|
شرايط وجوب حَجّة الاسلام
با چند شرط، حج واجب مى شود و بدون وجود تمامىِ آنها حج واجب نيست:
اوّل و دوّم ـ بلوغ و عقل. پس بر كودك و ديوانه حج واجب نيست.
4 م ـ اگر غير بالغ حج بجا آورد صحيح است، هرچند از حَجة الاسلام كفايت نمى كند.
5 م ـ اگر كودك مميّز براى حج مُحرم شود و در وقت دركِ مشعرالحرام بالغ باشد كفايت از حَجّة الاسلام مى كند، و همچنين اگر مجنون قبل از درك مشعر
1 . آية الله بهجت: كه قاصر باشد زمان افاقه او از اداء واجب فعلى بر او (كتاب حج ص2).
2 . آية الله بهجت: كفايت ادراكِ آنچه با آن حج ادراك مى شود، اگر چه اضطرارىِ مشعر باشد، با انجام واجب از اضطرارىِ عرفه خالى از وجه نيست (كتاب حج، ص3).
3 . آية الله بهجت: با ساير شروط و با اداى واجبات لاحقه، بدون نياز به تجديد نيت حجة الاسلام يا تجديد نيت احرام يا نيت وجوب به مجرّد كمال، و معتبر است از زمان كمال نه قبل از آن استطاعت او به قدر فراغ از واجبات حج بنابر اظهر، و در صورت ادراك حج به نحو صحيح در إجزاء عمره سابقه بر كمال از متمتع تأمل است، و احوط اعاده عمره است به قصد وظيفه بعد از اتمام حج اگر در اَشهُر حج باشد و اگر نباشد در سال آينده بقصد وظيفه انجام دهد عمره را با حج تمتع بنابر احوط (كتاب حج، ص3).
آية الله تبريزى: كفايت از حجة الاسلام نمى كند. بلكه اگر متمكن بود طبق مسأله 169 مناسك، براى عمره تمتع احرام ببندد و اعمال عمره و حج را اتيان كند، كفايت مى كند. و در غير اين صورت بايد آن حج را تمام كند و در سال هاى آينده، چنانچه مستطيع بود، حجة الاسلام را بجا آورد و اگر مجنون قبل از فوت زمان عمره تمتع عاقل شود بر فرض استطاعت محرم شده و اعمال را انجام مى دهد و در غير اين فرض اتمام حج بر او واجب نيست.
آية الله خويى: كفايت از حَجة الاسلام نمى كند. (و تفصيلى دارند كه به مناسك، مسأله 4 رجوع شود).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: احوط بلكه اقوى عدم كفايت از حَجة الاسلام است و همچنين نسبت به مجنون، بنابراين اگر سال هاى بعد مستطيع بودند حجة الاسلام را بجا آورند. (مناسك عربى، ص14، مسأله 14).
آية الله فاضل: هرچند احتياط مستحب آن است كه در صورت استطاعت، حج را درسال هاى بعد اعاده كند. (مناسك،ص10).
آية الله مكارم: احتياط واجب در هر دو، اعاده بعد از آن است، در صورتى كه مستطيع شوند.
عاقل شود.
6 م ـ كسى كه گمان مى كرد بالغ نشده و قصد حج استحبابى كرد و بعد معلوم شد بالغ بوده، حج او كفايت از حجة الاسلام نمى كند مگر در صورتى كه قصد وظيفه فعليه را نموده و آن را بر حج ندبى اشتباهاً تطبيق كرده باشد.
7 م ـ از براى بچه مميز، مستحب است حج رفتن و صحيح است حج او اگرچه ولىّ او اذن ندهد، لكن بعد از بالغ شدن، اگر استطاعت داشت بايد حج برود و حج زمان كودكى
1 . آية الله فاضل: اگر كسى در ميقات مجنون بود، همراهان او مى توانند او را رجاءً مثل كودك غير مميز محرم كنند و چنانچه قبل از درك مشعر عاقل شود كفايت از حَجّة الاسلام مى كند. و احتياط اين است كه به اذن ولى شرعى، او را محرم كنند. و احتياط مستحب آن است كه در سال هاى بعد اگر مستطيع شد حَجّة الاسلام را اعاده كند.
2 . آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى، صافى، صانعى: اين حج كافى از حَجّة الاسلام مى باشد.
آية الله خامنه اى: مگر اين كه نيّت كند حجى را كه شارع مقدس از او خواسته به جاى آورد.
آية الله مكارم: در صورتى كه قصد مأمور به واقعى را داشته باشد كفايت مى كند.
3 . آية الله اراكى: در صورتى كه ولىّ او اذن بدهد، بنابر احتياط.
آية الله بهجت: احرام صبّىِ مميّز صحيح است و احوط در صورت استلزام تصرف در مال، اذنِ ولىّ است در صحّت آن. (كتاب حج ص4).
آية الله سيستانى: بعيد نيست كه در صحّت آن اذن ولى معتبر باشد. (مناسك، مسأله 6).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: حج براى غير مكلف مميّز مستحب است ولى كفايت از حَجّة الاسلام نمى كند و اذن ولىّ در صحّت حجّ او شرط نيست، اگرچه در مواردى كه حج او موجب تصرّف در اموالش مى شود، براى تصرّف، اذن ولىّ لازم است. (آداب و احكام حج، مسأله 5).
آية الله مكارم: ولى اگر تصرف در مال خود مى كند، بايد به اذن ولىّ باشد.
كافى نيست.
8 م ـ مستحب است ولىّ طفلِ غير مميز مُحرم كند او را و لباس احرام به او بپوشاند، و نيت كند كه اين طفل را مُحرم مى كنم براى حج، يا اين طفل را مُعْتَمِرْ مى كنم به عمره تمتع، و اگر مى شود تلبيه را تلقين كند به او، و الاّ خودش به عوض او بگويد.
9 م ـ بعيد نيست كه ولىّ در اين امر كسى باشد كه كفيل بچه و نگهدار او است، اگرچه ولىّ شرعى نباشد.
1 . آية الله بهجت: صحيح است احرام ولىّ از طفل غير مميز و از مجنون، و متولّى نيت احرام طفل، ولىّ حاضر مى شود، و تمام اعمال حج را آنچه را متمكّن است طفل و غير عاقل انجام مى دهد با نيت ولىّ و آنچه را متمكن نيست ولىّ از جانب او انجام مى دهد از آن جمله تلبيه احرام است كه اگر متمكن باشد طفل و غير عاقل انجام مى دهد با نيت ولىّ، وگرنه ولىّ نايب مى شود. (كتاب حج ص4).
آية الله تبريزى: استحباب احجاج، اختصاص به طفل غير مميز ندارد بلكه احجاج طفل مميز هم بر ولى او مستحب است.
2 . آية الله صانعى: مشكل است و قدر متيقّن همان ولى شرعى است مثل پدر و جد، و مادر هم در اين مورد ملحق به ولىّ شرعى است.
3 . آية الله اراكى، آية الله نورى: در غير ولىّ شرعى، محل اشكال است.
آية الله بهجت: ولىّ در اين مقام عبارت است از ولىّ در مال; مثل اب وجدّ ابى و وصىّ ايشان و حاكم و امين حاكم. و ولايت مادر دراحرام طفل وساير اعمال حج خالى از وجه نيست. (رساله ذخيرة العباد، ص5).
آية الله خويى: در صورتى كه مستلزم تصرف در اموال طفل نباشد والا اذن ولى شرعى لازم است. (معتمد، ج 1، ص 36)
آية الله سيستانى: ولىّ طفل در اين امر كسى است كه حق حضانت و سرپرستى او را دارد، چه پدر و مادر او باشند و چه غير آنها. (مناسك، مسأله 11).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: قدر متيقن از ولىّ در اين امر نسبت به بچه غير مميّز، ولىّ شرعى است; مانند پدر و جد و يا وصىّ يكى از آن دو، و همچنين حاكم و امين از طرف حاكم و يا وكيل يكى از آنها، و امّا غير ولىّ شرعى مانند عمو و دايى و برادر، محل اشكال است، اگرچه كفيل و نگهدار بچه باشد، لكن مادر در اين مورد ملحق به ولىّ شرعى است زيرا نسبت به او دليل خاصى داريم، و امّا در بچه مميّز در مواردى كه اجازه ولىّ لازم است اجازه غير ولىّ شرعى كفايت نمى كند. (مناسك عربى، ص13، مسأله 11).
آية الله فاضل: مقصود از ولىّ، همان ولىّ شرعى است، ولى مادر در اين مورد ملحق به ولىّ شرعى است.
آية الله مكارم: ولى به اذن ولىّ شرعى انجام مى دهد.
10 م ـ بعد از آنكه طفل مُحرم شد يا او را مُحرم كردند بايد ولىّ، او را از محرّمات احرام باز دارد، و اگر مميّز نيست خود ولىّ حفظ كند او را از محرّمات.
11 م ـ بعد از اينكه طفل محرم شد، اگر محرّمات احرام را به جا آورد يا ولىّ، او را از آنها باز نداشت كفّاره بر ولىّ طفل است نه بر مال طفل بنابر اقوى در صيد و بنابر احتياط واجب در غير آن نيز.
12 م ـ گوسفند قربانى براى حج، بر عهده ولىّ طفل است.
1 . آيات عظام بهجت، خويى، سيستانى: اين حكم در مورد احجاج صبى غير مميز است و همينگونه است حكم مذكور در مسأله 11 و 12 و 13.
آية الله تبريزى: اين حكم در مورد احجاج صبى است.
2 . آية الله صانعى: مگر آن كه طفل مميّز باشد و خود اراده حج نموده كه بنا بر اظهر به عهده خود اوست.
3 . آية الله بهجت: فداء صيد مولىّ عليه بر ولىّ است (كه با مباشرت او عمل مولى عليه صحيح است) و كفاره موجب هدى بر ولى است در آنچه عمد و خطا كفّاره دارد بلكه در آنچه عمد فقط كفّاره دارد و صبى عمداً مرتكب شد ثبوت كفاره بر ولى كه سبب است خالى از وجه نيست (كتاب حج، ص5).
آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى: ظاهراً كفارات ديگر، در غير صيد نه بر ولىّ واجب است و نه در مال طفل، ولى كفاره صيد بر ولىّ واجب است. (مناسك، ص13، مسأله 9).
آية الله سيستانى: كفاره صيد غير مميز بر ولى اوست و در غير آن، بر نابالغ كفاره نيست; نه در مال او و نه در مال وليّش.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: كفاره صيد بر ولىّ طفل است، و اما در وجوب ساير كفارات بر ولىّ اشكال است، اگرچه احوط اين است كه برعهده ولىّ است. (مناسك عربى، ص13، مسأله 13).
آية الله مكارم: اين احتياط مستحب است.
4 . آية الله تبريزى: قربانى بچه غير مميز بر ولىّ او است كه او را به حج برده و چنانچه پول آن را نداشت و خود بچه مالى داشت، از مال او قربانى تهيه مى كند وگر نه ولىّ روزه مى گيرد.
آية الله سيستانى: پول قربانى بچه غير مميّز بر ولى اوست (مناسك، مسأله12).
آية الله فاضل: و اگر تمكن نداشت از طرف طفل روزه بگيرد، و چنانچه خود ولىّ نيز حج تمتع انجام داده و فقط تمكّن از يك قربانى دارد، آن رابراى طفل قربانى كند و براى خودش روزه بگيرد.
13 م ـ تمام اعمال حج و عمره را بايد ولىّ، طفل را وادار كند كه به جا آورد و اگر نمى تواند، ولىّ او به نيابت طفل بجا آورد.
14 م ـ اگر طفل نابالغ قبل از اين كه در ميقات محرم شود بالغ شد، حجّ او حَجّة الاسلام است، اگر از همانجا كه محرم مى شود مستطيع باشد.
سوّم: حريّت.
چهارم: استطاعت از جهت مال و صحت بدن و توانايى و باز بودن راه و آزادى آن و وسعت وقت و كفايت آن.
15 م ـ استطاعت از جهت مال; يعنى داشتن زاد و راحله كه توشه راه و مَركب سوارى است، و چنانچه عين آنها را ندارد كافى است چيزى مثل پول يا متاع ديگر داشته باشد كه ممكن است آن را صرف در تهيه آنها نمايد، و شرط است كه مخارج برگشتن را نيز
1 . آية الله بهجت: در صورت تمكّن، احوط آن است كه در حال طواف، هر دو طاهر باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند و سنگ ريزه را در دست طفل يا مجنون بگذارد و ولى با آن كيفيت رمى و نيّت نمايد و در تمام افعال آنچه در غير نيّت مى تواند انجام دهد، ولىّ متصدّى نيّت مى شود (كتاب حج، ص4).
آية الله تبريزى: در وقتى كه مى خواهد طفل را طواف دهد، واجب است او را وضو دهد، اگرچه به صورت وضو باشد. (مناسك، ص14، مسأله 7).
آية الله فاضل: در اعمالى كه نياز به وضو دارد، احتياطاً طفل را وضو بدهد و خودش هم وضو بگيرد.
2 . آية الله فاضل: اگر از همانجا مستطيع باشد.
3 . آية الله مكارم: و كافى است كه از همان محل مستطيع باشد.
4 . آية الله بهجت: ولو به حصول عتق قبل از وقوف مشعر به نحو متقدّم، پس قبل از عتق، حج و عمره بر او واجب نيست، اگرچه زاد و راحله را مالك بذل نمايد و حج با اذن مالك صحيح است ولى مجزى از حَجّة الاسلام نيست. (كتاب حج، ص5)
5 . آية الله سيستانى: اگر به آن نياز داشته باشد.
6 . آية الله بهجت: و نيز اظهر وجوب حج و تحقق استطاعت است بر كسى كه فعلاً زاد و راحله را ندارد ولى مى تواند به مناسبت موقعيّت شغلى خود، بدون استيجار كه بعداً ذكر مى شود در بين راه كسب كند، و با كسب لايق به شأن، حوائج مناسب هر وقت را تحصيل نمايد بدون خطر و با اطمينان به حصول، مثل خدمت كردن در كاروان به اعمالى كه در غيرسفر، شغل او همانهاست (كتاب حج، ص9).
7 . آيات عظام بهجت، صافى، فاضل، گلپايگانى: داشتن هزينه بازگشت هنگامى معتبر است كه مكلف قصد بازگشت به وطن خود را داشته باشد. اما اگر نخواسته باشد برگردد، يا خواسته باشد در جاى ديگرى غير از وطن خود ساكن شود، بايد هزينه رفتن به آن جا را داشته باشد، و دارا بودن هزينه بازگشت به وطن لازم نيست.
آيات عظام تبريزى، سيستانى، خويى: داشتن هزينه بازگشت هنگامى معتبر است كه مكلف قصد بازگشت به وطن خود يا جايى كه دورتر از وطن نباشد را داشته باشد ولى اگر قصد رفتن بجايى دورتر از وطن خود را داشته باشد، داشتن هزينه برگشت به وطن كافى است (البته مقصود جايى است كه از نرفتن به آنجا به حرج نمى افتد) (مناسك، مسأله 22)
داشته باشد. و امور ديگرى در استطاعت معتبر است كه در مسائل آينده بيان مى شود.
16 م ـ شرط است در وجوب حج، علاوه بر مصارف رفتن و برگشتن، اين كه ضروريات زندگى و آنچه را در معيشت به آن نياز دارد داشته باشد، مثل خانه مسكونى و اثاث خانه و وسيله سوارى و غير آن، در حدى كه مناسب با شأن او باشد، و چنانچه عين آن ها را ندارد،پول يا چيزى كه بتواند آنها را تهيه كند، داشته باشد.
17 م ـ اگر ضروريات زندگى يا پول آنها را در حج صرف كند از حَجة الاسلام كفايت نمى كند.
18 م ـ كسى كه نياز به ازدواج دارد و براى آن پول لازم دارد، در صورتى مستطيع
1 . آية الله اراكى، آية الله خامنه اى: در صورتى كه عازم بر بازگشت باشد.
آية الله بهجت: به نحوى كه بهواسطه حج ناچار به تبديل محل اقامت و مسكن نشود (كتاب حج، ص9).
2 . آية الله بهجت: ضرورت شخصيه يا شأنيه.
3 . آية الله مكارم: خواه ملكى باشد يا اجاره اى كه با شؤون او سازگار باشد.
4 . آية الله بهجت: در حدى كه كافى براى شخص و شأن او باشد (كتاب حج، ص8 و 26).
5 . آية الله سيستانى: ... و نداشتن آن موجب حرج باشد.
6 . آية الله صافى: و نداشتن آن حرجى باشد.
7 . آية الله صانعى: و همچنين است در صورت عزم بر عود و مراجعت، سوغات ها و وليمه و پذيرايى در برگشت اگر به نحوى باشند كه تركش موجب ملامت و خجلت زدگى مى شود.
8 . آية الله خويى: به پاورقى مسأله 18 مراجعه شود.
9 . آية الله اراكى: و از ترك ازدواج، به حرج يا مرض و يا حرام دچار مى گردد.
آية الله خامنه اى: و از ترك ازدواج، به حرج يا مرض و يا حرام دچار مى گردد. و يا ترك ازدواج موجب وهن او شود.
آية الله فاضل: به طورى كه ترك ازدواج موجب مشقت يا ضرر باشد.
آية الله نورى: به طورى كه اگر متأهّل نشود به زحمت مى افتد يا به حرام افتد در صورتى...
مى شود كه علاوه بر مخارج حج، مصارف ازدواج را هم داشته باشد.
19 م ـ كسى كه از ديگرى طلب دارد و بقيه شرايط استطاعت را نيز دارا است، اگر وقت طلب او رسيده يا حالّ است و مى تواند بدون واقع شدن در حَرَج و مشقت، آن را بگيرد واجب است مطالبه كند و بگيرد و به حج برود، مگر مديون نتواند بپردازد كه در اين صورت مطالبه
1 . آية الله بهجت: اگر در ترك نكاح مشقت غير قابل تحمّل به حسب عادت بود يا خوف مرض يا خوف وقوع در حرام بود، اظهر جواز صرف در نكاح است و همچنين اگر قبل از رسيدن وقت سير كاروان حج، صرف در نكاح كند، اما بعد از رسيدن وقت سير نمى تواند صرف در نكاح نمايد، به نحوى كه متمكّن از حج در آن سال نمى شود نه در صورت تمكّن از جمع بين آن دو. (كتاب حج، ص12).
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: در صورتى كه صرف آن پول در راه حج سبب ناراحتى و مشقت در زندگى وى شود، حج بر او واجب نمى شود، و چنانچه سبب ناراحتى نشود واجب مى شود. آية الله خويى اضافه فرمودند: بلى اگر بنابر صرف نكردن آن مال در نياز خود داشت حج بر او واجب است. (تعليقه عروه، ج2، ص234).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر ترك تزويج مستلزم حرج باشد به نحوى كه عرفاًبگويند مستطيع نيست واجب نمى شود و الاّ حج بر او واجب و مقدّم است. (مناسك عربى، ص18، مسأله 32).
آية الله مكارم: منظور از نياز اين نيست كه به خاطر ترك آن به عسر و حرج بيفتد بلكه همين اندازه كه ازدواج از شؤون زندگى او باشد كافى است.
2 . آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: و نيز مى تواند ولو با كمك غير و اقامه دعوى در نزد حاكم شرع و يا با رجوع به حاكم غير شرعى ـ در صورتى كه استيفاى حقّ، موقوف بر آن باشد، بنابر اقوى ـ آن را وصول نمايد، گرفتن و رفتن به حج واجب است. (احكام و آداب حج، مسأله 29).
3 . آية الله سيستانى: مستطيع است و واجب است حج برود هر چند با مطالبه و صرف آن مال در حج باشد و همچنين است اگر بدهكار دارا باشد و نپردازد ولى بتواند هر چند با رجوع به حاكم جور حق خود را بگيرد يا بدهكار منكر باشد ولى بتواند آن را اثبات كند و بگيرد يا بتواند از اموال او از باب تقاص بردارد.
4 . آية الله بهجت: اگر تحصيل آن، متوقّف بر مراجعه به دادگاه اگر چه حاكم جور باشد، لازم است مراجعه نمايد در صورتى كه موجب ضرر و حرج فوق حد مسامحه نباشد، و در تضرّر مالى غير مجحف و نيز ضرر حالى مثل ذلت نفس و نقص جاه نزد حاكم جور تأمّل است و اقرب وجوب مطالبه است با عقلائى بودن تن دادن به اين ضرر با قطع نظر از تكليف به حج (كتاب حج، ص10).
جايز نيست و استطاعت حاصل نمى شود و همچنين اگر وقت طلب او نرسيده و مديون بخواهد بپردازد لازم است طلبكار آن را بگيرد و مستطيع مى شود، ولى اگر مديون نمى خواهد بپردازد مطالبه واجب نيست، هرچند با مطالبه حاضر به پرداخت شود.
20 م ـ اگر غير مستطيع، مصارف حج را قرض كند، مستطيع نمى شود، هر چند بتواند بعداً به سهولت قرض را ادا كند و اگر با آن حج به جا آورد از حَجة الاسلام كفايت نمى كند.
1 . آية الله تبريزى، آية الله خويى: در اين مسأله قائل شده اند كه اگر بتواند دَين را بفروشد و پول آن به تنهايى و يا به ضميمه مال ديگر وافى هزينه حج باشد و براى او مشقت نداشته باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.
آية الله سيستانى: اگر بتواند دَين را بفروشد به نحوى كه اجحاف در حق او نباشد، و پول آن به تنهايى و يا به ضميمه مال ديگر وافى هزينه حج باشد، در اين صورت مستطيع است و بايد به حج برود.
آية الله فاضل: اگر بتواند دَينش را به مقدار كمتر بفروشد در صورتى كه موجب ضرر و مشقّت نباشد. و اين مقدار براى حج كافى باشد مستطيع است و بايد حج انجام دهد.
2 . آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: درصورتى كه اگرمطالبه كند بدهكار خواهد پرداخت، بايد مطالبه كند و به حج برود.
آية الله سيستانى: اگر مهلت داشتن قرض به نفع بدهكار باشد همچنانكه معمولا چنين است.
آية الله صافى: حكم مسأله در صورتى كه فروش دين مؤجّل به نقد ممكن نباشد والاّ فروش آن مانند فروش ساير اموال واجب است.
آية الله فاضل: مگر آنكه يقين داشته باشد كه اگر مطالبه كند مديون حاضر به پرداخت آن مى شود، كه در اين صورت مطالبه لازم است.
آية الله گلپايگانى: و اگر شك داشته باشد كه مديون با مطالبه مى پردازد يا نه، به جهت آنكه احتمال استطاعت مى دهد، و تمكّن از فحص دارد، احتياط در مطالبه است، و مطالبه در اين فرض فحص از استطاعت است، نه تحصيل استطاعت. (آداب و احكام حج، مسأله 29).
آية الله مكارم: اگر مطالبه محذورى ندارد بايد مطالبه كند.
3 . آية الله خامنه اى: در خصوص قيد «پرداخت قرض به سهولت» نظر ايشان يافت نشد.
4 . آية الله بهجت: قرض گرفتن براى حج تحصيل استطاعت است و واجب نيست. مگر آنكه مالى داشته باشد بالفعل كه مى تواند پس از حج با فروش و استبدال آن اداى دين كند كه در اين صورت قرض گرفتن واجب است با عدم تمكن از فروش آن قبل از حج و اگر مالى كه با آن اداى دين مى نمايد بعد از حج تحصيل مى شود، پس در وجوب حج فعلاً تأمّل است (كتاب حج، ص11).
آية الله تبريزى: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد و در وقت قرض كردن مالى داشته باشد كه بتواند با آن قرض خود را ادا كند ولى فعلا نمى تواند آن را بفروشد يا در آن تصرّف كند حج بر او واجب خواهد بود (مناسك، مسأله 33).
آيات عظام خويى، صافى، فاضل، گلپايگانى: هرگاه كسى مقدارى پول قرض كند كه آن پول به مقدار مخارج حج باشد، و قدرت پرداخت آن را بدون مشقّت بعد از آن داشته باشد، حج بر او واجب خواهد بود.
آية الله سيستانى: مگر آن كه وقت پرداخت قرض آنقدر دور باشد كه اصلاً عقلا به آن توجه نكنند. كه در اين صورت حجّ بر او واجب خواهد شد. (مناسك، مسأله 33).
21 م ـ كسى كه مخارج حج را دارد و بدهى نيز دارد، چنانچه بدهى او مدت دار باشد و مطمئن است كه در وقت اداى بدهى، تمكن از اداى آن را دارد، واجب است به حج برود،و همچنين در صورتى كه وقت اداى بدهى رسيده، لكن طلبكار راضى به تأخير ادا باشد و بدهكار مطمئن است كه در وقت مطالبه مى تواند بدهى را ادا نمايد و در غير اين دو صورت حج واجب نيست.
1 . آية الله بهجت: از حقوق النّاس .
2 . آية الله بهجت: بنابر عدم فعليّت وجوب ادا مگر بعد از مطالبه (كتاب حج، ص11).
آية الله تبريزى: در صورتى حج واجب مى شود كه بدون حرج و مشقّت قادر به ادا باشد.
آية الله خويى: بلى اگر دين خود را ادا نكند حج بر او واجب است و به هر حال اگر چنين فردى حج به جا آورد مجزى از حجة الاسلام مى باشد. (تعليقه عروه، ج2، ص236).
3 . آية الله سيستانى: اگر انسان مال وافى به هزينه حج را داشته، و به همان مقدار هم مقروض باشد، بنابر اظهر حج بر او واجب نخواهد بود، و همچنين اگر كمتر از آن مقدار، مقروض باشد، به طورى كه اگر مقدار قرض برداشته شود، باقيمانده آن وافى به هزينه حج نباشد، كه در اين صورت هم حج بر او واجب نخواهد بود، و فرقى نيست بين اين كه وقت پرداخت بدهى رسيده باشد يا نه، مگر اينكه آن قدر، وقت پرداخت دور باشد كه اصلاً عقلا به آن توجه نكنند; مانندپنجاه سال. (مناسك، مسأله 34).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: و اگر مى داند كه طلبكار از طلب خود خواهد گذشت، و يا بنابر مسامحه دارد (مثل مهريه بعض زنان) چنين دَينى مانع استطاعت نيست. (احكام و آداب حج، مسأله 34).
آية الله فاضل: يعنى مخيّر است بين انجام حج و اداى دين و در صورت انجام حج كفايت از حجّة الاسلام مى كند.
22 م ـ كسى كه خمس يا زكات بدهكار است در صورتى مستطيع مى شود كه علاوه بر آن ها مخارج حج را داشته باشد.
23 م ـ كسى كه از جهت مالى مستطيع است و از جهت صحت بدن يا باز بودن راه مستطيع نيست مى تواند در مال تصرّف كند و خود را از استطاعت مالى هم
1 . آية الله بهجت: يا كفّاره يا نذر (كتاب حج، ص10).
2 . آية الله تبريزى، آية الله خويى: حكم ساير ديون را دارد الاّ اينكه عين مال متعلَّق خمس و زكات باشد، كه در صورتى مستطيع مى شود كه غير از آنها مخارج حج را داشته باشد.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: حكم ساير ديون را دارد، الاّ اينكه عين مال متعلَّق خمس و زكات باشد كه مقدم بر ساير ديون است.
آية الله فاضل: يعنى بر ذمّه او تعلق گرفته است.
3 . آية الله تبريزى: اگر مى داند در همان سال ساير شرايط استطاعت حاصل مى شود، حفظ استطاعت مالى لازم است وگرنه لزوم ندارد و اگر اطمينان به زوال عذر تا آخر عمر ندارد، بنابر احتياط در همان سال نايب بگيرد و چنانچه عذرش زايل شد و استطاعت مالى باقى بود بنابر احتياط دوباره خودش حج بجا آورد.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر از جهت مالى قدرت دارد و از جهت صحّت بدن استطاعت ندارد و اميد خوب شدن ندارد واجب است نايب بگيرد، بلكه احوط نايب گرفتن است براى كسى كه اميد خوب شدن دارد، پس اگر رفع عذر شد، خودش نيز به حج برود، مگراينكه پس ازرفع عذراستطاعت مالى نداشته باشد. (مجمع المسائل، ج 1، مسأله 18 ص431).
4 . آية الله اراكى: و مأيوس است از تمكّن از مسير و صحّت بدن.
آية الله خويى: اگر دارا و ثروتمند است و توانايى مباشرت اعمال حج را ندارد يا دشوار و با مشقت است بايد نايب بگيرد. و وجوب نايب گرفتن، مانند وجوب حج فورى است. (مناسك، مسأله 63).
آية الله سيستانى: كسى كه تمكّن مالى دارد ولى توانايى مباشرت حجّ را ندارد و اميد اينكه بتواند در آينده انجام دهد ندارد، واجب است نايب بگيرد و اگر مباشرت براى او حرج و مشقّت داشته باشد، مى تواند نايب بگيرد، گرچه مباشرت افضل است و به هر حال همچنان كه وجوب مباشرت فورى است، وجوب استنابه نيز فورى است.
آية الله مكارم: يعنى در موقع حج استطاعت بدنى و باز بودن راه را ندارد.
5 . آية الله بهجت: در صورتى كه موضوع وجوب استنابه، كه يأس از رفع مانع است، محقّق نشده باشد. (كتاب حج، ص18 و 19)
آية الله گلپايگانى: بلى اگر علم داشته باشد كه در آن سال متمكّن از رفتن به حج است، جواز مصرف كردن وجه در غير حج (خصوصاً در اوان خروج مردم براى حج) مشكل است، و اگر استطاعت مالى بعد از استطاعت طريقى حاصل شده باشد، تصرف در آن مال در زمانى كه مردم آماده براى حج مى شوند جايز نيست. (آداب و احكام حج، مسأله 37).
خارج كند ولى اگر از آن جهات هم استطاعت دارد و فقط وسايل رفتن را تهيه نكرده يا وقت حج نرسيده، نمى تواند خود را از استطاعت خارج كند و اگر كرد، حج بر او مستقر مى شود و بايد به هر نحو است به حج برود.
24 م ـ اگر در سالى كه استطاعت مالى دارد از جهت صحت بدن يا باز بودن راه استطاعت ندارد و در سال هاى ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مى كند،
1 . آية الله خامنه اى: قسمت اول اين مسأله يافت نشد.
2 . آية الله فاضل: حتى اگر اول ماه محرم باشد كه هنوز چندين ماه به موسم حج باقى است.
3 . آية الله اراكى: بنابر احتياط واجب.
آية الله خامنه اى: به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.
4 . آية الله بهجت: هرگاه انسان مالى داشته باشد كه كفاف هزينه حج را بدهد، مى تواند قبل از وقت حركت قافله آن را در مصارف خود خرج كند هرچند ديگر نتواند به حج برود ولى در صورتى كه آن مال را به طور نسيه تا زمان بعد از حج بفروشد و منظور فرار از استطاعت باشد، احتياط اين است كه اقدام به اين عمل ننمايد. و اگر نموده با خود معامله مستطيع كند به اين كه سال آينده به حج برود با احتياطاتى كه سبب قطع به اجزاء از حَجّة الاسلام است (يعنى احتياطاً سعى در تحصيل و حفظ استطاعت شرعيه براى خود در وقت سير كاروان در سال آينده بنمايد نه صرف استطاعت عقليه) و اگر معامله نه براى فرار است بلكه براى حاجت فعلى است كه متمكّن از بر آورده شدن آن نمى شود، مگر بعد از وقت سير يا وقت حج اظهر جواز آن است (كتاب حج، ص11).
آية الله خويى: هرگاه انسان مالى داشته باشد كه كفاف هزينه حج را بدهد، حج بر او واجب مى شود و جايز نيست در آن مال تصرفى كند كه از استطاعت خارج شود و نتواند تدارك كند. و اين تصرف خواه پيش از تمكن از سفر باشد يا بعد از آن فرقى ندارد، بلكه ظاهر اين است كه قبل از ماه هاى حج تصرف جايز نيست.
آية الله سيستانى: در تفصيل تمكن از مسير مى فرمايند: اگر در آن تصرفى كند كه از استطاعت خارج شود و نتواند تدارك كند، و براى او مشخص شده باشد كه قدرت رفتن به حج در روزهاى آن را داشته باشد، بنابر اظهر حج در ذمّه او مستقر است، ولى اگر قدرت رفتن براى او مشخص نشده باشد، حج در ذمّه او مستقر نيست. (مناسك، مسأله39).
مى تواند در مال تصرف كند و خود را از استطاعت خارج نمايد.
25 م ـ كسى كه استطاعت حج دارد بايد خرج هاى مقدماتى را; از قبيل خرج تذكره و ويزا و وديعه و آنچه مربوط به حج است بدهد، و اين خرج ها موجب سقوط حج نمى شود، ولى اگر استطاعت اين نحو مخارج را نداشته باشد مستطيع نيست.
26 م ـ اگر اجرت ماشين يا هواپيما زياد باشد يا زيادتر از حد معمولى باشد و همين طور قيمت اجناس در سال استطاعت زياد باشد يا زيادتر از حد متعارف باشد بايد حج برود، و جايز نيست تأخير از سال استطاعت مگر آنكه بقدرى زياد باشد كه موجب حرج و مشقت در زندگانى شود.
27 م ـ شخص مستطيع اگر پول ندارد لكن ملك دارد بايد بفروشد و به حج برود اگرچه
1 . آية الله خامنه اى: پس از فرا رسيدن زمانى كه صرف آن براى رسيدن به حج لازم است، شخص مستطيع نمى تواند خود را از استطاعت بيندازد و پيش از فرا رسيدن اين زمان نيز احتياط واجب آن است كه خود را از استطاعت خارج نسازد.
آية الله خويى، آية الله سيستانى: تصرّف در مال جايز نيست و واجب است مال را حفظ كند و خود را از استطاعت خارج نكند. (حاشيه بر عروة الوثقى).
آية الله صافى: اگر اطمينان دارد كه در سال هاى ديگر از آن جهات استطاعت پيدا مى كند بنابر احتياط نمى تواند در مال تصرف كند.
آية الله گلپايگانى: اگر اطمينان دارد در سال هاى بعد از آن جهات استطاعت پيدا مى كند نمى تواند در مال تصرف كند.
2 . آية الله خويى: اگرضررزايدبرمقدارمتعارفوموجب اجحاف باشد، ولوموجب حرجومشقّت هم نشود، حج واجب نيست و اما اگر هزينه و مخارج حج بالا برود و مثلا كرايه ماشين در سال استطاعت گران تر از سال بعد باشد تأخير جايز نيست و بايد همان سال برود. (معتمدج1، ص95 ومناسك مسأله 21).
3 . آية الله بهجت: اگر هزينه و مخارج حج بالا برود و به حد غير عقلايى نرسد و مثلاً كرايه ماشين در سال استطاعت گران تر از سال بعد باشد تأخير جايز نيست و بايد همان سال برود. (مناسك، مسأله 18).
آية الله گلپايگانى: مگر آن كه ضرر به نحوى باشد كه عرفاً بگويند مستطيع نيست.
4 . آية الله مكارم: به طورى كه در عرف بگويند مستطيع نيست.
5 . آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر خانه وقفى و يا غير وقفى در اختيار اوست; به طورى كه كسر شأن او نبوده و بدون سختى و حرج، از داشتن خانه ديگر بى نياز است و احتمال از دست رفتن آن خانه نيست، اگر خانه ملكى اى دارد كه قيمت آن وافى به مخارج حج و يا تتميم آن باشد، واجب است خانه ملكى خود را فروخته و صرف مخارج حج كند، و همچنين است نسبت به ديگر چيزهايى كه مورد نيازبوده، و از غير راه ملكيّت رفع احتياجش شده باشد. (آداب واحكام حج، مسأله 24).
بواسطه مشترى نداشتن، به كمتر از قيمت معمولى بفروشد مگر آن كه فروش به اين نحو موجب حرج و مشقت براى او شود.
28 م ـ كسانى كه كتب زياد دارند و محل احتياج آنها نيست و اگر زايد را بفروشند به قدر مؤونه حج مى شود و ساير شرايط را نيز دارا باشند واجب است به حج بروند، بلكه اگر از كتب موقوفه رفع احتياج مى شود و كتاب ملكى به قدر حج هست واجب است حج بروند به شرط آن كه كتاب هاى موقوفه در معرض زوال نباشد.
29 م ـ اگر شك كند كه مالى كه دارد به اندازه استطاعت هست يا نه، احتياط واجب آن است كه تحقيق كند، وفرقى نيست در وجوب تحقيق، ميان آنكه مقدار مال خود يا مقدار
1 . آية الله بهجت: اگر حرجى يا ضررى نباشد (كتاب حج، ص8).
آية الله تبريزى: اگر بخواهد حج نمايد بايد آن را به مقدار زيادى كمتر از قيمت بفروشد، فروشش واجب نيست. (مناسك، مسأله 21).
آية الله خويى: اگر باعث ضرر كلّى شود فروشش واجب نيست.
آية الله سيستانى: مگر اينكه اجحاف بر او باشد. (مناسك عربى، مسأله 21).
2 . آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اجحاف و ضرر به حدّى باشد كه عرفاً بگويند مستطيع نيست.
آية الله مكارم: به طورى كه در عرف بگويند مستطيع نيست.
3 . آية الله اراكى: و معرض احتياج هم نيست.
آية الله بهجت: به حاشيه مسأله 16 مراجعه شود.
آية الله خويى: اگر با فروش آنها به حرج نمى افتد، حج واجب است. (مناسك، مسأله 22).
4 . آية الله اراكى، آية الله نورى: كه در پيش او است.
5 . آيات عظام اراكى، فاضل، نورى: و منافات با شأن او نداشته باشد و موجب حرج بر او نباشد.
آية الله سيستانى: و استفاده از آنها بر او حرجى نباشد. (مناسك عربى، مسأله24).
آية الله مكارم: به طورى كه هر ساعت نياز داشته باشد، بدون زحمت در اختيار او قرار بگيرد.
6 . آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: لازم نيست فحص و تحقيق كند هرچند احوط است. آية الله بهجت اضافه اى دارد مگر اينكه عسر و حرج باشد. (مناسك، مسأله 34).
آية الله خامنه اى: كسى كه مى داند با وضع معمول حج و مخارج عادى آن، داراى استطاعت نيست ولى احتمال مى دهد كه اگر تحقيق كند راه هايى پيدا شود كه با وضع فعلى خود بتواند حج كند لازم نيست فحص كند ولى ملاحظه وضع مالى موجود خود براى كسى كه نمى داند آيا استطاعت حج دارد يا نه و مى خواهد بداند كه آيا مستطيع هست يا نه على الظاهر واجب است.
مخارج حج را نداند.
* 30 م ـ اگر نذر كند كه در روز عرفه كربلاى معلّى يا يكى از مشاهد ديگر را زيارت كند، نذرش صحيح است، لكن اگر مستطيع بوده يا در اين سال مستطيع شد بايد حج برود، و نذر مانع ازحج نمى شود، و اگر نرفت حج بر او مستقر مى شود، و بايد به نذر عمل كند، و اگر حج رفت تخلف نذر موجب كفاره نمى شود، ولى اگر حج نرفت و به نذر هم عمل نكرد كفاره نذر را بايد بدهد.
31 م ـ اگر رفتن حج موجب ترك واجب يا فعل حرامى مى شود بايد ملاحظه اهميت حج يا حرام و واجب را كرد، اگر حج اهميتش بيشتر است بايد برود و الاّ نبايد برود لكن اگر رفت و حرامى به جا آورد يا واجبى را ترك كرد معصيت كار است ولى حج او صحيح است.
1 . آيات عظام اراكى، بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى، صافى، گلپايگانى: نذر منحل مى شود و بايد به حج برود.
2 . آية الله تبريزى، آية الله خويى: در اين صورت عمل به نذر واجب نيست، بنابر اين تخلف از نذر موجب كفاره نمى شود.
3 . آية الله مكارم: نذر منعقد نيست و كفاره ندارد.
4 . آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: و يا موجب از بين رفتن مال معتد به (قابل توجه) بدون عوض شود. (آداب و احكام حج، مسأله 76).
5 . آية الله تبريزى: اگر فقط احتمال اهمّيت در حج باشد حج مقدّم است وگرنه بايد حرامى را كه حج بر آن توقّف دارد ترك كند و چنانچه ارتكاب حرام بعد از شروع در حج باشد مجزى از حجّة الاسلام نيست و اگر حج متوقّف بر ترك واجب باشد نظر ايشان موافق نظر آية الله خويى است.
آية الله خويى: در فرض تساوى و يا احتمال اهمّيت در هر يك مخيّر بين آنها است و اگر در يكى از آنها احتمال اهمّيت مى دهد آن مقدم است.
آية الله سيستانى: در صورت تساوى مخير است.
32 م ـ اگر با اعتقاد به اين كه مستطيع نيست، قصد حج استحبابى كند و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده كفايت از حَجة الاسلام نمى كند مگر در صورتى كه قصد وظيفه فعليه نموده باشد و اشتباهاً آن را بر حج استحبابى تطبيق كرده باشد.
* 33 م ـ اگر شخص زاد و راحله ندارد ولى به او گفته شد كه حج بجاآور و نفقه تووعائله ات بر عهده من، با اطمينان به وفا و عدم رجوع باذِل، حج واجب مى شود واين حج را بذلى مى گويند و در آن رجوع به كفايت كه از شرايط وجوب است شرط نيست، بلى اگر قبول
1 . آية الله گلپايگانى: اگر به طور جزم، قصد حج استحبابى كرده است كفايت آن از حَجّة الاسلام خالى از اشكال نيست. (آداب و احكام حج، مسأله 78).
2 . آيات عظام تبريزى، خويى، صافى، مكارم: كفايت مى كند.
آية الله خامنه اى: مگر اينكه نيّت كند حجى را كه شارع مقدس از او خواسته به جاى آورد.
آية الله صانعى: كفايت مطلقاً خالى از وجه نيست.
3 . آية الله فاضل: تعهد نسبت به عائله و اطمينان به وفا و عدم رجوع باذل شرط نيست.
4 . آية الله تبريزى، آية الله خويى: اگر نمى تواند نفقه عيال را تأمين كند، چه به حج برود و چه نرود، بذل نفقه عيال شرط نيست.
آية الله سيستانى: مگر اين كه نفقه عائله اش را تا زمان برگشت داشته باشد يا اين كه فرق نمى كند، چه حج برود وچه نرود نفقه آنها را نمى تواند تأمين كند يا از عدم تأمين نفقه آنها در حرج نمى افتد يا عائله واجب النفقه او نيستند كه در اين موارد بذل نفقه عائله شرطِ وجوب حج نيست. (مناسك عربى، مسأله43).
5 . آية الله تبريزى، آية الله خويى: اطمينان به وفا و عدم رجوع باذل، شرط نيست، ولى اگر وثوق و اطمينان به رجوع وعدم وفاى باذل دارد حج واجب نمى شود.
6 . آية الله نورى: به شرطى كه قبول اين بذل براى او مستلزم ذلّت و منّت نباشد.
7 . آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: در اين مسأله فرقى بين اباحه (در اختيار گذاشتن) و تمليك و دادن عين مال و يا قيمت آن نيست.
آية الله سيستانى: اباحه اى كه براى اباحه كننده آن قابل برگشت باشد شرعاً، و تمليك متزلزلى كه از طرف مقابل قابل فسخ بوده باشد شرعاً، موجب حصول استطاعت نمى شود مگر اينكه اطمينان داشته باشد كه از اباحه اش صرف نظر نمى كند يا تمليكش را فسخ نمى نمايد. (مناسك، مسأله 29ـ40ـ43).
8 . آية الله بهجت: بلى داشتن مؤونه عيال تا وقت رجوع شرط است مگر آنكه با نرفتن حجّ نيز عيال او در مضيقه به سر برند و رفتن حج تأثيرى در اين جهت نداشته باشد. (مناسك، ص19، مسأله42).
آية الله سيستانى: ولى اگر خودش مقدارى از مصارف حج را داشته باشد و بقيّه را به او بذل كنند در اين صورت رجوع به كفايت شرط است. (مناسك، مسأله 45).
بذل و رفتن به حج موجب اخلال در امور زندگى او شود واجب نيست.
* 34 م ـ اگر مالى كه براى حج كفايت مى كند را به او ببخشند براى اينكه حج به جا آورد، بايد قبول كند و حج به جا آورد و همچنين اگر واهب بگويد مخيّرى بين اينكه حج بجا آورى يا نه. ولى اگر اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد قبول واجب نيست.
* 35 م ـ باذل مى تواند از بذلش برگردد، ولى اگر در بين راه باشد بايد نفقه برگشتن او را
1 . آية الله سيستانى: بلى اگر درآمدش در خصوص روزهاى حج باشد و با درآمد آن در بقيه روزهاى سال يا بعضى از آنها زندگى مى كند، به طورى كه اگر به حج برود قدرت تأمين هزينه زندگى در بقيه يا بعضى از روزهاى ياد شده نداشته باشد. در اين صورت حج بر او واجب نخواهد بود، مگر اينكه مخارج زندگيش را در بقيه روزهاى سال هم بدهند كه در اين صورت واجب خواهد بود. (مناسك، مسأله 45).
آية الله مكارم: يا مستلزم منّت و هتك او باشد.
2 . آية الله بهجت: واجب نيست قبول نمايد و در صورت قبول، استطاعت بذليه محقّق است و استطاعت ماليّه است در دو صورت بعد. (مناسك، مسأله 43).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: چنانچه مال كافى براى مؤونه حج باشد و يا به مقدارى است كه به ضميمه اموال خود شخص استطاعت حاصل مى شود، حج بر او واجب و كافى از حَجّة الاسلام است. (آداب و احكام حج، مسأله 47).
آية الله نورى: مگر اينكه در قبول، ذلّت و مهانت براى او باشد كه در اين صورت قبول واجب نيست.
3 . آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: و اگر واهب (بخشنده) اختيار را به انسان بدهد و بگويد مى خواهى با اين مال حج برو و نمى خواهى به حج نرو و يا مالى را ببخشد و نامى از حج نبرد، قبولش واجب نيست.
4 . آية الله مكارم: بلكه قبول واجب است به شرط اين كه به هنگام بازگشت، زندگى او تأمين باشد.
5 . آية الله اراكى، آية الله صانعى: در صورتى كه داخل در احرام نشده باشد.
6 . آية الله بهجت: و بنا بر اظهر، نفقه بازگشت از محلِّ اعلام رجوع كه زايد بر نفقه وطن است، بر باذل است. (مناسك، ص22، مسأله 51).
بدهد، و اگر بعد از احرام رجوع كند بايد نفقه اتمام حج را نيز بپردازد.
* 36 م ـ پول قربانى در حجّ بذلى بر عهده باذل است ولى كفارات بر عهده او نيست و اگر پول قربانى را بذل نكند حج واجب نمى شود مگر در صورت وجود شرايط
1 . آية الله اراكى: بعد از احرام رجوع جايز نيست.
آية الله بهجت: اظهر عدم جواز رجوع است. (مناسك، مسأله 51).
آية الله تبريزى: باذل ضامن نفقه برگشتن او نيست همانطور كه در صورت رجوع بعد از احرام، نفقه اتمام حج را هم ضامن نمى باشد گر چه اتمام بر او واجب است مطلقاً.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: بعد از احرام احوط ترك رجوع است و نسبت به رجوعِ به عينِ مبذوله، تفصيلى در مناسك عربى موجود است.
آية الله فاضل: اگر اتمام واجب باشد بايد نفقه اتمام حج را نيز بپردازد، امّا وجوب اتمام در اين فرض محلّ تأمّل است.
آية الله مكارم: احتياط واجب آن است كه بعد از احرام رجوع نكند.
2 . آية الله صانعى: عدم جواز رجوع بعد از احرام خالى از قوت نيست.
3 . آية الله خويى: در صورتى كه اتمام آن بر مبذول له واجب باشد. و آن در جايى است كه آنچه تا كنون به او بذل شده و او صرف نموده، با ضميمه به اموال خود موجب استطاعت او باشد.
آية الله سيستانى: اگر بعد از احرام باذل رجوع كند، مبذول له بايد حج را تمام كند، اگر بر او حرجى نباشد هر چند فعلا مستطيع نباشد و باذل ضامن مصرف اتمام حج او و بازگشتش مى باشد.
4 . آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: در صورتى كه هدى بر مبذول له واجب باشد پول آن بر عهده باذل است، و الاّ تبديل به صوم مى شود. ولى در كفّارات اگر محرم موجب و سبب آن را مرتكب شود پس اگر عمداً باشد كفّاره اش بر عهده خود او مى باشد و اگر از روى فراموشى يا جهل و يا اضطرار و ناچارى باشد و به اين سبب كفّاره واجب شود، پس اگر مبذول له تمكّن از ادا داشته باشد و كفاره يافت شود، پول آن به عهده باذل مى باشد و الاّ بايد مبذول له به وظيفه غير متمكّن از كفّاره عمل نمايد. (آداب و احكام حج، مسأله 56).
5 . آية الله اراكى، آية الله نورى: اگر عملِ موجبِ كفاره را از روى عمد و اختيار انجام داده باشد، و در غير اين صورت به عهده باذل است على الأحوط.
آية الله صانعى: اگر موجب كفاره را از روى عمد و اختيار انجام دهد و الاّ بر عهده باذل بودن خالى از قوت نيست.
آية الله مكارم: احتياط در غير عمد، آن است كه باذل بپردازد.
6 . آية الله تبريزى: مگر در صورتى كه بتواند بدون حرج بدل هدى روزه بگيرد.
آية الله سيستانى: در وجوب حجِ برگيرنده، در اين صورت اشكال است، مگر در صورتى كه خود توانايى خريد آن را از مال خود داشته باشد، بلى اگر پرداخت قيمت قربانى موجب حرج و مشقّت باشد قبول بر او واجب نخواهد بود. (مناسك، م 52).
آية الله فاضل: واجب مى شود لكن پول قربانى بر عهده باذل است.
ديگر استطاعت.
37 م ـ كسى كه در راه حج براى خدمت اجير شود، به اجرتى كه با آن مستطيع مى شود، حج بر او واجب مى شود هرچند اجاره بر او واجب نبوده است ولى بعد از آن مستطيع مى شود و بايد حج بجا آورد.
38 م ـ كسى كه براى نيابت از ديگرى اجير شد و با اجرت آن مستطيع گشت در صورتى كه استيجار براى سال اول باشد بايد حج نيابى را مقدم بدارد و چنانچه استطاعت او تا سال بعد باقى بماند براى خودش در سال بعد حج به جا آورد.
39 م ـ شرط است در استطاعت كه مخارج عائله اش را تا برگشت از حج داشته باشد
1 . آية الله بهجت، آية الله خويى: مگر در صورتى كه خود توانايى خريد آن را از مال خود داشته باشد، بلى اگر پرداخت پول قربانى موجب ناراحتى مالى او شود، قبول بر او واجب نخواهد بود.
2 . آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: لكن براى كسى كه عادت و شغلش خدمت باشد سزاوار است احتياط به قبول ترك نشود، چون عرفاً استطاعت صدق مى كند. (آداب و احكام حج، مسأله 64).
3 . آية الله بهجت: و همچنين اگر در اجاره براى او شرط شد تأمين زاد و راحله و نفقه عيال، قبول واجب نيست، ولى اگر قبول كرد مستطيع مى شود به استطاعت ماليه در هر دو صورت، نه بذليّه، پس دَيْن مانع از آن است مگر آنكه على اىّ تقدير متمكّن از اداى دين نباشد و فقط به اين اجاره مشروطه، مالك گذراندن امور خود در مصاحبت اهل حج باشد كه در حكم استطاعت بذليّه است ولى باز قبول استيجار واجب نيست (كتاب حج، ص14).
4 . آية الله بهجت: امّا اگر حج نيابتى مقيّد به همان سال نباشد، حجّ خود را مقدّم بدارد. (مناسك، ص14، مسأله 29).
آية الله تبريزى: اما اگر مقيّد به همان سال نباشد و براى او محرز است كه مى تواند حج نيابى را در سال هاى بعد به جا آورد، حج خودش را مقدّم كند و الاّ بايد حج نيابى را مقدّم بدارد.
آية الله سيستانى: و امّا اگر حج نيابى مقيد به همان سال نباشد، بايد حج خود را مقدّم بدارد، مگر اين كه براى او وثوق حاصل شود كه در سال هاى آينده حج را انجام خواهد داد، كه در اين صورت واجب نيست حج خود را مقدّم بدارد.
هرچند عائله واجب النفقه او نباشند.
40 م ـ شرط است در استطاعت، رجوع به كفايت; يعنى بعد از برگشت از حج، تجارت يا زراعت يا صنعت يا منفعت ملك، مثل باغ و دكان داشته باشد به طورى كه براى زندگانى به شدت و حرج نيفتد و اگر قدرت بر كسب لايق به حالش هم داشته باشد كافى است و اگر بعد از مراجعت، نياز به مثل زكات و خمس و ساير وجوه شرعيه داشته باشد كفايت نمى كند، بنابراين بر
1 . آية الله بهجت: در عيال غير واجب النفقه و مصارف لازمه براى حفظ شأن، احوط رعايت عسر و حرج است; يعنى نه اقتصار بر فقط مقدارى كه بر او واجب شرعى است مى كند و نه انتظار تمكّن از هر چه عرفيت دارد مى كشد. پس تحقق استطاعت منوط به دارا بودن مقدارى است كه اگر نباشد لازمه اش عسر و حرج است (كتاب حج، ص15).
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: داشتن مخارج عائله غير واجب النفقه شرعى، شرط نيست مگر اين كه با ترك انفاق بر آن ها خودش به حرج مى افتد.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: و عرفاً ملتزم به پرداخت نفقه آنها شده باشد; مثل خواهر و برادر، بايد نفقه آنها را هم داشته باشد. (آداب و احكام حج، مسأله 66).
2 . آية الله بهجت: اظهر اعتبار رجوع به كفايت است; به اين معنا كه به سبب حج، از غنا به فقر يا از فقر به اوسع از آن، واقع نشود. (كتاب حج، ص26).
3 . آية الله فاضل: و همچنين اگر از طريق زكات يا خمس و يا استعطا، امور خود را اداره كند، كافى است و همچنين كسى كه آنچه دارد در راه حج خرج كند زندگى او قبل و بعد از حج تفاوتى نكند، حج بر او واجب مى شود و نيز بر طلاب كه با شهريه اداره مى شوند; چنانچه هزينه حج و مخارج خانواده خود را داشته باشند يا به عنوان روحانى مشرّف شوند حج واجب است و از حجّة الاسلام كفايت مى كند.
4 . آية الله بهجت: عيناً موافق حاشيه بعد حاشيه آية الله تبريزى و... بوده با اين تفاوت كه ايشان صراحت در وجوب حج دارند. (مناسك، مسأله 25).
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: كسى كه از وجوه شرعيه، مانند خمس و زكات و امثال اينها زندگى خود را اداره مى كند و بر حسب عادت مخارجش بدون مشقت، مضمون و حتمى باشد، در صورتى كه داراى مقدارى پول گردد كه وافى به هزينه حج و مخارج عيالش باشد، بعيد نيست حج بر او واجب باشد، و همچنين است كسى كه شخص ديگر در تمام مدت زندگى او، مخارجش را متكفل باشد و همچنين كسى كه اگر آنچه دارد در راه حج صرف كند زندگى بعد از حجّش با قبل از آن تفاوتى نكند.
آية الله خامنه اى: اگر بعد از مراجعت، زندگى آنها با شهريه اداره مى شود، كفايت مى كند و حج واجب است.
طلاب و اهل علمى كه دربازگشت از حج نيازبه شهريه حوزه هاى علميه دارندحج واجب نيست.
41 م ـ شرط است در وجوب حج، استطاعت بدنى و استطاعت از جهت باز بودن راه و استطاعت زمانى، پس بر مريضى كه قدرت رفتن به حج را ندارد يا بر او حرج و مشقت زياد دارد، واجب نيست و بر كسى كه راه براى او باز نيست يا وقت تنگ است; به طورى كه نمى تواند
1 . آية الله بهجت: اگر زندگى آن ها با وجوهات، بر حسب عادت بدون مشقّت مضمون و حتمى باشد. در صورتى كه داراى مقدارى پول گردد كه وافى به هزينه حج و مخارج عيالش باشد حج بر او واجب است. (مناسك، مسأله 25).
2 . آية الله صافى: ولى رعايت احتياط به اين كه به نحوى خود را واجد شرط استطاعت نمايد، ترك نشود.
آية الله صانعى: ظاهر وجوب حجّ است براى طلاّبى كه با مثل شهريه اداره مى شوند و در صدق عرفى استطاعت بين مثل شهريه و بين اخماس و زكوات كه به عنوان فقر و استحقاق داده مى شود و اطمينان به اداى آن هم غالباً وجود ندارد فرق است.
آية الله گلپايگانى: افرادى كه از وجوه خاصّى مثل سهم سادات و وجوهات شرعيه و نذورات استفاده مى كنند; مانند طلاّب و سادات و اشخاص ديگرى كه مورد توجّه مردم هستند، در صورتى كه هزينه حج و مخارج عيالات را تا بازگشت داشته باشند، بعيد نيست كه حج بر آنان واجب باشد. (آداب و احكام حج، مسأله 68).
آية الله مكارم: براى طلاب و مانند آنها حج واجب مى شود.
3 . آية الله خويى: بر مريض يا شخصى كه استطاعت مالى دارد ولى از تمكن از رفتن به حج نااميد است يا بر او حرجى است واجب است نايب بگيرد و وجوب آن فورى است. (مناسك، مسأله 63).
4 . آية الله بهجت: در صورت يأس از خوب شدن، استنابه مى كند، به نحو فورى بنابر اظهر (كتاب حج ص18 و 19).
آية الله تبريزى: بنابر احتياط بايد نايب بگيرد و وجوب آن فورى است مگر اين كه اطمينان به تمكّن از مباشرت در سال هاى بعد داشته باشد.
آية الله سيستانى: اگر اميد به تمكّن از حجّ بدون حرج و مشقّت بعد از آن هم نداشته باشد در اين فرض گرفتن نايب واجب است و وجوب آن فورى است.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر از جهت مالى قدرت دارد و از جهت صحّت بدن استطاعت ندارد و اميد خوب شدن ندارد، واجب است نايب بگيرد درصورتى كه حج بر او مستقر شده، و اگر حج بر او مستقر نشده باشد، نايب گرفتن مطابق احتياط است، اگرچه اميد به زوال عذر هم وجود داشته باشد. (آداب و احكام حج، مسأله 90).
به حج برسد نيز واجب نيست.
42 م ـ اگر با وجود شرايط استطاعت، حج را ترك كرد، حج بر او مستقر مى شود و بايد بعداً به هر نحو كه مى تواند به حج برود.
43 م ـ مستطيع بايد خودش به حج برود و حجّ ديگرى از طرف او كفايت نمى كند، مگر در مورد مريض يا پير، به شرحى كه بعداً بيان مى شود.
44 م ـ كسى كه خودش مستطيع است نمى تواند از طرف ديگرى براى حج نايب شود يا حج استحبابى به جا آورد، و اگر حج نيابى يا استحبابى به جا آورد باطل است.
1 . آية الله سيستانى: مگر اين كه جاهل به حصول استطاعت يا غافل از آن باشد، يا جاهل به وجوب حج يا غافل از آن باشد، و در اين جهل و غفلت معذور باشد.
آية الله فاضل: چنانچه تا پايان اعمالِ حج، شرايط استطاعت باقى باشد، در اين صورت بايد حج را انجام دهد مگر اين كه انجام حج حرجى باشد، كه در اين فرض از خودش ساقط است، و در اين صورت بايد از تركه او ـ ولو از ميقات ـ نايب بگيرد، يا شخصى تبرعاً حج او را انجام دهد.
2 . آية الله بهجت: هر وقت قدرت پيدا نمود، فوراً بايد به جا آورد ولو استطاعت شرعيه زايل شده باشد (كتاب حج، ص27).
آية الله تبريزى: مگر جاهل قاصر بوده باشد و در صورت استقرار هم اگر رفتن به حج حرجى شود واجب نيست.
آية الله خويى: مگر غافل از وجوب حج بوده و در غفلت خود معذور باشد كه در اين صورت حج بر او مستقر نيست و در صورت استقرار بايد به هر نحو كه ممكن باشد حج برود مگر اين كه حرجى باشد.
3 . آية الله اراكى: صحت آن محل اشكال است.
آية الله بهجت: حجّ نايب، صحيح و ذمّه منوب عنه برئ مى شود.
آية الله تبريزى: اگر حج نيابى به جا آورد، حجش صحيح است و ذمّه منوب عنه برىء مى شود ولى در فرضى كه واقعاً بر او حج واجب بوده ولو نسبت به آن جاهل باشد، اجاره باطل است و نايب استحقاق اجرة المثل را دارد مگر بيشتر از اجرة المسمّى باشد و اگر حج استحبابى براى خودش انجام دهد، در صورت علم به استطاعتِ خود و عدم صحت حج استحبابى، حج او باطل است و در غير اين صورت حجش صحيح و مجزى از حجة الاسلام مى باشد.
آية الله خويى: در صورت تنجّزِ وجوب حج بر نايب اجاره باطل است، مگر اين كه اجاره مطلق باشد كه بتواند اوّل براى خودش حج بجاآورد وبعد ازآن حج منوب عنه راودرفرض بطلان اجاره، اجير مستحق اجرة المثل است مگر اين كه اجرة المثل بيشتر از اجرة المسمّى باشد و اگر مستطيع، حجّ استحبابى براى خودش انجام دهد، با اين كه مى داند مستطيع است، گرچه حجش صحيح است ولى مجزى از حجة الاسلام نمى باشد. (مستفاد از تعليقه عروه، ج2، ص241 و 375 و مناسك، مسأله 104).
آية الله سيستانى: كسى كه ذمّه اش مشغول به حجّ واجب است و متوجّه است، جايز نيست در همان سال نيابت بپذيرد ولى اگر حجّ نيابى انجام داد صحيح است و ذمّه منوب عنه فارغ مى شود، امّا اجاره باطل است و مستحقّ اجرت المثل است و قصد حج استحبابى براى خودش اثرى ندارد و حجة الاسلام محسوب مى شود مگر قصدش به نحوى باشد كه به قصد قربت خلل ايجاد كند.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: در صحت آن اشكال است و احتياط ترك نشود، عالم باشد و يا جاهل. (آداب و احكام حج، مسأله 115).
آية الله فاضل: حج او صحيح است هر چند معصيت كرده است.
آية الله مكارم: حج نيابتى او صحيح است، هرچند گناه كرده است و حج استحبابى او حج وجوبى محسوب مى شود.
45 م ـ كسى كه حج بر او مستقر شد و به جا نياورد تا فوت شد، بايد از تركه او برايش حج بدهند و حج ميقاتى كفايت مى كند و تا حج او را ندهند، ورثه نمى توانند در تركه تصرف نمايندو لازم است در همان سالِ فوت، حج را ادا نمايند و تأخير از آن جايز نيست، و چنان چه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد، لازم است از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج
1 . آية الله بهجت: ورثه پيش از استيجار براى حج، مى توانند در تركه تصرف كنند در صورتى كه قصد استيجار داشته باشند.
آية الله تبريزى، آية الله خويى: كسى كه مرده و حجة الاسلام بر او بوده، ورثه پيش از استيجار براى حج نمى توانند در تركه تصرف كنند، خواه هزينه حج برابر تركه باشد يا كمتر از آن، بنابر احتياط، بلى اگر تركه خيلى زياد باشد و ورثه ملتزم به اداى حج شوند، مى توانند تصرف كنند.آية الله خامنه اى: در خصوص اختيار ورثه نسبت به تصرف در تركه و عدم آن، نظر ايشان يافت نشد.
آية الله سيستانى: براى ورثه جايز نيست تا زمانى كه ذمّه او به حج مشغول است; به طورى در ميراث تصرّف نمايند كه منافى با قضاى حج ميّت از ميراث باشد. (مناسك، مسأله 76).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: حتى در صورتى كه تركه بيش از مخارج حج باشد، بنابر احتياط واجب تصرّف در اموال ميّت جايز نيست. (آداب و احكام حج، مسأله 104).آية الله فاضل: بلى اگر تركه بيشتر از مخارج حج باشد بهتر است تصرّف نكنند.
آية الله مكارم: مگر اين كه بناى قطعى بر اداى حج داشته باشد، در اين صورت تصرف جايز است.
2 . آية الله بهجت: تأخير در اداى دَيْن بدون عذر جايز نيست.
3 . آية الله سيستانى: احوط اين است كه فوراً براى فارغ شدن ذمّه او اقدام نمايند، هرچند باؤ استيجار از تركه، و اگر در همان سال استيجار از ميقات ميسّر نشد، به احتياط واجب بايد از بلد استيجار كنند و تأخير نيندازند هر چند بدانند در سال بعد، از ميقات ميسّر مى شود، ولى در اين صورت مازاد بر اجرت حج از ميقات را، از سهم صغار ورثه به حساب نياورند. (مناسك، مسأله 79).
مى شود، و همچنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند اجير بگيرند مگر به زيادتر از اُجرت متعارف، لازم است اجير بگيرند و تأخير نيندازند، و اگر وصى يا وارث اهمال كنند و تأخير بيندازند و تركه از بين برود ضامنند، بلى اگر ميت تركه نداشته باشد، بر وارث، حج او واجب نمى شود.
مسائل متفرقه استطاعت
46 م ـ اگر زنى شوهرش از دنيا برود و در حيات شوهرش استطاعت مالى نداشته باشد و بعد از مردن او، از ارث شوهر، استطاعت مالى پيدا كند ولى از جهت مرض نتواند به حج برود، در صورتى كه مرض او به نحوى است كه قدرت بر رفتن به حج ندارد، مستطيع نشده و حج بر او واجب نيست و همچنين اگر بعد از مردنِ شوهر، شغل يا زراعت يا صنعتى كه بتواند بعد از برگشتن از حج، زندگى خود را اداره كند نداشته باشد، مستطيع نمى شود، هرچند ارثى كه برده، براى رفتن به حج و برگشتن كافى باشد.
47 م ـ زنى كه مهريه اش وافى براى مخارج حج هست و آن را از شوهر خود طلبكار
1 . آية الله خامنه اى: مگر اين كه وصيّت كرده باشد مخارج حج از ثلث پرداخت شود كه در اين صورت بر وصاياى مستحبّه مقدم است و اگر ثلث وافى نبود كمبود آن از اصل تركه ميّت اخراج مى شود.
آية الله سيستانى: مگر اين كه وصيّت كند از ثلث خارج شود و ثلث كافى باشد و اگر كافى نباشد از ساير تركه بايد تكميل شود.
آية الله مكارم: مگر اين كه وصيّت كند از ثلث خارج شود.
2 . آية الله بهجت: دين مقدم است حتى بر وصيت ولى در زايد بايد با اجازه ورثه باشد و بنابر احتياط زايد را بين غير صغار تقسيم نمايند.
آية الله سيستانى: بنابر احتياط واجب، ولى مازاد بر اجرتِ متعارف را از سهم صغار ورثه به حساب نياورند.
3 . نظريات آيات عظام در اين مسأله، در ذيل مسأله 41 گذشت.
4 . حكم رجوع به كفايت، در مسأله 40 گذشت.
است، اگر شوهرش تمكّن از اداى آن را ندارد، زن حق مطالبه ندارد و مستطيع نيست و اگر تمكن دارد ومطالبه آن براى زن مفسده اى ندارد، بافرض اين كه شوهرنفقهومخارج زندگى زن را مى دهد، لازم است زن مهريه را مطالبه كند و به حج برود و چنانچه براى او مفسده دارد; مثل اين كه ممكن است مطالبه، به نزاع و طلاق منجر شود كه براى زن مفسده دارد، مستطيع نشده است.
48 م ـ با وجوه شرعيه; مثل سهم امام و سهم سادات، شخص مستطيع نمى شود و اگر به مكه برود، كفايت از حَجّة الاسلام نمى كند.
49 م ـ اگر كسى منزل گران قيمتى دارد و در صورتى كه آن را بفروشد و منزل ارزانتر بخرد و با تفاوت قيمت آن بتواند به حج برود، چنانچه منزلى كه دارد زايد بر شؤون او نباشد لازم نيست آن را بفروشد و با اين فرض مستطيع نيست و اگر زايد بر شؤون او باشد، با وجود ساير
1 . آية الله بهجت: در صورتى كه مطالبه مهر از شوهر ناراحتى و يا مشكلاتى در زندگى ايجاد نكند وى مستطيع است و مطالبه مهر منعى ندارد بلكه لازم است، ولى اگر موجب دردسر و ناراحتى براى وى شود و يا مراجعه به حاكم باعث منقصت شأن او گردد مطالبه لازم نيست. (پرسشهاى جديد حج، س3). (و نيز مراجعه به حاشيه مسأله 19 مفيد است).
2 . آية الله تبريزى: اگرمطالبه مهريّه موجب ناراحتى هايى شود كه زن در زندگى اش به حرج و مشقّت بيفتد، حج بر او واجب نيست.
آية الله خويى: يعنى مطالبه بر او حرجى يا در آن خوف ضرر باشد. حج بر او واجب نيست.
آية الله سيستانى: اگر به حدّى باشد كه براى زن تحمّلش مشكل باشد.
آية الله گلپايگانى: مجرّد طلاق باعث عدم وجوب حج نيست. بله اگر صرف مهريه در حج موجب شود كه زندگى او مختلّ شود حج بر او واجب نيست. (مجمع المسائل، ج1، مسأله 33).
آية الله مكارم: حتى اگر منجرّ به طلاق نشودولى مشكلات مهمّى در زندگى او حاصل گرددحج لازم نيست.
3 . آيات عظام بهجت، تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، گلپايگانى: به حاشيه مسأله 40 مراجعه شود.
آية الله تبريزى، آية الله خويى: كسى كه مالى را كه بتواند با آن حج به جا آورد، در اختيار دارد هر چند ملك او نباشد ولى تصرفش در آن جايز باشد با تحقق ساير شرايط مستطيع است.
آية الله فاضل: چنانچه به عنوان شهريه يا از روى استحقاق و خدمات دينى از طريق حاكم شرع به او داده شده، مالك مى شود و اگر به مقدار حج باشد مستطيع است و بايد حَجّة الاسلام به جا آورد.
4 . آية الله مكارم: هرگاه در شأن او باشد مانعى ندارد و حج او صحيح است.
5 . آية الله بهجت: گذشت درمسأله16، واگراستبدال ضررى ياحرجى باشد لازم نيست (كتاب حج، ص8).
آية الله خويى، آية الله سيستانى: اگر فروش خانه سبب حرج و مشقت او نيست حج بر او واجب است.
شرايط، مستطيع است.
50 م ـ كسى كه از راه كسب يا غير كسب مخارج رفتن و برگشتن حج را دارد و بعد از برگشتن از حج، مقدارى از مؤونه زندگى خود را از درآمد كسب; مثل منبر و بقيه را از شهريه اى كه از وجوه شرعيه است تأمين مى كند، اگر در راه اداره زندگىِ بعد از مراجعت از حج، نياز به شهريه داشته باشد مستطيع نيست.
51 م ـ اگر كسى زمين يا چيز ديگرى را بفروشد كه منزل مسكونى تهيه كند، در صورت نياز به منزل مسكونى مستطيع نمى شود هرچند پولى كه به دست آورده، براى مخارج حج كافى باشد.
52 م ـ اگر شخصى از سال هاى قبل مستطيع بوده و فعلاً مسافرت با هواپيما، به جهت كسالت، براى او مقدور نباشد و غير از هواپيما وسيله ديگرى براى او فراهم نباشد، نمى تواند نايب بگيرد و بايد در وقت تمكن به حج برود و اگر متمكن نشد تا فوت شد، بايد از تركه اش
1 . نظر مراجع عظام در ذيل مسأله 40 بيان شد.
2 . آية الله مكارم: و قصد تهيه آن را داشته باشد.3 . آيات عظام بهجت، خويى، سيستانى: در صورتى كه صرف آن پول در راه حج سبب ناراحتى و مشقت در زندگى وى شود، حج بر او واجب نمى شود، و چنانچه سبب ناراحتى نشود واجب مى شود.
آية الله خامنه اى: اگر در نزد عرف، داشتن خانه ملكى از شؤون عرفى او باشد يا سكونت در غير خانه ملكى براى او باعث مشقت و ناراحتى شود و يا موجب تحقير او گردد، مستطيع نمى شود.
4 . آية الله اراكى: ولى اميد خوب شدن داشته باشد.
5 . آية الله اراكى: احتياطاً نايب بگيرد.
آية الله بهجت: در صورت استقرار حج، با فرض يأس از زوال عذر، واجب است استنابه نمايد و با اميد زوال عذر، احوط جمع بين استنابه فورى و لوازم مناسب با احتياط در آن است، و با زوال عذر احوط اعاده با مباشرت است و با تبديل اميد زوال عذر به يأس از آن احوط تجديد استنابه است و با استمرار عذر تا وقت وفات، احوط براى غير مأيوس قضاى از او با تكرار استنابه است. و اما در صورت عدم استقرار حج، پس با فرض يأس از زوال عذر، اظهر وجوب فورى استنابه است و با اميد زوال عذر، احتياط مستحب اين است كه فوراً استنابه كند كه با زوال عذر اعاده با مباشرت مى نمايد و احتياط در بقيه بر همان نحو است كه ذكر شد (كتاب حج، ص18 و 19).
آية الله تبريزى: اگر اطمينان به تمكن از مباشرت نداشته باشد، بنابراحتياط واجب است كه براى خود نايب بگيرد و چنانچه مى داند متمكن از مباشرت نمى شود بايد نايب بگيرد و همچنين در فرض بعدى بايد بنا بر احتياط نايب بگيرد و وجوب نايب گرفتن مانند وجوب حجّ فورى است.
آية الله خامنه اى: واجب است تا آنجا كه امكان دارد خودش به حج برود و اگر حج به سبب مرضى كه اميد زوالش نيست يا پيرى يا اسباب ديگر، براى او مشقت دارد، واجب است نايب بگيرد.
آية الله خويى، آية الله سيستانى: اگر اميد به تمكن از مباشرت نداشته باشد، واجب است كه براى خود نايب بگيرد.
آية الله صانعى: اگر اميد به خوب شدن داشته باشد.
آية الله مكارم: اگر اميد بهبودى نداشته باشد مى تواند نايب بگيرد.
براى او حج بدهند واگر از سال هاى قبل استطاعت نداشته، در فرض مزبور مستطيع نشده است.
53 م ـ هرگاه زنى با كسب مى تواند مخارج خويش را متكفل شود و مخارج حجش را نيز دارد و در صورت رفتن او به حج، شوهرش براى مخارج به زحمت مى افتد، اگر به زحمت افتادن شوهر، موجب حرج براى زن نباشد مستطيع است و بايد به حج برود و به زحمت افتادن شوهر مانع استطاعت زن نمى شود.
54 م ـ كسى كه در محل خودش مستطيع نيست، واجب نيست به حج برود، هرچند استطاعت حج ميقاتى را داشته باشد، ولى اگر رفت و وقتى به ميقات رسيد استطاعت حج از آنجا را با همه شرايط ديگر داشت مستطيع مى شود و كفايت از حَجة الاسلام مى كند. 55 م ـ كسى كه بعد از استطاعت مالى بدون تأخير، سعى در رفتن به حج داشته و در قرعه كشى شركت نموده و از جهت اينكه قرعه به نامش اصابت نكرده نتوانسته به حج برود مستطيع نشده و حج بر او واجب نيست ولى اگر مسامحه كرد و تأخير نمود و در سال هاى بعد در قرعه كشى شركت كرد، حج بر او مستقر شده است هرچند قرعه به نام او اصابت نكند.
1 . تفصيل اين مسأله در ذيل مسأله 41 استطاعت گذشت.2 . آية الله سيستانى: به حدّى كه تحمّلش براى او مشكل باشد.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: به نحوى كه زندگى او مختلّ شود. (مجمع المسائل، ج 1، ص429، مسأله 11).
3 . آية الله تبريزى: در صورتى كه از رفتن به حج به صورت آزاد متمكّن نباشد.
آية الله مكارم: در صورتى كه راهِ مشروع، منحصر به شركت در قرعه كشى باشد.4 . آيات عظام تبريزى، خويى، صافى، گلپايگانى، مكارم: مشروط بر اين كه مطمئن بوده كه در مرحله قبل قرعه به نامش اصابت مى كرده.
آية الله سيستانى: چنانچه مى دانست در همان سال ثبت نام، قرعه به نام او اصابت مى كرد، حج بر او مستقر است و چنانچه مى دانست سال هاى بعد، قرعه به نام او اصابت مى كرد، در فرضى كه احتمال عروضِ مانع ديگرى، از انجام حج را در سالى كه قرعه به نام او اصابت مى كرد، نمى داد، بنابر احتياط واجب، لازم بود ثبت نام كند و در اين فرض كه ثبت نام نكرده، بنابر احتياط واجب حج بر او مستقر مى شود.
56 م ـ كسى كه براى حج نيابتى اجير شده و بعد در همان سال استطاعت مالى پيدا كرده;چنانچه براى حج در آن سال اجير شده باشد، بايد حج نيابتى را بجا آورد و اگر استطاعت او باقى ماند، حج خودش را در سال بعد انجام دهد.
57 م ـ در حصول استطاعت فرقى نيست بين اينكه در شهر حج يعنى شوال و ذيقعده و ذى حجه مال پيدا كند يا قبل از آن، بنابراين اگر استطاعت مالى پيدا شود و استطاعت بدنى و ساير شرايط موجود باشد نمى تواند خود را از استطاعت خارج كند، حتى در اوائل سال و قبل از ماه هاى حج.
58 م ـ خدمه كاروان ها كه وارد جده مى شوند، اگر ساير شرايط استطاعت را دارند; از قبيل داشتن وسايل زندگى بالفعل يا بالقوه و رجوع به كفايت، مثلاً كار و صنعت و غير آن، كه با آن ها مى توانند پس از مراجعت ادامه زندگى مناسب خود را بدهند، مستطيع هستند و بايد حَجّة الاسلام به جا آورند و كفايت از حج واجب آنان مى كند و چنانچه ساير شرايط را
1 . آيات عظام اراكى، تبريزى، خامنه اى، خويى، صافى، گلپايگانى: اگر استطاعت به سبب اجير شدن براى حج نيابتى پيدا كرد، مطابق متن عمل كند، ولى اگر از راه ديگر استطاعت پيدا كرد كشف از بطلان اجاره مى شود و بايد حج خود را بجا آورد.آية الله سيستانى: اگر وثوق داشته باشد كه در سال آينده مى تواند براى خود به جا آورد يا استطاعت او به مال الاجاره باشد، پس اجاره صحيح است و به مقتضاى آن عمل نمايد. و اگر وثوق ندارد و استطاعت او به غير مال الاجاره، است در اين صورت اجاره باطل است و بايد براى خودش حج نمايد. (ملحقات، مناسك مسأله 19).
2 . شهر = ماه
3 . آية الله اراكى: بنابر احتياط.
4 . تفصيل نظر مراجع در ذيل مسأله 23 و 24 گذشت.
آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.
|