|
س
سابقه الحاج (بِ قُ لْ)
1. كسى را گويند كه بر حاجيان در رسيدن به مكه پيشى گيرد. (راهنماى دانشوران)
2. آن كه پيشاپيش كاروان حجاج به شهر آيد و خبر فرا رسيدن آنان باز دهد. (فرهنگ فارسى; لغت نامه)
سادات نخاوله (ك) نخاوله
ساق از اسامى مكه است. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 36)
سالار حاج امير حاج (ك) امارت حج
سالمه (لِ مِ) از اسامى زمزم است (الاعلاق النفيسه، ص 55; حرمين شريفين، ص 23)
سبوحه (سَ بُّ حِ) (سَ حِ) از اسامى مكه است و اسم دره اى است در قرب جبل الرحمه (لغت نامه; ميقات حج، ش 4، ص 146; ش 21، ص 128; تاريخ و آثار اسلامى، ص 36)
ستار كعبه (س) همان (ك) پرده كعبه
ستون ابولبابه (سُ نِ ـ اَ لُ بِ) همان (ك) ستون توبه
ستون اماميه (ـ اِ ىِّ) از ستون هاى مسجدالنبى است. بعضى از رسائل ستون پيش جانب غربى حجره طاهره را گويند كه محاذى سرمقدس رسول الله است. (راهنماى حرمين شريفين، ج 5، ص 108 و 109)
ستون توبه (ـ تَ بِ) يا «ستون ابولبابه» از ستون هاى مسجدالنبى است واقع ميان ستون عايشه و ستون حرس (و دومين ستون از حجره و چهارمين ستون از منبر مى باشد) و دعا كردن و نماز خواندن در كنار آن معروف و مستحب است و رسول خدا نوافل خود را در اين جا به جاى مى آورد و بعضاً «در اين جا اعتكاف مى فرموده اند» و اكنون نام «اسطوانة التوبه» بر آن است. شهرت اين ستون به «ابولبابه» و «توبه» از آن جهت است كه ابولبابه (رفاعة بن عبدالمنذر) از صحابه خود را به آن بست و از عمل خويش توبه نمود. عمل او به نقلى تخلف از غزوه تبوك بود و به نقلى ديگر نوعى اطلاع رسانى به دشمن بود، به اين ترتيب كه او به تقاضاى يهود بنى قريظه كه به علت خيانت در محاصره مسلمين قرار گرفته بودند روانه مذاكره شد و در جواب پرسش آنها كه در صورت تسليم چه اتفاق خواهد افتاد با اشاره به گلوى خود به كشته شدن آنها اشاره كرد. ابولبابه در بازگشت از اين اطلاع رسانى به دشمن كه برخلاف وظيفه اش بود آن چنان پشيمان شد كه به قصد توبه مستقيماً به طرف مسجد رفت و خود را به ستونى بست و سوگند خورد تا آب و غذا نخورد مگر اين كه خداوند توبه اش را بپذيرد. ابولبابه مدت 3( يا 6 يا 7 يا 15) شبانه روز تنها به جهت اداى فرايض از ستون (و به وسيله همسر يا دخترش) باز مى شد تا به حالت بيهوشى در آمد.
و خداوند توبه اش را پذيرفت و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) او را بگشاد. (مجمع البيان، ج 10، ص 197; منهج الصادقين، ج 4، ص 181 و 311; النهايه، ص 291; تاريخ و آثار اسلامى، ص 204)
ستون تهجد (ـ تَ هـَ جُّ) از ستون هاى مسجدالنبى است و آخرين ستونى است كه در دوران حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) وجود داشت و اين جا محل تهجد و شب زنده دارى آن جناب بوده است. مكان اين ستون در كنار محل اصلى باب جبرئيل قبل از توسعه مسجدالنبى قرار داشته كه اكنون در داخل ضريح قرار گرفته است. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 208)
ستون جزعه (ـ جَ زَ عِ) همان (ك) ستون حنانه
ستون حرس (حَ رَ) (حَ) همان (ك) ستون محرس
ستون حنانه (حَ نّ نِ) از ستون هاى مسجدالنبى است واقع در سمت مغرب محراب نبوى و نزديك ترين ستون ها به محراب نماز رسول اكرم است و چسبيده به ديوار قبلى مسجد. اين ستون به نام هايى موسوم است:
1. علم رسول الله
2. جزعه. نامى است كه بعدها به آن داده شد.
3. مخلقه. به جهت آن كه عطر و خلوق بر آن مى سوزانيدند و يا اصحاب قبل از ملاقات با حضرت در اين مكان خود را خوشبو و عطرآگين مى نمودند.
4. حنانه.تا اوايل قرن چهاردهم بر بالاى اين ستون نام «استوانه حنانه» ديده شده است. حنانه به معنى نالنده است و گويند در اين محل درخت خرمايى بود كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) هنگام خطبه بر آن تكيه مى فرمود (و چون منبر ساخته شد، اين درخت از فراق حضرت حنين (ناله) سرداد و لذا آن را حنانه (به معنى بانگ شتر ماده اى كه از بچه خود جدا مى شود) گفتند و حضرت اين درخت را در بر گرفت تا آرام شد. طبق نقل ها، اين درخت بعداً دفن گرديديا به فرموده حضرت درخت را كندند (و در زير منبر) مدفون نمودند و يا بنى اميه هنگام نوسازى مسجد اين درخت را بريدند. (حيوة القلوب، ج 2، ص 201; تاريخ و آثار اسلامى، ص 203 و 212 و 213; و...)
ستون سرير (سَ) از ستون هاى مسجدالنبى است و اولين ستون از سمت قبله و متصل به ضريح و ديواره غربى حجره پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) است و تسميه سرير از آن جهت است كه:
ـ تخت حضرت در كنار آن قرار داشت و با تكيه بر آن به پاسخگويى مسائل مسلمين و برآورده ساختن نيازمندى هاى ايشان مى پرداختند.
ـ در اين جا كه مكان اعتكاف حضرت بود، برگ بزرگ خرمايى مى گسترانيدند و آن جناب بر آن دراز مى كشيدند. (مدينه شناسى، ج 1، ص 108; تاريخ و آثار اسلامى، ص 206)
ستون عايشه همان (ك) ستون مهاجرين
ستون على همان (ك) ستون محرس
ستون قرعه (ـ قُ عِ) همان (ك) ستون مهاجرين
ستون محرس (ـ مُ حَ رِّ) (مَ رَ) از ستون هاى مسجدالنبى است و دومين ستون مدورى است كه متصل به ضريح از ديوار غربى است (و ميان ستون هاى سرير و وفود قرار دارد). اين ستون به نام هايى موسوم است:
1. ستون على بن ابى طالب ـ (â)
2. مصلى على. به نقلى چون محل نماز حضرت على(عليه السلام)بوده است.
3. حرس. و امروزه نيز نام «استوانة الحرس» بر آن ديده مى شود. ظاهراً هنگامى كه گروه هاى ناآشنا به ملاقات پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مى آمدند حضرت على(عليه السلام) در كنار آن از آن جناب حراست مى كردند. (مدينه شناسى، ج 1، ص 107; تاريخ و آثار اسلامى، ص 207; حج و انقلاب اسلامى، ص 122; قبل از حج بخوانيد، ص 156)
ستون مخلقه (ـ مُ خَ لَّ قِ) از ستون هاى مسجدالنبى.
1. (ك) ستون حنانه
2. (ك) ستون مهاجرين
ستون مربعة القبر (ـ مُ رَ بَّ عَ تُ لْ قَ) همان (ك) ستون مقام جبرئيل
ستون مقام جبرئيل از ستون هاى مسجدالنبى است كه ستون «مربعة القبر» هم ناميده مى شود و به موازات ستون هاى محرس و وفود است. ليكن اكنون ستون «مربع قبر» در داخل ضريح و منتهى اليه حجره شريف قرار دارد و قابل ديدن نيست. در كنار اين ستون درِ خانه حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) قرار داشت و هنگامى كه دسترسى بدين محل ممكن بود به عنوان يكى از نقاط بسيار متبرك، محل عبادت به شمار مى آمد ولى قرن ها است كه قابل دسترسى نمى باشد. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 208; آثار اسلامى مكه و مدينه، ص 78)
ستون مهاجرين (ـ مُ جِ) از ستون هاى مسجدالنبى است كه در وسط ستون هاى اصلى ديگر مسجد و در كنار ستون توبه قرار دارد. (سومين ستون است از منبر و از قبر) نماز گزاردن در كنار اين ستون مورد سفارش بسيار قرار گرفته است. اين ستون به جهاتى به نام هايى موسوم است:
1. مخلقه. به جهت آن كه بر آن خلوق مى آويختند.
2. مهاجرين. چون مهاجرين گرداگرد آن نشسته و نماز مى گزاردند و لذا محل اين ستون «مجلس المهاجرين» هم نام گرفت.
3. عايشه. به جهت آن كه عايشه احاديثى در فضل اين ستون روايت كرد و اكنون نيز بر بالاى آن نام «اسطوانة العايشه» ديده مى شود.
4. قرعه. به جهت روايت منقول از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) كه فرمودند در مسجد من مكانى است قبل از اين ستون كه اگر مردم مى دانستند در كنار آن نماز نمى گزاردند مگر آن كه بين خود (براى نماز خواندن) قرعه مى زدند. (مدينه شناسى، ج 1، ص 108; تعمير و توسعه مسجد شريف نبوى، ص 77; تاريخ و آثار اسلامى، ص 203)
ستون وفود (وُ) از ستون هاى مسجد النبى است. سومين ستون گرد و مدور از سمت قبله مى باشد (كه بعد از ستون هاى سرير و محرس) به ضريح حضرت (در ضلع غربى) متصل است. اين جا محل جلوس پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)براى ديدار با وفود و دسته ها و قبايل عرب بود كه در اين مكان اسلام مى آوردند و يا با ايشان ملاقات مى كردند. (و به اين علت نام وفود به خود گرفته است) قبل از مسقف شدن قسمت صحن مسجد در زمان آن جناب، اين ستون آخرين ستون شبستان از سمت شمال بوده است. رجال و بزرگان صحابه به ويژه بنى هاشم در كنار آن مى نشسته اند و به اين علت به محل آن «مجلس قلاده» نيز گفته مى شد. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 207; تعمير و توسعه مسجد شريف نبوى، ص 80)
سدانت (سِ نَ) از (ك) مناصب كعبه و آن كليددارى و پرده دارى بيت الله مى باشد و بعد از بناى بيت به دست حضرت ابراهيم(عليه السلام) سدانت كعبه با حضرت اسماعيل (عليه السلام)و سپس با اولاد آن حضرت بود. طبق نقل بنى جُرهُم آن را غصب نمودند و بنى خُزاعِه نيز آن را از بنى جرهم گرفتند و مدت پنج قرن متولى كعبه بودند تا آن كه مبتلا به فساد شدند و قُصَى بن كِلاب آنان را راند و به پسر خود عَبْدُالدار سپرد و آن گاه به «شيبه» رسيد. و قبل از فتح مكه سدانت كعبه را آل شَبْيَه (بنى شيبه) به عهده داشت و بعد از فتح مكه نيز رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) كليد كعبه را به آنان سپرد و از آن زمان تاكنون كليد در دست خاندان «شبيه» است و بزرگ ترين فرد خانواده «كبيرالسدنه» است. (ميقات حج، ش 15، ص 82 و 86 و 101; ش 16، ص 175; و...)
سدنة البيت (سَ دَ نَ تُ لْ بَ) پرده داران خانه كعبه. (ل)
سدنه كعبه (سَ دَ نِ ءِ) خادمان كعبه (لغت نامه، ذيل سدنه) (ل)
سدوا الخلل (سَ دُّ لْ خِ لَ لَ) اتموالصف الاول فالاول
سر تراشيدن همان (ك) حلق
سعديه معروفيت ميقات يلملم (ارمغان حج، ص 27)
سعودى شهر دودمان حاكم بر (ك) عربستان سعودى
سعى اصطلاح خلاصه شده (ك) سعى صفا و مروه
سعى بين صفا و مروه اصطلاح تفصيلى (ك) سعى صفا و مروه
سعى صفا و مروه (سَ عْ ىِ صَ وَ مَ وِ) ان الصفا والمروة من شعائر الله فمن حج البيت اواعتمر (بقره ـ
158)
ـ سعى طى فاصله (رفت و برگشت) ميان دو كوه صفا و مروه است در مكه جنب مسجدالحرام در مراسم حج و عمره با رعايت شرايط خاص و از واجبات ركنى است. عبادت سعى در حج و عمره بعد از نماز طواف زيارت بايد صورت گيرد و زمان انجام آن در حج و عمره متفاوت است:
1. عمره. سعى چهارمين عمل عمره(ها) است كه در لباس احرام صورت مى گيرد. در عمره تمتع از اول شوال تا قبل از ظهر روز نهم ذى حجه و در عمره مفرده در طول سال (جز ايام اختصاصى حج).
2. حج. سعى نهمين عمل حج (تمتع وقران) است كه در لباس غير احرام (لباس معمولى) صورت مى گيرد و زمان آن از روز دهم تا روز دوازدهم (و يا تا آخر) ذى حجه است.
واجبات سعى
ـ نيت كردن
ـ از صفا شروع كردن
ـ به مروه آن را ختم نمودن
ـ هفت بار رفت و برگشت كردن.
ـ از راه متعارف رفت و برگشت نمودن
ـ به طور مستقيم و از جلو رفت و برگشت نمودن (نه به حالت عقبى و يا پهلو رفتن)
مستحاب سعى
ـ به حال گريه بودن
ـ با لباس طاهر بودن
ـ با غسل و وضو بودن
ـ پياده رفت و برگشت كردن
ـ ابتدا از باب صفا به كوه صفا رفتن
ـ با سكينه و اعتدال رفت و برگشت نمودن
ـ در قسمتى از مسير حركت (مردان) هروله كردن
ـ رفت و برگشت را بدون ضرورت قطع ننمودن
ـ در ابتداى رفتن به صفا حجرالاسود را بوسيدن و مس كردن
ـ رفت و برگشت را بلافاصله بعد از نماز طواف به جاى آوردن
ـ ماندن بر كوه هاى صفا و مروه (بالاخص صفا) را طولانى كردن
ـ روى كوه ها و طول رفت و برگشت اذكار و ادعيه (وارده را) خواندن
ـ بيش از رفت و برگشت از آب زمزم خوردن و به سر و پشت و شكم پاشيدن
ـ در آغاز سعى بر بالاى كوه صفا رفتن و به جانب كعبه و ركن نظر كردن و ايمان خود و بستگان را به خداوند سپردن و نعمت هاى خداى تعالى را به خاطر آوردن و ذكر اذكار (وارده) نمودن.
هروله
نوعى راه رفتن و حركت است از دويدن پايين تر و از راه رفتن معمولى بالاتر (كوتاه برداشتن قدم ها) همراه با تكان دادن شانه ها. و اما فاصله اى كه در مسعى مستحب است به صورت هروله طى شود حدود هفتاد و پنج متر است كه از طرف مسجد حد اين مسافت از يك طرف برابر است با باب بازان و از طرف ديگر برابر است با باب على و در هر يك از دو مسير رفت و برگشت دو ستون سبز رنگ (كه با چراغ مهتابى سبز رنگ هم مشخص شده) نقطه شروع و ختم هروله را مشخص كرده اند. و از جهت سابقه عمل هروله به اختلاف گفته اند:
ـ در اين قسمت شيطان بر حضرت ابراهيم(عليه السلام) ظاهر شد و آن جناب اين قسمت را تندتر پيمود.
ـ در اين قسمت حضرت هاجر(عليها السلام) در رفت و آمد براى جست و جوى آب، با اضطراب ناشى از تشنگى فرزند مى گذشت.
ـ ناشى از دستور حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) در عمرة القضاء است از باب آن كه مشركين خبر دادند كه ياران پيامبر در
1. هشتمين عمل حج افراد.
2. هفت شوط.
سختى به سر برده و خسته اند و آن جناب براى خنثى نمودن اين شايعه فرمان هروله و آشكار ساختن قدرت را صادر فرمود.
سابقه سعى
ـ حضرت هاجر(عليهاالسلام) در جست و جوى آب براى رفع تشنگى فرزندش حضرت اسماعيل(عليه السلام) فاصله صفا و مروه را طى كرد.
ـ حضرت ابراهيم(عليه السلام) در اين جا به تعقيب شيطان كه تجسم يافت پرداخت و او را از ساحت قدس خداوند دور ساخت.
نيابت سعى
فرموده اند در صورت مشقت و حرج در سعى، مى توان براى انجام اين عمل نايب گرفت.
همراه سعى
به مفهوم كلامى از امام سجاد(عليه السلام) در سعى قصد آن بايد داشت كه از آن پس بين حالت خوف و رجا به سر برند، و بنابر روايات اين جا محل بيدار كردن متكبران است.
سعى وادى محسر يعنى هروله كردن در زمان عبور از وادى (ك) محسر (مبسوط در ترمينولوژى حقوق)
سعى هفت شوط اصطلاح ديگرى است از (ك) سعى صفا و مروه. چون هر رفت و يا برگشتى را بين صفا و مروه شوط گويند. و لذا چهار شوط از صفا به مروه است و سه شوط از مروه به صفا.
سعيين (سَ ىِ) مقصود دو سعى صفا و مروه است يكى در عمره و يكى در حج.
سفارت (سَ رَ) يكى از (ك) مناصب كعبه
سفرالى الله (اِ لَ لاّ) سفر مكه را گويند. (تفسير نمونه، ج 9، ص 103)
سقايت (سِ ىَ) آب دادن زائران كعبه از (ك) «مناصب كعبه» كه در اختيار عباس بن المطلب بود. (â)
سقاية الحاج (سِ ىَ تُ لْ ـ جّ) يا (ك) سقاية العباس (مسالك و ممالك، ص 18)
سقاية العباس (ـَ عَ بّ) اتاقى بود در مسجدالحرام در فاصله 80 ذراعى حجرالاسود (در شرق كعبه و جنوب زمزم) و گويند جايى بوده كه عباس بن عبدالمطلب حاجيان را آب مى داده است.
اين اتاق بزرگ يا خانه به شكل مربع بوده و در بالاى آن گنبد بزرگى قرار داشت و در چهار قسمت آن شبكه هاى آهنى قرار داده بودند و در جهت شمالى آن از خارج دو حوض وجود داشت كه بين آن دو، در سقاية العباس قرار داشت. در وسط خانه (اتاق) حوض بزرگى بود كه از آب زمزم پر شده بدين طريق كه آب زمزم از مجرايى (به نام سماويه) از ديوار خانه گذشته و سپس از فواره حوض بزرگ وسط سقاية العباس خارج مى گرديد. ابن جبير سياح معروف عرب در قرن ششم كه بيت الله را زيارت كرده از «قبة الشراب» ياد مى كند كه به عباس منسوب است كه براى آب دادن به حاجيان ساخته شده و آب زمزم در آن جا خنك مى شود و اين كه شبانگاه آن را براى آشاميدن حاجيان در كوزه هايى به نام دَوْرَق (كه يك دسته دارد) بيرون مى آورند. ناصر خسرو نيز از «سقاية الحاج» ياد مى كند در برابر زمزم كه اندر آن خم ها نهاده باشند كه حاجيان از آن جا آب خورند. سقاية الحاج در سال 807 هجرى تعمير گرديد ولى امروزه اثرى از آن نيست. (حرمين شريفين، ص 23 ـ سفرنامه ابن جبير، ص 125; سفرنامه ناصر خسرو، ص 95)
سقياء (سُ) آب دادن و خوردن.
1. همان (ك) چاه سقيا
2. از اسامى زمزم است كه از طرف خداوند در برابر تضرع هاجر به آن مادر و فرزندش اسماعيل عطا شد و لذا به آن سقياء اسماعيل و سقياء الله اسماعيل هم گفته اند. (ميقات حج، ش 10، ص 90 و 91; ش 28، ص 28، ص 120; راهنماى حرمين شريفين، ج 1، ص 203)
سقياء اسماعيل همان (ك) سقياء (2)
سقياء الله اسماعيل همان (ك) سقياء (2)
1. و لذا گفته اند سعى تجسم حالت انسانى است كه تلاش كرد و از رحمت خداوند مأيوس نشد.
سقيفه بنى ساعده (سَ فِ ءِ بَ عِ دِ) سايبانى از حصير و شاخه هاى نخل متعلق به قبيله بنى ساعده از انصار كه در باب شامى و دركنار چاه بضاعه قرار داشت و در اين جا با هم به مشورت در امور مهم قبيله مى پرداختند و در اين جا بود كه در سال يازدهم هجرى با رحلت نبى اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)مهاجر و انصار با ناديده گرفتن جانشينى منصوص (حضرت على اميرالمؤمنين) جانشينى انتخابى را شكل دادند و در اين مكان بود كه براى خليفه منتخب بيعت گرفتند. در سال 1030 هجرى قمرى در محل سقيفه بنايى ساخته شد كه تا اوايل سده سيزدهم هجرى پا بر جا بود. اما اكنون مكان سقيفه (كه در شمال غربى مسجدالنبى و به فاصله 500 مترى آن قرار داشت) در تخريب ساختمان هاى اطراف مسجد از بين رفته است.
سكوى خواجه ها سكوى موجود در مسجدالنبى در سمت راست درب ورودى باب جبرئيل و سمت چپ ورودى باب النساء. (ميقات حج، ش 21، ص 71)
سلام (سَ) از نام هاى مكه است چون مركز امنيت و آرامش است. (ميقات حج، ش 4، ص 141; تاريخ و آثار اسلامى، ص 36)
سلع همان (ك) كوه سلع
سلقه (سَ لِ قِ) از نام هاى مدينه (كه در تورات آمده) به جهت دورى شهر از كوه هاى اطراف (ميقات حج، ش 7، ص 166; حرمين شريفين، ص 117)
سنگ زدن همان (ك) رمى
سنگ مقام
1. حجرالاسود است.
2. مقام ابراهيم است.
سوق الطوال (سُ قِ طُّ) بازار مجاور (ك) دارالنابغه
سوق هدى (سَ قِ هـَ دْ) همراه بردن قربانى از حين احرام در حج قران (فقه فارسى با مدارك، ج 3، ص 75)
سويقه (سُ وَ قِ) دهى بود در اطراف مدينه و پيوسته مركز سكونت فرزندان امام مجتبى(عليه السلام) بود تا اين كه در زمان متوكل سويقه را ويران كردند و نخل هاى آن را بريدند و ديگر آباد نشد. (مقاتل الطالبيين، ص 410 و 462)
سه جمره جمرات ثلاث، جمار ثلاثه، جمع (ك) جمره
سياق هدى (هـَ دْ) همراه بردن قربانى در حج قران. (گزيده اى از مسائل و فرهنگنامه حج، ص 64)
سيده (سَ ىِ ّ دَ) از اسامى زمزم است. (اعلاق النفيسه، ص 55; ميقات حج، ش 10، ص 91)
سيدة البلدان (ـ تُ لْ بُ) از اسامى مدينه است كه سيدالمرسلين را در خود دارد. (حرمين شريفين، ص 117; ميقات حج، ش 7، ص 166)
سيل از نام هاى مكه است. ميقات حج، ش 4، ص 148; تاريخ و آثار اسلامى، ص 36)
سيل ام نهشل (اُ مِ ّ نَ شَ) شهرت سيلى است كه در زمان خليفه دوم وارد مسجدالحرام شد و سبب گرديد تا مقام ابراهيم از جاى خود كنده و به كعبه بچسبد و به زعم برخى به محلات پايين كعبه برده شود. وجه تسميه آن است كه صاحب اين نام در اين سيل غرق گرديد. (تاريخ و آثار اسلامى، ص 56)
سيل كبير همان (ك) قرن المنازل
*
|