حج در قرآن و روایات

حج در حدیث ابرار

مناسک حج

اماکن اسلامی

كارگزاران حج

پایگاه ها

صفحات شخصی

منشورات بعثه

پرسش و پاسخ

کتابخانه حج

فقه الحج

آموزش مناسک حج

   انیمیشن آموزشی

   آموزش مناسک حج





بسم الله الرحمن الرحيم

 

بخش دوم: اثبات هلال از منظر فقهي

ويَسألونَکَ عَنِ الاهِلّه قُل هِيَ مَواقيتُ لِلنّاسِ وَالحَجّ1

از آنجا که شارع مقدس تقويم هلالي را براي اداي وظايف شرعي به رسميت شناخته است, بخش مهمي از تکاليف الهي به مساله رؤيت هلال گره خورده اند. اين وابستگي باعث شده است که مسايل مربوط به هلال, بخش قابل توجهي از کتب فقهي را به خود اختصاص دهند. ما در بخش اول از اين کتاب, به اين نتيجه رسيديم که دانش نجوم جديد در غالب موارد مي تواند حکم قطعي نمايد که هلال, رؤيت شدني است يا امکان رؤيت آن وجود ندارد. اکنون در اين بخش, ارزش فقهي اين احکام قطعي نجومي را مورد کنکاش قرار مي دهيم. در اين راستا به بررسي ادله و فتاوي فقهي در زمينه رؤيت هلال مي پردازيم:
  • در اولين فصل مي بينيم که آيا نهي شرعي مستندي از قبول قول منجمان وارد شده است؟
  • در فصل دوم ارزش قول منجمان در اثبات شرعي رؤيت هلال را مورد بحث قرار مي دهيم؛
  • در سومين فصل ارزش فقهي خبر بَيّنه (دو شاهد عادل) را, در موردي که منجمان حکم قطعي به عدم امکان رؤيت هلال مي کنند, بررسي مي کنيم؛
  • در فصل چهارم به بررسي "تَطَوُّق" و "ظِلُّ الرؤس" به عنوان دو نشانه براي هلال مي پردازيم؛
  • در پنجمين فصل مساله اتحاد يا اختلاف آفاق را مورد بحث قرار مي دهيم؛
  • و بالاخره در فصل ششم به وضعيت تقويم هلالي در مناطق قطبي مي پردازيم.  
    در اينجا به عنوان مقدمه بحث, بخشي از کتاب شريف عُروه الوثقي را نقل مي نماييم:

    "فصل در مورد راه هاي اثبات هلال ماه هاي رمضان و شوال براي روزه و افطار؛ اين راه ها عبارتند از:
    اول: خود مکلف هلال را رؤيت نمايد.
    دوم: تواتر.
    سوم: شيوع [خبر رؤيت] به حدي که موجب يقين شود و همچنين هر چيزي, اگر چه بضميمه قراين, موجب يقين شود, پس اگر با يکي از اين راه ها براي کسي يقين [به رؤيت هلال] ايجاد شود, واجب است به يقين خود عمل نمايد, اگرچه هيچکس با او موافقت نکند, حتي اگر نزد حاکم شرع شهادت دهد و حاکم, شهادت او را رد کند [باز وظيفه او آنست که طبق يقين خود عمل نمايد].
    چهارم: سپري شدن سي روز از رؤيت هلال ماه شعبان يا گذشتن سي روز از هلال ماه رمضان که در صورت اول روزه و در صورت دوم افطار واجب مي شود.
    پنجم: بَيّنه شرعيّه و آن خبر دو مرد عادل است, خواه نزد حاکم شرع شهادت داده باشند و او قبول نموده باشد يا اصلا نزد او شهادت نداده باشند يا شهادت داده باشند و او شهادتشان را نپذيرفته باشد. پس هر کسي که دو مرد عادل نزد او شهادت دادند براي او جايز, بلکه واجب است که به شهادت آنها در مورد روزه يا افطار عمل نمايد. در مورد عمل به بَيّنه فرقي نمي کند که شهادت دو مرد عادل در مورد همان شهر باشد يا در مورد خارج از آن شهر و تفاوتي نمي کند که در آسمان مانعي از رؤيت هلال باشد يا نباشد. آري لازم است که دو نفر در اوصاف هلال باهم توافق داشته باشند, پس اگر در اين مورد اختلاف داشته باشند, شهادتشان معتبر نيست ولي اگر بدون ذکر اوصاف, شهادت دهند يا يکي با قيد اوصاف شهادت دهد و ديگري بدون ذکر اوصاف, کافي است. [از طرف ديگر] لازم نيست که دو نفر در يک ساعت رؤيت کرده باشند, بلکه کافي است که هردو در يک شب هلال را ديده باشند. [در نهايت لازم به ذکر است که] شهادت زنان و شهادت يک مرد به تنهايي اگرچه قسم هم بخورد, کفايت نمي کند.
    ششم: حکم حاکم شرع در صورتيکه يقين به اشتباه او يا اشتباه دليل حکمش نداشته باشيم مثلا اگر به شيوع غير يقيني خبر رؤيت استناد کند [و ما بدانيم که اين شيوع, مستند به دليل غير قابل قبولي است].
    هلال به گفته منجمان ثابت نمي شود و همچنين از اينکه ماه بعد از شفق غروب نمايد, امکان رؤيت در شب گذشته ثابت نمي شود, چنانچه رؤيت هلال قبل از ظهر روز سي ام, اول ماه بودن آن روز را اثبات نمي نمايد, همينطور هيچ دليل ظنّي ديگري اگرچه موجب ظنّ قوي باشد, نمي تواند قابل رؤيت بودن هلال را ثابت کند, مگر براي شخص اسير يا زنداني [که راهي براي تحصيل يقين ندارند]."1
    از گفتار نقل شده سه نتيجه گرفته مي شود که به ترتيب در فصول اول تا سوم به بسط اين نتايج مي پردازيم:
    1 - اينکه در فتاوي گفته مي شود که هلال طبق گفته منجمان ثابت نمي گردد, بخاطر اينست که گفته آنان در زمره دلايل ظنّي غير يقيني قرار داده شده است, وگرنه بطلان گفته منجمان به خودي خود, عنوان فتاوي نيست و اگر در زماني پيش بيني آنان يقين آور شود, مانند ديگر راه هاي اثبات هلال معتبر خواهد بود.
    2 - چنانچه در ابتداي بحث در مورد شيوع خبر رؤيت هلال, تصريح شده است, به صورت کلي مي توان ادعا نمود هر راهي که يقين آور باشد, مي تواند در شمار يکي از راه هاي اثبات هلال قرار گيرد. بنابراين شارع مقدس, يقيني را که از راه هاي خاصي بدست آمده باشد, حجت قرار نداده, بلکه هر طريقي که موجب يقين شود, معتبر است, اگرچه گفته منجمان باشد.
    3 - چنانچه در راه ششم اثبات هلال يعني حکم حاکم, تصريح شده و در راه هاي سوم و چهارم به آن اشاره شده است, اگر مفاد هرکدام از راه هاي اثبات هلال مخالف با يقيني باشد که از جاي ديگر براي مکلف پديد آمده است, آن راه, طريقيت خويش را از دست خواهد داد. مثلا اگر در مورد قيام بَيّنه, از گفته منجمان قطع به عدم امکان رؤيت ايجاد شود, شهادت بَيّنه فاقد ارزش مي شود.      

    فصل اول

    نهي از قبول پيش گويي منجمان

    وَعَلاماتٍ وَبِالنَّجمِ هُم يَهتدونَ1

    در جاي جاي منابع روايي و فقهي, جملاتي در تکذيب و تکفير منجمان و عدم اعتبار گفتار آنان به چشم مي خورد, به گونه ايکه در نگاه اول, پنداشته مي شود که پيش گويي هلال در دانش نجوم جديد نيز مشمول جملات مذکور است. در اين فصل به تحليل روايات معصومين عليهم السلام و سپس فتاواي فقهي در رابطه با منجمان مي پردازيم تا مقصود اصلي از اين جملات روشن شود.

     

    روايات وارد شده در تکذيب منجمان

    اين روايات را مي توان به دو گروه تقسيم کرد؛ گروه اول رواياتي است که بطور مطلق عقايد و گفتار هاي منجمان را مخدوش دانسته و گروه دوم رواياتي است که در مورد پيش گويي هلال توسط منجمان وارد شده است.

    گروه اول:

    به عنوان نمونه پنج روايت از اين گروه نقل مي نماييم:
    1 - مرحوم محقق حلي در کتاب معتبر و مرحوم علامه حلي در کتاب تذکره و شهيد اول و ثاني از پيامبر اکرم (ص) به صورت مرسل نقل مي کنند که: "هرکه کاهن يا منجمي را تصديق نمايد به آنچه بر محمد (ص) نازل شده کافر است."2
    2 - مرحوم صدوق در کتاب خصال از نصر بن قابوس از امام صادق (ع) نقل مي کند که فرمودند: "منجم ملعون است و کاهن ملعون است و ساحر ملعون است و زن آوازه خوان ملعون است و هر که او را جاي دهد ملعون است و کسي که از کسب او ارتزاق کند ملعون است."1
    3 - مرحوم طبرسي در احتجاج از هشام بن حکم از امام صادق (ع) نقل مي کند که ايشان در جواب زنديقي که پرسيده بود نظرتان در مورد علم نجوم چيست, مي فرمايند: "آن علمي است که منافعش اندک و مضراتش بسيار است. قضا و قدر توسط نجوم دفع نمي شود و وقايع ناخوشايند قابل جلوگيري نيست. اگر منجم از بلايي [که بايد به او برسد] آگاه شود, جلوگيري از قضاي الهي موجب نجات او نمي گردد, چنانچه اگر از خيري که بناست به او برسد آگاه شود, نمي تواند آنرا جلو بيندازد و اگر بدي به او برسد امکان جلوگيري از آن را ندارد. منجم با علم خود, با اين پندار که مي تواند قضاي الهي را از مردم دفع کند, به ضديت با خداوند پرداخته است."2
    4 - مرحوم سيد رضي در نهج البلاغه نقل مي کند که مولي الموحدين امير المؤمنين مي فرمايند: ".... اي مردم شما را از فراگيري نجوم برحذر مي دارم, مگر آنچه که موجب راهيابي در دريا و خشکي باشد, زيرا نجوم منجر به کهانت مي شود و کاهن مانند ساحر است و ساحر مانند کافر است و کافر در آتش جهنم جاي دارد...."3
    5 - مرحوم صدوق در کتاب فقيه نقل مي کند که عبد الملک بن اعين گفت: "به امام صادق (ع) عرض کردم: من به اين علم [نجوم] مبتلا شده ام, هرگاه قصد کاري مي کنم در طالع نظر مي کنم, اگر طالع بد ديدم از آن باز مي مانم و اگر طالع نيک ديدم در پي آن کار مي روم. به من فرمودند: [طبق اين امور] حکم مي کني؟ گفتم بلي. فرمودند: کتاب هايت را بسوزان."1
    بر کسي که در متون اين روايات دقت کند, پوشيده نيست که علم نجومي که از آن نهي شده است, آن علمي است که از حالات مختلف ستارگان, خير و شر و طالع نيک و بد در حوادث و وقايع را بدست مي دهد, نه آن علمي که تنها با استفاده از قوانين طبيعي که توسط خداوند متعال بر جهان حاکم شده است, موقعيت فيزيکي اجسام سماوي را مورد بررسي قرار مي دهد. مرحوم شيخ مرتضي انصاري در اين مورد مي فرمايد: "ظاهرا خبر دادن از اوضاع فلکي که مبتني بر حرکت ستارگان است, مانند ماه گرفتگي که در پي قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد, پديد مي آيد و خورشيد گرفتگي که از قرار گرفتن ماه بين زمين و خورشيد, پديد مي آيد و مانند اينها حرام نيست و پيش گويي اين امور جايز است...."2
    بنابراين اگر کسي با استناد به اين روايات در پي بي ارزش نمودن استنتاجات نجوم جديد باشد, در ورطه يک مغالطه بين دو معني مشترک لفظي گرفتار شده است. زيرا علم نجوم به معنايي که در زمره سحر و کهانت قرار مي گيرد, بي اعتبار شناخته شده است, نه به معنايي که آن را داخل در علوم تجربي و رياضي مي نمايد. به اين تفکيک در حديث چهارم نيز اشاره شده است. از اين گذشته محاسبات نجومي مانند: يافتن جهت قبله, تعيين اوقات نماز, محاسبه فصول سال و يافتن موقعيت ماه براي تعيين اينکه ماه در صورت فلکي عقرب قرار گرفته است يا نه, قطعا جايز است بلکه مقدمه انجام تکاليف شرعي است. پس نمي توان ادعا کرد: مقصود از منجم, هنگامي که گفته مي شود: "منجم کافر است.", کسي است که اين محاسبات را انجام مي دهد.

    گروه دوم

    رواياتي است که بالخصوص در مورد مساله پيش گويي هلال وارد شده است, از اين گروه تنها يک روايت يافته ايم که به نقل آن مي پردازيم:
    مرحوم شيخ طوسي در کتاب تهذيب نقل مي کند که ابو عمر به امام (ع) مي نويسد که: "مولاي من گاهي اتفاق مي افتد که هلال ماه رمضان براي ما مشکل ايجاد مي کند, در حاليکه هيچ مانعي در آسمان وجود ندارد ما هلال را رؤيت نمي کنيم, و مردم روزه نمي گيرند و ما هم مانند آنان عمل مي کنيم [يعني آن روز را روز سي ام شعبان قرار مي دهيم] و گروهي از اهل حساب (آشنايان به محاسبات اوضاع ماه) به ما مي گويند که هلال در همان شب در مصر و آفريقا و اندلس ديده خواهد شد. مولاي من آيا حرف اهل حساب در اين مساله قابل قبول است, تا در مناطق مختلف, تکليف شرعي تفاوت کند و روزه اهالي آن مناطق با روزه ما و افطارشان با افطار ما اختلاف داشته باشد؟" پس امام (ع) در جواب مرقوم فرمودند: "از شک در هلال, روزه واجب نمي شود (در يوم الشک روزه نگير), با رؤيت [هلال] افطار کن و با رؤيت [آن] روزه بگير."1
    اين روايت شريفه ممکن است گوياي حکم رؤيت در شهرهاي مختلف باشد (مساله اتحاد يا اختلاف آفاق) که در فصل پنجم مطرح خواهد شد و به بحث فعلي ارتباط ندارد و ممکن است بي اعتباري محاسبه در مورد هلال را بيان کند که به موضوع بحث ما مربوط مي شود.
    در اين روايت لفظ منجم به کار نرفته, تا بحثي در معناي آن داشته باشيم, بلکه مستقيما از لفظ "حُسّاب" به معني محاسبه کنندگان استفاده شده است. از طرف ديگر موضوع روايت, دقيقا پيشگويي هلال است. بنابراين ممکن است پنداشته شود که پيشگويي هلال در نجوم جديد هم, با استناد به اين روايت, بدون اعتبار است. ولي با کمي دقت در مي يابيم آنچه که امام (ع) از آن نهي نموده اند, محاسبات نجومي نيست, بلکه عمل کردن به شک است و گفته محاسبه کنندگان در آن زمان, يکي از مصاديق شک بوده است. اما هم اکنون که علم نجوم مي تواند بطور يقيني و بدون شک, هلال را محاسبه نمايد, قطعا مشمول روايت شريفه نيست.
    با مطالعه اين دو گروه از روايات به اين نتيجه مي رسيم که از منظر روايي, اگر يقيني از گفته منجمان در مورد هلال پديد آيد, با طرق يقيني ديگر, تفاوتي نمي کند.

    بررسي فتاواي فقها در مورد بي اعتباري گفته منجمان

    در کتب فقهي اصحاب ما, رضوان الله تعالي عليهم, در کتاب الصوم در بحث هلال, معمولا جملاتي همچون "گفتار منجمان اعتباري ندارد...." و "هلال به گفته منجمان ثابت نمي شود...." به چشم مي خورد. اما اين جملات همگي, به گفته منجمان, به عنوان يکي از مصاديق شک در رؤيت هلال, نظر دارد و پيشگويي هاي نجوم جديد, موضوعا از بحث آنان خارج است. در اينجا به ذکر دو نمونه اکتفا مي کنيم:
    1- مرحوم محقق حلي در کتاب معتبر مي فرمايد: "اعتماد کردن بر گفته منجم [در اثبات هلال] جايز نيست, زيرا گفتار او مبتني بر قواعد ظنّي و حدسي است که موارد خطاي آن بيش از موارد صحت آنست..."1
    پر واضح است که قوانين جزمي نجوم رياضي در عصر حاضر مشمول کلام مرحوم محقق نمي شود. بلکه اين کلام ناظر به نجوم عصر محقق هم نيست و فقط شامل اعتقادات عامه مردم در مورد هلال است وگرنه گمان نمي رود محقق حلي اين کلمات را در مورد منجمين بنام معاصر خود, همچون مرحوم خواجه نصير الدين طوسي, ايراد نموده باشد!
    2 - مرحوم شهيد ثاني در مسالک, در شمار دلايل بي اعتباري پيش گويي منجمان مي فرمايد: "... و همچنين تقويم نويسان, اول ماه به معني امکان رؤيت هلال را, تعيين نمي کنند, بلکه اول ماه, به معني خروج ماه از مقارنه (ماه نجومي) را محاسبه مينمايند. گرچه اين محاسبه در مسايل نجومي کاربرد دارد ولي نشان دهنده امکان رؤيت هلال نيست, زيرا چنانچه خودشان مي گويند غالبا هلال در اولين شب پس از خروج از محاق ديده نمي شود, بلکه ممکن است در شب دوم و گاهي در شب سوم هم ديده نشود. ولي شارع, احکام شرعيه را مبتني بر رؤيت هلال نموده نه مبتني بر خروج ماه از مقارنه. (يعني ماه هلالي معتبر است نه ماه نجومي)"1
    شبيه اين عبارت در کتاب مدارک2
    نيز آمده است. چنانچه در بخش اول گذشت, همانطور که زمان دقيق مقارنه ماه و خورشيد, همواره قابل محاسبه است, زمان امکان رؤيت هلال نيز, در غالب موارد قابل محاسبه است, گرچه اين محاسبه در شرايط فعلي نمي تواند تمام موارد را پوشش دهد, ولي ادعاي ما آنست که: در مواردي که منجمان با محاسبات يقيني, امکان يا عدم امکان رؤيت هلال را اثبات مي نمايند, گفته آنان حجيت شرعي دارد. اين ادعا با عبارت مرحوم شهيد ثاني هيچ تعارضي ندارد.
    در مجموع مي توانيم از آنچه در اين فصل مطرح شد نتيجه بگيريم: عمل به پيش بيني هاي يقيني نجومي, نه در روايات و نه در کلمات فقها, مورد نهي شرعي قرار نگرفته است. بلکه تنها عمل به پيش بيني هاي حدسي و ظنّي فاقد اعتبار است.
     


    1 سوره بقره, آيه 189. ترجمه: "از تو در مورد شکل هاي مختلف ماه مي پرسند, بگو آنها نشانه هاي اوقات زمان براي [امور] مردم و حج است."
    1 مرحوم سيد کاظم طباطبايي, العروه الوثقي, فصل 12 کتاب الصوم, سفحه 370
    1 سوره نحل, آيه 16. ترجمه: "[و بر روي زمين] علامت هايي [قرار داد] و بوسيله ستارگان راهيابي مي کنند."
    2 مرحوم شيخ حر عاملي, وسايل الشيعه, روايت 11 از باب 24 از ابواب ما يکتسب به, جلد 12 از تصحيح مرحوم رباني. متن اصلي: "جعفر بن الحسن المحقق في (المعتبر) والعلامه في (التذکره) والشهيدان قالوا: قال النبي (ص): من صدق کاهنا او منجما فهو کافر بما انزل علي محمد(ص)."
    1 همان, روايت 7. متن اصلي: "عن نصر بن قابوس قال سمعت اباعبدالله (ع) يقول: المنجم ملعون والکاهن ملعون والساحر ملعون والمغنيه ملعونه ومن آواها ملعون وآکل کسبها ملعون."
    2 همان, روايت 10. متن اصلي: "احمد بن علي بن ابيطالب الطبرسي في الاحتجاج عن هشام بن الحکم عن ابيعبدالله (ع) في حديث ان زنديقا قال له: ما تقول في علم النجوم؟ قال هو علم قلت منافعه وکثرت مضاره, لايدفع به المقدور ولايتقي به المحذور. ان خبر المنجم بالبلاء لم ينجه التحرز من القضاء, وان خبر هو بخير لم يستطع تعجيله وان حدث به سوء لم يمکنه صرفه, والمنجم يضاد الله في علمه بزعمه انه يرد قضاء الله عن خلقه."
    3 مرحوم شيخ حر عاملي, وسايل الشيعه, روايت 8 از باب 14 از ابواب آداب السفر الي الحج و غيره, جلد 8 از تصحيح مرحوم رباني. متن اصلي: "محمد بن الحسين الرضي الموسوي في نهج البلاغه قال قال اميرالمؤمنين (ع) ... ثم اقبل - عليه السلام - الي الناس وقال : ايها الناس اياکم وتعلم النجوم الا ما يهتدي به في بر او بحر, فانها تدعو الي الکهانه والکاهن کالساحر والساحر کالکافر والکافر في النار...."
    1 همان, روايت 1. متن اصلي: "محمد بن علي بن الحسين باسناده عن عبدالملک بن اعين قال: قلت لابي عبدالله (ع): اني قدابتليت بهذا العلم فاريد الحاجه فاذا نظرت الي الطالع ورايت الطالع الشر جلست ولم اذهب فيها, واذا رايت طالع الخير ذهبت في الحاجه, فقال لي تقضي؟ قلت نعم. قال: احرق کتبک."
    2 مرحوم شيخ مرتضي انصاري, کتاب المکاسب, المکاسب المحرمه, صفحه 25 از چاپ خط طاهر خوشنويس
    1 مرحوم شيخ حر عاملي, وسايل الشيعه, روايت 1 از باب 15 از ابواب احکام شهر رمضان, جلد 7 از تصحيح مرحوم رباني. متن اصلي: "محمد بن الحسن باسناده عن محمد بن الحسن الصفار عن محمد بن عيسي قال: کتب اليه ابوعمر اخبرني يا مولاي انه ربما اشکل علينا هلال شهر رمضان ولانراه ونري السماء ليست فيها عله ويفطر الناس ونفطر معهم ويقول قوم من الحساب قبلنا: انه يري في تلک الليله بعينها بمصر وافريقيه والاندلس هل يجوز يا مولاي ما قال الحساب في هذا الباب حتي يختلف العرض(الفرض ظ) علي اهل الامصار فيکون صومهم خلاف صومنا وفطرهم خلاف فطرنا؟ فوقع لا صوم من الشک (في المصدر: لاتصومن الشک) افطر لرؤيته و صم لرؤيته."
    1 محقق حلي, المعتبر, جلد 2, صفحه 688
    1 مرحوم شهيد ثاني, المسالک, جلد 1, صفحه 60 , ترجمه با کمي تصرف انجام شده است.
    2 مرحوم سيد محمد عاملي, مدارک الاحکام, جلد 6 , صفحه 176