شهر حرام

ماه خون به نقلى ماه ذى حجه را گويند كه مسلمانان قربانى كنند. (بحار الانوار، ج 13، ص 1056)

مبارك توصيفى از (ك) بكه

مباركه (مُ رَ كِ)

1. از نام هاى زمزم است (تاريخ و آثار اسلامى، ص 60; ميقات حج، ش 10، ص 91)

2. از نام هاى مدينه است كه جايگاه پر بركت و مبارك است و پيامبر اكرم براى اين شهر درخواست بركت نمود. (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 169)


152


مبرك (مَ رَ) نشستنگاه. آن جاى از مدينه كه شتر حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) در هجرت در آن جاى خفت (لغت نامه)

مبرك الناقه (ـ كُ نّ قِ) محل نشستن شتر. در صحن مسجد (قبا) گنبد كوچكى قرار گرفته كه به مبرك النافه معروف است (ميقات حج، ش 27، ص 131)

ـ در ميان آن مسجد (قبا) جاى زانو زدن ناقه پيامبر است كه بر آن سنگ چينى مدور و كوتاه شبيه به روضه اى كوچك بر آورده اند و مردم براى تبرك در آن نماز گزاردند. (سفر نامه ابن جبير، ص 246)

مبطلات حج آنچه كه باعث ابطال حج مى شود.

مبوء الحلال و الحرام (مَ وَ ءُ لْ) از نام هاى مدينه كه محل احكام خدا (حلال و حرام) است.

(حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 165)

مبيت منى (مَ تِ مَِ نا) شب را در منى گذرانيدن. حضور حاجيان در منى است. پس از ختم مناسك حج كه بايد در شب هاى يازدهم و دوازدهم (و سيزدهم) در منى باشند از غروب تا نيمه شب و نيت مبيت كنند. (مبسوط در ترمينولوژى حقوق)

مبين الحلال و الحرام (مَ بَ ىِّ نُ لْ) از نام هاى مدينه است (حرمين شريفين، ص 118)

متحفه از اسامى مكه است چون جيران بيت، از جانب حق به اتّحاف (تحفه فرستادن) بر سر افراز مى شوند. (ميقات حج، ش 21، ص 123 و 139)

متسكع به جا آورنده (ك) حج متسكع

متعبدات (مُ تَ عَ بِّ) اعمال و قربانى هايى كه در ايام حج در مكه معظمه به جاى مى آورند.

(فرهنگ نفيسى)

متعتان (مُ عَ) متعه حج و متعه نساء (الغدير، ج 12، ص 25)

متعود (مُ تَ عَ وِّ) همان (ك) مستجار

متعه حج (مُ عِ) جواز تمتع در فاصله عمره تمتع و حج تمتع است; يعنى در مدتى كه شخصى از احرام عمره تمتع خارج مى شود تا زمانى كه براى حج محرم مى شود مى تواند از آنچه كه هنگام احرام بستن حرام شده بود تمتع گيرد (و زن و شوهر از هم بهره مند مى شوند). در فقه اهل سنت حج تمتع جايز نيست و طبق نقل تاريخ، خليفه دوم (در مقابل فرمان خدا اجتهاد كرد و) گفت: دو متعه در زمان پيامبر بود و من آن دو را حرام و مرتكبش را مجازات مى كنم; يكى حج تمتع و ديگر متعه نساء. و علت نهى او را اين طور نقل مى كنند كه مى گفت خوش ندارم مردم ميان دو عمل زناشويى كنند و در حالى كه قطرات غسل جنابت از موهايشان مى چكد احرام ببندند.

متعة الحجه (مُ عَ تُ لْ حَ جِّ) همان (ك) متعه حج (مبسوط در ترمينولوژى حقوق)

متكرر (مُ تَ كَ رِّ) براى دخول در مكه براى احدى جايز نيست كه از ميقات بدون احرام بگذرد، مگر بر متكرر مانند حطاب (جمع آورنده هيزم) وحشاش (جمع آورنده علف خشك) (حج البيت، ص 157)

متمتع (مُ تَ مَ تِّ) آن كه عمره با حج به جاى مى آورد. (لغت نامه)

متمتع به عمره الى الحج اصطلاح تفصيلى (ك) متمتع. (مبسوط در ترمينولوژى حقوق)

متمتعه (ـ ء) مؤنث (ك) متمتع

مثابه (مَ بَِ) و اذا جعلنا البيت مثابة للناس (بقره ـ 125)

ـ كعبه است به معناى پناهگاه، محل اجتماع، مرجع (چون مردم هر سال به سويش روى مى آورند، يا چون نوعاً مسلمانانى كه از خانه كعبه باز مى گردند قصد دارند دوباره به سوى آن بازگردند). محل استحقاق ثواب چون مردم هر سال به منظور انجام مراسم حج به زيارت آن مى آيند و مستحق ثواب مى گردند. (مجمع البيان)

مجبوره (مَ رِ) از نام هاى مدينه است چون ديگر شهرهاى غير مسلمان را به قبول اسلام مجبور مى نمود و يا اين كه فقير و ورشكسته در اين شهر بى نياز مى گردد. (اعلاق النفيسه، ص 88; حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 162)

مجلس قلاده محل (ك) ستون وفود


153


مجلس مهاجرين محل (ك) ستون مهاجرين

محاذى (مُ) مراد از آن در اعمال حج آن است كه هنگام رفتن به مكه به جايى رسند كه اگر رو به قبله بايستند ميقات بدون فاصله زياد در سمت راست يا چپ قرار گيرد (عرفاً) به طورى كه اگر از آن جا بگذرند ميقات متمايل به پشت شود. و اگر در راه محاذى با يكى از ميقات ها شوند گذشتن از آن جا بدون احرام (مانند خود ميقات) جايز نمى باشد.

محببه (مُ حَ بِّ بِ)(1) (مُ حَ بْ بِ)(2) از نام هاى مدينه است (ميقات حج، ش 7، ص 163; لغت نامه; حرمين شريفين، ص 118)

محبوبه (مَ بِ) از نام هاى مدينه است (حرمين شريفين، ص 118; الاعلاق النفيسه، ص 88; ميقات حج، ش 7، ص 163)

محبوره (مَ رِ) از نام هاى مدينه است. وجه نامگذارى مدينه به محبوره به معنى شاد با نعمت هاى فراوانش روشن و آشكار است. (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 170)

محبه (مُ حَ بِّ) از نام هاى مدينه است (لغت نامه; حرمين شريفين، ص 118; الاعلاق النفيسه، ص 88; ميقات حج، ش 7، ص 174)

محراب تهجد (مِ بِ تَ هـَ جُّ) از محراب هاى مسجد النبى است واقع در پشت حجره حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) يعنى در منتهى اليه حجره شريفه پيامبر و مقابل ايوان (صفه) و در سمت باب جبرئيل قرار داشت و محل تهجد و نماز شب رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بوده است و حضرت زهرا(عليها السلام) نيز در آن جا نماز مى گزارد و لذا به همين علت، محراب تهجد نام گرفت. بناى محراب از دوران عثمانى بود و در دوران اخير سعودى ها آن را برداشتند و به موازات آن در بيرون حجره شريفه يعنى دقيقاً مقابل ايوان صفه، ايوانى به ارتفاع 30 سانت و عرض حدود 6 متر ساخته اند كه زائران براى تبرك و درك فضيلت نماز در محراب تهجد به ناچار بر روى آن به اقامه نماز مى پرداختند. اين ايوان يا محراب امروزه به نام همان محراب تهجد معروف است.

محراب حنفى (ـ حَ نَ) از محراب هاى مسجد النبى، واقع در خارج از روضة النبى و در سمت غرب منبر در امتداد حد قبلى مسجد النبى (در عصر پيامبر) در محل ستون سوم غرب منبر و ستون هفتم از باب السلام. اين محراب حوالى سال 860 قمرى توسط «طوغان شيخ» ساخته شد تا امام حنفى ها در مدينه در آن جا بايستد. اين محراب توسط سلطان سليمان عثمانى تجديد بنا شد و لذا به نام محراب سليمانى نيز شهرت دارد. در دوران عثمانى يك شمع در اين محراب روشن مى شد. امروزه در اين محراب نمازى اقامه نمى گردد.

محراب دكة الاقوات (ـ دَ كَّ تُ لْ اَ) همان (ك) محراب عثمانى

محراب سليمانى (ـ سُ لَ) همان (ك) محراب حنفى

محراب عثمانى (ـ عُ) از محراب هاى مسجد النبى است متصل به ديوار جنوبى (قبله مسجد) و ساخته عثمان بن عفان است (طبق نقلى) و قسمتى كه اين محراب در آن قرار دارد از افزوده هاى دوران خليفه سوم است. بناى كنونى محراب از آثار قرن نهم هجرى است كه توسط سلطان قايتباى از مماليك مصر ساخته شد و اكنون امام جماعت مسجد النبى در اين محراب اقامه نماز مى كند. آن را «محراب دكة الاقوات» نيز مى نامند.

محراب فاطمه (س) از محراب هاى مسجد النبى واقع در داخل مقصوره حرم (و در جنوب محراب تهجد) محل اقامه نماز آن حضرت بوده و اكنون قابل رؤيت نيست.

محراب مشايخ حرم از محراب هاى مسجد النبى و محرابى است در پشت ايوان صفه و در قسمت جنوب غربى مسجد كه به صورت ايوانى مى باشد و در قرون گذشته براى اقامت نمازهاى تراويح توسط شيخ حرم ساخته شد. اين محراب بعدها مخصوص اقامه زنان شد و امام جماعت آنان در اين مكان ايستاده و نماز تراويح مى خواند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. ضبط (ميقات حج).

2. ضبط (لغت نامه).


154


محراب نبوى از محراب هاى مسجد النبى. محراب پيامبر و محراب النبى، محرابى است كه در داخل روضة النبى و در محل نماز آن حضرت بر طرف چپ (شرق) منبر و طرف راست قبر مطهر (ميان حجره و منبر) قرار دارد. اين محراب در دوران آن جناب وجود نداشت و طى سال هاى 88 الى 91 هجرى اولين محراب را بر مكان نماز ايشان عمر بن عبد العزيز والى مدينه در زمان خلافت وليد بن عبدالملك بساخت. اين محراب به صورت حفره و تو خالى ساخته شد كه در حريق دوم مسجد (در 886 هجرى قمرى) از بين رفت و پس از آن محرابى از سنگ كه داراى حفره اى مربع بود ساخته شد. در دوران سلطان اشرف قايتباى از مماليك مصرى (در اواخر قرن نهم هجرى) محراب نفيسى از سنگ مرمر (كه بر بالاى آن آيات قرآنى با تذهيب بسيار زيبا به چشم مى خورد) ساخته شد و بعدها حفره درون آن پر گرديد و همسطح زمين شد. اين محراب به زعم تزيينات و تغييرات در دوران عثمانى همچنان موجود است و به ستون مخلقه چسبيده است (به طورى كه ستون در غرب آن قرار دارد) در فضيلت اين محراب گفته اند كه به منزله كعبه است و كسى كه به آن مى نگرد مثل آن است كه به كعبه نظر دوخته است.

محراب النبى(1) (مِ بُ نَّ) همان (ك) محراب نبوى

محرم (مُ حَ رَّ)

1. گرداگرد كعبه

2. گرداگرد مكه. (لغت نامه)

محرم (مُ رِ) كسى كه قصد احرام كرده و لباس احرام پوشيده و بر او اعمالى واجب و اعمالى حرام است (فرهنگ علوم)

محرمات احرام (مُ حَ رَّ) امورى كه ارتكاب آن ها حرام است در حال (ك) احرام

محرمات حج امورى كه ارتكاب آن ها حرام است در مناسك حج در حال (ك) احرام

محرمات محرم امورى كه ارتكاب آن ها حرام است بر محرم يعنى شخص در حال (ك) احرام.

محرمه (مُ حَ رَّ مِ) از نام هاى مدينه است كه از مصونيت و تقدس خاصى برخوردار است (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 163)

محروسه (مَ سِ) از نام هاى مدينه است از جهت آن كه مدينه حفظ و پاسدارى مى شود به واسطه فرشتگانى كه بر سر هر يك از راه هاى منتهى به آن نگهبانى مى دهند (ميقات حج، ش 7، ص 170; آثار اسلامى مكه و مدينه، ص 61)

محسر (مُ حَ سَِّ)(2) راه تنگ و باريكى است به طول تقريبى نيم كيلومترى (با عرض صد قدم برابر صد ذراع) بين دو كوه و ميان مشعرومنى كه به تفاوت نقل:

ـ بخش از منى است.

ـ بخشى از آن داخل منى و بخشى از آن در مزدلفه است.

جزء هيچ يك از مزدلفه و منى نمى باشد (كه قول مشهور و اكثريت است).

احكام و آداب محسر

1. حجاج كه بايد در صبح روز دهم ذى حجه (عيد قربان) مشعر را به سوى منى ترك كنند تا نزديكى وادى محسر آمده و توقف مى كنند و با طلوع خورشيد از اين سرزمين مى گذرند و به منى مى روند.(محرم نبايد قبل از طلوع آفتاب از اين وادى عبور كند)

2. مستحب است هنگام عبور از وادى محسر (چه سواره و چه پياده) اين فاصله را به سرعت طى نمود. (و رسول الله وقتى به اين وادى مى رسيد مركب خود را با شتاب مى راند)

3. دعايى هنگام عبور از محسر از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) رسيده است: «اللهم سلم عهدى...»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. منابع مورد استفاده در مورد محراب هاى مسجد النبى: حرمين شريفين، ص 151 ; تاريخ و آثار اسلامى، ص 214 الى 216 ; مدينه شناسى ج 1، ص 94 الى 202; تاريخ جغرافيايى مكه و مدينه، ص 365; راهنماى حرمين شريفين، ج 5 ص 81.

2. سَ (ضبط لغت نامه ذيل «وادى محسر» سِ (ضبط لغت نامه ذيل» بطن محسر، دايرة المعارف فارسى; سفرنامه ابن جبير).


155


تسميه محسرـ اين وادى به جهاتى اسامى متعددى دارد:

1. وادى النار، نامى كه مردم مكه آن را مى خوانند.

2. مهلل، زيرا وقتى مردم به اين وادى مى رسند، شتاب مى گيرند.

3. مهلهل، زيرا نزد مردم مشهور است و يا به اين دليل است كه وقتى به اين جا مى رسند، شتاب مى گيرند.

4. محسر، يا بطن محسر يا وادى محسر. بر اساس روايات تاريخى اصحاب فيل (ياران ابرهه) در اين نقطه شكست و هلاكت يافتند و به خاطر اين شكست حسرت خوردند (تقويم البلدان، ص 180; قبل از حج بخوانيد، ص 110; تاريخ و آثار اسلامى، ص 143; ميقات حج، ش 3، ص 174 به بعد; لغت نامه; فقه فارسى با مدارك، ص 177)

محصب (مُ حَ صَّ) يا «حصاب» جايى است در منى (بين مكه و منى). جاى سنگريزه انداختن به منى است و سنت است كه حاجى چون از منى آيد در مسجد حصباء (كه محل نزول رسول الله بوده است) قدرى به پشت استراحت كند و سپس به سوى مكه برود، زيرا در عام الفتح، حضرت محل نزول خود را در محصب قرار دادند و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را در محصب به جاى آوردند و قدرى كوتاه به پشت خوابيدند و استراحت كردند. وجه تسميه يا:

1. از جهت وجود حصا (ريگ هاى ريز و خرد آن جا) است.

2. به مناسبت رمى جمرات (پرتاب سنگريزه به جمرات است. (لغت نامه; حرمين شريفين، ص 104; امام شناسى، 6، ص 228 الى 231)

محصر (مُ ص) همان (ك) محصور (حج و عمره، ص 288)

محصور (مَ) به جا آورنده (ك) حج محصور

محظورات احرام (مَ) امورى كه ارتكاب آن ها حرام است در حال (ك) احرام.

محفوظه (مَ ظِ) از اسامى مدينه است از آن جهت كه خداى سبحان مدينه را مصون و محفوظ داشته (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 171)

محفوفه (مَ فِ) از اسامى مدينه است از آن جهت كه مدينه را بر كات الهى و ملائكه رحمتش احاطه نموده اند. (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 170)

محل (مُ حِ لّ)

1. آن كه از احرام بيرون آمد.

2. آن كه از حرم بيرون آمد. (لغت نامه)

محل (مَ حِ لّ)

1. جاى كشتن هدى

2. زمان كشتن هدى (لغت نامه)

محل سعى (مَ حَ لِّ ـ سَ عْ) همان (ك) سعى

محل كفاره (ـ ك فّ رِ) جاى اداى كفاره. آنچه از كفارات (قربانى) در مراسم حج بر شخص واجب مى شود در:

1. عمره، بايد در مكه بكشد.

2. حج، بايد در منى ذبح كند.

3. در صورتى كه در مكان ذبح، فقير (يا وكيل فقير) يافت نگردد اختيار است بين ذبح در آن جا يا در شهر خود و تقسيم آن بين فقرا. (با توجه به «توضيح مناسك حج»، ص 52)

محلل (مُ حَ لِّ لْ) عملى است كه محرم را از احرام بيرون مى برد. (مبادى فقه و اصول، ص 344)

محلل اول شهرت تقصير (آداب الحرمين، ص 148)

محلل دوم شهرت سعى صفا و مروه (آداب الحرمين، ص 148)

محلل سوم شهرت طواف نساء. (آداب الحرمين، ص 148)

محل الهدى (مَ حِ لِّ لْ هـَ دْ) هم به معنى مكان است و هم زمان. رسيدن هدى به محل يعنى وصول قربانى به مكان و زمان ذبح. محل هدى موضعى است كه قربانى به حكم شرع براى حج صورت مى گيرد. مواضع هدى عبارت است از:

1. منى، در مورد حج

2. مكه، در مورد عمره


156


3. مكه يا منى، در مورد محصر(1)

4. محل صد، درمورد مصدود. (مبسوط در ترمينولوژى حقوق)

محله بنى هاشم محله اى بسيار قديمى در مدينة النبى (در مقابل باب جبرئيل و باب النساء) در فاصله بين حرم و قبرستان بقيع و در آن «كوچه بنى هاشم» مشهور است. در كوچه هاى تنگ و باريك با ديوارهاى بلند اين محله خانه بنى هاشم و ائمه اطهار(عليهم السلام) وجود داشت كه در دوران مختلف همچنان محفوظ و بعضاً بازسازى مى شد، اما در توسعه دوم حرم رسول الله، آل سعود (طى سال هاى 1364 الى 1366 شمسى) اين محله و كوچه هاى آن را تخريب كردند به طورى كه اثرى از آن به جا نمانده است و به اين ترتيب به دستاويزى توسعه اطراف حرم يكى ديگر از آثار ائمه شيعه محو گرديد.

محله شهداء همان (ك) شهداى فخ

محله نخاوله محله اى در مدينه محل سكونت (ك) نخاوله

محمل (مَ مِ) كجاوه (خالى از بار) زينت شده اى بود كه (از قرن هفتم هجرى) از جانب ايران و شاهان مسلمان پيشاپيش كاروان حج به مكه فرستاده مى شد(2) و علامت استقلال كشور فرستنده بود و به تدريج منحصر به فرستادن محمل از طرف مصر شد. محمل به صورت هودجى به شكل مربع از تخت چوب هايى ساخته مى شد و داراى سقفى بود كه از چهار طرف به سوى وسط محمل بالا مى رفت تا به ستونى كه به يك شكل هلالى منتهى مى شد، برسد و معمولا آن را با پارچه هاى گران قيمت تزيين مى كردند و هنگام سفر به مكه آن را پشت شتر مى بستند. در شهرهايى كه محمل از آن جا فرستاده مى شد و مخصوصاً در مصر مردم مجالس جشن و سرور مجللى ترتيب مى دادند و اين محمل ها را به همراه گروهى مى فرستادند. در محمل كسى سوار نمى شد و فقط نشانه جاه و جلال حكومت بود تا به مردم اعلام دارند حاكمى كه آن را فرستاده است شايسته داشتن چنان منصبى است. سال ها حكومت مصر به همراه محمل پرده كعبه را هم به مكه فرستاد، اما در سال 1218 هجرى قمرى سعود بن عبد العزيز آوردن محمل را منع كرد. محملى كه از مصر مى آوردند منسوب به حضرت فاطمه(عليها السلام) بود و محملى كه از شام مى آوردند به عايشه منسوب بود. (در راه خانه خدا، ص 55; عرشيان، ص 66; سفر نامه مكه، ص 254; مكتب اسلام، ش 359 ص 21; دايرة المعارف فارسى)

محيط حرم يا دايره (ك) حرم

محيط مواقيت (مَ) يا (ك) دائره ميقات ها

مخازن الزيت (مَ زِ نُ زَّ) مخازن روغن براى روشن ساختن قنديل هاى مسجد النبى بودند كه در سمت شمالى مسجد قرارداشت و از آثار دوره عثمانى بود. اين مخازن در توسعه شمالى مسجد دردوران سعودى تخريب گرديد. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 262)

مختاره (مُ رِ) از نام هاى مدينه است. رسول خدا مدينه را منزلگاه دوم خود اختيار نمود. (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 165)

مختبى (مُ تَ با) مكانى در (ك) مولد فاطمه

مخرج صدق (مُ رَ) رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق (اسرا - 80)

مخلقه ـ مكه است (مجمع البيان، مدينه شناسى، ج 1، ص 140; ميقات حج، ش 4، ص 140) يا (ك) ستون مخلقه

مدار طواف حد (ك) مطاف

مدخل (مَ خَ) از نام هاى مدينه است (حرمين شريفين، ص 118)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 و 2. در اين كه مصدود و محصر در چه جايى (مكه، منى، همان محل،...) بايد قربانى كند نظرها مختلف است.

3. تاريخ نگاران هر يك زمانى را به عنوان ظهور محمل ياد كرده اند. برخى از آنان گفته اند كه تاريخ پيدايش آن، سال 645 هجرى قمرى بوده است. در مقابل برخى ديگر معتقدند كه محمل، تاريخى كهن تر از آن دارد و احتمالاً تاريخ آن به پيش از اسلام نيز مى رسد. به سختى مى توان زمان معينى را به عنوان تاريخ ظهور محمل ياد كرد; زيرا حركت كاروان محمل كه تنها حاصل هداياى ويژه اى براى بيت العتيق باشد، امرى عادى بوده كه ممكن است به پيش از اسلام برگردد. (ميقات حج) ش 36، ص 76)


157


مدخل صدق رب ادخلنى مدخل صدق (اسرا ـ 80)

مدرج (مَ رَ) همان (ك) درج

مدينه (مَ نِ) شهر هجرتگاه و اقامتگاه و آرامگاه حضرت محمد مصطفى رسول گرامى اسلام و پايگاه صدور اسلام در صدر اسلام مى باشد. مدينه از شهرهاى قديمى عربستان و جزو استان حجاز است كه راجع به بناى آن اطلاعاتى در دست نيست و تاريخ روشن آن با مهاجرت يهود به اين ناحيه شروع مى شود كه در زمان شروع مهاجرت آنهابه اين منطقه نيز اختلاف است (و بنا به برخى احتمالات از ويرانى اورشليم به دست بُختُ النَّصر مى باشد) دومين گروه ساكنان مدينه را مهاجران عرب يمنى (يعنى قبايل اوس و خزرج) تشكيل مى دادند كه پس از تسلط حبشى هاى به يمن و يا بعد از خرابى سد مَأرِب به مدينه كوچ كردند و از قرن چهارم ميلادى به بعد دراين جا سكونت گزيدند. مدينه در دشتى وسيع به ارتفاع 600 (يا 625) متر از سطح دريا واقع است. اين شهر در شمال شرقى جده به فاصله 295 كيلومترى و در شمال مكه به فاصله 420 كيلومترى قرارگرفته و با رياض 990 كيلومتر فاصله دارد و حدود است ازجهات شمال و مشرق و جنوب به دشت هاى لم يزرع و كوه هاى سياه و از طرف مغرب به دريا. مدينه با سلسله كوه هايى درجنوب و شمال از فلات مرتفع عربستان جدا شده است. اين جا در ابتدا صورت شهر نداشت و مجموعه خانه هايى بودكه باغ ها و مزارعى اطراف آن را فرا گرفته و زراعت منبع در آمد ساكنان آن به شمار مى آمد. اين شهر كه در ابتدا «يثرب» ناميده مى شد بعد از هجرت نبى الله الاعظم از مكه بدان جا نام «مدينة النبى» و «مدينة الرسول» را به خود گرفت (كه به اختصار به «مدينه مشهور شد). مدينه پايگاه نشراسلام و صدور فرامين و پايتخت حكومت اسلام شد. از اين شهر بود كه به فرمان رسول اكرم مسلمانان به نقاط مختلف عربستان گسيل گشتند و طوايف را به اسلام فرا خواندند. از مدينه بود كه رسولان آن نبى اعظم به مراكز سياسى بزرگترين حكومت هاى وقت اعزام شدند و نامه دعوت اسلام را به پادشاهان و امپراطوران جهان ابلاغ نمودند. سپاه مسلمين با حركت از مدينه ستيز سپاهيان ابر قدرت هاى زمانه را در هم شكست و پرچم توحيد را در سرزمين هاى دور و نزديك به اهتزاز در آورد. مدينه جايگاه نشو و نشر علوم اسلامى نيز بود. در اين دانشگاه دانش اسلام ريشه زد و به ديگر نقاط عالم شاخ و برگ گسترانيد و ائمه معصومين در اين شهر در راه نمود سياست اسلام و تبيين معارف اسلام تن و جان به زخمه زهر سپردند.

فضايل مدينه

ـ مأمن رسول الله از شر كفار است.

ـ مدفن برترين موجود عالم خلقت است.

ـ مهبط وحى و جايگاه نزول امين و حى الهى است.

ـ نشاندار قدم ها و سنت هاى اشرف مخلوقات هستى است.

ـ حرم امن شده و وامدار كلام تحسين سرور كائنات است.

ـ زادگاه و منزلگاه و آرامگاه جانشينان و پاره هاى تن نبى اعظم اسلام است.

حرم مدينه

مدينه منوره حرمى دارد كه در حدود آن اختلاف است. به نقلى كوه ثَور (در شمال) و كوه عَير (در جنوب) مدينه، حد حرم است. و نيز گفته اند حدود آن از سمت مغرب و مشرق يك طرف «عائر» است و از طرف ديگر «عَير» (يا وعير) و اين دو كلمه اسم است از براى دو كوه كه از مشرق تا مغرب محيط به مدينه است و در حقيقت بين اين دو كوه حرم است. و چهار فرسخ در چهار فرسخ هم گفته اند. و اگر چه احرام در حرم مدينه واجب نمى باشد وليكن درخت آن را (خصوصاً اگر سبز باشد) نبايد قطع كرد (مگر در مواردى كه در حدود مكه استثنا شده است) و صيد در حرم مدينه كراهت شديد دارد.

مستحبات ورود به مدينه

ـ غسل نمودن

ـ صدقه دادن


158


ـ جامه بهترين را پوشيدن

ـ صلوات را مكرر فرستادن

- دعاى بسم الله و على ملة رسول الله...را خواندن

مستحبات حضور در مدينه

ـ سه روز روزه گرفتن

ـ زيارت معصومين نمودن

ـ غسل زيارت معصومين كردن

ـ زيارت مزار بزرگان بقيع كردن

ـ مشاهد مقدسه را زيارت كردن

ـ آداب مسجد النبى را مراعات نمودن

اسامى و القاب مدينه

اثرب، ارض الله، ارض الهجره، اكالة البلدان، اكالة القرى، ايمان، باره، بحر، بحره

بحيره، بره، بلاط، بلد، بلدرسول الله، بلد المساجد، بيت الرسول، تندد، تندر، تين، جابره،

جباره، جايزه، جنة الحصينه، حبيبه، حرم، حرم رسول، حرم رسول الله، حسنه، خير البلاد،

دار، دار الابرار، دار الاخيار، دار الايمان، دار السلامه، دار السنه، دارالفتح، دارالمختار، دار الهجره،

ذاء، ذات الاحرين، ذات الاحرار، ذات الحجر، ذات النخل، سلقه، سيدة البلدان، شافيه، طابه،

طبابا، طيبه، ظبايا، عاصمه، عذرا، عرا، عروض، عرى، غرا، غلبه، فاضحه، قاصمه، قبة الاسلام، قريه، قربة الانصار، قرية الرسول، قلب الايمان، لب الايمان، مأزر الايمان ،مباركه،

حبوء الحلال، و الحرام، مبين الحلال، و الحرام، مجبوره، محببه، محبوره، محبه، محفوظه، محفوفه،

محرومه، محروسه، محرمه، مختاره، مدخل، مدخل الصدق، مدينه الرسول، مدينة السماء،

مدينه طيبه، مدينة العذراّ، مدينه مشرفه، مدينه مكرمه، مدينه منوره، مدينة النبى،

مرحومه، مرزوقه، مسكينه، مسلمه، مضجع رسول الله، مطيبه، معصومه، مقدسه، مقر، مكينه، موفيه، مؤمنه، مهاجر رسول الله، ناجيه، نجر، هذراء، يثرب.

مساجد مدينه

آبار (ابيار) (على = شجره، احرام، محرم، ذوالحليفه)، ابراهيم (= مشربه ام ابراهيم)، ابوبكر، ابوذر (= سجده، بحير)، ابى بن كعب (= بنى جديله، بقيع)، اجابه (= مباهله)، احد (= جبل احد، فسح) احزاب (= فتح، خندق، اعلى، اجابه)، بدائع، بغله (= بنى ظفر، مائده)، بلال، بنى، زريق، بنى ساعده، تقوى، ثنايا، جبل الرماه، (= جبل العينين)، جمعه (= بنى سالم، عاتكه، وادى)، حمزه (= شهدا)، دارالنابغه (= بنى عدى) درع، ذباب، رايت، رد شمس (= نخل، بوعى، فضيخ) رسول، زهرا (= فاطمه)، سبق، سرف، سقيا سلمان، شمس (= شمسى)، شيخين، عرفات، عريش، عسكر (= مصرع) على، عمر، غمامه (= مصلى العيد، استسقاء)، قبا، قبلتين (= ذوقبلتين، بنى سلمه) قشله عسكريه، كبير، مسيجد (=منصرف، غزاله) مستراح (= استراحت)، مصبح، معرس، منارتين، نبوى (نبى، مدينه).

مناطق و محلات مدينه

،ابوا، احد، بدر، بقيع، ربذه، سقيفه بنى ساعده، عاليه، عوالى، قبا، محله بنى هاشم، محله نخاوله، مشربه ام ابراهيم، مصلى استسقاء، حوائط النبى، فدك، ينبوع، خيبر، ثنية الوداع، سويقه، لابه، وادى ابى جيده (= وادى بطحان) وادى جن، وادى حصون النيق، وادى رانونا، وادى عقيق (= وادى مبارك).

خانه هاى مدينه

،دار ابوايوب، دار الضيفان، دار القراء، دار النابغه.

چاه هاى مدينه

چاه اريس (= تفله، خاتم)، چاه انس، چاه بضاعه، چاه حاء، چاه رومه (= عثمان)، چاه سقياء، چاه زمزم، چاه على، چاه غرس، چاه فضا، عين ارزق.

كوههاى مدينه

،كوه احد، كوه ثور، كوه سلع (=ثواب) كوه عائر، كوه عير، كوه عينين (=رماه)، جماوات.

مدينه آخر همان (ك) پس مدينه


159


مدينه اول همان (ك) پيش مدينه

مدينه بعد همان (ك) پس مدينه

مدينه جلو همان (ك) پيش مدينه

مدينة الحاج (مَ نَ تُ ـ لْ)نام يك رشته ساختمان هاى چند ضلعى سه طبقه (داراى آب و برق و حمام و توالت) در حدود 3 كيلومترى جده متصل به فرودگاه (سابق) جده كه جهت اقامت موقت حجاج (هنگام ورود و خروج) اختصاص يافته بود. طبقه سوم اين ساختمان ها داراى تختخواب بوده و هيئت هاى پزشكى و سرپرستى كشورها نيز در آنجا متمركز مى شدند. در جلو اطاق هاى طبقه دوم و سوم ايوان هاى بزرگى وجود داشت. درطبقه اول نمايندگى مطوفان و پاره اى از ادارات مورد لزوم قرار داشت. (اطلاق هاى طبقه دوم و سوم مخصوص سكونت زائران بود) در مدينة الجاج پولى از كسى دريافت نمى شد. اما امروزه در فضاى بسيار وسيع متصل به فرودگاه جديد جده زير چادرهاى مخصوص و بسيار مرتفع و زيبا زائران از كشورهاى مختلف پس از ورود به استراحت پرداخته و سپس عازم مكه و يا مدينه مى شوند و بعد از بازگشت به جده در همين نقطه اطراق مى كنند تا نوبت پروازشان بشود. در اين جا در فواصلى چند مراكزى در اختيار هيئت هاى حج هر كشور قرار داده مى شود و مؤسساتى نيز براى راهنمايى و درمان و سرويس غذا وجود دارند.

مدينة الرب (ـ رّ بّ) از اسامى مكه مسطوره در انجيل و به معنى بيت الحرام است. (ميقات حج، ش 21، ص 123)

مدينة الرسول (ـ رَّ) از نام هاى شهر مدينه است. (حرمين شريفين، ص 118)

مدينة السماء (ـ سَّ) از نام هاى مدينة الرسول است. (مكتب اسلام، ش 319، ص 23)

مدينة العذرا (ـ لْ عَ) لقب مدينة الرسول است. (لغت نامه، ذيل عذرا)

مدينه طيبه (طَ ىِّ بِ) نام ديگر مدينة الرسول است (مكتب اسلام، ش 319، ص 23)

مدينه قبل همان (ك) پيش مدينه

مدينه مشرفه (مُ شَ رَّ فِ) لقب مدينة الرسول.

مدينه مكرمه (مُ كَ رَّ مِ) لقب مدينة الرسول.

مدينه منوره (مُ نَ وَّ رِ) نام ديگر مدينة الرسول (مكتب اسلام، ش 319، ص 23).

مدينة النبى (مَ نَ تُ نَّ) لقب مدينة الرسول.

مدينه يثرب (ىَ رِ) حسان بن ثابت و كعب بن مالك از شعراى قديم مدينه، از مدينه تحت عنوان مدينه يثرب نام برده اند. (اعلام قرآن، ص 576)

مذاد (مَ) نام موضعى است در مدينه كه پيامبر اكرم در آن جا يا نزديك آن جا خندق حفر نمود.

(لغت نامه; مقاتل الطالبيين، پاورقى ص 249)

مذبح (مَ بَ). قربانگاه. نام جايگاهى در منى براى قربانى كردن.

مذهب (مُ هـَ)

1. از نام هاى كعبه است (لغت نامه; ميقات حج، ش 4، ص 145)

2. از نام هاى مكه است (ميقات حج، ش 2، ص 219; ش 4، ص 140)

مراهق (مُ هـِ) كسى كه آخر وقت حج در مكه آيد. (لغت نامه)

مراهقه (مُ هـَ قِ) قريب آخر وقت حج به مكه رسيدن. (لغت نامه)

مربد (مِ بَ) نام مكانى در وسط شهر مدينه كه در آن جا مسجد شريف نبوى ساخته شد. (تعمير و توسعه مسجد شريف نبوى، ص 39 و 41)

مربعة القبر (مُ رَ بَّ عَ تُ لْ قَ) همان (ك) ستون مقام جبرئيل

مرحومه (مَ مِ) از نام هاى مدينه است (در تورات) زيرا جايگاه مبعوث و فرستاده پروردگار به همراه رحمت مى باشد. (اعلاق النفيسه، ص 88; حرمين شريفين، ص 188; ميقات حج، ش 7، ص 172)

مرزوقه (مَ ز) از نام هاى مدينه است چون در آن جا خداوند به بركت رسول خدا بهره و حظ اهل آن را زياد


160


كرده و بهترين روزى را نصيب آنان نموده است. (حرمين شريفين، ص 188; ميقات حج، ش 7، ص 172)

مرضوض الخصيتين (مَ ضُ ضُ لْ خِ ىَ تَ) حيوانى است كه تخم هاى او را ماليده باشند و در حج احوط اين است كه قربانى مرضوض الخصيتين نباشد: (مناسك حج، ص 168)

مرقد رسول الله همان (ك) حجرة طاهره

مرقد مطهره (مُ طَ هـَّ رِ) همان (ك) حجره طاهره

مروتين (مَ وَ تَ) دو كوه صفا و مروه واقع در مكه را گويند كه يكى از اعمال حج و عمره به نام سعى بين اين دو كوه انجام مى شود.

مروه همان (ك) كوه مروه

مرويه از اسامى مكه است (ميقات حج، ش 21، ص 123)

مريد الاعتمار (مُ دُ لْ اِ تِ) كسى كه قصد انجام عمره دارد. (فرهنگ اصطلاحات فقهى)

مزدلفه (مُ دَ لَ فِ) همان (ك) مشعر الحرام

مزور (مُ زَ وّ)

1. همان (ك) دليل

2. نام زيارت خوانانى در حرم پيغمبر كه در قبال مبلغى، آداب زيارت را ياد داده و براى آن حضرت زيارت مى خوانند و زائران تكرار مى كنند. مشتريان مزورها بيشتر حجاج اهل تسنن هستند (حج آن طور كه من رفتم، ص 46)

مزوله (مَ وَ لِ) ساعتى آفتابى در صحن مسجد النبى براى شناخت اوقات روز و پنجگانه. دو ساعت آفتابى (مزوله) ساخته بودند كه در توسعه شمالى مسجد در دوران سعودى برداشته شد. اين ساعت ها از لحاظ قدمت و فن و هنر اسلامى اهميت بسزايى داشت كه محتملا قبل از دوران عثمانى ساخته شده بود. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 261)

مساجد اربعه(مَ جِ دِ ـ اَ بَ عِ) مسجد الحرام، مسجد النبى، مسجد كوفه، مسجد بصره. (لمعه، ج 1، ص 99).

مساجد ثلاثه (ـ ثَ ثِ) مسجد الحرام، مسجد النبى، مسجد الاقصى.

مساجد دوره (ـ دَ رِ) مساجد سبعه است (راهنماى قدم به قدم حجاج، علوى، ص 73)

مساجد سبعه (ـ سَ عِ) مساجد هفتگانه. شهرت هفت مسجد در شمال غربى مدينه در دامنه و بالاى كوه سلع در منطقه عملياتى غزوه خندق (احزاب). اين مساجد را به يادبود افرادى كه در آن جا در سنگر بوده اند و يا نماز خوانده اند ساختند. از اين ميان شش مسجد فتح (احزاب)، مسجد على، مسجد فاطمه، مسجد سلمان، مسجد ابوبكر، مسجد عمر (يعنى مساجد سته) در اين منطقه مشخص اند و هفتمين مسجد را برخى مسجد عثمان مى دانند (كه تخريب شده) و بعضى مسجد ذوقبلتين.

مساجد سته (ـ سِ تِّ) شهرت مساجد ششگانه (فتح، على، فاطمه، سلمان، ابوبكر، عمر) واقع در منطقه غزوه احزاب.

مساجد فتح يا (ك) مساجد سبعه (مدينه منوره، ص 257)

مساجد مدينه از جمله مساجد قديمى عبارتند از مسجدهاى: آبار (ابيار) على (= شجره، احرام، محرم، ذوالحليفه) ابراهيم (= مشربه ام ابراهيم)، ابوبكر، ابوذر (= سجده ـ بحير) ابى بن كعب (= بنى جديله، بقيع)، اجابه (= مباهله) احد، (= جبل احدـ فسح) احزاب (= فتح ـ خندق ـ اعلى ـ اجابه) بدائع، بغله (= بنى ظفر، مائده) بلال، بنى زريق، بنى ساعده، تقوى، ثنايا، جبل الرماه (= جبل العينين) جمعه (= بنى سالم، عاتكه، وادى) حمزه (= شهداء) دار النابغه (= بنى عدى) درع، ذباب، رايت، ردشمس (= نخل، بوعى، فضيخ) رسول، زهرا (= فاطمه)، سبق، سرف، سقيا، سلمان، شمس (= شمسى) شيخَين، عرفات، عريش، عسكر (= مصرع)، على، عمر. غمامه (=مصلى العيد، استسقاء) قباء. قبلتين (= ذوقبلتين، بنى سلمه) قشله عسكريه، كبير، مسيجد (= منصرف، غزاله). مستراح (= استراحت) مصبح، معرس، منارتين، نبوى (= مدينه)

مساجد مكه از جمله مساجد قديمى مكه عبارتند از


161


مسجد الحرام و مسجدهاى: اجابه، انشقاق قمر(= شق القمر)، ابراهيم، ابوبكر، بلال، بيت، (= عقبه) تنعيم (= عمره) جعرانه، جن (= بيعت، حرس) حديبيه. حمزه، خيف (= منى). شجره، رأيت، صفايح، غدير خم. كبش (قوچ، نحر، صخره)، كوثر، مختبى، مزدلفه (= مشعر الحرام)، نمره (= عرفه ـ عرنه)

مستجار (مُ تَ) قسمتى از بدنه ديوار غربى كعبه (نزديك ركن يمانى) است و اين جا نقطه اى است كه حضرت فاطمه بنت اسد به هنگام ولادت فرزند به خدا پناه برد و به اراده پروردگار ديوار كعبه شكافته شد و آن بانوى ارجمند به درون كعبه رفت و ديوار به هم آمد و چون نوزاد كعبه (على مرتضى (عليه السلام)) به دنيا آمد ديوار دوباره شكافته شد و آن گرامى مادر با فرزندش از كعبه بيرون آمد و ديوار نيز به هم آمد. و فرموده اند كه مستحب است در شوط هفتم طواف كعبه، طواف كننده شكم خود را به مستجار چسبانده به گناهان خود يكايك اعتراف نموده توبه كند. اين مكان به جهاتى به نام هايى موسوم است:

1. مستجار، چون به خدا مستجير مى شوند.

2. متعوذ، چون به خدا پناه مى برند.

3. ملتزم، چون بدان التزام مى جويند.

4. دبر الكعبه، چون پشت باب الكعبه قرار دارد.

مستحبات حج امورى هستند كه هنگام سفر حج و زيارت خانه خدا و انجام مناسك حج و عمره به رعايت آنها تأكيد شده است.

مستطيع (مُ تَ) واجب الحج، كسى كه براى رفتن به زيارت حج بيت الله داراى شرايط و امكانات لازم مى باشد. دارنده (ك) استطاعت

مستطيعه مؤنث (ك) مستطيع

مستلفه (مُ تَ لَ فِ) مزدلفه را گويند (ميقات حج، ش 15، ص 49)

مستمع (مُ تَ تِ) عمره و يا حج گزارنده (فرهنگ نفيسى)

مستوفره (مُ تَ ف رِ) حد حرم (مكه) در طريق جعرانه در نه ميلى در محلى به نام شرير با اَعلام مشخص است (احكام عمره، ص 81)

مسجد(1) آبار مساجد مدينه. نام ديگر (ك) مسجد شجره

مسجد ابراهيم از مساجد مكه

1. همان (ك) مسجد نمره

2. مسجدى است در بالاى كوه ابوقبيس به نقلى متأثر از نام شخصى است به نام ابراهيم قبيسى كه در اين مكان مى زيست. در اين جا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز مى خواندند. اين مسجد به علت بناى دار الضيافه توسط سعودى ها تخريب گرديد.

مسجد ابراهيم از مساجد مدينه، مسجد ام ابراهيم، مسجد مشربه ام ابراهيم. مسجدى است كه در مشربه ام ابراهيم ساخته شد كه تا اواخر دوران عثمانى مورد توجه كامل بود و اكنون بصورت مخروبه اى در آمده است.

مسجد ابوبكر از مساجد مكه مسجدى است در منطقه مسفله و در مصادر تاريخى از قرن سوم به بعد از آن ياده شده. مسجد فعلى در محل قبلى بنا شده و فاصله آن تا مسجد الحرام حدود 200 متر است.

مسجد ابوبكر از مساجد مدينه.

1. مسجدى است در شمال غربى شهر در دامنه كوه سلع در منطقه عملياتى غزوه احزاب و از مساجد سبعه است و بعد از مسجد سلمان در جهت غرب آن است و امام جماعت رسمى دارد.

2. مسجدى است پايين تر از مسجد غمامه. گويند ابوبكر در دوران خلافتش در اين مكان نماز عيد به جاى مى آورد. بناى اوليه مسجد از عمربن عبدالعزيز است و سلطان محمود عثمانى در سال 1254 قمرى و سلطان عبد المجيد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. منابع مورد استفاده در معرفى مساجد:

ـ تاريخ و آثار اسلامى مكه معظمه و مدينه منوره (با بيشترين سهم) مدينه شناسى (با بيشترين سهم) ميقات حج (شماره هاى مختلف)، مدينه منوره; حرمين شريفين; راهنماى حرمين شريفين; آثار اسلامى مكه و مدينه; راهنماى حجاج در مكه معظمه و مدينه طيبه; سيرى در اماكن سرزمين وحى; قبل از حج بخوانيد; با راهيان قبله; فلسفه و اسرار حج; تاريخ جغرافيايى مكه معظمه و مدينه طيبه و...


162


عثمانى در سال 1267 هجرى قمرى آن را تجديد بنا و تعمير كردند.

مسجد ابوذر از مساجد مدينه. مسجدى است در جهت شمال شهر واقع درشارع ابوذر در فاصله حدود 500 مترى از شمال مسجد نبوى و جديداً آن را از نو بنا كردند. اين مسجد به جهاتى به نام هايى موسوم است:

1. ابوذر. شايد اين نامگذارى به دليل قرار گرفتن اين مسجد در خيابانى به همين نام باشد و به نقلى اينجا خانه ابوذر غفارى صحابه معروف بوده است.

2. بحير. به علت آن كه در جنب باغى بوده به اين نام. اين نام به مرور زمان فراموش شده است.

3. سجده. گويند رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين محل نماز با سجده هاى طولانى به جاى آورده اند و يك بار پس از تشهد فرمودند جبرئيل به من مژده داد هر كس بر من درود فرستند، خدا بر او درود خواهد فرستاد.

مسجد ابيار (اَ) از مساجد مدينه به نام ديگر (ك) مسجد شجره

مسجد ابى بن كعب (اُ بَ ىّ) از مساجد مدينه. و نيز موسوم است به مسجد بنى جديله. مسجد بقيع مسجدى بود در داخل قبرستان بقيع متعلق به «ابى بن كعب» از صحابه بزرگ رسول الله و از ياران باوفاى امير المؤمنين. مكان آن تقريباً رو به روى قبور ائمه اطهار در سمت غرب و متصل به ديواره غربى بقيع (پايين تر از درب اصلى كنونى بقيع) بوده است (و لذا آن را مسجد البقيع هم مى گفتند) حكومت عثمانى آن را تجديد بنا نمود و محرابى براى آن قرار داد ليكن در دوران سعودى پس از تخريب گنبد و بارگاه هاى موجود در بقيع و در بازسازى ديوار غربى بقيع، اين مسجد (كه پيامبر در آن بسيار نماز گزارده بود) تخريب و با زمين يكسان شد.

مسجد اجابه (اِ بِ) از مساجد مكه. مسجدى است مشهور واقع در شمال شهر در شارع ابطح و نزديك ميدان معابده. آورده اند رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) هنگام عزيمت به طايف در اين جا نماز گزاردند از بناى نخستين آن اطلاعى در دست نيست و برخى مورخان قرن سوم از آن ياد كرده و به عصر آن حضرت منسوب داشته اند. در سال 1394 قمرى ساختمان قديمى مسجد را خراب كردند و بناى جديد در همان محل قبلى در مساحتى 400 مترى ساخته شد.

مسجد اجابه از مساجد مدينه

1. نام ديگر (ك) مسجد احزاب

2. مسجدى است در جانب شرقى بقيع در شارع ستين (ملك فيصل) و در شمال شرقى مسجد نبوى و در فاصله تقريبى 650 مترى آن واقع است. اين مسجد در دوران عثمانى از نو بنا و باز سازى شده و امروزه نيز بناى آن تجديد گشته و نسبتاً بزرگ و مجلل ساخته شده است. اين مسجد به جهاتى به نام هايى موسوم است:

الف: ملك فهد بن عبد العزيز; چون در اين زمان تجديد بنا شد.

ب: اجابه; جهت آن را اجابت دعاى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از درگاه الهى ذكر كرده اند.

ج: مباهله; به علت وقوع جريان مباهله در اين نقطه(1)

مسجد احد (اُ حُ) از مساجد مدينه است. مسجد كوچكى است چسبيده به كوه كه حدود 5/1 كيلومتر با مزار شهداى احد (در شمال شرقى) فاصله دارد. طبق نوشته ها رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز ظهر و عصر روز نبرد احد را در اين جا اقامه فرمودند. در دوران عثمانى اين مسجد تعمير شد ولى به مرور زمان رو به ويرانى نهاد و اكنون چيزى جز ديواره هاى خراب آن باقى نمانده و اطراف آن نيز حصارى آهنى كشيده شده است. اين مسجد به جهاتى به نام هايى موسوم است:

1. احد، به علت واقع بودن در احد.

2. جبل احد، به علت متصل بودن به كوه احد.

3. فسخ، به نقلى به جهت نزول آيه «يا ايها الذين آمنوا اذا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. دليل و مدركى بر وجود مسجد مباهله اعم از شيعه و اهل سنت به دست نيامده و از نظر حديثى و تاريخى وجود چنين مسجدى را نمى توان مورد تأييد قرار داد. (ميقات حج ـ ش 41 ـ ص 123، مقاله مسجد الاجابه يا مسجد مباهله، نوشته آقاى محمد صادق نجمى).


163


قيل لكم تفسحوا فى المجالس» (مجادله ـ 11)

مسجد احرام (اِ) از مساجد مدينه. نام ديگر (ك) مسجد شجره

مسجد احزاب (اَ) از مساجد مدينه و از جمله مساجد سبعه است واقع در مرتفع ترين نقطه (در شمال غربى) كوه سلع (و براى رسيدن به آن بايد از پله هاى طولانى بالا رفت) اين مسجد توسط عمربن عبدالعزيز به سال 88 هجرى مرمت و معمارى و در سال 565 هجرى توسط وزير فاطمى «سيف الدين حسين بن ابى الهيجا» تجديد بنا شد و حكومت عثمانى نيز به عمران آن پرداخت. اين مسجد حدود 24 متر مربع مساحت و 3 متر ارتفاع دارد. در جهت جنوبى (قبله) داراى شبستان و در قسمت شمالى داراى صحن است. در روايات اهل بيت نماز خواندن در اين جا مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است. اين مسجد به جهاتى نام هايى دارد:

1. احزاب، از آن جهت كه در محل رويداد غزوه احزاب بنا شد.

2. اعلى، شايد از آن جهت كه نسبت به ديگر مساجد در ارتفاع بالاترى از كوه سلع قرار گرفته است.

3. اجابه، از آن جهت كه خداوند دعاى پيامبرش را براى پيروزى در جنگ (و پيروزى حضرت على بر عمربن عبدود) مستجاب فرمود.

4. خندق، از آن جهت كه در محل رويداد غزوه جهت جلوگيرى از ورود كفار به مدينه خندق حفر گرديد.

5. فتح، از آن جهت كه در اين جا رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) براى سپاه اسلام طلب فتح كرد و يا خداوند خبر فتح و پيروزى سپاه اسلام را در اين محل به آن حضرت رسانيد و به نقل برخى از آن جاست كه سوره فتح در اين مكان نازل گرديد.(1)

مسجد استسقاء (اِ تِ) نام ديگر (ك) مسجد غمامه

مسجد استراحت نام ديگر (ك) مسجد مستراح

مسجد اعلى (اَلا) از مساجد سبعه (مدينه) به اختلاف نقل:

1. مسجد احزاب است. (به سوى ام القرى، ص 318)

2. مسجد سلمان فارسى است. (سيرى در اماكن وحى، ص 73)

مسجد الاقصى (اَصا) سبحان الذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى (بنى اسرائيل ـ 1)

مسجد الاقصى مسجدى است كه حجاج بيت الله الحرام در موسم حج فرياد رهايى آن را از چنگال متجاوزين و غاصبين سر مى دهند و مسجد الحرام و مسجد الاقصى را «قبلتين» گويند از آن جهت كه تا قبل از قبله شدن كعبه، به سوى مسجد الاقصى (بيت المقدس) نماز به جاى آورده مى شد. مراد از لفظ مسجد الاقصى مذكور در قرآن مجيد بيت المقدس مى باشد و به نقلى به اعتبار دورى آن از مكه «اقصى» (دورتر) خوانده شد و به اعتبار آن كه بعداً از مساجد بزرگ مسلمين خواهد شد به عنوان «مسجد» وصف گرديد (و لذا گفته اند كه اين خود از جمله معجزات قرآن مجيد است. امروزه نام مسجد الاقصى براى اطلاق به دو بناى مقدس و تاريخى به كار برده مى شود; براى صخره اى و براى مسجدى:

1. صخره مقدس; صخره اى است كه حرم شريف بر روى آن قرار دارد و حضرت سليمان(عليه السلام) اولين معبد يهوديان را بر روى آن ساخت. صخره اى كه بر اساس روايات آخرين منزلگاه زمينى رسول الله در شب معراج بود.

2. مسجد الاقصى; مسجدى است در جنوب قبة الصخره. اين مسجد را عبدالملك بن مروان (و به نقلى در جاى مسجد عمر كه هنگام فتح قدس بنا شد) احداث كرده و پسرش وليد آن را به پايان رساند. مسجد الاقصى بارها در طول تاريخ تجديد بنا شد و از جمله در سال 1187 هجرى قمرى توسط صلاح الدين ايوبى از نو بنا گرديد. مسجد الاقصى در برخى روايات يكى از چهار مسجد پر فضيلت و با عظمتى است كه نماز در آن ثواب فوق العاده اى دارد (و در 21 اوت 1969 ميلادى برابر با 30 مرداد ماه 1348

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. و برخى در جواب گفته اند كه سوره فتح مربوط به صلح حديبيه و فتح مكه است.


164


شمسى آتش سوزى عظيمى به دست غاصبين صهيونيست در مسجد الاقصى روى داد و خسارت عمده اى به بار آمد).

مسجد ام ابراهيم از مساجد مدينه. همان (ك) مسجد ابراهيم

مسجدان (مَ جِ) مساجد مكه و مسجد مدينه. (لغت نامه)

مسجد انشقاق قمر همان (ك) مسجد شق القمر

مسجد بحير همان (ك) مسجد ابوذر

مسجد بدائع همان (ك) مسجد درع

مسجد بغله (بَ غَ لِ) از مساجد مدينه. مسجدى است در مشرق بقيع در 500 مترى خيابان ملك عبدالعزيز. آورده اند كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در آن جا نماز گزاردند و بر سنگى در اين مكان نشستند و قرائت قرآن نمودند و بر اين سنگ شكافى قرارداشت كه حضرت ضمن تكيه بر اين سنگ سر مبارك خود را به خاطر آفتاب در آن مى گذاشتند. ملك مصر در سال 603 هجرى قمرى اين مسجد را تعمير كرد و در حكومت اخير تخريب شد. اين مسجد به جهاتى نام هايى دارد:

1. بنى ظفر; چون متعلق به بنى ظفر از قبيله اوس بوده است.

2. مائده; به نقلى از آن جهت كه سوره مائده در اين جا بر حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل گرديد.

3. بغله; از آن جهت است كه طبق نقل جاى پاى بغله (استر) پيامبر بر آن سنگ مانده و يا اين كه

اين جا مكان دفن بغله آن حضرت بوده است.

مسجد بقيع همان (ك) مسجد ابى بن كعب

مسجد بلال (بَ) از مساجد مدينه. مسجدى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در سال هفتم هجرى در آن نماز عيد اقامه فرمود و بعدها به نام مؤذن با وفاى ايشان نامگذارى شد. اين مسجد توسط حكومت فعلى تخريب گرديد (اكنون در بازار بلال مسجدى به نام بلال در طبقه فوقانى بازارچه وجود دارد.

مسجد بلال از مساجد مكه، مسجدى در بالاى كوه ابوقبيس. در اين مكان بلال مؤذن رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) معمولا اذان مى گفت. اين مسجد در دوران سعودى ها تخريب و به جايش قصر چندين طبقه اى ساخته شد. بعضى مسجد بلال و مسجد شق القمر را يكى مى دانند.

مسجد بنى جديله (جَ لِ) همان (ك) مسجد ابى بن كعب.

مسجد بنى زريق از مساجد مدينه. مسجدى بود در مقابل باب السلام واقع در خيابان مناخه. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)در آن نماز گزاردند و قرآن خواندند. اين مسجد در توسعه اطراف مسجد النبى در حكومت اخير تخريب گرديد.

مسجد بنى ساعده (عِ دِ) از مساجد مدينه. مسجدى بود واقع در بنى ساعده (نزديك چاه بضاعه) و در شمال غربى مسجد النبى در خيابان سحيمى قرار داشت. نوشته اند رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در آن نماز گزاردند و قرآن خواندند. اين مسجد در توسعه اطراف مسجد النبى در حكومت اخير تخريب گرديد.

مسجد بنى سالم (لِ) همان (ك) مسجد جمعه

مسجد بنى سلمه همان (ك) مسجد قبلتين

مسجد بنى ظفر (ظَ فَ) همان (ك) مسجد بغله

مسجد بنى عاتكه (تِ كِ) همان (ك) مسجد جمعه

مسجد بنى عدى (عَ ىَّ)همان (ك) مسجد دار النابغه

مسجد بوعى همان (ك) مسجد ردشمس

مسجد بيعت از مساجد مكه

1. همان (ك) از مسجد جن

2. مسجدى است در ابتداى منى نزديك جمره عقبه كه به فرمان منصور عباسى ساخته شد و بعدها توسط مستنصر عباسى تعمير گرديد و اكنون مخروبه است. اين مسجد به جهاتى به نام هايى موسوم است:

الف: بيعت; از جهت وقوع بيعت النساء و بيعت الحرب اهالى يثرب با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين جا.

ب: عقبه; از جهت صورت گرفتن بيعت در اين عقبه.

مسجد پيامبر همان (ك) مسجد النبى

مسجد تقوى از مساجد مدينه. مسجدى است كه در حق آن آيه شريفه «لمسجد اسس على التقوى من اول يوم»


165


(توبه ـ 108) نازل شده كه به اختلاف نقل:

1. مسجد النبى

2. مسجد قباست. (به احتمال بيشتر)

3. هر دو مسجد قبا و مسجد النبى مى باشد.

4. همه مساجدى است كه بر اساس تقوا بنا شود. (سفرنامه ابن جبير، ص 245; تفسير نمونه; مدينه شناسى ج 1، ص 9; لغت نامه; فقه فارسى با مدارك، ص 232)

مسجد تنعيم (تَ) از مساجد مكه در منطقه حرم در شمال (غربى) مكه و در جاده اصلى مدينه به مكه و به فاصله چند كيلومترى مسجد الحرام واقع است و از نزديك ترين مساجد حدود حرم است كه اكنون متصل به شهر مكه مى باشد. از اين مسجد به بعد كسى بدون احرام حق ورود به مكه را ندارد. اين مسجد را والى مكه در سال 240 هجرى ترميم نمود و بر چاه آن گنبدى ساخت. در سال هاى 645 و 678 و 918 و 1011 هجرى قمرى نيز اين مسجد ترميم شد و در سال 1398 قمرى توسط سعودى هاى با مساحتى حدود 1200 متر مربع بازسازى گرديد و در توسعه اخير با بنايى بسيار جديد و زيبا تجديد ساختمان گرديد. مسجد تنعيم را مسجد عمره هم مى گويند. با اين وجه تسميه ها:

1. تنعيم; چون اين منطقه نامش «نعمان» است; يا ميان دو كوه به نام «ناعم» (در سمت راست) و «نعيم» يا «منعم» (در سمت چپ) قرار دارد، يا «تنعيم» نام درختى است كه در باديه شناخته شده است.

2. عمره; چون اين جا ميقات عمره مفرده است (و براى انجام عمره مفرده از مكه بيشتر در اين مسجد محرم مى شوند) و به نقلى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) جهت عمره از تنعيم محرم شدند (و لذا در مكان احرام آن حضرت مسجد را ساختند).

مسجد ثنايا (ثَ) از مساجد مدينه و از آن به نام قبة الثنايا نيز ياد شده. مسجد كوچكى بود در نزديكى كوه احد (در 200 مترى شمال شرقى مقابر شهداى احد) نوشته اند در غزوه احد دندان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين نقطه شكست. اين مسجد بعدها ساخته شد و داراى گنبد بود و به مرور زمان منهدم گرديد. گويند ديواره هاى مخروب اين مسجد در دامنه كوه احد مشاهده مى شود.

مسجد جبل احد (جَ بَ ل) يا (ك) مسجد احد

مسجد جبل الرماه (جَ بَّ لُ رُّ) يا (ك) مسجد جبل العينين

مسجد جبل العينين (لْ عَ نَ) از مساجد مدينه. جبل الرماه هم نام دارد. مسجدى بود بر سمت شرقى كوه عينين كه در سنگر گاه و يا عبادتگاه پنجاه تير انداز سپاه اسلام در غزوه احد ساخته شد. اين مسجد در دوران عثمانى ترميم ولى به مرور زمان و در اثر بى توجهى تقريباً از بين رفت و اكنون جز ديوارهاى كوتاه و خشتى آن چيزى باقى نمانده است.

مسجد جحفه (جُ فِ) مسجد واقع در جحفه كه ميقات است.

مسجد جعرانه (جِ نِ) (جِ عِ رّ نِ) از مساجد منطقه حرم مكه است (بين مكه و طايف) به نقلى حدود 29 كيلومترى مكه و در جانب شمال (شرقى) آن. جعرانه ميقات عمره مفرده است و رواياتى از احرام بستن رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) در سال هشتم هجرى در جعرانه نقل گرديده است.

مسجد جعرانه كه در آغاز خط حرم قرار دارد يكى از مساجدى است كه در فضيلتش روايات زيادى وارد شده است. و اين مسجد را يكى از قريش در مكان احرام رسول الله با كشيدن ديوارى بر گرد آن بساخت. سپس ابن زبير در بناى آن كوشيد و در ادوار بعد مورد توسعه و ترميم قرار گرفت از جمله در سال 1263 هجرى قمرى توسط يكى از شاهان حيدرآباد هند باز سازى شد و در سال 1370 و بعد 1384 قمرى توسط سعودى ها (در مساحت 1600 متر مربع) بازسازى گرديد.

مسجد جمعه از مساجد مدينه. به مسجد بنى سالم و مسجد عاتكه و مسجد وادى (وادى رانونا) نيز موسوم است. بين قبا و مدينه واقع است. طبق برخى نوشته ها اولين نماز جمعه در تاريخ اسلام در اين نقطه اقامه گرديد


166


كه در مسير مهاجرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در ميان قبيله بنى سالم بن عوف قرار داشت. اين مسجد از گل و خشت ساخته شده بود و سقفى كوچك داشت و بعدها با سنگ تجديد بنا گرديد و در دوره عثمانى اندكى بزرگ تر و از اساس بنا شد. امروزه سعودى ها به جاى آن مسجد زيبايى ساخته اند. برخى معتقدند كه برگشت قبله از بيت المقدس به كعبه در اين جا بوده است. (در مقابل مسجد جمعه در فضاى باز، مسجد كوچكى هست كه برخى معتقدند مسجد جمعه مى باشد)

مسجد جن از مساجد مكه و مسجدى تاريخى است واقع در مشرق خيابان مسجد الحرام در منطقه حجون حدود 200 مترى قبرستان ابوطالب. اين مسجد در قرن دوم هجرى وجود داشت و به جهاتى به نام هايى خوانده شد.

1. جن; به علت نزول آيات سوره جن در اين نقطه.

2. بيعت; به علت بيعت طايفه جن با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين نقطه.

3. حرس; به علت توقف و ملاقات حرس (گشتى هاى شبانه) مناطق مختلف مكه در اين نقطه.

مسجد حديبيه (حَ دَ ىِ) (ىِّ) از مساجد منطقه حرم مكه است كه در زمان خليفه دوم ساخته شد و به جهاتى به نام هايى موسوم است:

1. حديبيه; به علت واقع شدن در محل حديبيه.

2. رضوان; به علت آن كه در محل بيعت رضوان ساخته شد. (امروزه در مجاورت اين بناى قديمى مسجد جديدى به نام حديبيه ساخته اند)

مسجد الحرام و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتى يقاتلوكم فيه (بقره ـ 191)

ـ مفسرين مراد از مسجد الحرام را در چند آيه مكه (يا حرم) دانسته اند. (ميقات حج، ش 4، ص 140; تاريخ مكه، ص 26; اعلام قرآن، ص 598)

مسجد الحرام فول وجهك شطر المسجد الحرام (بقره ـ 144)

ـ از مساجد مكه معظمه است كه در وسط شهر واقع گشته و به شكل تقريبى مربع مستطيل بوده و كف آن نسبت به سطح خيابان هاى اطراف در جهات مختلف از 5/1 الى 3 متر پايين تر است.

طبق برخى نقل ها مسجد الحرام اولين مسجد بنا شده روى زمين است ولى تاريخ آن با بناى كعبه به دست حضرت ابراهيم پيامبر عظيم الشأن(عليه السلام) آغاز مى شود. مى گويند آن زمان كه آن رسول منادى توحيد، كعبه را بساخت فضايى را در اطراف آن جهت طواف و نماز در نظر گرفت اما شكل و اندازه آن به درستى معلوم نمى باشد. اما در مورد سابقه اسلامى اين مسجد آورده اند كه:

1. در زمان پيامبر، اين مسجد بسيار محدود بود و تا دوره خليفه اول ديوارى نداشت.

2. سال 17 هجرى، خليفه دوم خانه هاى اطراف را خريد و جزو مسجد نمود و ديوار كوتاهى به ارتفاع كمتر از قامت انسان به دورش كشيد و درب هايى كار گذاشته شد.

3. سال 26 هجرى، خليفه سوم صحن مسجد را افزايش داد و در اطراف آن شبستان بنا گرديد.

4. سال 64 (يا 66) هجرى، عبدالله بن زبير كار خليفه سوم را ادامه داد.

5. سال 73 (يا 74) هجرى، عبد الملك خليفه اموى ديوارهاى مسجد را بلندتر كرد و براى آن سقفى از چوب ساج بساخت و در تزيين ستون ها از طلا استفاده نمود (و بخشى از دارالندوه نيز در زمان او و فرزندش ضميمه مسجد گرديد).

6. سال 88 (يا 91) هجرى، وليد بن عبدالملك به ترميم مسجد دست زد و به صحن مسجد افزود و براى نخستين بار ستون هاى مرمرين به مسجد الحرام آورد و براى آن سقف يكپارچه اى كه بر ستون هاى و پايه هاى مرمرين قرار داشت بساخت و آن گاه با چوپ ساج آراسته و تزيين شده آن را پوشانيد. سطح مسجد را سنگفرش كرد و براى اولين بار در مسجد الحرام كاشى به كار برد و كنگره ها و غرفه هايى بنا نمود.

7. سال 137 هجرى، منصور عباسى در قسمت شمال و


167


غرب بر مساحت مسجد افزود و به كاشى كارى و تزيين مسجد اقدام نمود و رواق هايى در اطراف بساخت (كه تا سال 140 به طول انجاميد).

8. سال 160 (يا161) هجرى، مهدى عباسى به توسعه و ترميم مسجد اقدام نمود. تقريباً تمام خانه هاى بين مسجد الحرام و مسعى (محل سعى صفا و مروه) خراب گرديد و رواقهايى در اطراف مسجد ساخته شد و به درها افزوده گشت و ستون هاى مرمرين زيادى بر پا شد و بر اين ستون ها سقف هاى گنبدى شكل ساختند و با اين توسعه، كعبه در وسط مسجد واقع گرديد و هادى عباسى دنباله كار پدر را تكميل نمود و به صحن مسجد افزود.

9. سال 280 (يا 284) هجرى، معتضد عباسى به پاره اى از تعميرات دست زد و دار الندوه را به مسجدى (در داخل مسجد الحرام) تبديل نمود.

10. سال 306 هجرى، مقتدر عباسى صحن را از جانب غربى توسعه داد.

11. سال 803 هجرى، ناصر بن بَرقوق(1) پادشاه مصر فرمان به تجديد بناى قسمتى از مسجد داد (چرا كه آتش سوزى سال 802 قريب يك سوم مسجد را از جانب ركن شامى فرا گرفت) اين تجديد بنا در سال 804 به اتمام رسيد ولى چوپ پوش سقف و رواقها تا سال 807 هجرى به طور انجاميد.

12. سال 873 هجرى، قايتباى از مماليك برجى مصر بر تزيينات مسجد افزود

13. سال 979 هجرى، سلطان سليم دوم عثمانى فرمان به تخريب رواق شرقى مسجد كه رو به انهدام بود داد و سقف چوبى اين جانب و جوانب ديگر مسجد را بدل به قبه هاى خشتى نمودند.

14. سال 984 هجرى، سلطان مراد (سوم) عثمانى دنباله كار سلطان سليم را به پايان رسانيد.

15. سال 990 هجرى، ستون هاى موجود در رواق ها را با ستون هاى مرمرين عوض كردند و بدين نحو به جاى يك سقف هموار برروى رواق ها، پانصد گنبد كوچك پيازى شكل به سبك عثمانى ديده مى شود و در سال 994 نيز تعميرات و تزييناتى صورت گرفت (و در پايان دوره عثمانى وسعت مسجد را به اختلاف نقل حدود 25000 يا 27000 يا 29000 يا 30000 يا 35000 متر مربع ذكر كرده اند.

16. سال 1375 هجرى، در زمان ملك سعود با خريد خانه ها و اماكن اطراف، نوسازى مسجد الحرام از چهار سمت آغاز گرديد و با توسعه اى كه طى مدت 20 سال به طول انجاميد (معروف به توسعه اول) دور تا دور مسجد الحرام با شبستان هاى عظيم به صورت دو طبقه به ارتفاع22 متر در آمد (13 متر طبقه اول و 9 متر طبقه دوم) و سطح مسجد با 130 پله به بام شبستان هاى مسجد مربوط گرديد و مسجد با اسلوبى جديد و با توجه به معمارى سنتى اسلامى وسعتى حدود 160000 متر مربع يافت.

17. سال 1409 هجرى، در دوران ملك فهد توسعه ديگرى (معروف به توسعه دوم) در مسجد صورت گرفت كه سبب شد مساحت مسجد بيش از 230000 متر مربع گردد. در اين توسعه علاوه بر احداث ساختمان هاى جديد از نظر تزيينات و وسايل رفاهى اقدامات متعددى صورت يافت (اما متأسفانه برخى از اماكن واجد ارزش تاريخى اسلام نيز محو گرديد).

فضايل مسجد

ـ افضل مساجد جهان است.

ـ از قصرهاى بهشت در دنيا شمرده شده است.

ـ در دل آن خانه خدا، (كعبه) جلوه گرى مى كند.

ـ بر ساير اماكن دنيا (جز مكان دفن رسول الله) افضليت دارد.

ـ قسمتى از مناسك حج و عمره در فضاى اين مكان مقدس صورت مى پذيرد.

ـ نماز خواندن در آن معادل با صد هزار نماز و يا هر ركعت نماز در آن برابر با هزار ركعت نماز معرفى شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. ضبط دايرة المعارف فارسى (و در لغت نامه بُ).


168


احكام مسجد

ـ عدم جواز قصاص پناهنده به آن

ـ عدم جواز عبور جنب و حايض از آن

ـ جواز قصر و اتمام نماز براى مسافر در آن

ـ حرمت خارج كردن سنگريزه و خاك آن

ـ حرمت (يا كراهت) بناى بلندتر از كعبه در اطراف آن

ـ زدن شخص عامل آلوده به نجاست كردن عمدى آن

متعلقات مسجد

ـ كعبه، باب ها، حجر اسماعيل، حطيم، دار الندوه، زمزم، سقاية الحاج، مسعى، مقام ابراهيم، مناره ها منبر، و...

مستحبات مسجد

ـ با غسل وارد شدن

ـ با پاى برهنه وارد شدن

ـ از باب بنى شيبه وارد شدن.(1)

ـ باوقار و خشوع و تذلل وارد شدن.

ـ دو ركعت نماز تحيت مسجد را به جاى آوردن.

ـ بر درب مسجد دعاى «السلام عليك ايها النبى...» را خواندن.

ـ بعد از ورود خطاب به كعبه «الحمد لله الذى...» را گفتن.

ـ رو به كعبه دعاى «اللهم انى اسألك فى مقامى...» را خواندن.

ـ حجر الاسود را بوسيدن و لمس كردن و در برابرش دعاى «اشهد ان لا اله الا الله...» و دعاى «الحمد لله الذى هدانا...» را خواندن.

مسجد حرس (حَ رَ) همان (ك) مسجد جن

مسجد حمزه از مساجد مكه واقع در منطقه مسفله در نزديكى تلاقى خيابان هاى ابراهيم و حمزه.

مسجد حمزه از مساجد مدينه. مسجدى بود و در احد. در گذشته بر قبر حضرت حمزه ضريح و بارگاهى ساخته بودند و در آن جا مسجدى نيز وجود داشت كه چون مورد توجه زائران بود ضريح و بارگاه تخريب گرديد و پيرامون قبر آن حضرت نيز ديوارى كشيده شد تا مانع ورود زائران باشد.

به مشهد شهداء نيز موسوم بود. مسجد حمزه اى كه امروزه در كنار قبرستان وجود دارد مسجدى جديد است.

مسجد خندق (خَ دَ) همان (ك) مسجد احزاب

مسجد خيف (خَ)(2) از مساجد مكه واقع در منى. مسجد خيف (مسجد منى) از محترم ترين مساجد است و اهميتى تاريخى دارد. مسجد خيف در صدر اسلام از وسيع ترين مساجد به شمار مى رفته (و حتى وسيع تر از مسجد الحرام معرفى گرديده) و مسجدى روباز بود و تا دوران عثمانى تنها در قسمت مصلاى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و مقدارى از اطراف ديوارها، سقف و شبستان داشت قبه اى در وسط اين مسجد موجود بود و داخل قبه محراب رسول الله بود كه آن را «مسجد عيثومه»(3) مى گفتند. و از جمله اقداماتى كه جهت ساخت و تعميرات در اين مسجد صورت گرفته است

عبارت است از:

1. سال 240 هجرى، و بعد در سال 256 هجرى، به علت تخريب بر اثر سيل توسط معتمد عباسى تجديد بنا و تعمير اساسى شد و سيل بندى نيز براى حفاظ ساخته گرديد.

2. سال 556 (و يا 559) هجرى، وزير سلجوقى جواد اصفهانى آن را تجديد بنا كرد و وسعت داد.

3. سال 720 هجرى، احمد بن عمر معروف به ابن مرجانى در آن تغييراتى داد.

4. سال 874 (يا 894) هجرى، سلطان قايتباى از مماليك برجى مصر مسجد را ساختمانى تازه نمود (در زمان او مساحت مسجد تقريباً بيش از 10000 متر مربع بود)

5. سال 1025 هجرى، سلطان احمدبن سلطان محمد عثمانى آن را نوسازى كرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. طبق نقل پس از شكستن بت هبل آن را در اين محل دفن كرده اند، و اگر چنين باشد مظهربت و بت پرستى زير پاى گذارده مى شود.

2. ضبط لغت نامه (تحت عناوين) «مسجد خيف» و «خيف منى» و سفرنامه ابن جبير (ص 203); اما در لغت نامه تحت عنوان «خيف» بدون فتح آمده است (بر وزن ليف).

3. به معنى كندر و اسپنج (تاريخ و اماكن اسلامى، ص 146).


169


6. سال 1072 و 1092 هجرى سلطان محمد تغييراتى در آن به عمل آورد.

7. سال 1362 هجرى، در دوران سعودى ها مسجد با ايجاد رواق هاى متعدد، مساحت بسيارى يافت.

8. قرن پانزدهم، در بازسازى هاى سال هاى اخير سعودى ها، اين مسجد به كلى دگرگون شد و با وسعت زيادى به شكلى مدرن و مسقف ساخته شد (و متأسفانه در اين بازسازى قبه معروف و محراب نبوى برداشته گرديد).

تسميه مسجد

ـ خيف به معنى زمين بين دو كوه است و اين مسجد ميان دو كوه واقع است.

ـ خيف به معنى زمين مرتفعى است كه سيل به آن آسيب نمى رساند و اين مسجد به علت واقع بودن در دامنه كوه منى، سيل گير نمى باشد.

اهميت مسجد

ـ مدفن بسيارى از پيامبران (يا هفتاد پيامبر) است.

ـ عبادتگاه حضرت ابراهيم و بسيارى از پيامبران(عليهم السلام) بوده است.

ـ خداوند متعال در اين مكان گوسفند قربانى را براى فدا به سوى حضرت ابراهيم فرستاد.

ـ هفتاد پيامبر از جمله حضرت موسى كليم الله و حضرت عيسى روح الله (عليهما السلام) در اين جا نماز خواندند.

ـ اين جا محل نماز رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) بوده و آن حضرت هرگاه به منى مى آمدند و در مواقع حج، در اين مسجد حضور يافته نماز مى گزاردند.

ـ حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) يكى از خطبه هاى مشهور خويش را در حجة الوداع در اين جا براى جماعت مسلمين ايراد فرمودند.

ـ محل اين مسجد در جريان فتح مكه (بسال هشتم هجرى) اردوگاه ارتش اسلام بوده است.

فضيلت مسجد

ـ هر ركعت نماز در آن ثوابش برابر صد ركعت معرفى شده(1)

ـ استحباب اداى نمازهاى يوميه در آن در ايام تشريق و بيتوته در منى.

ـ اجر بسيار صدبار خواندن هريك از تسبيح و تهليل و تحميد در اين جا.

مسجد دار النابغه (رُ نّ بِ غِ) از مساجد مدينه. مسجد بنى عدى نيز گفته مى شد و در خيابان مناخه مقابل دار السلام در دارالنابغه (يعنى در كنار مقبره حضرت عبدالله پدر گرامى رسول الله) قرار داشت و گفته اند كه رسول الله در اين جا نماز گزاردند. اين مسجد در تعريض و توسعه اين خيابان به همراه مقبره آن حضرت تخريب گرديد.

مسجد درع (دِ) از مساجد مدينه. مسجدى است واقع در احد (در سمت چپ كسى كه به سوى كوه احد و مقابر شهداى احد مى رود) بناى مخروبه و قديمى مسجد الدرع از دوران عثمانى است. اين مسجد به نام هايى موسوم است:

1. بدايع

2. درع; طبق روايت رسول الله هنگام عزيمت به سوى احد در شيخان (كه به بدايع نيز معروف است) بيتوته فرمود و نماز صبح را خواند و هنگام بيتوته و اقامه نماز درع (زره) خود را كه براى نبرد پوشيده بود در آورد و در آن جا نهاد (و يا در آن جا درع پوشيدند).

3. شيخين; نامگذارى اين جا به شيخين در انتساب به «اجمة الشيخين» صورت گرفت كه در واقع جايگاهى متعلق به يهوديان بود و گفته اند از آن جهت «اجمة الشيخين» نام يافت كه مرد و زنى كه عمر آنها هر يك از صد سال گذشته بود در همين مكان به ديدار هم مى آمدند و مردم از اين موضوع تعجب كرده و اين مكان را بدين اسم ناميدند (و يا اين كه اين مسجد را زن و شوهرى پير و سالخورده بنا نهادند).

مسجد ذباب (دِ) از مساجد مدينه. مسجدى است بر فراز

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. به مفهوم كلامى از امام سجاد(عليه السلام) با نماز خواندن در مسجد خيف بايد قصد آن داشت كه جز از خدا و از گناه خود نبايد ترسيد و جز به رحمت حق اميد نبايد بست.


170


كوه ذباب (درشرق كوه سلع) كه آثار مخروبه آن همچنان موجود و بدون سقف است. نوشته اند رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) بر فراز كوه ذباب هنگام جنگ خندق نماز گزارد و يا در روزهاى قبل از نبرد خندق بر اين كوه بر امر تقسيم نيروها و كندن خندق ها نظارت مى فرمود. در تسميه اين كوه به ذباب گفته اند مردى از يمن به نام ذباب به وسيله مروان بن حكم اموى بر فراز آن گردن زده شد.

مسجد ذو الحليفه (ذُ لْ حُ لَ فِ) از مساحد مدينه. همان (ك) مسجد شجره

مسجد ذوقبلتين همان (ك) مسجد قبلتين

مسجد رايت (ىَ) از مساجد مكه. مسجدى است واقع در شرق شهر در محلى به نام جورديه و وجه تسميه به خاطر استقرار رايت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين مكان است براى فتح مكه اين مسجد به دست يكى از نوادگان عباس بن عبدالمطلب بنا شد و معتصم عباسى در سال 640 هجرى آن را بازسازى كرد و امير قطلبك عمارت آن را از نو برافراشت و در زمان سعودى ها به سال 1361 هجرى قمرى تعمير شد، ولى در سال 1394 محل اين مسجد (در طرح توسعه جاده حجون به ام لدود) تغيير پيدا كرد و مسجد ديگرى در نزديكى آن ساخته شد.

مسجد رايت از مساجد مدينه و مسجدى است بر فراز كوه ذباب و برخى آن را همان مسجد ذباب دانسته اند. مسجد در شمال مسجد نبوى و در فاصله 1800 مترى آن واقع است. در تسميه به اختلاف گفته اند:

1. در غزوه خندق، رايت مدنى ها در روى كوه ذباب به اهتزاز در آمد.

2. در جنگ حره (قتل عام اهل مدينه توسط سپاه يزيد) سپاه مدينه نخست بر فراز كوه ذباب صف كشيد و در آن جا رايت نصب نمود.

3. در قرن اول هجرى يزيدبن هرمز كه در پشت كوه ذباب با مواليان مى جنگيد پرچم خود را بر فراز اين كوه مستقر ساخت.

مسجد رد شمس (رَ دِّ شَ) از مساجد مدينه. مسجدى است در جنوب شرقى شهر در انتهاى خيابان عوالى به مساحت اوليه پنج متر مربع كه در دوران عثمانى تعمير و بناى محكم بر آن ساخته و رواق هايى بر آن قرار داده شده و صحن بزرگى نيز در پشت داشت. اين مسجد بارها بازسازى گرديد.

اين مسجد به جهاتى به نام هايى موسوم است:

1. نخل، به خاطر وجود نخلى در اين نقطه.

2. بوعى، چون نزديك باغى بوعى بود.

3. شمس، به علت اولين تابش آفتاب بر آن.

4. فضيخ، چون در اين محل درخت فضيخ (خرما) زياد بود. يا در اين محل فضيخ مى ريخته اند.

يا اين جا مكان نزول آيات تحريم شراب است. يا در اين جا عده اى از اصحاب با نزول آيات شراب كوزه هاى فضيح (شراب) را شكستند.

5. ردشمس، از آن جهت است كه رسول الله در اين مكان سر بر زانوى حضرت على (عليه السلام) به خواب رفتند و چون بيدار شدند وقت نماز عصر (و به نقلى وقت فضيلت نماز عصر) گذشته بود و لذا دعا فرمودند كه خداوند، اگر على در طاعت تو و رسول توست خورشيد را براى او باز گردان و خورشيد برگشت و حضرت نماز عصر را به موقع به جاى آوردند (و به نقلى اين واقعه در خيبر اتفاق افتاد.

مسجد رسول از مساجد سبعه

1. نام ديگر (ك) مسجد النبى

2. مسجدى است در احد در شمال قبور شهداى احد.

مسجد زهرا همان (ك) مسجد فاطمه

مسجد سبق از مساجد مدينه. مسجدى است در شمال شرقى مسجد نبوى در فاصله 500 مترى.

علت نامگذارى را از آن جا ذكر كرده اند كه در وسط ميدان اسب دوانى واقع شده است كه در زمان رسول الله وجود داشت.

مسجد سجده همان (ك) مسجد ابوذر

مسجد سرف (سَ رِ) مسجدى است واقع در ميان راه مكه


171


و وادى مرو. سرف اردوگاهى براى لشكريان اسلام بوده است كه عمدتاً در غزوه هاى خارج مدينه، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)به همراه سپاه در اين مكان اردو مى زد.

مسجد سقيا (سُ) ازمساجد مدينه. مسجدى است در حره غربى شهرمقابل ميدان عنبريه.اين مسجد كه در غرب مسجد نبوى و درفاصله 2100 مترى آن واقع است، (بعدها) در محل دعا و نماز رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) هنگام حركت به سوى بدر در كنار چاه سقيا ساخته شد. در دوران عثمانى بر پايه هاى اوليه، مسجد را مجدداً بنا كردند كه اكنون با همان ساختمان به طول تقريبى چهار متر در عرض سه متر باقى مانده است. اين مسجد به «قبة الرئوس» نيز مشهور است،(1) از جمله به اين علت كه در پايان عصر عثمانى پس از جنگ، سرهاى برخى اعراب در اين مكان دفن شده است.

مسجد سلمان از مساجد مدينه و از مساجد سبعه است كه در كنار مسجد فتح و در سمت قبله آن در زمين مسطحى قرار دارد با شبستان وصحنى به طول 50/8 و عرض 7 متر. اين جا محل تهجد و دعاى سلمان بود و نيز به خاطر نقش او در جريان حفر خندق اين مسجد بنا گرديد.

مسجد شجره (شَ جَ رِ) از مساجد مكه

1. مسجدى است واقع در حجون (كمى بالاتر از مسجد جن در تقاطع شارع مسجد الحرام و شارع نونه) به روايتى در اين مكان شجره اى به نبوت پيامبر اكرم شهادت داد و اين مسجد به ياد بود اين معجزه ساخته شد.

2. مسجدى است در حديبيه، در جاى شجره اى كه صلح حديبيه منعقد گرديد. اين مسجد در حكومت سعودى تخريب گرديد.

مسجد شجره از مساجد مدينه. مسجدى است در چند كيلومترى جنوب مدينه به طرف مكه (و به فاصله 486 كيلومترى مكه). اين جا در روزهاى نخست و مقارن با حيات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به صورت مسجد در آمد. اين مسجد در قرن هشتم دچار خرابى شد ولى مورد استفاده بود. در قرن هشتم و نهم تنها ديوارى بر گرد آن قرار داشت. به سال 961 «زين الدين الاستار» مسجد را از نو پايه گذارى كرد. در سال 1058 قمرى يكى ازمسلمانان هند آن را بازسازى نمود و مناره اى بر آن ساخته شد. در دوران سعودى بار ديگر بازسازى گرديد و بناهاى جديد بر آن افزودند و در آخرين تجديد بنا در سال هاى اخير مساحتى چندين برابر يافته است. اين مسجد به جهاتى به نام هايى موسوم است:

1. مسجد محرم، به علت آن كه زائر بيت الله در اين جا محرم مى شود. (â)

2. مسجد احرام، به علت آن كه زائر بيت الله در اين جا احرام مى بندد. اين جا ميقات عمره (تمتع و مفرده) است و از جميع ميقات هاى ديگر نسبت به مكه دورتر مى باشد و افضل ميقات ها از نظر وثوق است. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين مكان (در عمره حديبيه سال ششم و در عمرة القضا، سال هفتم و در فتح مكه به سال هشتم و در جحة الوداع سال دهم) احرام بست.

3. مسجد شجره، به علت آن كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در كنار و يا زير سايه شجره سمره كه در اين مكان وجود داشت احرام بست. يا به علت وجود شجره (عطف) حلفا كه تا زانو بلند مى شود و يا از جهت مشاجره (مجادله) كه درآخر منجر به تحالف شد. (â)

4. مسجد ذوالحليفه، به علت نام اين منطقه، از آن رو كه «حليفه» نام آبى بوده و يا حَلفا نام گياهى بود و يا از حلف (قسم) است چون در جاهليت جمعى در اين نقطه هم قسم گرديدند.

5. مسجد آبار على، يا مسجد ابيار على به علت آن كه حضرت على(صلى الله عليه وآله وسلم) براى آبيارى مزارع چاه هايى (ابيار) در اين جا حفر نمودند و اين منطقه اكنون هم به آبار على موسوم است.

مسجد شق القمر (شَ قُّ لْ قَ مَ) اقتربت الساعة و انشق القمر. (قمر ـ 1)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. در كتاب «مدينه شناسى» (ج 1، ص 136 الى 139) عللى براى اين شهرت ذكر شده است.


172


ـ يا مسجد انشقاق القمر از مساجد مكه. مسجدى است تاريخى كه در بالاى كوه ابوقبيس در محل انجام يكى از معجزات نبى اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) يعنى شكافته شدن ماه (شق القمر) ساخته شد. طبق روايات در اواخر دوران مكه به درخواست مشركان يا به درخواست حقيقت جويان يثربى درشب سيزدهم شوال يا در شب چهارم ذى حجه برفراز كوه ابو قبيس به اشاره حضرت و به اذن پروردگار ماه دو قسمت شد. برخى مسجد شق القمر را همان مسجد بلال (واقع بر فراز كوه ابوقبيس) مى دانند و برخى ها مستقل از يكديگر. امروزه حكومت سعودى با تخريب اين مسجد تاريخى قصر دارالضيافه را بر فراز كوه ابوقبيس ساخته است.

مسجد شمس (شَ) از مساجد مدينه. مسجد شمسى هم گفته مى شود و بين قبا و عوالى بر تپه اى بر شرق قبا واقع است و چون خورشيد در اولين زمان طلوع به آن مى تابيد نام شمس بر خود گرفته است و اكنون آثار آن از بين رفته. به زعم برخى اين مسجد همان مسجد ردشمس (مسجد فضيخ) است.

مسجد شمسى همان (ك) مسجد شمس

مسجد شهداء همان (ك) مسجد حمزه

مسجد شيخين همان (ك) مسجد درع (به نقلى مسجد المستراح را گويند)

مسجد صخره همان (ك) مسجد كبش

مسجد صفايح (صَ ىِ) از مساجد مكه واقع در منى دامنه كوهى به نام صفايح. اين مسجد در جنوب مسجد خيف قرار داشت ولى امروز اثرى از آن نيست و احتمالاً در دوران سعودى تخريب شده است. دركنار و دامنه كوه صفايح غارى داير مانند و مستدير الشكل به اندازه سر يك انسان وجود داشت كه به علت نزول سوره مرسلات در اين جا بعدها به غار مرسلات معروف شد.

اين نقطه را محلى مى دانند كه نبى گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) جهت مصونيت از تابش آفتاب سرخويش را در آن قرار داد و مردم به آن تبرك مى جستند.

مسجد ضرار (ضِ) والذين اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين (توبه ـ 107)

از مساجد مدينه. توسط گروهى از منافقان اهل عقبه و به دستور ابوعامر (براى ضربه زدن به اسلام و براى ايجاد تفرقه و كمينگاهى براى دشمنان اسلام) در زمان غزوه تبوك ساخته شد. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) بعد از مراجعت گروهى را براى تخريب آن اعزام فرمود.

مسجد عاتكه (تِ كِ) همان (ك) مسجد جمعه

مسجد عرفات (عَ رَ) از مساجد مدينه. در پشت مسجد قبا از سمت جنوب واقع بود كه در دوران سعودى در توسعه ميدان قبا تخريب شد. اين مسجد در مكانى ساخته شده بود كه طبق نقل رسول اكرم در روز عرفه سالى كه عازم حج نبودند حاجيان را نظاره مى كردند.(1)

مسجد عرنه (عُ رَ نِ) همان (ك) مسجد نمره

مسجد عريش از مساجد مدينه. مسجدى است در كنار مزار شهداى بدر. اين جا محل عبادت و نماز شب پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) در شب غزوه بدر بوده است.

مسجد عسكر (عَ كَ) از مساجد مدينه. در سمت شرقى پايين جبل الرماه در احد و در مكان شهادت حضرت حمزه سيد الشهداء ساخته شد. ديواره هاى اين مسجد تا دوران سعودى پا برجا بود ليكن پس از تخريب گنبد و بارگاه آن حضرت و قبور شهداى احد، اين مسجد را نيز در تعريض محوطه اطراف تخريب نمودند. مسجد الوادى و يا مسجد المصرع نيز گفته مى شد.

مسجد عقبه (عَ قَ بِ)همان (ك) مسجد بيت

مسجد على(عليه السلام) از مساجد مدينه.

1. از مساجد سبعه است كه در مقابل مسجد فتح و در جنوب غربى آن بالاتر از مسجد فاطمه بر روى كوه سلع قرار دارد و براى رسيدن به آن بايد از پله هاى متعدد بالا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. در آخر اين روستا (قبا) و مشرف بر آن تپه اى است معروف به عرفات. اين تپه را از آن رو عرفات خوانند كه پيامبر به روز عرفه بر آن تپه درنگ كرد و از آن جا زمين برابر او جمع آمد و هموار شد و حضرتش عرفات (مكه) را به مردم نشان داد (سفرنامه ابن جبير، ص 246).


173


رفت. اين جا محل عبادت و ديده بانى و پاسدارى آن حضرت از خطوط دفاعى مسلمين در غزوه خندق بوده است و طبق روايت نماز در اين جا مستحب مؤكد است.

2. مسجدى است در احد درجهت شرقى صحن مزار جناب حمزه سيد الشهداء و در كتب تاريخى آن را «حيره» گفته اند، و انتساب اين مسجد به آن حضرت يا از لحاظ دلاورى هاى ايشان در اين مكان در غزوه احد است يا آن كه محل عبادت ايشان بعد از رحلت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) بود و امام صادق(عليه السلام) زيارت آن را توصيه فرمودند. اين مسجد كمى پايين تر از مكان قبلى و تاريخى خود نوسازى شده است. برخى آن را «مسجد عسكر» مى دانند.

3. مسجدى است در شمال غربى (و تقريباً در فاصله 90 مترى) مسجد غمامه و در حدود 400 مترى رو به روى باب السلام. رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز عيد را در اين مكان اقامه مى فرمود. طبق روايات حضرت امير(عليه السلام) در اين مكان نماز خواندند. در زمان عمربن عبدالعزيز اين جا به صورت مسجد ساخته شد، و برخى گويند در اين زمان مورد ترميم و بازسازى قرار گرفته بود. حكمرانان دوره عثمانى اهتمام خاصى به تعمير و حفظ اين مسجد داشته و بناى كنونى از دوران عثمانى است و يك مناره دارد كه متعلق به قرن نهم هجرى مى باشد.

مسجد عمر: از مساجد مدينه

1. از مساجد سبعه است و ما بين مسجد ابى بكر و مسجد فاطمه(عليها السلام) قرار دارد.

2. مسجدى است در جنوب مسجد غمامه (و نزديك پل مَدرج) در اين جا پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در سال سوم هجرى نماز عيد را اقامه فرمودند. به نقلى اين مسجد را شخصى به نام شمس الدين پس از سال 580 هجرى ساخته است. نماى كنونى اين مسجد از دوران عثمانى است كه در سال 1266 (يا 1267) هجرى قمرى توسط سلطان عبدالمجيد تعمير (يا بازسازى) گرديد و سپس مناره اى در آخر مسجد ساخت شد و به دوران سعودى نيز تعميراتى در آن انجام گرفت.

مسجد عمره همان (ك) مسجد تنعيم

مسجد غدير خم(خُ) مسجدى است واقع در منطقه غدير خم در سه مايلى جحفه در محل واقعه عظيم نصب حضرت امير على(عليه السلام) اولين گرونده به رسول خدا به جانشينى حضرتش.

به موجب روايات نماز خواندن در اين مسجد فضيلت بسيار دارد و سمت چپ اين مسجد به سمت قبله از ساير نقاط مسجد براى نماز گزاردن افضل است (چون محل ايستادن رسول الله براى انتخاب و معرفى حضرت امير(عليه السلام)بود است) ساختمان اين مسجد را تعدادى از ملوك شيعى هند بازسازى كردند. اين مسجد در دوران عثمانى بر اثر سيل خراب شد و گوشه هايى از آن همچنان بر جاى مانده است.

مسجد غزاله (غَ لِ) همان (ك) مسجد مسيجد

مسجد غمامه (غَ مِ) از مساجد مدينه. در محلى به نام مناخه در ناحيه غرب (جنوب غربى) مسجد النبى و در ابتداى صحن جديد حرم نبوى واقع است. اين مسجد را عمربن عبد العزيز در دوران وليدبن عبدالملك بنا نهاد و تعمير نمود و در قرن دوم و هشتم و نهم نيز مجدداً تعمير و اصلاح گرديد. در زمان حكومت عثمانى هم عمارت آن تكميل شد و دولت سعودى نيز در آن تعميراتى انجام داد. اين مسجد با مساحت 338 متر مربع به طول 26 و عرض 13 متر) و ارتفاع 12 مترى داراى يك گنبد بزرگ و پنج گنبد كوچك است كه آن را از ساير مساجد جدا و ممتاز مى سازد مناره هاى بلند آن در قسمت شمال غربى مسجد قرار دارد. ديوارهاى مسجد از سنگ هاى سياه ضخيم ساخته شده و محراب آن نيز سنگى مى باشد. دو مسجد على(عليه السلام) و عمر در دو طرف اين مسجد قرار گرفته اند. اين مسجد به جهاتى به نام هايى موسوم است:

1. استسقاء; چون رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در هنگام خشكسالى در اين مكان نماز استسقاء گزاردند.

2. غمامه; چون بر بالاى سر رسول خدا كه در هواى بسيار گرم مشغول نماز بودند قطعه ابرى (غمام) ظاهر شد و تا


174


پايان نماز باقى ماند و سپس ناپديد گرديد. و يا اين كه حضرت از نماز استسقاء فارغ نشده بودند كه ابر (غمام) سايه افكند و باران باريد.

3. مصلى العيد; چون اين جا مصلاى رسول الله در نمازهاى عيد بود و اولين نماز عيدى كه حضرت در مدينه به جاى آوردند نماز عيد قربان بود كه در اين مكان برگزار شد و بعدها به مصلى العيد شهرت يافت و طبق نقل نماز عيدين تا اواخر قرن نهم هجرى در اين جا خوانده مى شد.

مسجد فاطمه(عليها السلام) از مساجد مدينه

1. مسجدى است در جهت شمال شرقى مسجد غمامه (در كنار بازار فرش فروش ها در طبقه فوقانى) و در نوسازى اخير تخريب شد.

2. از مساجد سبعه است. مسجد كوچك و بدون سقفى است كه داراى محراب كوچكى نيز مى باشد و پايين ترين مساجد اين منطقه بوده و در كنار خيابان اصلى واقع است و از آن جهت به نام آن بزرگوار نامگذارى شده كه ظاهراً آن حضرت در غزوه خندق در اين مكان براى پدر و همسرشان غذا مى آوردند و يا شايد از آن سبب است كه آن معصومه به ياد روزهاى سخت اين سرزمين و جنگ احزاب در اين جا نماز شكر خوانده اند.

مسجد فتح همان (ك) مسجد احزاب

مسجد فسخ (فَ) همان (ك) مسجد احد

مسجد فضيخ (فَ) همان (ك) مسجد ردشمس

مسجد قبا(قُ) از مساجد مدينه. واقع در قبا (و بعضى آن را قبوه نيز خوانده اند) كه نام قريه و ناحيه اى (و به قولى نام چاهى) بوده است در نزديكى جنوب (غربى) مدينه كه امروزه به هم متصل شده اند. مسجد در سال اول هجرى بنا گرديد. آن گاه كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در هجرت از مكه در هشتم (يا دوازدهم) ربيع الاول به قبا (يعنى آخرين منزلگاه براى رسيدن به مدينه) وارد شدند به مدت 4 (يا 12 يا 13 يا 17 يا 20) روز در اين منطقه ماندند تا حضرت على و حضرت فاطمه (عليها السلام) و ديگر بستگان از مكه وارد شوند و طى اين مدت آن حضرت به پيشنهاد عمار ياسر و يا به تقاضاى ساكنان محل مسجدى را در قبا بنا نمود كه در حقيقت اولين مسجدى است كه در اولين روزهاى هجرت به دست مبارك آن نبى مكرم و صحابه براى عموم مسلمانان ساخته شد. ديوارهاى اين مسجد با سنگ و خشت بر پا گرديد و سقف بر روى چند رديف ستون استوار گشت. آورده اند كه حضرت شخصاً كار مى كردند و خشت ها را به دوش مى كشيدند به طورى كه اصحاب متأثر از اين حالت تقاضا نمودند تا ايشان فقط ناظر امور باشند اما آن بزرگوار نپذيرفتند و كار مى نمودند. بعد از ساختمان زمان رسول اكرم تاكنون به تدريج بسيارى از حكومت هاى وقت در تعمير اين مسجد سهمى داشته اند و از جمله تجديد كنندگان بناهاى اساسى اين مسجد عبارتند از:

1. عثمان; در زمان اين خليفه مسجد مختصرى گسترش يافت.

2. عمربن عبد العزيز; والى مدينه به دستور وليد بناى اوليه مسجد را تخريب كرده و بنايى استوار از سنگ و گچ بر پا نمود. رواق هايى ساخت و ستون و مناره ايجاد كرد.

3. ابويَعلى احمد حسينى در سال 435 قمرى تعمير و مرمت در مسجد صورت داد.

4. جمال الدين جواد اصفهانى از وزراى اتابكان موصل در سال 555 قمرى فرمان به تجديد بناى مسجد داد.

5. ملك الظاهر بَيْبَرس بند قُدارى از مماليك بحرى مصر (658 ـ 676) اقدام به اصلاحات وسيعى در مسجد كرد.

6. ناصر محمد بن قَلاوون از مماليك بحرى مصر در سال 733 هجرى به تعميرات اساسى مسجد همت گماشت.

7. اشرف بَرْسباى از مماليك بحرى مصر در سال 840 هجرى قمرى به تجديد و ترميم برخى قسمت هاى مسجد فرمان داد.

8. اشرف قايتباى از مماليك برجى مصر در سال 881 قمرى به تجديد بناى مناره و قسمت هايى از مسجد دستور صادر كرد.

9. آل عثمان; سلاطين عثمانى مسجد را مرمت مى كردند و


175


آخرين آنها توسط سلطان محمود و فرزندش سلطان عبدالحميد طى سال هاى 1240 الى 1245 قمرى صورت گرفت و مسجد از نو بنا شد.

10. آل سعود; در زمان ملك فيصل به سال 1388 قمرى مساحت مسجد وسعت يافت (و از 1276 متر مربع به 1420 متر مربع رسيد) و در دوران اخير به كلى وضع مسجد دگرگون شد و تغييرات عمده اى در آن ايجاد گرديد و با وسعت بيشترى (به مساحت 6000 متر مربع) ساخته شد(1) و قبه هاى متعدد و مناره هاى طويلى بر پاگرديد ولى متأسفانه در آخرين بازسازى مسجد، محرابى كه محل نزول آيه تقوى را نشان مى داد برچيده شد.

فضيلت مسجد

ـ دو ركعت نماز در مسجد قبا برابر با حج و عمره ذكر شده است.

ـ براى آن دعاى مخصوص و تسبيحات ويژه اى وارد شده است.(2)

ـ رسول الله روز شنبه (يا يكشنبه يا دوشنبه) براى نماز و عبادت به اين جا مى آمدند.

ـ آيه «لمسجد اسس على التقوى من اول يوم» (توبه ـ 108) به نقل بسيارى از مفسران درباره اين مسجد نزول يافته و محل نزول هم در جنب جنوب غربى مسجد بود (كه محرابى برايش ساخته بودند).

مسجد قبلتين (قِ لَ تَ) از مساجد مدينه. مسجد «قبلتين» و يا مسجد «ذوقبلتين» (كه به نام بنى سلمه معروف بود) مسجدى است تاريخى (و به نقلى از جمله مساجد سبعه است) كه داراى دو قبله بود و بر بلندى حرة الوبر در طرف شمال غربى شهر واقع مى باشد. اين مسجد داراى دو محراب در برابر هم (شمالى و جنوبى) بود و وجه تسميه از آن جهت است كه در اين جا مسئله تغيير قبله صورت گرفت و نيز يك نماز به دو قبله خوانده شد. رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) در طول سيزده سال اقامت در مكه و پس از ورود به مدينه به مدت 10 (يا 16 يا 17 يا 19 و يا...) ماه نماز را به سوى شمال يعنى به سوى بيت المقدس به جاى مى آوردند. طبق آنچه كه مشهور است آن حضرت در نيمه شعبان (يا نيمه رجب) در اين مسجد در حال به جا آوردن نماز ظهر بودند كه فرمان تغيير قبله رسيد و ايشان دو ركعت آخر نماز را به سوى كعبه خواندند. به نقلى نيز نماز ظهر تمام شده بود كه فرمان رسيد و نماز عصر به سمت كعبه ادا گرديد. به گفته اى ديگر هنگام ركعت دوم نماز صبح بود كه آيه نازل گرديد و حضرت بقيه نماز را به سوى كعبه خواندند. (برخى مسجد قبلتين را مسجد قبا و برخى مسجد النبى و برخى مسجد جمعه يعنى مسجد بنى سالم مى دانند) مسجد قبلتين در زمان عمربن عبد العزيز به احتمال زياد بازسازى گرديد (ولى منابع به بازسازى ها يا اصلاحات بنا قبل از زمان قايتباى اشاره اى ندارند).مسجد در دوره سلطان سليمان قانونى در سال 950 قمرى از نو بنا گرديد و در آخرين بازسازى توسط سعودى ها به طرز زيبايى تجديد بنا گرديد ولى محراب شمالى آن را برداشتند.

مسجد قشله عسكريه از مساجد مدينه، واقع در نزديكى ميدان عنبريه در جنوب غربى مسجد النبى (به فاصله دو كيلو مترى). در دوران عثمانى به سبك مساجد عثمانى در استانبول به ياد نماز عيد رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين مكان (داخل پادگان نظامى) ساخته شد اما با تخريب پادگان در دوران سعودى مسجد داخل آن نيز تخريب گرديد.

مسجد قوچ همان (ك) مسجد كبش

مسجد كبش (كَ) از مساجد مكه واقع در منى بين جمره اولى و جمره وسطى (يا در سمت شمال جمره عقبه به مسافت 200 مترى و در دامنه كوه ثبير) كه به خاطر احداث پل هوايى جمرات ثلاثه تخريب گرديد. اين مسجد به جهاتى به نامهايى موسوم است:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. مساحت مسجد قبا به 13500 متر مربع رسيده است (عرشيان، ص 108).

2. و از اعمال مسجد قبا «زيارت جامعه» و دعاى «يا كائنا قبل كل شى...» است (فقه فارسى با مدارك، ص 233).


176


1. مسجد قوچ (â)

2. مسجد كبش، به خاطر ظاهر گرديدن كبش فدا (به جاى حضرت اسماعيل) در اين مكان.

3. مسجد نحر، به خاطر ذبح قوچ (كبش) در اين جا.

4. مسجد صخره، به خاطر ذبح قوچ (كبش) در جوار صخره اى. صخره در جوار مسجد به دليل لمس و مسح توسط مردم تخريب شد.

مسجد كبير از مساجد مدينه

1. يا (ك) مسجد شجره(1)

2. يا مصلى استسقاء

مسجد كوثر از مساجد مكه واقع در وسط منى (در جانب راست كسى كه به عرفات مى رفت) طبق نقلى سوره كوثر در اين مكان نازل گرديد. اين مسجد در جريان احداث پل هاى هوايى مسير منى ـ عرفات تخريب شد.

مسجد مائده همان (ك) مسجد بغله

مسجد مباهله (مُ هـِ لِ) از مساجد مدينه. همان (ك) اجابه (2)

مسجد محرم (مُ رِ) از مساجد مدينه. همان (ك) مسجد شجره

مسجد مختبى (مُ تَ با) از مساجد مكه. مسجدى بود در سوق الليل مجاور با ولادتگاه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم). گويند محل اختفاى حضرت بود از شرّ مشركين و كفار مكه.

مسجد مدينه همان (ك) مسجد النبى

مسجد مزدلفه (مُ دَ لَ فِ) همان (ك) مسجد مشعر الحرام

مسجد مستراح (مُ تَ) از مساجد مدينه. مسجد استراحت. مسجدى است واقع در منطقه احد.

اين مسجد نسبتاً كوچك در سمت راست كسى قرار دارد كه به سمت مقابر شهداى احد مى رود.

اين مسجد در مكان استراحت رسول الله هنگام باز گشت از غزوه احد و به دوران عثمانى ساخته شد.

مسجد مسيجد (مُ سَ جَ) يا مسجد مسيجيد، مسجد منصرف، مسجد غزاله، مسجدى است در كنار كوه شرقى راه جده نزديكى مدرسة الصحراء. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) هنگام ترك مدينه به سوى بدر در اين مكان نماز گزاردند.

مسجد مشربه ام ابراهيم همان (ك) مسجد ابراهيم

مسجد مشعر الحرام (مَ عَ رُ لْ حَ) از مساجد مكه، واقع در مشعر (مزدلفه) طبق نقل حضرت جبرئيل در اين مكان بر رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شد و در مورد مشعر الحرام و اهميت اعمال آن دستورات و آياتى ابلاغ كرد. بيشتر حجاج هنگام وقوف در همين مسجد كه بخشى از مشعر الحرام است نماز مغرب و عشا را برگزار مى نمايند. مساحت اوليه مسجد مشعر الحرام (يا مسجد مزدلفه) حدود 1700 متر مربع بود كه در عهد عباسى به 4000 متر مربع رسيد و مسجد بى سقفى بود و تنها حصارى در اطراف داشت. عثمانى ها در سال 1072 قمرى آن را بازسازى نمودند و سعودى ها در سال 1399 قمرى بناى جديد آن را به پايان بردند و اكنون مساحت حدود 6000 متر مربع است.

مسجد مصبح (مَ بَ) از مساجد مدينه. مسجدى است در بالاى تپه مرتفعى در جنوب غربى قبا و در راهى است كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) هنگام هجرت به مدينه از آن جا عبور فرمودند و وجه تسميه آن است كه حضرت درهجرت در صبح ابتدا به اين مكان وارد شدند. امروزه جز ديواره هاى مخروبه آن چيزى باقى نمانده است.

مسجد مصرع همان (ك) مسجد عسكر

مسجد مصلى (مُ صْ لاّ) همان (ك) غمامه

مسجد معرس (مُ عّ رَّ) از مساجد مدينه. مسجد معرس (يا معرس البنى يا معرس ذى الحليفه) نزديك (مقابل) مسجد شجره در ذى الحليفه است و طبق روايت مكانى است كه رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) موقع هجرت براى استراحت در اين مكان تعريس فرمودند (يعنى در آخر شب فرود آمدند) و حضرت غالباً در راه حج يا پس از بازگشت از غزوه اى در اين مكان استراحت مى نمودند. پس از چندى ديوارى برگرد اين محل كشيده شد و نام

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. ميقات حج، ش 6، ص 145.


177


مسجد معرس را به خود گرفت و به مرور زمان بقاياى اين مسجد رو به ويرانى گذاشت و امروزه جز چند تكه سنگ چيده شده از آن اثرى باقى نمانده است. در روايات اهل بيت به بيتوته در اين مسجد سفارش شده و برخى فقهاى شيعه لزوم توقف در اين مسجد را براى كسى كه از آن جا عبور مى كند، فتوا داده اند.

مسجد مكه همان (ك) مسجد الحرام

مسجد منارتين (مَ رَ تَ) از مساجد مدينه، واقع در غرب مسجد السقيا و در فاصله يك كيلومترى آن كه حالت ويرانه اى يافته. در اين محل نبى اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز گزاردند و به همين خاطر در آن، مسجد احداث گرديد.

مسجد منصرف (مُ صَ رَ) همان (ك) مسجد مسيجد

مسجد منى (مَ نا) همان (ك) مسجد خيف

مسجد نبوى (نَ بَ) همان (ك) مسجد النبى

مسجد النبى (نَ) مسجد نبوى، مسجد مدينه، مسجد پيامبر، مسجد تاريخى مدينه است كه در قسمت شرقى (و در وسط) شهر مدينه بنا شده است. اين مسجد را نبى گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) در سال اول هجرى و در نخستين روزهاى ورود به مدينه به دست خود و به همراهى مهاجر و انصار ساختند كه به نقلى مربع شكل 50 متر در 50 متر (100 ذراع در 100 ذراع) بود و يا طبق اكثر نقل ها مسجدى مستطيل شكل به مساحت 1050 متر مربع (به طول تقريبى 35 متر از شمال به جنوب و عرض تقريبى 30 متر از شرق به غرب) بوده است كه از سنگ و گل و بدون سقف ظرف مدت هفت ماه بنا گرديد و پس از مدتى براى قسمتى از مسجد سقفى از شاخ و برگ هاى درخت خرما بر روى ستون هايى از تنه درخت خرما تعبيه شد. همزمان با ساختن مسجد حجراتى براى سكونت حضرت و همسرانش در شرق مسجد ساخته شد كه بعداً بر تعداد آن افزوده گرديد و اصحاب نيز حجراتى در كنار مسجد ساختند كه درب هايى به مسجد داشت و از همان جا وارد مسجد مى شدند تا اين كه به فرمان الهى درِ خانه صحابه كه به سوى مسجد باز مى شد بسته گرديد مگر درِ خانه حضرت على (عليه السلام) و از آن پس مسجد تعمير و توسعه متعددى به خود ديد.

1. سال 7 هجرى، در اولين توسعه و بعد از غزوه خيبر وسعت مسجد النبى به 1800 (يا 2433 يا 2475) متر مربع رسيد و شكل چهار گوش يافت.

2. سال 16 (يا 17) هجرى، خليفه دوم با خريد خانه هاى اطراف بر مساحت مسجد از سمت جنوب و غرب (يا جنوب و شمال) و بر ستون درهاى آن افزود و صحن نامسقف بساخت و تيرك هاى چوبى مسجد را تبديل به ستون هايى از خشت نمود. مساحت مسجد در اين زمان (به تفاوت نقل) به 3575 (يا 3649 يا 4087 يا 4875) متر مربع رسيد.

3. سال 29 هجرى، خليفه سوم بر مساحت مسجد از جنوب و غرب (و به نقلى از سه جهت جنوب و شمال و غرب) افزود و مساحت مسجد (به تفاوت نقل) به 4071 (يا 4583 يا 5950) متر مربع رسيد. او مسجد را نوسازى كرد و به نقلى محرابى بساخت كه به نام او مشهور شد. و نيز مى گويند عثمان نخستين كسى است كه تزيينات مسجد كرد. او ديوارها را با سنگ هاى منقوش بازسازى كرد و ستون هاى مسجد را با سنگ هاى حجارى و منقش شده تجديد بنا كرد و سقف آن را با چوب ساج ترميم نمود.

4. سال 88 هجرى، عمربن عبدالعزيز والى مدينه به دستور عبد الملك و سپس در سال 91 به دستور وليدبن عبدالملك تعميرات و توسعه عمده اى در قسمت هاى غرب و شمال و شرق مسجد انجام داد (و تا آن زمان توسعه در طرف شرق صورت نگرفته بود). او (بقاياى خانه زوجات پيامبر و خانه هاى متصل و نزديك به مسجد را خريد و خراب كرد و به مسجد افزود و مساحت مسجد به 6440 (و يا 6953) متر مربع رسيد. او حجره و مقبره حضرت را محصور ساخت و در چهار گوشه مسجد چهار مناره بنا نمود و محرابى در محل نماز رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بنا كرد (كه طبق نقلى نخستين محراب مسجد است) وى ديوارهاى مسجد را كاشيكارى نمود و از جمله تزييناتى


178


كه براى اولين بار صورت مى گرفت نقش آيات قرآنى بر روى كاشى ها و ديوار مسجد بود.

5. سال 160 (يا 161 يا 162) هجرى، والى مدينه به دستور مهدى عباسى مسجد را در قسمت شمالى توسعه داد و در اين توسعه كه تا سال 165 به طول انجاميد بر شمارستون ها نيز افزوده شد و مساحت مسجد به 8890 (و يا 9403) متر مربع رسيد.

6. سال 193 هجرى، در عهد هارون و 202 در عهد مأمون و 246 در عهد متوكل و 282 در عهد معتضد و 576 در عهد ناصر الدين الله تعميرات و اصلاحاتى درسقف و صحن و ديوارهاى مسجد انجام پذيرفت.

7. سال 655 هجرى، مستعصم بالله دستور تجديد بناى مسجد را صادر كرد، چرا كه در شب اول ماه رمضان سال 654 به علت آتش گرفتن يكى از مشعل ها (يا افتادن آتش شمع) مسجد دچار حريق شد و (جز مدفن رسول الله گنبدى كه در صحن بود) چيزى باقى نماند(1) مستعصم مهندسين و كارگران و مواد و مصالح ساختمانى را در موسم حج به مدينه فرستاد و كار معمارى آغاز شد.

8. سال 656، با سقوط مستعصم (آخرين خليفه عباسى) و قطع ارتباط مدينه با مركز خلافت و توقف كار ساختمانى وسايل لازم جهت ادامه كار از جانب امير مصر منصور الدين ابن معز اَبْيِك صالحى تأمين گرديد و سپس از طرف امير يمن المظفرشمس الدين يوسف (از بنى رسول) و سايل و بودجه و معماران يمنى به سوى مدينه گسيل گرديد.

9. سال 657 هجرى، در عهد سلطان سيف الدين قُطُز، كار نوسازى در سمت جنوب تا سال 658 به بيابان رسيد.

10. سال 661 هجرى، و در عهد ملك الظاهر بَيْبَرس بند قُدارى آنچه از كارها باقى مانده بود و نياز به باز سازى داشت پايان گرفت.

11. سال 678 هجرى، در زمان ملك منصور قَلاوون و يا به دستور احمد بن برهان والى شهر قوص (از شهرهاى مصر) قبه اى بر ضريح پيامبر ساختند.

12. سال 701 هجرى، ملك ناصر محمد بن قلاوون سقف روضه و سقف قسمت شرقى مسجد و آستانه درها و نيز قسمت غربى مسجد را (تا سال 729) تعمير نمود.

13. سال 755 هجرى، در عهد سلطان ناصر حسن بن محمد قلاوون برخى اصلاحات در مسجد صورت گرفت.

14. سال 765 هجرى، در عهد سلطان شعبان بن حسين بن ناصر محمد بن قلاوون گنبد مرقد تعمير شد و براى مسجد شرفه هايى (كنگره هايى) ترتيب داده شد.

15. سال 831 هجرى، اشرف بَرْسباى (از مماليك برجى مصر) دو رديف رواق مسقف در طرف قبله مسجد كه در كنار صحن قرار داشت اضافه نمود و آنچه را كه خراب بود تعمير كرد.

16. سال 853 هجرى، الملك الظاهر جَقْمَق(2) (چَقْمَق)(3)ازمماليك برجى مصر سقف آرامگاه شريف و بعضى از سقف هاى فرو ريخته مسجد را تعمير كرد و قسمت هايى از زمين مسجد را به رخام (مرمر) مفروش نمود.

17. سال 879 (و 881) هجرى، ملك اشرف قايتباى از مماليك برجى مصر تغييرات مهمى را در مسجد النبى شروع كرد كه شامل بعضى از ستون ها و سقف ها و ديوارها و حجره نبوى و مناره ها بود كه تا 884 هجرى به طول انجاميد.

18. سال 886 هجرى، به علت اصابت صاعقه به مأذنه جنوب شرقى (مأذنه رئيسيه) در شب سيزدهم (يا يكى از شب هاى دهه دوم) ماه رمضان تمامى مسجد (جز آرامگاه شريف و گنبد وسط صحن) دچار آتش سوزى شد.(4) و مردم مدينه از حاكم مصر سلطان قايتباى (از مماليك برجى مصر) درخواست كمك كردند و به فرمان سلطان مرمت هاى فراوانى صورت گرفت كه تا سال 888 هجرى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. اين آتش سوزى به حريق اول شهرت يافته است.

2. ضبط (لغت نامه).

3. ضبط دايرة المعارف فارسى) و لغت نامه، ذيل ظاهر سيف الدين.

4. اين آتش سوزى به حريق دوم موسوم شد.


179


به طول انجاميد. او محدوده و سيعى به حجره شريف افزود و اطراف آن را با نرده و يا شبكه محصور ساخت و قبه اى بر قبر مطهر پيامبر بنا نمود و مناره رئيسيه را تجديد بنا كرد و مساحت مسجد در اين زمان به 9010 (و يا 9523) متر مربع رسيد.

19. قرن دهم هجرى، در عهد سلطان سليم و سليمان و سليم ثانى و مراد ثانى (از سلاطين عثمانى) توسعه مختصر و تعميراتى (از جمله ترميم گنبدها و مناره ها و درها و ستون ها و محراب ها) صورت گرفت.

20. قرون يازده و دوازدهم هجرى، سلاطين عثمانى تعميرات و نوسازى هايى در سقف و رواق و مناره و زمين مسجد صورت دادند.

21. سال 1228 (يا 1233) هجرى، سلطان محمود دوم به تجديد بناى گنبد مسجد همت گماشت و بناى گنبد كه با مرمت هايى در قسمت بام مسجد توأم بود به نظر مورخان تا سال 1255 هجرى به طول انجاميد.

22. سال 1265 هجرى، سلطان عبد المجيد اول تعميرات و توسعه عمده اى در سراسر مسجد (جز حجره شريف و محراب هاى سه گانه و منبر و مناره اصلى) انجام داد كه تا سال 1277 (يا 1280) به طول انجاميد و كل مساحت مسجد به حدود 10303 (يا 10939) متر مربع رسيد.

23. سال 1307 هجرى، سلطان عبد الحميد ثانى تعميراتى در مسجد به عمل آورد.

24. سال 1348 (و 1350) هجرى، در زمان حكومت عبد العزيز از آل سعود اصلاحاتى در سطح رواق ها اطراف صحن و برخى ستون هاى رواق ها انجام شد.

25. سال 1368 هجرى، در زمان حكومت عبدالعزيز از آل سعود در 12 شعبان اين سال، تصميم به توسعه مسجد النبى خطاب به مسلمانان اعلام شد و با انهدام ساختمان هاى اطراف مسجد در 5 شوال 1370 امر توسعه آغاز گرديد و سنگ بناى عمده ترين توسعه مسجد (با حفظ بناى قبلى) عملاً از سال 1372 هجرى قمرى آغاز شد كه تا آخر سال 1374 قمرى به طول انجاميد و در پنجم ربيع الاول سال 1375 قمرى مسجد پس از توسعه رسماً افتتاح گرديد. در اين توسعه(1) (كه در قسمت هاى شمالى و غربى و شرقى صورت گرفت) به ميزان 6024 (يا 6033) مترمربع بر وسعت مسجد اضافه شد و مجموع مساحت مسجد النبى به 16327 (يا 16963) متر مربع رسيد.

26. سال 1395 هجرى، در عهد ملك فيصل و سپس در عهد ملك خالد مصلايى با سايبان موقت در خارج و غرب مسجد النبى ساخته شد (اين توسعه ساختمان مسجد را در بر نمى گرفت).

27. سال 1406 هجرى قمرى، درزمان ملك فهد توسعه اى درقسمت هاى شمالى و غربى و شرقى مسجد شروع شد كه آخرين سنگ بناى توسعه اش توسط فهد در سال 1414 هجرى نصب گرديد. در اين توسعه 82000 متر مربع به مساحت مسجد افزوده شد و به اين ترتيب مساحت مسجد به 98500 متر مربع رسيد و با احتساب سطح توسعه (پشت بام مسجد) براى نماز (به مقدار 670000 متر مربع) مساحت تقرييبى مسجد به 165500 متر مربع رسيد و اما فضاهايى كه محيط بر مسجد شريف نبوى تسطيح شده به مساحت 235000 متر مربع است كه بخش بزرگى از آن (به مقدار 135000 متر مربع) داراى سايبان هايى است كه به طور خود كار باز و بسته مى شوند تا بر نماز گزاران هنگام نماز سايه افكنند و در نهايت مجموع مساحت مسجد و مساحت سطح نماز و مساحت ميدان هاى محيط به مسجد 4005000 متر مربع مى گردد.

فضايل مسجد

ـ افضل مساجد جهان (بعد از مسجد الحرام) است.

ـ طبق روايات نماز در آن معادل ده هزار نماز در جاى ديگر است.

ـ در بردارنده روضة النبى در دل خود است كه باغى از باغ هاى بهشت است.

آداب مسجد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. معروف به توسعه اول.


180


ـ غسل (ورود و زيارت) نمودن

ـ عطر و بوى خوش استعمال نمودن

ـ با لباس تميز عازم حرم نبوى شدن

ـ با قدم هاى كوتاه و سر به زير رفتن.

ـ از باب نساء وارد شدن (زنان)

ـ از باب جبرئيل وارد شدن (مردان)

ـ اذن دخول به حرم نبوى را خواندن.

ـ در ورود با صلوات پاى راست را مقدم داشتن.

ـ دو ركعت نماز تحيت مسجد نبوى را به جاى آوردن.

ـ نمازهاى فريضه را در وقت خودش به جاى آوردن.

ـ در محراب پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز خواندن.

ـ نزد منبر نبوى رفتن و آن منبر محترم را لمس كردن.

ـ نزد مقام جبرئيل (و نيز برخى ستون هاى خاص) رفتن.

ـ نزد مزار حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) دعا و حمد خدا نمودن

ـ از جانب والدين و دوستان خود به رسول خدا سلام دادن

ـ زيارت حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) را به جاى آوردن

ـ در تمام مراحل زيارت حضور قلب داشتن و توبه و استغفار نمودن

ـ هنگام خروج از مسجد به رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) صلوات فرستادن.

اجزاء و اماكن مسجد

باب ها، حجره ها، روضة النبى، ستون ها، صفه، قبه، محراب ها، مقام بلال، مقام جبرئيل، مكان جنائز، مناره ها، منبر نبوى، مزوله، و...

مسجد نحر (نَ) همان (ك) مسجد كبش

مسجد نحل (نَ) همان (ك) مسجد رد شمس

مسجد نمره (نَ مِ رِ) از مساجد مكه واقع در عرفات. طبق شهرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز ظهر و عصر را به جمع در اين جا به جاى آوردند. اين مسجد كه به نام مسجد عرفه و مسجد عرنه و مسجد ابراهيم و جامع ابراهيم نيز خوانده شده همواره مورد توجه مورخان و سفرنامه نويسان بوده است و اين مسجد در عهد عباسيان در سال 150 هجرى ساخته شد (ولى به احتمالى اين مسجد از قرن اول هجرى بر پا بود و بعداً در جاى آن مجدداً مسجدى ساخته اند) طبق نقل مساحت مسجد در زمان مهدى عباسى حدود 8000 متر مربع بود. و جواد اصفهانى از وزراى حكام موصل در سال 559 هجرى آن را بازسازى كرد و وسعت داد. و به نقلى مساحت مسجد به 14400 متر مربع رسيد. گويا اين مسجد در اين زمان بدون سقف و رواق بوده است و در عهد عثمانى رواق هايى برايش ساخته شد و در عهد سعودى ها بناى فعلى مسجد ساخته شد و مساحت آن به حدود 18000 متر مربع رسيد و اما در جهت نام هاى مختلف اين مسجد گفته اند:

1. عرنه، چون عرنه از حدود عرفات است.

2. عرفه، چون در ابتداى عرفات واقع شده است.

3. نمره، چون در وادى نمره مى باشد (و نمره نام كوهى است در عرفات كه از يك سوى موقف عرفات را محدود مى كند).

4. ابراهيم، چون طبق نقل حضرت ابراهيم (عليه السلام) در اين مكان وقوف كردند و به نماز و عبادت پرداختند.

مسجد وادى

1. همان (ك) مسجد جمعه

2. همان (ك) مسجد عسكر

مسجد ين (مَ جِ دَ) مسجد الحرام و مسجد النبى را گويند. (فرهنگ علوم; لغت نامه)

مس حجر (مَ سّ) همان (ك) استلام حجر

مسعى (مَ عا) محل سعى. فاصله بين دو كوه صفا و مروه را گويند كه در شرق مسجد الحرام واقع است و يكى از واجبات حج و عمره در اين جا صورت مى گيرد. مسعى در زمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به صورت يك وادى بود كه مقدارى از آن مسيل بود و سطحش نسبت به ساير نقاط مسير بين صفا و مروه عميق تر بوده است و بعدها در طرفين فاصله بين صفا و مروه دكاكين و مغازه هايى ايجاد شد. مسعى كه قبلا در خارج از محوطه مسجد الحرام بود در توسعه هايى كه دولت سعودى در مساحت مسجد الحرام به وجود آورد


181


متصل به مسجد گرديد و مسجد و مسعى پيوند خورده و درهايى از طريق مسجد به مسعى گشوده شد. مشخصات مسعى چنين است:

1. فاصله بين صفا و مروه به طول حدود 420 متر و به عرض 20 متر به صورت راهروى سر پوشيده اى در دو طبقه در آمده است.

2. طبقه اول (تحتانى) 13 متر و طبقه دوم (فوقانى) 9 متر ارتفاع دارد و طبقه اول به وسيله پله هايى كه حتى اشخاص پير و ناتوان به آسانى مى توانند از آن رفت و آمد نمايند به طبقه دوم متصل مى گردد.

3. در ميانه خيابان طبقه اول (تحتانى) دو ديواره كوتاه (به ارتفاع نيم مترى) با فاصله از هم تعبيه شده كه قسمت رفتن از صفا به مروه و قسمت باز گشتن از مروه به صفا را مجزا مى كند.

4. در حد فاصل دو ديوار تعبيه شده در طبقه اول مسيرى است كه براى رفت و آمد افراد بيمار و پير و ناتوان با استفاده از چرخ هاى مخصوص اختصاص يافته است.

5. در دو طرف از ديواره هاى مسعى نزديك به صفا دو پايه سبز رنگ (و با نور چراغ هاى سبز)

محل هروله را مشخص مى كنند.

6. مسعى در جهت خارج (از مسجد) داراى 8 باب است كه به فضاى بسيار بازى مرتبط مى شود و رو به روى اين ابواب نيز مداخل به جانب مسجد و فضايى كه منتهى به باب السلام مى شود دارد. (ممالك و مسالك، ص 8 دايرة المعارف فارسى، ذيل سعى، امام شناسى، ج 6، ص 48; آثار اسلامى مكه و مدينه، ص 36; راهنماى حرمين شريفين، ج 1 ص 218; حج برنامه تكامل)

مسفله (مَ فَ لِ) وادى مسفله. ادامه (ك) وادى ابراهيم

مسكينه (مِ نِ) از نام ها و القاب مدينه منوره در تورات و نيز از نام هايى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نهاد. از سكن به معنى رحمت و بركت است و نيز از آن جهت است كه مساكين به حضرت حق در آن مى زيسته اند. (الاعلاق النفيسه، ص 88; حرمين شريفين، ص 118; لغت نامه، ميقات حج، ش 7، ص 172)

مسلخ (مَ لَ)

1. نام قربانگاه منى.

2. اول وادى عقيق كه ميقات است. (تبصرة المتعلمين، ص 155; النهايه، ص 117)

مسلمه (مُ لِ مِ) از نام هاى مدينه است، زيرا مردم مدينه در مقابل خدا و رسولش مطيع بودند و آنها در يارى رسول خدا كوتاهى نكردند. (ميقات حج، ش 7، 172)

مشاعر (مَ عِ) همان (ك) مشاعر حج

مشاعر حج نقاط متبرك حج از قبيل خانه خدا و عرفات و منى (و جمرات و قربانگاه) و مشعر الحرام و صفا و مروه و ميقات و مكه و...(حجة التفاسير، مقدمه، ص 966; و...)

مشاعر معظمه نشانه هاى با عظمت. تعبيرى است از آثار مقدسه اى كه در مكه به جاى مانده، مانند زادگاه پيامبر و نياكان ايشان، آرامگاه اجداد پيامبر. زادگاه حضرت امير على(عليه السلام) و حمزه و جعفر طيار. آرامگاه اكثر وابستگان به رسول خدا و حضرت خديجه (راهنماى حرمين شريفين، ج 1، ص 242)

مشربه ام ابراهيم (مَ رَ بِ) شهرت مكانى (غرفه اى، اطاقى، بستانى)(1) در جهت شرقى مدينه در منطقه عوالى در نزديكى (يا دو هزار قدمى) مسجد قبا (و به نقلى در جنوب شرقى مسجد قبا كه اكنون در داخل صحن مسجد قرار گرفته است) طبق نوشته ها رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) حضرت ماريه را در اين جا سكونت دادند و آن گاه كه پيامبر به مدت يك ماه از برخى از همسران خود كناره گرفته بودند در خانه ام ابراهيم ماندند. حضرت در اين جا نماز گزاردند. ماريه قبطيه حضرت ابراهيم(عليه السلام) را در اين مكان به دنيا آوردند و طبق نقل روايات، زيارت مشربه ام ابراهيم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. مشربه را چند معنى است: صفه، كه با آن نوشتند، آبشخور، زمين نرمى كه در آن رستنى رويد وظاهراً به همين معنى است كه بستانى بوده است; و معروف است كه پيامبر در آنجا خمره هاى آب نهاده بود تا از آن بنوشد (عرشيان، ص 117).


182


توصيه شده است.

مشرفه از القاب مكه است چون اشرف از جميع بلاد است (ميقات حج، ش 21، ص 123)

مشعر اختصار (ك) مشعر الحرام

مشعر الاقصى (مَ عَ رُ لْ ـ اَ صا) عرفه را گويند.

مشعر الحرام (ـ حَ) فاذا افضتم من عرفات فاذكرو الله عند المشعر الحرام (بقره ـ 198)

ـ مشعر يا مشعر الحرام وادى طويل وبيابانى گسترده و شنى است به طول 4 كيلومتر (يا بيشتر) كه در خارج شهر مكه ميان سرزمين منى و عرفات واقع شده است و جزو حرم است و يكى از مواقف حج است و سومين عمل از اعمال حج (ك) «وقوف در مشعر» است از شب دهم ماه ذى حجه تا طلوع آفتاب روز دهم ذى حجه. و نيز مستحب است از اين وادى براى رمى جمرات سنگريزه برداشتن. در مورد حد مشعر برخى فقها فرموده اند مشعر سرزمينى مشخص در مزدلفه است و براى مشعر و مزدلفه محدوده اى معين كرده اند به اين نحو كه از آخر وادى محسر (كه متصل به منى است) تا اول مأزمين (كه محل عبور به عرفات است) از مزدلفه محسوب مى شود و مشعر در انتهاى مزدلفه است (و يا اين كه حد مشعر از مأزمين است تا حياض وادى محسر) اين وادى به جهاتى به نام هاى چندى موسوم است.

1. قزح; چون كوه هاى اينجا مانند قوس وقزح است.

2. مشعر; چون مركزى براى شعائر حج و نشانه اى از اين مراسم عظيم است و نيز اسم مكان شعور است.

3. مشعر الحرام; چون در محدوده حرم واقع شده است و براى حرمت و احترام اين مكان است زيرا نشان حج است.

4. جمع ـ چون حضرت آدم و حوا (عليهما السلام) در اين جا جمع آمدند و به يكديگر رسيدند. يا چون مردم در اين جا براى عبادت جمع مى شوند. يا چون در اين جا با سقوط اذان از نماز عشا، جمع بين الصلوتين مى شود، يعنى با يك اذان و دو اقامه نمازهاى مغرب و عشا به جاى آورده مى شود.

5. مزدلفه; چون از زُلَف (به معنى شب) است و مردمان در شب به سوى اين نقطه كوچ مى كنند. يا از «اِزدِلاف» (به معنى تقرب و اجتماع) است و حضرت آدم و حوا در اين جا اجتماع كردند و حاجيان در اين جا اجتماع مى كنند و به خدا تقرب مى يابند و در قرب يكديگر عبادت مى نمايند و دو نماز مغرب و عشا با هم خوانده مى شوند و يا سنگ هاى پراكنده را در اين جا جمع مى كنند.

مشهود (مَ) و شاهد و مشهود (بروج ـ 3)

روز عرفه است. يا حاجيان هستند كه در كنار حجر مى آيند و دست بر آن مى نهند و يا... (تفسير نمونه)

مصدود به جا آورنده (ك) حج مصدود

مصلا (مُ صَ لّ)

1. نماز گاه در كعبه.

2. جايى كه مردم در عيد قربان و عيد فطر در آن نماز گزارند. (لغت نامه)

مصلى استسقاء (مُ ص لاّ) يا مسجد الكبير شهرت محلى است در مدينه در ضلع شرقى كوه سلع موضع نماز استسقاء.

مصلى على همان (ك) ستون محرس

مصلى عيد همان (ك) مسجد غمامه

مضجع رسول الله (مَ جَ) از نام هاى مدينه (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 172)

مضمونه (مَ نِ) از نام هاى زمزم است كه مايه سلامت از هر درد است. (ميقات حج، ش 28، ص 122; تاريخ و آثار اسلامى، ص 60)

مضنونه (مَ نِ) از نام هاى زمزم است به معنى نفيس و گرانبها (طبقات، ص 76، اعلاق النفيسه، ص 55; ميقات حج، ش 28، ص 121)

مطاف (مَ) جاى طواف كردن. آن مقدار از زمين اطراف كعبه كه محل مجاز براى طواف خانه كعبه است. حد فاصل بين ديوار كعبه و مقام ابراهيم.

مطوف (مُ طَ وِّ) طواف دهنده. كسى كه حاجيان را به گرد


183


كعبه طواف مى دهد. آن كه راهنما و عهده دار نشان دادن مواضع و طواف دادن حجاج و ساير اعمال و مناسك حج است. در سنوات اخير مطوفين (كه از طرف دولت سعودى تعيين مى شوند) مسئول فراهم آوردن وسايل رفت و آمد حجاج از جده به مكه و مدينه و عرفات و مشعر و منى (طبق برنامه هاى دولتى) بوده و در منى و عرفات خيمه حجاج را آماده مى سازند و انجام تشريفات ثبت و ويزاى ورودى و خروجى گذرنامه ها با آنها مى باشد و در حقيقت نماينده دولت و رابط بين حجاج و دولت سعودى هستند.

هر يك از مطوفين در نقاط مختلف دفتر و نمايندگى دارند كه حمله دارها (و كاروان ها) به آن ها مراجعه مى كنند. در جده نمايندگان هر مطوف گذرنامه مربوط به خود را جمع آورى مى كند (نام مطوف مربوطه روى جلد گذرنامه نوشته مى شود) و از اين پس گذرنامه در اختيار مطوف يا حمله دار است تا هنگام مراجعت كه رد مى كنند.

مطيبه (مُ طَ ىَّ بِ) از نام هاى مدينه منوره است.(فرهنگ آنندراج; حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 167)

مظله (مَ ظَ لِّ) خيمه و سايبان

1. همان (ك) ظلال

2. در مراسم حج و عمره، در حالت احرام زير خيمه و سايبان قرار گرفتن در توقفگاه ها و منزلگاه ها از محرمات نمى باشد.

معاد (مَ) ان الذى فرض عليك القرآن لرادّك الى معاد (قصصـ 85).

از نام هاى مكه مكرمه است. (ميقات حج، ش 2، ص 219; ش 4، ص 138)

معافر (مُ فِ) حجه فروش. آن كه از بهر مردم حج كند. (لغت نامه)

معافرى (مَ فِ) نام پارچه اى (يمنى) كع تُبَّع كعبه را با آن پوشانيد (تاريخ مكه، ص 59; ميقات حج، ش 3، ص 108; حرمين شريفين، ص 90)

معتمر (مُ تَ مِ) الجاج و المعتمر وفد الله (منقول از امام صادق(صلى الله عليه وآله وسلم))

ـ به جاى آورنده عمره (مبادى فقه و اصول، ص 349)

معجم فاصله بين درِ كعبه تا حجر اسماعيل (با راهيان قبله، ص 196; فرهنگ دانستنى هاى پيش ازسفر به خانه خدا، ص 231).

معجنه (مُ جَ نِ) نام گودالى است نزديك شاذروان ميان باب كعبه و حجرالاسود كه بعدها پوشانيده شد. گويند حضرت ابراهيم خليل(عليه السلام) در آن جا گل مى ساخت (يُحَجَنُ فيه الملاط) تا در ساخت كعبه به كار گيرد. و نيز گفته شده حضرت جبرئيل با پيغمبر خدا در اين جا نمازهاى پنجگانه را براى اول دفعه به جاى آوردند و اين نقطه محراب آن جناب گرديد. (حجة التفاسير، مقدمه، ص 1051; تاريخ و آثار اسلامى، ص 53; تاريخ مفصل اسلام، ص 60)

معدودات (ك) ايام معدودات

معرس النبى (مُ عَ رَّ سُ نَّ) همان (ك) مسجد معرس

معرس ذى الحليفه (ذُ لْ حُ لَ فِ) همان (ك) مسجد معرس

معصومه (مَ مِ) از نام هاى مدينه. (آثار اسلامى مكه و مدينه، ص 61)

معطشه (مُ عَ طَّ شِ) از نام هاى مكه ذكر شده است چون كعبه الله در موقع قليل المائى اتفاق افتاده. (ميقات حج، ش 4، ص 145; ش 21)

معلا (مُ عَ لّ) همان (ك) جنة المعلى

معلقات (مُ عَ لَّ) شهرت اشعارى است كه قبل از اسلام شاعران بر ديوار كعبه مى آويختند. رسم عرب بر اين بود كه بهترين اشعار را بر ديوار كعبه مى آويختند و تا شعرى نيكوتر نمى يافتند آنها را از ديوار كعبه بر نمى داشتند. مهم ترين مسابقه شعرى در بازار عكاظ طرح مى شد و در اين بازار به مدت يك ماه تقريباً هر روز قبايل مختلف به زبان شاعران خود، هنرنمايى مى كردند و بهترين قصايدى را كه در اين بازار خوانده مى شد (طبق گفته روات) با


184


حروف طلا بر حرير مصرى ثبت مى كردند و بر ديوار كعبه مى آويختند و بدين جهت عربان اين قصايد را معلقات (جمع معلقه به معنى آويخته شده) مى گفتند و براى مدتى مديد معلقاتى چند (همگى بر محور معاشقه، زن، جنگ، غارت، اسب، شتر جنگى و...) بر كعبه آويخته شده بود كه پايين آورده نشد تا اين كه با نزول آيات قرآن مجيد و كلام وزين و زيباى آن اصحاب معلقات اشعار خود را شبانه و پنهانى از ديوار كعبه برداشتند. در تعداد معلقات اختلاف است، اما اكثراً ذكر كرده اند كه تا قبل از نزول قرآن مجيد هفت معلقه موسوم به «معلقات سَبع» يا «سبعه معلقه» بر كعبه بود و اصحاب «معلقات سبعه» عبارت بودند از: اِمرَؤ القَيسِ بنِ حُجر، عَمِرو بْنَ كُلثوم ثَعلبى، طَرَفَةِ بنِ عَبدِ بَكرى، زُهَيرِبنِ اَبى سُلمى مَزَنى، لَبيدِ بنِ رَبيعَه عامرى، عَنْتَرَهِ بن شَدّاد عَبَسى، حارِثِ بنِ حَلْزَه يَشْكُرى.(فرهنگ اصطلاحات قرآنى)

معلومات (ك) ايام معلومات

معلى(مُ عَ لّا) همان (ك) جنة المعلى.

مغذيه(مَ ىِّ) از نام هاى زمزم است(اعلاق النفيسه، ص 55; حرمين شريفين، ص23)

مفخمه(مُ فَ خَّ مِ) از القاب مكه است چون داراى عظمت و تفخيم است(ميقات حج، ش21،ص 123)

مفداه(از نام هاى زمزم است(ميقات حج، ش10،ص91)

مفرد(مُ رِ)

1. به جا آورنده حج افراد.

2. به جا آورنده عمره مفرد.

مفسدات حج (مُ سَ) آنچه حج را فاسد مى كند.

مقابر بنى هاشم (مَ بِ) شهرت مجموع قبور ائمه و عباس و حضرت فاطمه بنت اسد و همسران و دختران و عمات رسول الله و ام البنين در قبرستان بقيع(ميقات حج،ش 4، ص 177)

مقابر حجون(حَ ـ حُ) همان (ك) جنة المعلى

مقابر شهداى احد مزار شهيدان غزوه (ك) احد

مقام اختصار (ك) مقام ابراهيم

مقام ابراهيم(مَ) فيه آيات بينات مقام ابراهيم.(آل عمران ـ97)

جايگاهى است واقع در كنار كعبه. و آن سنگى است تيره رنگ(ميانه سفيد و سياه) با قطرى حدود دو وجب و به ابعاد 35×45 سانتيمتر با اثر دو كف پاى عميق. اين مقام به فاصله قريب به 5/13 مترى روبه روى در بيت الله(يعنى مقابل ديوار شرقى بيت) درون محفظه اى محصور است و جاى پاها بر روى سنگ متعلق به حضرت ابراهيم پيامبر عظيم الشان(عليه السلام) است كه به اراده خداوندى نرم گرديد تا اثر پاها بر آن نقش بست و سپس به حالت سنگى درآمد و در طول قرون نيز به اراده الهى همچنان باقى مانده است. در جهت ظهور اين اثر بر روى سنگ به تفاوت گفته اند كه حضرت خليل الله:

ـ هنگام ديدار فرزندش بر آن ايستاد.

ـ هنگام ساخت ديوار كعبه بر روى آن ايستاد.

ـ هنگام اعلام دعوت مردم به حج بيت الله بالاى آن ايستاد.

ـ هنگام ديدار فرزند و ساخت كعبه و دعوت مردم بر بالاى آن ايستاد.

فضيلت مقام

ـ طبق قرآن از آيات بينات است.

ـ طبق روايت از سنگ هاى بهشتى است.

ـ طبق روايت افضل مقامات مسجد الحرام است.

ـ طبق روايت نماز خواندن نزد آن مورد سفارش قرار گرفته است.

احكام مقام در مناسك حج و عمره

1. طواف خانه كعبه بايد در فاصله كعبه و مقام ابراهيم انجام شود.

2. نماز طواف خانه كعبه بايد در پشت و نزديكى مقام ابراهيم به جا آورده شود. (و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى.بقرهـ125)

مكان مقام

ـ طبق گزارشات و روايت سنگ مقام ابراهيم در كنار و چسبيده به خانه خدا قرار داشت و در جاهليت آن را از


185


خانه خدا جدا و به مكان فعلى منتقل كردند و رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بعد از فتح مكه آن را به خانه متصل نمود و خليفه دوم براى وسيع تر كردن محل طواف و نماز دستور جا به جايى آن را به محل دوران جاهليت(محل فعلى) صادر نمود و چون در زمان او سيلى عظيم(موسوم به سيل ام نهشل) وارد مسجد الحرام شد و سبب گرديد تا مقام ابراهيم از جاى خود كنده و به كعبه بچسبد(و به نقلى به محلات پايين كعبه برده شد) پس پايه اى ساختند و آن را به جاى خود منتقل كردند(و اين پايه تا به امروز باقى است) به نوشته ابن جبير سياح معروف عرب(در قرن ششم و هفتم هجرى) مقام ابراهيم در خانه كعبه بود و به هنگام حج آن را براى زيارت حاجيان بيرون آورده و در جاى مخصوصش( كه تا امروز همچنان باقى است) قرار مى داده اند.(1)

حصار مقام

ـ اين سنگ با طوق زرينى بر گردش درون محفظه اى كريستالى مستقر است و اين محفظه خود در ميان حجره و ضريح كوچك و چهار گوش و مشبكى قرار گرفته است(ابتداى پوشش طلاى اين سنگ از زمان مهدى عباسى ذكر شده است. نقلى است كه در سال 161 هجرى به دستور مهدى مقام را از بالا تا پايين به صورتى استوار در آوردند و در سال 236 متوكل على الله به وسيله طلا پوشش ديگرى را بر تزيين مهدى افزود و در سال 256 به دستور على بن حسن عباسى عهده دار امور مكه دو طوق از طلا به مقدار 922 مثقال و طوقى ديگر از نقره ساختند و به وسيله جيوه سنگ مقام را در ميان طوق ها قرار دادند) سابقاً بر روى محفظه اين سنگ قبه اى از آجر و سنگ و چوب بنا شده بود( كه اطراف آن را آيات قرآنى مزين مى نمود) ولى از آن جهت كه اين قبه از فضاى مطاف مى كاست در سال 1385 هجرى قمرى به دستور دولت سعودى اين قبه تخريب گرديد و ضريح كوچك(فعلى) بر آن ساخته شد و بدين ترتيب طبق نوشته ها بر مساحت مطاف پنج متر اضافه گشت.

همراه مقام

به مفهوم كلامى از امام سجاد(عليه السلام) با قرار در مقام ابراهيم بايد نيت آن داشت كه با هر چه گناه است و عصيان، مخالفت ورزيد و بر آنچه اطاعت است و فرمانبرى مقاومت كرد.

مقام بلال

بناى مربع شكل مرمرينى است در مسجد النبى كه به ارتفاع دو متر بر هشت پايه(ستون) سنگى و تقريباًدر محل اذان بلال (بر ديوار غربى مسجد اوليه)ساخته شده و در شروع اوقات پنجگانه نماز بر آن اذان مى گويند و زائران مرقد شريف رسول لله براى درك ثواب در زير اين مكان چهارگوش به نماز مى ايستند. به«مأذنه بلال» و«مكبريه» و«مقصورة المبلغين» نيز موسوم است.(تاريخ و آثار اسلامى، ص230; راهنماى حجاج در مكه و مدينه; و...)

مقام جبرئيل

يا مهبط وحى مكانى است در مسجد النبى و جهت نام از آن جهت است كه امين وحى الهى از اين مكان بر رسوللله وارد مى شد و محل نزول وحى غالباً اين جا بوده است. اما درباره محل مقام و مهبط جبرئيل به اختلاف گفته اند:

1. داخل حجره است در منتهى اليه جنوب شرقى محل تلاقى دو ديواره جنوبى و شرقى (منبع؟)

2. محل كوچك مربع مستطيل شكلى است با يك در كه در زاويه جنوب شرقى (در محل تلاقى دو ديوار جنوبى و شرقى مسجد) قرار دارد، بين باب بقيع و ديوار جنوبى (سيرى در اماكن سرزمين وحى، ص28).

3. محلى است داخل ضريح در چند متر بالاتر از ديواره شمال شرقى حجره مطهره چرا كه حضرت جبرئيل هنگام غزوه بنى قريظه در مقابل باب آل عثمان (يعنى در نزديكى موضع و مكان جنايز) بر آن حضرت نزول يافت و لذا اين باب به باب جبرئيل مشهور گرديد و ستون مقام جبرئيل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.سفرنامه ابن جبير، ص 121 و زير نويس مترجم;همچنين نگاه كنيد به تحقيقى در اين زمينه در فصلنامه «ميقات حج»، ش 7، ص 58 الى 64، ص 46 الى 48.


186


هم اكنون در داخل ضريح و منتهى اليه حجره شريف قرار دارد كه قابل ديدن نيست.(تاريخ و آثار اسلامى، ص229 و 230)

مقام حنبلى (حَ بَ) نام محلى(چارطاقى) بود در صحن مسجد الحرام(در محل دارالندوه) مخصوص نماز گزاردن حنبل مؤسس مذهب حنبلى و فعلا اثرى از آن نيست.

مقام حنفى (حَ نَ) نام محلى بود(چارطاقى) در صحن مسجد الحرام در ضلع شمال غربى مخصوص نماز گزاردن ابوحنيفه مؤسس مذهب حنفى و فعلا اثرى از آن نيست.

مقام شافعى (فِ) نام محلى بود در صحن مسجد الحرام در بالاى ساختمانى كه چاه زمزم در آن قرار داشت مخصوص نماز گزاردن شافعى مؤسس مذهب شافعى. طبق نوشته ها مقام شافعى وجود نداشت. و او پشت مقام ابراهيم يا بر زمين اطراف زمزم نماز مى خواند و مقام شافعى بعدها ساخته شد و فعلا نيز اثرى از آن نيست.

مقام مالكى (لِ) نام محلى بود(چارطاقى) در صحن مسجد الحرام در ضلع جنوب شرقى مخصوص نماز گزاردن مالك مؤسس مذهب مالكى و فعلا اثرى از آن نيست.(1)

مقام ملتزم (ك) ملتزم

مقام مصلا (مُ صَ لّ) جايى را گويند كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) در آن جا نماز گزارده بود.(برهان قاطع) (ك) مقام ابراهيم

مقبرة البقيع (مَ بَ رَ تُ ـ لْ بَ) همان (ك) بقيع

مقبرة الحجون (ـ لْ حَ) همان (ك) جنة المعلى

مقبرة الشهداء (ـ شُّ هـَ)مزار شهيدان غزوه احد در منطقه (ك) احد

مقبرة المطيبين (ـ لْ مُ ط ى) شهرت مقبره معلاه.(ميقات حج، ش 21، ص 117)

مقبرة المعلاه (ـ لْ مُ عَ لّ) همان (ك) جنة المعلى

مقبره بنى هاشم همان (ك) جنة المعلى

مقدسه (مُ قَ دَّ سِ)

1. از نام هاى مكه است.(تاريخ و آثار اسلامى، ص 36; ميقات حج، ش 2، ص 219; ش 4، ص 144)

2. از نام هاى مدينه است چون از شرك و آلودگى ها پاك شد. چون در جوار رسول الله بودن سبب مى شود كه گناهان معصيتكار ريخته گردد.(حرمين شريفين; ميقات حج، ش7; ص172)

مقدمات وجوبى حج عبارتند از استطاعت مالى و استطاعت بدنى: بلوغ، عقل، حريت، باز بودن راه، زادو راحله.(گزيده اى از مسائل و فرهنگنامه حج، ص 75)

مقدمات وجوديه حج مقدماتى كه در وجود حج دخالت دارند( نه در وجوب) مثل گذرنامه و كاروان.(گزيده اى از مسائل و فرهنگنامه حج، ص 75)

مقر (مَ قَّ) از نام هاى مدينه است كه از قرار آمده و روايت شده هر گاه رسول الله از سفرى به مدينه باز مى گشت مى فرمود:«اللهم اجعل لنا بها قراراً و رزقاً حسناً«(حرمين شريفين،ص 118، ميقات حج، ش 7، ص 173)

مقصورة الشريفه (مَ رَ تُ ـ شَّ فِ) همان (ك) حجره طاهره

مقصورة المبلغين (ـ لْ مُ بَ لِّ) همان (ك) مقام بلال

مقطع (مُ قَ طَّ) (مَ طَ) گفته شده حد حرم مكه در سمت عراق در ثنية الحل است كه در محلى به نام مقطع واقع است، و وجه تسميه به اختلاف نقل اينكه:

1. در زمان عبدالله بن زبير سنگ هاى آن را براى ساختن كعبه كنده و بريدند از اين رو مُقَطَّع (بريده و كنده شده) ناميده گرديد.

2. در زمان جاهليت اهل مكه كه به سفر مى رفتند از پوست درختان حرم بريده و به گردن شترشان و اگر پياده بودند به گردن خود مى آويختند(و از اين رو هر جا مى رفتند در امنيت بودند) و در برگشت از سفر در اين محل پوست ها

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. سابقاً هر يك از فرق چهارگونه(حنبلى، حنفى، شافعى، مالكى) در مقام خود نماز مى خواندند و در سال 1343 هجرى قمرى دولت عربستان تعدد جماعات را ملغى ساخت و اكنون يك نماز جماعت بر پا مى شود و امام جماعت از سعودى ها است كه بين حجر الاسود و ركن شامى اقامه نماز مى كند.(احكام حج و اسرار آن، ص 97).


187


را از گردن شتر يا خودشان جدا مى كردند و لذا اين محل مقَطَع ناميده شد. (ميقات حج، ش 10، ص 121)

مكا (مُ) از جمله مراسم (ك) حج جاهلى

مكان احرام ميقات را گويند.

مكان الجنائز (مَ نُ لْ جَ ءِ) «موضع الجنائز» نام محلى است در نزديك خانه رسول الله كه براى نماز ميت اختصاص يافت و حضرت در اين جا بر مردگان نماز مى گزاردند. (مسلمانان گفتند به خدا سوگند بهتر اين است كه به سراغ پيامبر نفرستيم بلكه ميت را در كنار خانه پيامبر ببريم و بعد خبر دهيم كه براى نمازگزاردن بيايد و اين كار براى ايشان آسوده تر خواهد بود) و از اين جهت است كه آن جا به جايگاه جنازه نامگذارى شد زيرا جنازه ها را بدان جا مى بردند. مكان الجنائز طبق نقلى نزديك منبر پيامبر بود و بر اساس قول ديگر در كنار و خارج ديوار شرقى خانه پيامبر بود (كه اكنون داخل ضريح شرقى قرار گرفته) و بعضى گويند بعداً نماز مردگان در دو محل مسجد النبى انجام مى شد; بر سادات و علويين و امراء و بزرگان مدينه در روضة النبى (بين منبر و محراب) نماز مى خواندند و بر ساير مسلمانان در مشرق مسجد يعنى كنار حجره و مرقد نماز مى گزاردند به طورى كه قبر مطهر در سمت راست امام جماعت قرار مى گرفت و تا سال 942 قمرى به اين صورت عمل مى شد و جز براى اشراف علوى بر كسى از شيعه در مسجد نماز نمى گزاردند و تا قرون بعد نيز اختلاف فتوايى بين مذاهب اسلامى در اين مورد وجود داشته است. در هر حال اين روش همچنان تا امروز ادامه دارد و در اين دوران نماز ميت در كنار مكان الجنائز (كه در داخل ضريح قرار گرفته) يعنى در سمت چپ مقبره اقامه مى گردد. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 228; طبقات ص 225; مدينه شناسى، ج 1، ص 120و 121).

مكبريه (مُ كَ بِّ ىِّ) همان (ك) مقام بلال

مكتان (مُ كَّ) از نام هاى مكه است. طبق نقلى چون مكه بالا و پايين داشته(يعنى برخى از محله هايش در ارتفاعات و برخى ديگر در پايين واقع شده) و در اشعار عرب از مكه بالا و مكه پايين ياد شده است، به هر دو قسمت آن مكتان گفته اند.(ميقات حج، ش 4، ص146)

مكتومه (مَ مِ) از اسامى زمزم است به معنى پنهان شده و اشاره به دورانى است كه در دل خاك پنهان بود تا به دست حضرت عبدالمطلب حفر گرديد.(لغت نامه; ميقات حج، ش 10، ص 91; ش 28)

مكرمه (مُ كَ رَّ مِ) از القاب مكه است. در كتاب مبين به ذكر جميل تكريم فرموده شده است.(ميقات حج، ش 21، ص 123)

مكنونه (مَ نِ) از نام هاى زمزم است.(لغت نامه)

مكه (مَ كَِّ) «و هو الذى كف ايديهم عنكم و ايديكم عنهم ببطن مكة»(فتح ـ 24)

مكه شهر كعبه و شهر مسجد الحرام است. شهرى است كوهستانى و بسيار خشك و سوزان و مهم ترين شهر كشور عربستان و جزو استان حجاز مى باشد كه در بخش غربى شبه جزيره عربستان قرار دارد. اين شهر در بستر وادى ابراهيم و در دره اى تنگ و هلالى شكل به نام ابطح ميان رشته كوه هاى مرتفعى(از طرف مشرق و مغرب) محصور شده است. ارتفاع تقريبى آن از سطح دريا 330 متر ذكر شده. مكه در شرق درياى سرخ و به فاصله 62 كيلومترى بندر جده قرار دارد و محدود است از شمال به مدينه و از غرب به جده و از شرق به رياض و نجد و از جنوب به يمن و عسير. منطقه مكه از قديم الايام در مسير كاروانيان راه يمن و شام بود ولى تاريخ جغرافيايى و آبادانى اش با اسكان حضرت هاجر و حضرت اسماعيل(عليه السلام) در آن شروع مى شود. آن زمان كه حضرت ابراهيم پيامبر عظيم الشأن(عليه السلام) زن و فرزند خود را به امر الهى در بيابان غيرذى ذرع و بى آب ساكن ساخت، به اراده الهى چشمه آبى زير پاى كودك حضرت هاجر(عليه السلام)جوشيد و با پيدايش آب (زمزم) قوم جرهم(از قبايل يمنى) كه در حدود مكه به سر مى بردند در اين نقطه اقامت گزيدند و آن گاه كه كعبه به دست تواناى پيامبر گران قدر حضرت ابراهيم و با كمك فرزندش حضرت اسماعيل(عليه السلام) بنا گرديد


188


مكه از جهت تشريفات مذهبى و از جهت امور بازرگانى ارزش و اعتبار يافت. و اما مكه شهرى كه پايگاه توحيد قرار داده شده اهميت حياتى و جهانى اش را با ظهور پيامبر اسلام آغاز نمود. با تولد اسلام مكه جايگاه توحيد ابراهيمى خود را كه در سير زمان فراموش شده بود دوباره به دست آورد. در ابتدا كفار و مشركين با آزار و قصد قتل پيامبر اسلام سبب شدند كه حضرت بعد از سيزدهمين سال بعثت در شب ربيع الاول به امر الهى مكه را ترك گويد و به مدينه مهاجرت فرمايد. تا اين كه حضرت در دهم رمضان سال هشتم هجرى با سپاهى متشكل از ده هزار مسلمان از مدينه عازم مكه گرديدند و بعد از ده روز به مكه رسيدند و در ناحيه ذى طوى سپاه را چهار قسمت كردند كه هر كدام از جهتى روانه شهر گشتند. مكيان تاب مقاومت در خود نديدند و به پيشتاز شتافتند. مكه بدون خونريزى فتح گرديد و حضرت برمكيان رحمت آورد و آزادشان ساخت. مكه از قيد كفر آزاد گرديد و پايگاه توحيد گشت.

فضايل مكه

ـ راه رفتن در آن ثواب عبادت دارد.

ـ خواب كننده در آن مثل شب زنده دار ديگر شهرهاست.

ـ طعام خوردن در آن فضيلت روزه گرفتن در ديگر جاها را دارد.

ـ سجده كننده در آن مثل به خون خود غلطيده در راه خداست.

ـ بهترين زمين نزد خداست و هيچ خاكى محبوب تر از خاك مكه نزد خداوند نيست.

ـ هيچ سنگى و درختى و كوهى و آبى از مكه محبوب تر نزد پروردگار عالم نمى باشد.

ـ محبوب ترين زمين خداوند نزد رسول الله است كه اگر ناچار نمى شدند هرگز از آن خارج نمى گرديدند.

ـ هر كه در حرم (مكه و مدينه)بميرد به حساب عرضه نشود و در سلك مهاجران به خدا درآيد و در قيامت با اصحاب بدر محشور گردد.

حرم مكه

مكه حرم است و حرم بودن مكه از آن جاست كه بى احترامى بدان حرام است و اين شهر و اهل آن در حمايت پروردگار متعال هستند و انجام چيزهايى كه در ساير نقاط حرام نيست در اين جا حرام است و اما حرم مكه محدوده خاصى است كه اطراف آن را احاطه كرده است. اين محدوده را حضرت جبرئيل براى حضرت ابراهيم(عليه السلام)مشخص نمود و آن حضرت علايمى را براى شناسايى در آن حدود نصب نمود (و به نقلى نيز حضرت اسماعيل پس از پدر علايم را نصب فرمود)اين علايم در اطراف مكه در پى هر تخريبى در اعصار مختلف تجديد بنا مى شد تا اين كه در زمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) آن علايم بار ديگر تثبيت گرديد و تا به حال با ترميم و تجديد بنا محفوظ نگاه داشته شده است كه پاره اى از آنها جديد است و با سيمان و سنگ رخام ساخته شده و بعضى ديگر قديمى است و با سنگ و آهك بنا گشته و بعضى ديگر سنگ چين مى باشند (و آن را انصاب حرم گويند )محدوده حرم در مكه در تمام جهات يكسان نيست و دايره اى دارد به نام دايره حرم كه حد و مرز مكه را مشخص مى نمايد و نقاطى كه شعاع حرم را به لحاظ جغرافيايى مشخص مى كنند طبق نوشته ها عبارتند از:

1. شمال،در طريق مدينه، تنعيم است با فاصله حدود 6كيلومترى مسجد الحرام.

2. جنوب، در طريق عرفه، نمره است با فاصله حدود 12كيلومترى مسجد الحرام.

3. شرق،در طريق نجد، جعرانه است با فاصله حدود 26كيلومترى(1) مسجد الحرام.

4. غرب، در طريق جده،حديبيه(علمين)است با فاصله حدود 20كيلومترى مسجد الحرام.

احكام حرم

ـ وجوب احرام جهت ورود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. فاصله آن تا مكه را حدود نه مايل و بعضى دوازده مايل ذكر كرده اند.(تاريخ و آثار اسلامى،ص130).


189


ـ استحباب غسل جهت ورود

ـ استحباب برهنه پايى هنگام ورود

ـ استحباب جويدن گياه اذخر هنگام ورود

ـ استحباب دعاى «اللهم انك قلت...»هنگام ورود

ـ حرمت اخذ لقطه در آن

ـ حرمت صيد و شكار در آن

ـ حرمت ورود غير مسلمان به آن

ـ حرمت جنگ و خونريزى در آن

ـ حرمت دفن كردن كافران در آن

ـ حرمت ورود با سلاح آشكار به آن

ـ حرمت بيرون بردن سنگ و خاك آن

ـ حرمت بريدن و شكستن و كندن درختان آن

ـ حرمت تعقيب پناه برنده به آن (مگر مرتكب جرم در حرم)

ـ كراهت مجاورت دايمى در مكه (طبق نظر مشهور فقها)

ـ كراهت مطالبه قرض و سلام به مقروض كه سبب يادآورى مقروض بودن و خجالت او شود

ـ اختيار شكسته (قصر) و يا تمام خواندن نماز براى مسافران مكه(طبق نظر برخى فقها)

ـ و...

مستحبات مكه

ـ با غسل وارد شدن.

ـ از بالاى مكه (از راه مدينه)وارد شدن

ـ كفش به دست و پا برهنه و آرام و فروتن وارد شدن

ـ با خواندن دعاى «اللهم البلد بلدك و البيت بيتك...» وارد شدن.

ـ در مكه انفاق نمودن و روزه گرفتن و ذكر خدا نمودن و قرآن خواندن و ختم قرآن كردن و آب زمزم خوردن.

ـ به زيارت غار حرا رفتن و در مولدالنبى دعا و نماز به جاى آوردن و بستگان رسول الله رادر قبرستان معلى زيارت نمودن و آداب كعبه را انجام دادن و نمازهاى فريضه را در مسجد الحرام به جاى آوردن.

ـ در خروج از مكه صدقه دادن و از پايين مكه بيرون رفتن.

تسميه مكه ـ به تفاوت نقل:

1. از «مك»است به معناى از بين بردن، و مكه نخوت مستبدين را از بين مى برد.

2. از «مك»است به معناى بسط، و مكه جايى است كه خداوند كره زمين را از آن گسترش داده است.

3. از «مك»است به معناى ازدحام، و مكه جايى است كه مردم از هر جا به آن مى آيند و در آن ازدحام مى كنند.

4. از «مك»است به معناى جذب، و مكه جايى است كه (به دعاى حضرت ابراهيم (عليه السلام)) مردم از هر ديارى به آن جذب مى شوند.

5. از «مك» است به معناى كم آبى، و مكه كم آب است (گويى آب آن را زمين مكيده است )يا علاقه مردم را با آخرين قطره آب نشان مى دهد.

6. از «مك»است به معناى مكيدن و كاستن و مكه گناهان را مكيده و نابود مى كند (يا گناه شخص در مكه كاسته مى شود. حالت تقوايى در شخص پيدا مى شود كه عامل پرهيز از گناه است).

7. از «مَكّ»است به معناى نابودى و مكه جايى است كه هر كس نسبت به آن قصد سويى داشته باشد نابود خواهد شد (يا در ابتدا در جاهليت چنان بود كه هر كس در مكه ظلم مى كرد او را نابود مى كردند و يا از مكه بيرون مى راندند).

8. از«تَمَكِّكتُ العظم» است به معناى درون مغز استخوان، و مكه گويى وسط زمين است همان گونه كه مغز استخوان در وسط آن قرار دارد.

9. از«مَكّوك» است به معناى ظرفى كه بالاى آن تنگ و وسط آن فراخ باشد و مكه در ميان دو كوه مرتفع و در ميان دره مثل ظرفى است كه بالاى آن تنگ و وسط آن فراخ باشد.

10. از«مكا» است به معناى خانه(كه لغتى بابلى است) و چون حضرت ابراهيم(عليه السلام)اهل بابل بود نام خانه را كه بساخت مكه نهاد، اين نام اول شهر باقى ماند.

11. از «مُكا» است به معناى صداى نوعى پرنده و در مكه صداى مردم كه خداى را مى خوانند بلند است و زمزمه


190


ملكوتى حاجيان در اطراف كعبه همواره به گوش مى رسد.يا در حج جاهلى هنگام حج مى گفتند: حج ما به اتمام نخواهد رسيد مگر آن كه به كنار كعبه رويم و در آن جا سوت بكشيم.

12. از«مَكوربا»(و به تلفظ يونانى «مقوروبا») است و به زعم برخى از محققين جديد يونانيان از آن نام، شهرى را به معنى مكان تقرب به خدا مراد كرده اند كه همان مكه است.

13. از«مَهْگَه» است به معنى جايگاه ما و ريشه اى ايرانى دارد.

اسامى و القاب مكه

ـ ام، ام الارضين، ام راحم، ام رحم، ام رحمان، ام رحمه، ام روح ، ام زحم ، ام صبح، ام الصفا، ام القرى، ام كوثى، ام المشاعر، امين، امينه، باسه، بره، بساسه، بساق، بطحا، بكه، بلد، بلدامين، بلدالله، بلدالله تعالى، بلدالامين، بلد حرام، بلده، بلدة المروزقه، بيت الدعا، بيت العروس، بينه، تاج، تهامه، جامعه، حاطمه، حجاز، حرام، حرم، حرم آمن، حرم الله، حرم الله تعالى، حرم امن، حرمه، خير البلاد، رأس، رتاج، رحم، ساق، سبوحه، سلام، سيل، شباشعه، صلاح، طيبه، عاقر، عذراء، عرش، عرش الله، عروش، عروض، عريش، عزيز، غاشه، فاران، قادس، قادسيه، قريه، قرية الحمس، قرية النمل، كبيره، كريساء، كوثى، ماحى، مباركه، متحفه، مخرج صدق، مدينة الرب، مذهب، مرويه، مشرفه، مسجد الحرام، معاد، معطشه، مفخمه، مقدسه، مكتان، مكرمه، مهابه، مهبط، نادره، ناسه، ناشته، ناشر، ناشه، ناميه، نجر، نساسه، نقرة الغراب، وادى، وادى، وادى غير ذى ذرع، والده.

كوه هاى مكه

ـ اثبره، ابوقبيس، اخشبان(= امين)، ثبير، ثور(= اطحل)، حبش، حجون، حرا(= جبل الاسلام ـ جبل القرآن، جبل فاران)، رحمت (= جبل نابت، جبل الدعا، جبل الال، جبل عرفات، جبل قرين، جبل المشاه،) صفا، صفايح، قزح، طير، قعيقعان، مروه، نمره، نور.

خانه هاى مكه

ـ دار الارقم(= بيت اسلام، بيت الارقم، دارالخيزران) دار ابوطالب، دار البيضاء(= دارابو يوسف )

ـ دار خديجه(= مولد فاطمه)، دارالضيافه، دارالعجله، دارالمنتدى، دار الندوه، مولد النبى.

شعب هاى مكه

ـ اجياد(= جياد)، شعب ابى طالب(= شعب مولد، شعب على، شعب ابى يوسف، قشاشيه)، شعب جزارين (شعب ابى دب، شعب المقبره).

آب هاى مكه

ـ چاه اسماعيل(= زمزم)، چاه عسيله، چاه فخ (= ميمون)، عين جديده، عين زبيده، عين عرفه، ذو طوى.

وادى هاى مكه

ـ وادى ابراهيم، وادى عرفات، وادى عقيق، وادى فاطمه، وادى فخ، وادى محسر، وادى مشعر، وادى منى، وادى مسفله.

مساجد مكه

ـ مسجد الحرام، اجابه، ابراهيم، ابوبكر، بلال، بيعت(= عقبه)، تنعيم(= عمره)، جن (= حرس، بيعت)، جعرانه، حديبيه، حمزه، خيف(= منى)، رأيت، شجره، شق القمر(= انشقاق قمر)، صفايح، غدير خم، كبش(= قوچ، صخره، نحر)، كوثر، مختبى، مزدلفه(= مشعر الحرام) نمره (= عرفه، عرنه).

حكومت مكه

حكمرانى شهر مكه يكى از مسائل مهم پيچيده تاريخ حجاز است. اين شهر گاهى به دست مصر و گاهى به دست عراق و زمانى به دست يمن و گاهى به دست علويان و گاهى به دست مكيان و غير آنها اداره مى شد.ابتدا از سال هشتم هجرى كه رسول الله وارد مكه گرديد پيوسته حاكمان مكه از جانب آن جانب منصوب مى شدند و از آن پس توسط خلفاى خمسه و اموى و عباسى انتخاب مى گرديدند.

بعد از مرگ معاويه در سال 60 هجرى عبدالله بن زبير كه


191


خود را خليفه خواند مكه را مركز خلافت قرار داد تا سال 73 هجرى كه كشته شد. و آن گاه تا پايان دوره اموى يعنى سال 132 هجرى اداره مكه با امويان بود و حاكمان شهر از جانب خليفه دمشق تعيين مى شدند. و در دوره عباسى حاكم مكه از سوى بغداد معين مى گرديد تا اين كه جعفر بن محمد حسنى(از دودمان امام حسن مجتبى(عليه السلام)) در سال 338 هجرى به نام خليفه فاطمى خطبه خواند و نفوذ عباسى در مكه قطع گرديد. به روايتى در سال 358 هجرى كه معزالدين خليفه فاطمى به مكه تشرف يافت اولين شريف مكه را به نام جعفر بن محمد حسنى( ملقب به ثائر) بر گزيد و او چندين سال در آن جا حكومت كرد.و پس از ثائر پسرش عيسى به حكومت مكه دست يافت و بدين گونه حكومت شرفا( به طور توارث) در مكه آغاز شد و يك شريف در مكه حكومت مى كرد.

اما حكومت شرفا از شاخه سادات حسنى با مرگ شُكْر( كه فرزندى نداشت) در سال 453 هجرى پايان يافت و پس از او بنوشَيَبه مدتى در مكه فرمانروايى كردند تا اين كه امير يمن (على بن محمد صُلَيحى) در كار مكه دخالت كرد و يكى از سادات حسنى به نام ابو هاشم محمد را به امارت برگزيد و او تا سال 487 هجرى در مكه امارت كرد. حكومت اين خاندان حسنى (كه در تاريخ مكه به نام «هَواشِم» معروف شده اند) تا حدود سال 597 هجرى ادامه يافت و سپس شاخه اى ديگر از سادات حسنى در مكه فرمانروا شدند. حكومت شرفا تا سال 630 هجرى تا حدودى مستقل بود و از اين تاريخ به بعد شرفا گاهى تابع پادشاهان مصر و زمانى تابع امراى يمن و شام بودند و چون در سال 923 هجرى سلطان سليم اول عثمانى بر مصر و حرمين تسلط يافت شرفا تابع سلاطين عثمانى گرديدند و حاكمى كه براى مصر تعيين مى شد بر حجاز نظارت داشت و چون در سال 1228 هجرى قمرى محمد على پاشا والى مصر قصد كرد مصر را از عثمانى مستقل كند از اين وقت حكومت حجاز تابع مصر گرديد تا اين كه در سال 1256 قمرى حجاز از مصر منتزع گرديد و بار ديگر سلطان عثمانى (سلطان عبدالمجيد) رسماً شريف مكه را برگزيد. و آن گاه كه در سال 1323 هجرى قمرى شريفى مكه به شريف حسين رسيد او به يارى سردمداران جنگ جهانى اول حجاز را در سال 1334 هجرى از تبعيت عثمانى(كه با آلمان متحد و وارد جنگ شده بود) آزاد كرد( و بعد از جنگ) خود را خليفه مسلمانان خواند، ولى طولى نكشيد كه در مقابله با ابن سعود( كه مورد حمايت دول استعمارگر قرار گرفته و توسط بريتانيا به عنوان حكمران مستقل نجد به رسميت شناخته شد) مغلوب گرديد و سلسله شرفاى مكه برافتاد و سلاطين سعودى حاكم شدند.(1)

مكه مكرمه ( مُ كَ رَّ مِ) لقب شهر مكه كه كعبه در آن واقع است.

مكه معظمه (مُ عَ ظَّ مِ) لقب شهر مكه كه كعبه در آن واقع است.

مكينه (مَ نِ) از نام هاى مدينه است( حرمين شريفين، ص 119).

ملاء از بهترين پارچه هاى يمن كه تبع كعبه را با آن پوشانيد(مكه، ص 59).

ملتزم (مُ تَ زَ) نقطه اى در كعبه، قسمتى از ديوار كعبه، جاى دعا و استغفار (جاى اقرار به گناه و اعتذار جستن و جاى پذيرفته شدن دعا) و در جهت تسميه آن گفته اند كه طبق روايات هيچ بنده اى به اين مكان التجاه و پناه نمى گيرد و التزام نمى جويد جز آن كه خداوند حاجتش را بر آورده مى كند. پيامبر اكرم و ائمه اطهار(عليهم السلام) و صحابه بزرگ سر و صورت و دستها و سينه خود را به اين مكان چسبانيده اند و زائران نيز در اين قسمت به ديوار ملتزم شده و دعا مى خوانند. اما در موضع اين جايگاه دو نقل مختلف است به اين كه:

1. بين حجرالاسود و در كعبه است در ديوار شرقى.

2. مستجار است پشت در كعبه در ديوار غربى نزديك ركن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.نگاه كنيد به كتاب هاى: تاريخ مكه، ص 151 به بعد; حرمين شريفين، ص 59 الى 68; دايرة المعارف فارسى، ذيل مكه.


192


يمانى.(امام شناسى، ج 6، ص 233; تاريخ و آثار اسلامى، ص 52 و 53; حرمين شريفين ،ص 77; سفرنامه ابن جبير، ص 116 و 119).

ململم(مَ لَ لَ) همان (ك) يلملم.

منا همان (ك) منى.

منار مسجد الحرم (مَ رُ لْ حَ رَ) علامات منصوب به وسيله حضرت ابراهيم(عليه السلام) گرد حرم براى تميز حدود حرم از حل(مبسوط در ترمينولوژى حقوق).

مناره مسجد الحرام (مَ رِ) بر سر هر يك از سه باب اصلى مسجد( به نام هاى باب ملك عبدالعزيز، باب العمره، باب السلام) دو مناره به ارتفاع 92 متر(از كف مسجد) با قاعده اى به ابعاد 7×7 متر واقع است( و بر تارك هر مناره هلالى به ارتفاع 6/5 متر از برنز طلا كارى نصب است) هفتمين مناره بر باب الصفا واقع است( و در سال هاى اخير دو مناره ديگر ساخته شد و در نتيجه تعداد مناره ها به 9 رسيده است) اسلوب ساختمانى مناره هايى كه در زمان سعودى ها ساخته شد از هندوستان و چين اقتباس گرديده است و هر يك از اين مناره ها داراى نامى هستند كه عبارتند از:

1. مناره باب على

2. مناره باب العمره

3. مناره باب السلام

4. مناره باب قايتباى

5. مناره باب المحكمه (حكمه)(1)

6.مناره باب الزياده (الزياره)(2)

7. مناره باب الوداع يا حزوره (حرمين شريفين، ص 112; فلسفه و اسرار حج،ص 26; احكام حج و اسرار آن، ص 86; عرشيان، ص 48).

مناره مسجد النبى سابقه ايجاد مناره در مسجد النبى به دوران امويان مربوط مى شود كه توسط عمر بن عبدالعزيز والى مدينه ساخته شد. او در زمان واليگرى خود در مدينه طى سال هاى 88 الى 91 هجرى چهار مناره در چهار گوشه مسجد بنا نمود و بعدها بر اثر تعميرات و اصطلاحات مسجد توسط امرا و سلاطين تعداد مناره ها افزون گشت. در دوران سلاطين عثمانى تعداد مناره ها پنج عدد بوده است. (مناره خمسه) و امروزه در زواياى مسجد نبوى مناره هاى عظيمى سر بر افراشته اند و ارتفاع شش مناره جديد كه ساخته شده هر يك 104 متر است و مجموع مناره هاى موجود مسجد النبى را 10 عدد ذكر كرده اند. و از جمله مناره هاى آن عبارتند از:

مناره باب السلام ـ مناره اى است در زاويه جنوب غربى. ابتدا در زمان وليد و توسط والى مدينه عمر بن عبدالعزيز بنا شد ولى به علت اشراف بر منزل«مروان حكم» و به دستور« سليمان بن عبد الملك» تخريب گرديد تا اين كه در سال 706 هجرى مجدداً به دستور سلطان محمد بن قلاوون بنا گرديد و برخى گويند از ساخته هاى شيخ الخدام شبل الدوله معروف به حريرى است. اين مناره توسط سعودى ها حفظ شده است.

مناره رئيسيه (رأسيه) ـ مناره اى است در زاويه جنوب شرقى و از آثار سلطان اشرف قايتباى است كه (به سال 886 هجرى) به ارتفاع شصت متر در كنار« قبة الخضرا» ساخته شد و وجه تسميه رئيسيه از آن جاست كه رئيس مؤذنين بر آن اذان مى گفت. سعودى ها آن را هر چند گاه تعمير مى كردند.

مناره باب الرحمه ـ مناره اى است كه در ضلع غربى نزديك باب الرحمه قرار داشت و توسط سلطان قايتباى در سال 888 هجرى ساخته شد اما در جريان توسعه اول مسجد در دوران سعودى تخريب گرديد.

مناره سليمانيه (عزيزيه)ـ مناره اى است كه در زاويه شمال شرقى قرار داشت بر گرفته از نام سلطان سليمان قانونى. سلطان سليمان اين مناره را به جاى مناره سنجاريه (كه ظاهراً از آثار امير سَنْجَر جاوُلى متوفى 745 هجرى بود) قرار داد. اين مناره را«العزيزيه» هم مى گويند زيرا عبدالعزيز خان بن محمود آن را تعمير نمود. و سعودى ها

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. و در برخى منابع باب حكمه.

2. و در برخى منابع باب الزياره.


193


آن را تخريب كردند و مناره ديگرى در جاى آن توسط ملك عبدالعزيز سعودى به ارتفاع 70 متر بنا گرديد.

مناره مجيديه ـ مناره اى است كه در زاويه شمال غربى قرار داشت و توسط عبدالمجيد عثمانى بنا شد اما توسط سعودى ها تخريب گرديد و مناره ديگرى در جاى آن در دوران ملك عبدالعزيز سعودى به ارتفاع 70 متر بنا گشت، اما اين مناره هم اخيراً در توسعه شمالى مسجد تخريب گرديد. به«التشكيليه» (شكيليه)و «اشكليه» و «الخشيبه» نيز معروف بود.(حرمين شريفين، ص 148; مدينه شناسى، ج 1، ص 122 و 123; تاريخ و آثار اسلامى، ص 238 و 262; با راهيان قبله، ص 87; به سوى ام القرى، ص 315; و...)

مناسك (مَ سِ) اختصار (ك) مناسك حج

مناسك حج فَاذا قضيتم مناسككم فاذكروا الله (بقره ـ 200)

ـ اصطلاحاً مراسم و اعمال حج (عبادات مخصوص حج) را گويند. مجموعه آداب و افعالى كه در زمانى خاص و در اماكنى خاص جهت زيارت بيت الله صورت مى گيرد و به طور كلى از دو عبادت عمره و حج تشكيل مى شود و اعمال اين دو، مقدارى تفاوت دارد و در دو زمان مختلف صورت مى پذيرد.

مناسك منى عبادات يوم النحر (روز دهم ذى حجه) است كه به ترتيب عبارت است از رمى جمرة العقبه، ذبح و حلق رأس (مبسوط در ترمينولوژى حقوق).

مناصب قريش (ك) مناصب كعبه

مناصب كعبه يا مناصب قريش، به مناصبى گفته مى شود كه در ارتباط با سرپرستى امور كعبه و مؤسسات مربوطه مورد عنايت وافر قريش بود و در حقيقت اقتصاد و سياست قريش بر اساس مناصب مربوط به كعبه استوار بود. رياست هر يك از مؤسسات وابسته به كعبه را بزرگ يكى از طوايف قريش به عهده داشت. مقارن با ظهور اسلام(1) مسئوليت اين مناصب در دست ده طايفه مهم قريش (بنى هاشم، بنى سهم، بنى اُمَيه، بنى نَوفَل، بنى عَبُدالدّار، بنى اَسَد، بنى تَيْم، بنى مَخزوم، بنى عَدىّ و بنى جُمَح) بود و انواع مؤسسات قريش و كعبه عبارت بود از:

1. اعنه، سر پرستى ستوران قريش در هنگام جنگ بود.

2. ايسار و ازلام، در رابطه با بخت آزمايى و فالگيرى بود كه به دست صفوان بن اميه از بنى جمح قرار داشت.

3. حجابت، دربانى و كليد دارى كعبه كه به دست عثمان بن طلحه از بنى عبدالدار بود.

4. حفاظت، جمع آورى و نگهدارى اموال متعلق به كعبه و بت ها كه به دست صفوان بن اميه از بنى جمح قرار داشت.

5. ديه، در مورد پرداخت غرامت بود كه به دست طايفه بنى تميم قرار داشت.

6. رفادت، در رابطه با مهماندارى و پذيرايى از زائران كعبه بود به اين نحو كه قريش در مواقع معين مبالغى پول را از ميان خود جمع مى كرد و براى اطعام به متصديان رفاده مى داد. تصدى رفاده با حارث بن عامر از بنى نوفل بود و بعد در اختيار بنى هاشم قرار گرفت.(2)

7. سدانت، خادمى و پرده دارى كعبه كه به دست عثمان بن طلحه از بنى عبدالدار بود.

8. سفارت، در رابطه با روانه كردن نماينده براى انجام مذاكرات صلح يا جنگ يا اظهار مفاخرت در برابر اقوام

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. با ظهور اسلام از مناصب كعبه و قريش چيزى باقى نماند جز آن كه رسول خدا منصب توليت و سدانت را به عثمان بن طلحه (و فرزندان او) و منصب سقايت را به عباس بن عبدالمطلب بخشيد.

2. هاشم هر موقع كه هلال ذى حجه را مى ديد بامدادان به سوى كعبه مى آمد. و به ديوار كعبه تكيه مى كرد و مى گفت: گروه قريش! شما بالاترين و گرامى ترين تيره جامعه عرب هستيد. خدا شما را در خانه خود جاى داده است و اين فضيلت را براى شما از ميان فرزندان اسماعيل برگزيده است. هان اى مردم! زائران خانه خدا در اين ماه با شور عجيبى به سوى شما مى آيند. آنان مهمانان خدا هستند. پذيرايى از آنان به عهده شماست و در ميان آنها افراد تهيدست كه از نقطه دور به اين جا مى آيند فراوانند. به صاحب اين خانه سوگند، اگر قدرت و توانايى داشتم همه را پذيرايى نموده از شما كمك نمى طلبيدم ولى آنچه الان در توان دارم و از راه حلال به دست آورده ام در اين راه خرج مى كنم ولى همه شما را به خدا سوگند مى دهم مبادا از زائران خانه خدا با مال حرام پذيرايى كنيد، مالى كه آن را از طريق ظلم و ستم به دست آورده ايد و يا آن كه در بذل مال حلال خود دچار ريا و اكراه و اجبار شويد. آن كس كه در بذل مال خود طيب نفس ندارد از انفاق خوددارى كند(تاريخ اسلام، سبحانى،ص 16).


194


ديگر كه به دست عمر بن خطاب از بنى عدى بود.

9. سقايت، آب دادن حاجيان و زائران كعبه كه به دست عباس بن عبدالمطلب از بنى هاشم بود.

10. عمارت، نگاهبانى مسجدالحرام و مراقبت به اين كه كسى در آن محل مقدس ياوه سرايى و بدگويى نكند و فرياد نزند كه به دست شيبة بن عثمان از بنى عبدالدار بود.

11. قبه، اسلحه خانه، خيمه اى چرمى بود كه در مواقع معين و هنگام لزوم بر پا مى شد و مهمات جنگى در آن فراهم مى گشت و به دست خالدبن وليد از بنى مخزوم بود.

12. قضا، داورى در خصومات بود.

13. قيادت، سردارى و سرپرستى كاروان هاى بازرگانى و يا سپاهيان كه به دست ابوسفيان از بنى اميه بود.

14. لواء، پرچمدارى (با پرچمى به نام عقاب كه در موقع جنگ بيرون مى آوردند كه به دست ابوسفيان از بنى اميه بود.

15. مشورت، مؤسسه اى مشورتى كه به دست يزيدبن زمعه از بنى اسد بود.

16. ندوه، انجمن شوراى دارالندوه كه به دست عثمان بن طلحه از بنى عبدالدار بود.(تاريخ پيامبر اسلام، ص 25 الى 27; تاريخ تمدن اسلام، ج 1، ص 20 به بعد; زندگانى محمد، ترجمه پاينده، ص 583)

مناصب مكه (ك) مناصب كعبه

منبر پيامبر همان (ك) منبر نبوى

منبر مسجد الحرام منبرى بود به ارتفاع 12 متر (از صحن مسجد الحرام) واقع در قسمت شمالى مقام ابراهيم كه در سال 996 قمرى در زمان سلطان سليمان قانونى پادشاه عثمانى از مرمر سفيد ساخته شد (و قبل از آن نيز منبرهاى كوچك ترى وجود داشت) اين منبر در توسعه و تعميرات مسجد الحرام در زمان سعودى ها برداشته شد.

منبر مسجد النبى همان (ك) منبر نبوى

منبر نبوى منبرى است در مسجد النبى واقع در جايگاه وعظ و خطابه رسول الله (و در غرب محراب نبوى مستقر است) طبق نقل آن حضرت در مسجد النبى پشت به ستونى يا تنه درخت خرمايى مردم را در امور دينى و اجتماعى ارشاد مى فرمود تا اين كه در سال پنجم هجرى براى تكيه دادن حضرت (به جاى استفاده از تنه درخت) منبرى ساخته شد(1) و به نقلى اولين منبر از گل ساخته شد و تنها مرتفع بود و پله نداشت و به نقلى هم در سال هفتم هجرى منبرى از چوب جنگلى ساخته شد با دو سه پله (يك جايگاه و دو پله) و رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بر پله زبرين مى نشست و پاهاى مباركش را بر پله ميانين مى گذاشت. در مورد نخستين كسى كه براى حضرتش منبرى از چوب بساخت به اختلاف از مروان و از غلام عباس بن عبدالمطلب و از غلام سعيد بن عاص و از غلام زنى انصارى ياد كرده اند. بعضى منابع اين فكر را به تميم دارى نسبت مى دهند و مى گويند وى منبر را ساخته است و برخى هم از«يا قوم رومى» ياد مى كنند و اما در مورد تعميرات و تغييرات منبر از جمله آورده اند:

1. پس از رحلت، منبر همچنان باقى بود تا اين كه معاويه شش پله از پايين به آن افزود كه مجموعاً نه پله شد. به نقلى ديگر اين منبر همچنان بود و مروان حكم والى مدينه در زمان معاويه دستور داد منبر داراى شش درجه براى او ساختند.

2. سال 150 هجرى، به دستور والى مدينه، منبر را با مرمر مفروش نمودند.

3. سال 654 هجرى، منبر در آتش سوزى مسجد النبى بسوخت و لذا در اين سال (يا سال 656) الملك المظفر امير يمن منبرى از چوب صندل فرستاد كه در جاى منبر نبوى نصب گرديد.

4. سال 664 هجرى، الملك الظاهر بَيْبَرس بند قُدارى منبر جديدى فرستاد كه به جاى منبر قبلى گذاشته شد.

5. سال 797 هجرى، الملك الظاهر برقوق منبرى ارسال

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. و در روايت آمده كه بعد از ساخت منبر، آن تنه درخت در فراق حضرت حنين(ناله) سر داد و رسول خدا به سويش آمد و در برش كشيد تا خاموش شد.


195


كرد كه به جاى منبر بيبرس نصب گرديد.

6. سال 820 هجرى، الملك المؤيد شيخ محمودى منبرى فرستاد كه در محل نصب منبر برقوق گذاشته شد.

7. سال 886 هجرى، منبر الملك المؤيد شيخ در آتش سوزى مسجد النبى بسوخت و مردم مدينه منبرى از آجر ساختند و آن را در گچ و آهك گرفتند و در مكان آن جاى دادند.

8. سال 888(يا 889) هجرى، منبرى از مرمر و ظاهراً به دستور الملك قايِتباى روانه مدينه شد كه آن را به جاى منبر آجرى قرار دادند.

9. سال 998 هجرى، به دستور سلطان مراد سوم عثمانى منبرى يكپارچه از سنگ مرمر ساخته شد و به جاى منبر سلطان قايتباى نهادند.(1) اين منبر هم اكنون نيز در مسجد النبى و در سمت راست محراب النبى و در مقابل محل اذان بلال (و در ناحيه غربى روضة النبى مقابل ستون حنانه) در جايگاه اصلى منبر قرار دارد. اين منبر 12 پله بوده و با طلا و نقره تذهيب شده و بين سه پله تحتانى و نه پله فوقانى آن درى نصب گرديده است.(تاريخ و آثار اسلامى، ص 212 و 213; راهنماى حرمين شريفين، ج 5، ص 82; آثار اسلامى مكه و مدينه، ص 73; مدينه شناسى، ج 1، ص 19;و...)

منحر (مِ حَ) محل نحر. قربانگاه سرزمين منى را گويند.

منسك (مَ سَ)

1. عبادت خاص حج.

2. جاى قربانى در حج(لغت نامه)

منى (مَ، مِ، مُ، نا)(2) بيابان وسيعى است كه در جانب شرقى مكه و ميان مكه و وادى مشعر الحرام قرار گرفته است و در فاصله حدود 10 كيلومترى بيت الله بين دو رشته كوه با سنگ هاى سخت و درشت محصور مى باشد. طول وادى منى حدود 3(5/3) كيلومتر بوده و وسعتى حدود شش كيلومتر مربع دارد و اخيراً با تراشيدن كوه ها بر فضاى مورد استفاده اضافه مى نمايند. منى جزء حرم مكه است و حد آن از جمره عقبه است تا وادى محسر، در رابطه با حج، منى محل توقف حاجيان و محل انجام اعمالى است.

واجبات منى

ـ پس از طلوع صبح دهم ذى حجه كه حاجيان با حال احرام از مشعر به سوى منى مى آيند، طى سه روز و دو شب واجباتى (اعمالى و وقوف) به جاى مى آورند.

ـ در روز دهم، چهارمين و پنجمين و ششمين عمل از اعمال حج (يعنى رمى جمره عقبه، قربانى، حلق يا تقصير) را بايد انجام داد.

ـ در روز يازدهم و دوازدهم، سيزدهمين عمل حج(يعنى رمى جمرات ثلاث) را بايد انجام داد.

ـ در شب يازدهم و دوازدهم، دوازدهمين عمل حج (يعنى وقوف در منى) را بايد به عمل آورد.

مستحبات منى

ـ غسل روز عيد نمودن

ـ نماز روز عيد خواندن

ـ دعاهاى روز عيد خواندن

ـ حمد خدا پس از اعمال روز عيد كردن

ـ نماز در مساجد كبش و بيعت خواندن

ـ شب سيزدهم ذى حجه را در منى به سر بردن(3)

ـ ريگ هاى مازاد مشعر را در منى دفن نمودن

ـ صد ركعت نماز مستحبى در مسجد خيف خواندن

ـ مستحبات هر يك از اعمال واجب( رمى، قربانى، حلق يا تقصير) را به جا آوردن

ـ هر يك از اذكار (سبحان الله)، (لا اله الا الله)، (الحمدالله) را صد بار در مسجد خيف گفتن

ـ تكبيرات (الله اكبر...و الحمد على ما ابلانا) را بعد از 15 نماز (از ظهر روز عيد تا صبح روز سيزدهم) خواندن

تسميه منى ـ به تفاوت نقل:

ـ نام كوهى است در اين سرزمين.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. منبر سلطان قايتباى را به مسجد قبا منتقل كردند كه هم اكنون نيز در آن جاست.

2. (مَ) لغت نامه، (مِ) فرهنگ فارسى،(مَ ـ مِ ـ مُ) عرشيان، ص 79.

3. در اين صورت بايد در روز سيزدهم جمرات ثلاثه را رمى كند.


196


ـ در اين جا حضرت جبرئيل به حضرت ابراهيم گفت:«تمنا» كن.

ـ حضرت آدم و حضرت حوا در اين نقطه آمرزش الهى را«تمنا» كردند.

ـ حضرت آدم(عليه السلام) در اين جا در پاسخ به سؤال جبرئيل كه آيا تمنايى دارى؟ گفت: تمناى جنت.

ـ از«اِمناء» (به معنى خون ريختن) است، چرا كه در اين جا خون قربانى ريخته مى شود.

ـ از«منت» است و خداوند بر مردم منت گذاشت و در اين جا اعمال حج را به آنان ياد داد.

اماكن منى

1. مساجد، چون: مسجد خيف، مسجد صفايح، مسجد كبش، مسجد بيعت، مسجد كوثر.

2. قربانگاه، موسوم به مسلخ و مذبح و منحر. محل وسيع و محصورى است در سر راه مشعر در ورود به منى(1) در سمت راست كه براى قربانى كردن اختصاص يافته است (گرچه قربان كردن در هر نقطه اى از منى جايز است).

3. جمرات يا جمار (جمع جمره)سه ستون سنگى است كه از دامنه كوهى كه فاصل ميان مكه و منى است شروع شده و به عمق منى تا طول 271پيش مى رود.

وقايع منى - بعد از بعثت سه واقعه تاريخى مهم در وادى منى اتفاق افتاد.

1. در اين جا صحيفه ملعونه براى محاصره اقتصادى اجتماعى پيامبر و بنى هاشم تنظيم شد.

2. در اين جا در سال هاى دوازده و سيزده هجرى اهالى يثرب با پيامبر اكرم(عليه السلام)بيعت كردند.

3. در اين جا بود كه به سال هشتم هجرى در فتح مكه سپاه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) اردو زد.

همراه منى ـ به مفهوم كلامى از امام سجاد(عليه السلام) در رفتن به منى بايد قصد آن داشت كه بعد از اين از دست و زبان و دلمان براى مردم ايمنى باشد.

مواجهه (مُ جَ هـِ) جهت قبلى (قبله) حجره رسول الله يعنى المواجهه...(مدينه شناسى، ج 1،ص 85)

مواضع اربعه(مَ ضِ) همان (ك) مواطن اربعه

مواطن اربعه (مَ طِ) مواضع اربعه. مساجدى هستند كه مسافر ميان قصر (شكسته) يا اتمام نماز مخير است و عبارتند از مسجد مكه (مسجد الحرام) مسجد مدينه(مسجد النبى) مسجد كوفه و حاير حسينى (منهج الصادقين، ج 3، ص 99; اصول فقه، ص 91; فقه فارسى با مدارك، ص 199 و 286).

مواقف (مَ قِ) نقاطى كه براى اجراى آداب و اعمال حج در آن جا بايد توقف نمود، مانند: عرفات، مشعر الحرام،منى.

مواقيت (مَ). جمع ميقات. اختصار (ك) مواقيت حج

مواقيت احرام همان (ك) مواقيت حج

مواقيت حج يا مواقيت احرام، اماكن معينى هستند كه جهت ورود به مكه و نيز جهت انجام حج بايد در آن احرام بست.

مواقيت يا (ك) «ميقات»ها در نقاط مختلفى پراكنده اند.

مواقيت معروفه ميقات هاى پنجگانه (يلملم، وادى عقيق، قرن المنازل،جحفه، مسجد شجره) را گويند.

موجوء (مَ) حيوانى كه رگ هاى او را ماليده باشند. در حج احوط اين است كه قربانى موجوء نباشد. (مناسك حج، ص 168)

موسم (مَ سِ) هنگام گردن آمدن حاجيان براى حج كه نيمه اول ذى حجه است. (سفرنامه ناصر خسرو، ضمايم، ص 189)

موسم الحاج (ـ مُ لْ جّ) همان (ك) موسم (مبسوط درترمينولوژى حقوق)

موضع الجنائز (مَ ضِ عُ لْ جَ ءِ)همان (ك) مكان الجنائز

موفيه (مُ وَ فّ ىِ) از نام هاى مدينه است، زيرا حقوق ميهمانان را ادا مى كند و با نعمت هاى فراوان و معنويت از واردين پذيرايى مى نمايد و خاكش دردها را شفا مى بخشد و غبارش جزام را از بين مى برد. (حرمين شرفين، ص 119; ميقات حج، ش 7،ص 173; لغت نامه)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. گفته اند قربانگاه جديد بيرون از منى است.


197


موقف (مَ قِ) آنجا كه حج كنند. (لغت نامه)

ـ وقتى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در عرفه توقف كرد، كوهى را كه بر آن ايستاده بود موقف ناميد، و همه عرفه موقف است و صبحگاه كه بر قزح ايستاده بود فرمود اين جا موقف است و همه مزدلفه موقف است (تاريخ طبرى، ص 1279)

موقف اختيارى عرفات و مشعر آن گاه كه بر اساس اختيار وقوف شود.

موقف اضطرارى عرفات و مشعر آن گاه كه بر اساس اضطرار وقوف شود.

موقف اول عرفات را گويند.

موقف دوم مشعر الحرام را گويند.

موقفين (مَ قِ فَ) دو موقف عرفات و مشعر الحرام.(مبادى فقه و اصول، ص 353)

مولد سيده فاطمه(عليها السلام) شهرت خانه حضرت خديجه در مكه زادگاه اولاد رسول اكرم. (حج يوسف، ص 56) (ك) مولد فاطمه.

مولد على(عليه السلام) كعبه مكرمه است.

مولد فاطمه(عليها السلام) شهرت خانه حضرت خديجه(عليها السلام) در مكه در نزديكى «مولدالنبى» در محلى معروف به «القشاشيه» (در شرق مسجد الحرام) در كوچه اى به نام «زقاق الحجر» (زقاق العطارين) و رسول الله تا زمان هجرت در آن سكونت داشتند و سپس عقيل بن ابى طالب آن را گرفت. اين خانه در طول تاريخ توسط سلاطين مختلفى تعمير و تجديد بنا شد تا اين كه سعودى ها آن را تخريب كردند و مكان تقريبى آن حدود 150مترى مروه بود كه اكنون داخل ميدان ترمينال اتوبوس شهرى در پشت صفا و مروه و خيابان غزه محو شده است. اين خانه كه از مشاهد متبركه مكه بود حوادث متعددى به خود ديده است چون:

ـ ازدواج رسول الله

ـ تولد حضرت فاطمه

ـ وفات حضرت خديجه

ـ نزول جبرئيل بر نبى اكرم

ـ حادثه ليلة المبيت و شروع هجرت

ـ وجود مكانى در اين خانه معروف به «مختبى» به جهت دعوت مخفيانه به اسلام در اين جا و يا به جهت اختفاى حضرت از سنگ پرانى مشركان. نوشته اند حضرت در پناه تخته سنگى خود را از سنگ پرانى از سوى خانه ابولهب در امان قرار مى دادند و اين تخته سنگ تا قبل از تخريب خانه باقى بود. (ميقات حج، ش 3، ص 166 و 176; حرمين شريفين، ص 106; تاريخ و آثار اسلامى، ص 94)

مولد النبى (مُ لِ دُ نَّ) شهرت خانه محل تولد پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) يعنى خانه حضرت آمنه بنت وهب همسر حضرت عبدالله بن عبدالمطلب(عليهم السلام). اين خانه بسيار مقدس و با ارزش در تاريخ اسلام، از مشاهد متبركه مكه است و در شعب ابى طالب در كنار سوق الليل (در كوچه اى مشهور به زقاق المولد)واقع است. اين خانه بعد از هجرت حوادث چندى به خود ديد كه برخى از آنها عبارتند از:

ـ عقيل آن رادر تصرف خود گرفت و به زعمى حضرت آن را به عقيل بخشيد.

ـ محمد بن يوسف ثقفى برادر حجاج ثقفى آن را از فرزندان عقيل خريد و جزء خانه خود كرد.

ـ خيزران مادر هارون الرشيد در سال 171هجرى آن را گرفت و از خانه محمد بن يوسف ثقفى جدا ساخت و به مسجد تبديل كرد (كه در نزديكى محراب آن به نشانه محل تولد رسول الله حفره اى كندند و با نقره تزيين نمودند) و در ى از آن به «زقاق المولد» باز نمود.

ـ ناصر عباسى در سال 576 و ملك مظفر امير يمن در سال 659 (يا666) و ملك مجاهد نوه ملك مظفر در سال 740 و امير شيخون دولتمرد مصرى در سال 757 و ملك ناصرالدين اشرف شعبان از مماليك بحرى مصر در سال 766 و ملك برقوق ظاهر از مماليك برجى مصر(امارت طى سال هاى 785 ـ 801 هجرى قمرى) آن را تعمير نمودند.

ـ در دوران عثمانى سلطان سليمان در سال 937 هجرى بر آن گنبدى ساخت و در سال 963 گنبد را تعمير كردند و در


198


سال 1009 هجرى سلطان محمد (پسر سلطان مراد خان) عثمانى آن را از نو عمارت كرد و براى آن قبه و مناره ساخت.

ـ در دوران آل سعود در زمان ملك عبدالعزيز اين خانه مقدس و تاريخى كه مورد توجه و زيارت زائران بود (به منظور محو آثار اسلامى) تخريب گرديد ولى بعداً به علت بازتاب منفى اين عمل در ميان مسلمين جهان به ناچار ساختمان دو طبقه اى به عنوان كتابخانه در آن ساختند كه اكنون تابلوى «وزارة الحج و الاوقاف، المكتبة المكة المكرمه» بر آن ديده مى شود. اين ساختمان با نمايى سفيد و پنجره هاى متعدد در سمت ميدان صفا و مروه (كه ايستگاه اتوبوس است)قرار دارد و تنها اين بنا در ميدان مذكور ديده مى شود. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 87 و 88; ميقات حج، ش 3، ص 165; تاريخ پيامبر اسلام، ص 55; حرمين شريفين، ص 107; عرشيان، ص 71)

مؤمنه (مُ مِ نِ) از نام هاى مدينه است (حرمين شريفين، ص 118; ميقات حج، ش 7، ص 169)

مؤنسه از نام هاى زمزم است(ميقات حج، ش 10، ص 91)

مهابه (مَ بَ)از القاب مكه است چون ملحدين و جبابره از مهابت خلقى و طبيعى كعبه خوف و هراس دارند. (ميقات حج، ش 21، ص 123).

مهاجر رسول الله (مُ جَ) از نام هاى مدينه است. (حرمين شريفين، ص 119)

مهاجرين (مُ جِ) عنوان مسلمانانى است كه در عصر رسول الله در سال سيزدهم بعد از بعثت به فرمان آن حضرت از مكه به مدينه مهاجرت نمودند.

مهبط (مَ بِ) از نام هاى مكه است.(لغت نامه)

مهبط جبرئيل همان (ك) مقام جبرئيل

مهراس (مِ) سنگلابى. به زعمى در راه احد واقع شده است. در پايان غزوه احد حضرت امير با سپر خويش از مهراس (آبى كه در گودى سنگ هاى كوه جمع شده بود)مى آورد و به صورت رسول خدا مى ريخت. (مدينه شناسى، ج 2، ص 241; ميقات حج، ش 31، ص 54)

مهل (مُ هـَ لّ) ميقات (لغت نامه)

مهل (مُ هـِ لّ) احرام بسته. تلبيه (لبيك)گوينده (كتاب حج، ص 254)

مهلل نام ديگر وادى (ك) محسر

مهلهل نام ديگر وادى (ك) محسر

مهيعه (مَ ىَ عِ) نام قديم (ك) جحفه

ميزاب نام (ك) ناودان كعبه

ميزاب رحمت نام (ك) ناودان كعبه

ميقات نشانگر زمانى مخصوص و بيانگر مكانى مخصوص است. محلى كه در وقت معين در آن اجتماع مى كنند و زمان خاصى كه براى كار معينى قرار داده مى شود و در مبحث حج ميقات بر دو قسم است:

ميقات زمانى ـ مراد وقت مجاز براى محرم شدن و انجام اعمال حج و عمره است و اين زمان در:

1. عمره مفرده، طول ايام سال است (بجز ايام اختصاصى حج) جهت محرم شدن و جهت انجام عمره.

2. عمره تمتع، طول ماه هاى شوال و ذى قعده و نه روز اول ذى حجه (تا پيش از ظهر) است جهت محرم شدن و جهت انجام عمره.

3. حج، طول ماه هاى شوال و ذى قعده و نه روز اول ذى حجه (تا پيش از ظهر) است براى محرم شدن(1) و تا روز دوازدهم (يا سيزدهم) ذى حجه است براى انجام حج (و تا آخر ذى حجه براى برخى از اعمال حج).

ميقات مكانى ـ موضع خاص محرم شدن جهت ورود به مكه و جهت انجام عمره و حج است. ميقات ها(2) متعددند و با توجه به نوع عبادت حج و يا عمره و نيز با توجه به نقطه ورود به حرم متفاوتند و مانند يك خط دايره اى اطراف مكه را فرا گرفته اند. و عبور از اين ميقات ها و يا محاذى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. در حج تمتع بعد ازاتمام عمره تمتع است تا هنگامى كه بتوان خود را براى بعد از ظهر روز نهم ذى حجه به وقوف اختيارى عرفات رسانيد.

2. و چون «ميقات»به طور مطلق و بدون قيد مكان آورند منظور ميقات مكانى است.


199


آنها (براى مسافر يا ساكن و براى قاصد حج و عمره يا فاقد قصد) بدون احرام، حرام است.

ميقات حج تمتع يعنى محل احرام بستن براى انجام حج تمتع است. ميقات حج تمتع (كه پس از انجام عمره تمتع صورت مى گيرد) خود شهر مكه است با افضليت در:

1. مسجد الحرام

2. مقام ابراهيم

3. حجر اسماعيل و زير ناودان طلا

ميقات عمره تمتع مكان احرام بستن براى ورود به مكه و انجام عمره تمتع است (و اجازه نيست كه از ميقات يا محاذى آن بدون احرام عبور نمود و وارد مكه شد)و در چند مكان (ميقات)مى توان احرام بست و اين ميقات ها(مواقيت)كه در خارج از حرم واقع هستند عبارتند از:

1. ذوالحليفه; ميقاتى است در حدود چند كيلومترى جنوب مدينه به طرف مكه (و به فاصله تقريبى 486 كيلومترى) و از جميع ميقات هاى ديگر نسبت به مكه دورتر است و افضل همه ميقات هاست از نظر وثوق. در اين جا مسجد شجره قرار دارد كه در هر جاى آن مى توان محرم شد.اين جا ميقات همه كسانى است كه از راه مدينه عازم مكه هستند.

2. وادى عقيق ; ميقاتى است در شمال شرقى مكه (به فاصله تقريبى 94 كيلومترى) اوايل اين ميقات را از طرف عراق «مسلخ» و اواسط آن را «غمره»و اواخر آن را «ذات عرق» گويند و در همه جاى اين وادى مى توان احرام بست و افضل بستن احرام از «مسلخ»است. اين جا ميقات اهل عراق و نجد و همه كسانى است كه از آن راه عازم مكه هستند.

3. جحفه; ميقاتى است در شمال غربى مكه (به فاصله تقريبى 156 كيلومترى) جحفه (كه در قديم «مهيعه» ناميده مى شد به معنى با وسعت)، ميقات اهل شام و مصر و مغرب و همه كسانى است كه از اين راه (و از راه جده) به مكه مى روند در صورتى كه پيش از آن به ميقات ديگرى برخورد نكرده باشند (و الا بايد در همان ميقات جلوتر احرام بست) اما اگر بدون احرام از ميقات پيشين عبور شود و برگشتن به آن ممكن نباشد لازم است از جحفه محرم شد.

4. قرن المنازل يا «قرن الثعالب» ميقاتى است در شرق مكه (به فاصله تقريبى 94 كيلومترى و از راه رياض حدود 80 كيلومترى، اين جا ميقات اهل طايف و همه كسانى است كه از اين راه عازم مكه مى شوند.

5. يلملم يا «الملم» يا «ململم» يا «يرمرم» كوهى است از كوه هاى تهامه، و وادى يلملم ميقاتى است در جنوب شرقى مكه (به فاصله تقريبى 94 كيلومترى و از راه جديد 54 كيلومترى)، اين جا ميقات يمن و كسانى است كه از اين راه عازم مكه مى شوند.(1)

6. محاذى; در مواردى محاذى، ميقات است يعنى اگر هنگام رفتن به مكه به جايى رسند كه در صورت رو به قبله ايستادن، ميقات بدون فاصله زياد در سمت راست يا چپ قرار گيرد (عرفاً) به طورى كه اگر از آن جا بگذرند ميقات متمايل به پشت شود گذشتن از آن جا بدون احرام جايز نيست.

7. خانه، دويرة الاهل; ميقات اشخاصى كه خانه هايشان به مكه نزديك تر از ميقات هاى پنجگانه (ذوالحليفه، وادى عقيق، جحفه، قرن المنازل، يلملم) است خانه هاى خودشان است.

8. ادنى الحل; جايى است كه از ديگر مواضع حِلّ به مكه نزديك تر است (نزديك ترين محلى كه از حرم بيرون مى باشد) و از آن جا ورود به حرم بدون احرام جايز نيست و ميقات كسانى است كه از هيچ كدام از ميقات ها و يا محاذى آنها عبور نكرده و تمكن رفتن به يكى از آنها را هم ندارند.

9. فخ ـ نقطه اى است در مدخل ورودى مكه(در محدوده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. چوادى هاى پنجگانه مسجد شجره (ذوالحليفه)، وادى عقيق، قرن المنازل، جحفه و يلملم را رسول گرامى اسلام تعيين فرمودند.(ميقات حج، ش 6، ص 142).


200


مسجد تنعيم) كه يكى از نقاط آغازين حرم است و به نظر برخى فقها ميقات كودكان و نابالغ ها (كه طاقت سرما و گرما را ندارند) مى باشد. (ميقات صبيان)

ميقات عمره مفرده مكان احرام بستن براى انجام عمره مفرده با توجه به ورود به مكه و يا حضور در مكه متفاوت است:

الف: ميقات خارج مكه: كسى كه از مكه دور است و بخواهد جهت ورود به مكه و انجام اعمال مفرده احرام ببندد، ميقات ها همان ميقات هاى عمره تمتع (يعنى: ذوالحليفه، وادى عقيق، جحفه، قرن المنازل، يلملم، محاذى، ادنى الحل، خانه، فخ) مى باشد. (é)

ب: ميقات داخل مكه: كسى كه در داخل مكه است و بخواهد جهت انجام اعمال عمره مفرده احرام ببندد بايد به خارج از حرم رود و در ميقات هاى خاصى احرام بندد كه عبارتند از:

1. تنعيم: مكانى است در شمال(غربى) مكه در سر راه مدينه به مكه(كه امروزه متصل به شهر مكه شده است).

2. حديبيه: سرزمينى است ما بين جده و مكه در مغرب حرم در نزديكى مكه( به نقلى در فاصله حدود 20 كيلومترى).

3. جعرانه: سرزمينى است ما بين طايف و مكه در جانب شمالى حرم(در فاصله تقريبى 26 يا 29 كيلومترى) و روستاى كوچكى است در كنار وادى سرف.(1)

4. اضأه لبن يا«اضأه ابن عقش» محلى است در سر راه يمن كه از جانب جنوب(شرقى) حد حرم مكه است.(در فاصله دوازده كيلومترى)

5. وادى نخله: مكانى است در شرق حرم

6. وادى عرنه: مكانى است در شرق حرم.

7. ادنى الحل: مراد اولين نقطه خارج از حرم است كه از همه جوانب محقق است.«ادنى» يعنى نزديك ترين و ادنى الحل جايى است كه از ديگر مواضع حل به مكه نزديك تر است كه منتهى اليه حرم به آن متصل است و يا اولين نقطه خارج حرم است و از جمله جاهاى معروف«ادنى الحل» همان حديبيه و تنعيم و جعرانه است.(2)

ميمون (ك) چاه ميمون

ميمونه (مَ نِ) از نام هاى زمزم است.

*

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. افضل و قدر متيقن اين ميقات ها، تنعيم و حديبيه و جعرانه است و رسول گرامى اسلام در اين نقاط محرم شدند.پيدا كردن حد حرم در بقيه موارد مقدارى مشكل است.

2. منابع مورد استفاده درباره ميقات:

ـ لمعه، ج 1،ص 114; تبصره المتعلمين ،ص 155; توضيح مناسك حج،ص 13 الى 35; تاريخ و آثار اسلامى، ص 127 الى 130; ميقات حج،ش 2 و ش 6; فرهنگنامه حج و عمره، دفتر اول،ص 26; فقه فارسى با مدارك، ص 86;و...

 

 

لینکهای سریع

اسرار ومعارف حج  
اماكن و آثار اسلامي  
مسائل اجتماعي حج   
حج در ادبيات فارسي  
  خاطرات  
 پیامبر اعظم   
مناسك حج
مناسك مراجع  
انيميشن آموزشي  
آموزش مناسك حج   
كتابخانه احكام و مناسك  
فرهنگ واژگان حج
سعي   احرام  
مسجد الحرام        حج  
مسجد قبا      كعبه  
حج الاسود   زمزم