|
و مستحب است سنگ ريزه هايى را كه در منى رمى خواهد نمود، از مزدلفه بردارد و مجموع آنها هفتاد دانه است و مستحب است وقتى كه از مزدلفه به سوى منى رفته و به وادى محسِّر رسيد، به مقدار صد قدم مانند شتر تند رود و اگر سواره است سوارى خود را حركت دهد و بگويد:
«أللَّهُمَّ سَلِّمْ ليعَهْديوَاقْبَلْ تَوْبَتيوَأجِبْ دَعْوَتيوَاخْلُفْنيفِيمَنْ تَرَكْتُ بَعْدي».
1 ـ آية الله مكارم: ولى از آنجا كه در شلوغى جمعيت غالباً بعضى از سنگها اصابت نمى كند بهتر است بيشتر جمع آورى كند.
فصل چهارم:
واجبات منى
اول ـ رمى جمره عقبه
يعنى ريگ انداختن به جمره، كه نام محلى است در منى.
996 م ـ شرط است در سنگى كه مى خواهد بيندازد به آن، «حصى» يعنى ريگ گفته شود، پس اگر آنقدر ريز باشد كه ريگ به آن گفته نشود مثل «شن» كافى نيست و اگر خيلى بزرگ باشد نيز كافى نيست، چنانچه به غير ريگ مثل كلوخ و خزف و اقسام جواهرات نيز جايز نيست و اما اقسام سنگها حتى سنگ مرمر مانع ندارد.
997 م ـ شرط است كه سنگها از حرم باشد و سنگ خارج حرم كافى نيست و در حرم از هر موضعى كه مباح باشد مى تواند بردارد مگر مسجدالحرام و مسجد خِيف بلكه ساير مساجد بنابر احوط و مستحب است از مشعر بردارد.
998 م ـ شرط است كه سنگها بكر باشند ; يعنى آنها را خودش يا كس ديگرى به وجه صحيح نينداخته باشد، اگرچه در سالهاى قبل.
1 ـ آية الله بهجت: بايد صدق اسم سنگ و سنگ ريزه بر آنها بكند (مناسك شيخ ص72).
آية الله سيستانى: و مستحب است ريگها رنگين و نقطه دار و سست و باندازه سر انگشت باشند.
2 ـ آية الله سيستانى: بنابر احتياط واجب نسبت به حكم وضعى.
3 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بنابر احتياط بايد بكر باشد.
4 ـ آية الله سيستانى: اين احتياط را در حكم وضعى ذكر نفرموده اند ولى برداشتن سنگ از مساجد اگر جزو آنها باشد مطلقاً جايز نيست.
5 ـ آيات عظام صافى، گلپايگانى، مكارم: خودش يا كس ديگرى از آن براى رمى استفاده نكرده باشد....
6 ـ آية الله خويى، آية الله مكارم: بايد قبلاً در رمى استعمال نشده باشد.
999 م ـ شرط است كه مباح باشد، پس با سنگ غصبى يا آنچه كه ديگرى براى خودش حيازت كرده كافى نيست.
1000 م ـ وقت انداختن سنگ از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن و اگر فراموش كرد، تا روز سيزدهم مى تواند به جا آورد و اگر تا آن وقت متذكر نشد احتياطاً در سال ديگر
1 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: اگر اعتقاد داشت سنگها غصبى نيست و يا غصبى بودن آنها را فراموش كرد و خودش غاصب نبود رمى صحيح است و در غير آن بايد اعاده شود.
آية الله سيستانى: مشكل است اكتفا به آن مگر آنكه نداند غصبى است يا فراموش كرده باشد و خود غاصب نباشد يا حرمت را فراموش كرده باشد يا جاهل قاصر باشد.
2 ـ آية الله بهجت: وقت رمى بعد از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن، و اگر فراموش كرد يا ترك كرد عمداً على الأحوط، تا روز سيزدهم، در روزى كه متذكّر شود بجا آورد با تقديم قضاء بر اداء، و احتياط در رعايت طلوع آفتاب است در قضاء ايضاً با عدم عذر مسوّغ رمى در شب در اداء مانند خوف و مرض، و اگر متذكّر نشد يا متذكّر شد بعد از انقضاى ايّام تشريق يا ترك كرد عمداً تا آنوقت على الأحوط، در سال آينده خود يا نايب او، با ترتب نيابت بر عدم حج در سال آينده يا عدم امكان مباشرت، بجا آورند (مناسك شيخ ص72).
آية الله فاضل: براى غير معذورين.
3 ـ آية الله اراكى: ... تا روز سيزدهم مى تواند به نيّت قضا بجا آورد.
آية الله خامنه اى: احتياط واجب آن است كه خودش يا نايبش انجام دهند و در سال ديگر نيز خودش يا نايبش قضاى آن را بجا آورند.
آيات عظام خويى، صافى، گلپايگانى: يا مسأله را نمى دانست.
آية الله فاضل: ... تا روز سيزدهم مى تواند به نيّت قضا بجا آورد و واجب است قضا را قبل از رمى آن روز انجام دهد.
4 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: احتياط اين است كه به منى رفته و رمى نموده و در سال بعد رمى را شخصاً خودش و يا نايبش به جا آورد، و اگر بعد از خروج از مكه يادش آمد واجب نيست برگردد بلكه سال ديگر خودش يا نايبش بنابر احتياط رمى مى كنند. (مناسك عربى، مسأله 380).
آية الله خامنه اى: اگر از مكّه بيرون نرفته احتياط واجب آن است كه به منى رفته رمى نمايد و در سال ديگر نيز خودش يا نايبش قضا كند و اگر از مكّه خارج شده احتياط واجب آن است كه در سال بعد خود يا نايبش رمى كند.
آية الله سيستانى: اگر در روز عيد رمى نكرد از روى جهل يا فراموشى يا هر عذر ديگر هرگاه رفع مانع شد بايد جبران كند در منى باشد و يا در مكّه حتى اگر بعد از روز سيزدهم ماه باشد، ولى در شب رمى نكند و اگر پس از خروج از مكه مانع برطرف شود لازم نيست برگردد و احتياط مستحب است كه در سال بعد خود يا نايبش رمى كنند.
آية الله گلپايگانى: در سال بعد خودش يا نايبش بايد رمى نمايد.
آية الله مكارم: اگر بتواند بايد خودش در سال آينده در همان موقع قضا كند و اگر نمى تواند نايب بگيرد.
خودش يا نايبش بيندازد.
1001 م ـ واجب است در انداختن سنگها چند امر:
اول ـ نيت، باقصدخالص، بدون رياونمايش دادنِ عمل به غير، كه موجب بطلان مى شود.
دوم ـ آنكه آنها را بيندازد، پس اگر برود نزديك و با دست بگذارد به جمره، كافى نيست.
سوم ـ آنكه به انداختن، به جمره برسد. پس اگر سنگ را انداخت و سنگ ديگران به آن خورد و بواسطه آن يا كمك آن به جمره رسيد كافى نيست، لكن اگر سنگ بجايى بخورد و كمانه كند و به جمره برسد كافى است ظاهراً.
1 ـ آية الله اراكى، آية الله فاضل: به اين صورت نيّت كند: هفت سنگ به جمره عقبه در حج تمتع براى وجوب آن مى اندازم با قصد خالص.
2 ـ آية الله بهجت: بلكه پراندن آنها به سمت خاص (مناسك شيخ ص73).
3 ـ آية الله مكارم: به حاشيه بعد معظم له در همين مسأله مراجعه شود.
4 ـ آية الله فاضل: انداختن خودش.
5 ـ آية الله اراكى، آية الله نورى: كافى نيست ظاهراً مگر آنكه، در حال عبور با چيز ديگر ملاقات كند.
آية الله بهجت: ظاهر اين است كه اگر سنگريزه در راه به چيزى برخورد نموده و سپس به جمره برسد كافى باشد با بقاى صدق رمى در ابتداء و انتهاى آن. ( مناسك، ص 135 ).
آيات عظام تبريزى، خويى، صافى، گلپايگانى: اگر سنگريزه در راه به چيز بسيار سفتى مانند سنگ بخورد و در اثر آن جَسته و به جمره برسد كافى نخواهد بود.
آية الله خامنه اى: ذيل مسأله را متعرض نشده اند.
آية الله فاضل: محلّ اشكال است.
آية الله مكارم: در مورد رمى جمرات فتواى اخير ما اين است كه اصابت به ستون ها لازم نيست بلكه كافى است سنگ را به دايره اطراف جمرات پرتاب كنند و در مسائل آينده نيز به همين صورت عمل شود.
چهارم ـ عدد سنگ ريزه ها بايد هفت باشد.
پنجم ـ بايد بتدريج يكى يكى عقب هم بيندازد و در اين صورت، اگر با هم به جمره بخورد مانع ندارد ولى اگر همه را يا چند عدد را با هم بيندازد كافى نيست اگر چه با هم به جمره نرسد و دنبال هم برسد.
1002 م ـ اگر شك كند كه سنگ را ديگرى استعمال كرده يا نه جايز است به آن بيندازد.
1003 م ـ اگر سنگى را كه در حرم است احتمال بدهد از خارج آورده اند، اعتنا نكند.
1004 م ـ اگر شك كند به سنگى كه مى خواهد بيندازد «حصى» ; يعنى ريگ گفته مى شود، بايد به آن اكتفا نكند.
1005 م ـ اگر شك كند در عدد انداختن، در وقتى كه مشغول عمل است، بايد چندان بيندازد تا علم به عدد پيدا كند و همچنين اگر شك كند كه سنگى كه انداخت خورد به جمره يا نه، بايد بيندازد تا علم به رسيدن پيدا كند.
1006 م ـ اگر سنگى را كه انداخت به جمره نرسيد، بايد دو مرتبه بيندازد، اگرچه در وقت رمى گمانش آن بود كه رسيده است. پس اگر پهلوى جمره چيزهاى ديگرى نصب شده و اشتباهاً به آنها رمى كرده، كافى نيست و بايد اعاده كند، اگرچه در سال ديگر به وسيله نايبش.
1007 م ـ اگر چند سنگ را با هم بيندازد مانع ندارد لكن يكى حساب مى شود ; چه يكى از آنها به محل بخورد يا همه.
1008 م ـ جايز است سواره و پياده سنگ بيندازد.
1 ـ آية الله فاضل، آية الله مكارم: يعنى مجموعاً يك رمى حساب مى شود.
2 ـ آية الله سيستانى: مگر اين كه در جايى باشد كه علم داشته باشد بعضى از سنگهاى آنجا استعمال شده است واحتمال بدهد كه سنگ موردنظر هم يكى از آنها باشد كه در اين صورت بايد احتياط كند.
3 ـ آية الله خويى: فتواى ايشان به دست نيامد.
آية الله فاضل: احتياط آن است كه با آن رمى نكند.
4 ـ آية الله خويى، در شبهه مفهوميه آن كه فرض متعارف است فتواى ايشان بدست نيامد.
5 ـ آية الله سيستانى: اگر پس از خروج از مكه متوجه شود اعاده لازم نيست گرچه احوط است.
آية الله مكارم: همان گونه كه گفتيم كافى است سنگ به دايره اطراف جمره بيفتد.
6 ـ آية الله سيستانى: مستحب است در حال پرتاب پياده باشد.
آية الله فاضل: اما پياده افضل است.
* 1009 م ـ بايد سنگ را با دست بيندازد، اگر با پا يا دهان بيندازد كافى نيست، ولى بعيد نيست با «فلاخن» كافى باشد.
1010 م ـ اگر بعد از آنكه سنگ را انداخت و از محل منصرف شد، شك كند در عدد سنگها، اگر شك در نقيصه كند، احتياط آن است كه برگردد و نقيصه را تمام كند و درشك در زياده اعتنا نكند.
1011 م ـ اگر بعد از ذبح يا سر تراشيدن شك كند در انداختن سنگ يا در عدد آن، اعتنا نكند.
* 1012 م ـ اگر بعد از فارغ شدن شك كند در اينكه درست انداخته يا نه، بنابر صحت بگذارد، بلى اگر در رسيدن سنگ آخرى به محل شك كند بايد اعاده كند، ولى اگر رسيدن را
1 ـ آية الله بهجت: خلاف احتياط است.
آية الله خويى، آية الله گلپايگانى: متعرض اين مسأله نشده اند.
آية الله سيستانى، آية الله فاضل: بنابر احتياط واجب كافى نيست.
آية الله صافى، آية الله مكارم: احتياط در ترك آن است.
2 ـ آية الله فاضل: در حالى كه هنوز ذبح يا حلق را انجام نداده.
3 ـ آية الله بهجت: اشكال ندارد.
آية الله سيستانى: اگر بعد از صدق عرفى فراغ باشد اعتنا نكند و اگر قبل از آن است بايد تدارك كند.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى و ساير آيات عظام قائلند: اگر شك در نقيصه كند بايد برگردد و نقيصه را تمام كند.
4 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: و يا پس از فرا رسيدن شب باشد.
آية الله گلپايگانى، آية الله مكارم: هرگاه شك در نقيصه كند بايد اتمام نمايد. و متعرض انصراف از محلّ و يا دخول در عمل بعدى نشده اند.
5 ـ آية الله صانعى: بنابه وجوب ترتيب نه بر استحباب كه مختار است پس بايد اعتناكندودومرتبه بياورد.
6 ـ آية الله فاضل: از رمى.
7 ـ آية الله بهجت: گذشت در مسأله 1010.
آية الله خويى: اگر شك كند سنگريزه به جمره رسيد يا نه بنابر نرسيدن گذاشته و سنگ ديگرى بزند مگر آنكه شك وى در وقتى باشد كه به واجب ديگرى مشغول شده يا پس از فرارسيدن شب باشد. ( مناسك فارسى، مسأله 381).
آية الله سيستانى: اگر بعد از صدق فراغ باشد عرفاً اعتنا نكند، مطلقاً.
آية الله فاضل: براى اين استثناء وجهى به نظر نمى رسد.
دانست و احتمال داد كه با پا انداخته باشد يا سنگ مستعمل انداخته باشد، اعتنا نكند.
1013 م ـ ظن به رسيدن سنگ و عدد آن اعتبار ندارد.
1014 م ـ در انداختن سنگها شرط نيست طهارت از حدث يا خبث و در خود سنگها نيز طهارت شرط نيست.
1015 م ـ از بچه ها و مريضها و كسانى كه نمى توانند به واسطه عذرى ـ مثل اغما ـ خودشان رمى كنند، كسى ديگر نيابت كند.
1016 م ـ مستحب است بلكه موافق احتياط است كه اگر بشود مريض را حمل كنند و ببرند نزد جمره و در حضور او سنگ بيندازند.
1017 م ـ اگر مريض خوب شد و بيهوش به هوش آمد، بعد از آنكه نايب سنگها را انداخت، لازم نيست خودش اعاده كند و اگر در بين سنگ انداختن خوب شد يا به هوش آمد، بايد خودش از سر، سنگ بيندازد و كفايت كردن به مقدارى كه نايب عمل كرده مشكل است.
1 ـ آية الله بهجت: خلاف احتياط است.
2 ـ آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: بيمارى كه اميد ندارد تا مغرب بهبودى حاصل كند.
3 ـ آية الله بهجت: و اگر شب مى تواند احتياط در جمع بين استنابه و رمى در شب است.
آية الله خويى، با توجه به اينكه حكم مغمى عليه در دو روايت معتبره آمده كه از جانب او رمى مى كنند و ايشان به اين دو روايت در معتمد العروه ج5 ص34 استدلال نموده ظاهر اين است كه ايشان موافق متن هستند.
آية الله گلپايگانى: و اگر ممكن است مريض سنگها را با دست بگيرد و ديگرى براى او رمى كند.
آية الله مكارم: نيابت احتياج به اذن و اجازه منوب عنه دارد.
4 ـ آية الله بهجت: و اگر ممكن است مريض سنگ را بدست گيرد كه ديگرى بيندازد اورا، و جمع كند بين اين كار و استنابه على الأحوط (مناسك شيخ ص85).
5 ـ آية الله بهجت: احوط اعاده است در صورت عروض قدرت در وقت (مناسك شيخ ص72).
آية الله تبريزى، آية الله خويى: بنابر احتياط بايد خودش نيز رمى كند.
آية الله خامنه اى: اگر شخص معذور از برطرف شدن عذرش نا اميد بوده و نايب از طرف او رمى كرده، پس از رفع عذر اعاده لازم نيست وگرنه بايد اعاده كند.
آية الله سيستانى: اگر هنگام نيابت در رمى از برطرف شدن عذر پيش از تمام شدن وقت مأيوس نبوده و نيابت كرده است و اتفاقاً عذر برطرف شده به احتياط واجب بايد خود شخص رمى كند.
آية الله مكارم: احتياط آن است كه خودش اعاده كند و نيابت از غير اجازه مى خواهد.
1018 م ـ كسانى كه عذر دارند از اينكه روز رمى كنند، مى توانند شب عمل كنند هر وقت شب كه باشد.
مستحبات رمى جمرات
1019 م ـ در رمى جمرات چند چيز مستحب است:
1 ـ با طهارت بودن در حال رمى.
2 ـ هنگامى كه سنگها را در دست گرفته و آماده رمى است، اين دعا را بخواند:
«أللَّهُمَّ هذِهِ حصَيَاتيفَأحْصِهِنَّ لِيوَارْفَعْهُنَّ فيعَمَلي».
3 ـ با هر سنگى كه مى اندازد تكبير بگويد.
4 ـ هر سنگى را كه مى اندازد اين دعا را بخواند:
«اللهُ أكْبَرُ، أللَّهُمَّ ادْحَرْ عنِّيالشَّيْطانَ أللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ وَعَلى سُنَّةِ نَبِيِّكَ أللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِيحَجّاً مَبْرُوراً وَعَمَلاً مَقْبُولاً وَسَعْياً مَشْكُوراً وَذَنْباً مَغْفُوراً».
5 ـ ميان او و جمره در جمره عقبه ده يا پانزده ذراع فاصله باشد و در جمره اولى و وسطى
1 ـ آية الله بهجت: يعنى شب مقدّم با علم به عدم تمكّن از رمى در روز، و امّا شب مؤخّر با علم به تمكّن از رمى قضائى در روز مؤخّر پس احوط تأخير قضاء است تا طلوع آفتاب (مناسك شيخ ص85).
آية الله تبريزى، آية الله خويى: شب قبل از آن روز. (مناسك، مسأله 438).
آية الله سيستانى: كسانى كه شب از ماندن در مشعر معذور بودند مانند زنان و بيماران مى توانند همان شب عيد رمى كنند و اما پرستاران و همراهان آنها بايد روز رمى كنند مگر اينكه آنها نياز به همراهى در طول روز داشته باشند به طورى كه به مقدار رمى هم از آنها مستغنى نشوند و اما رمى در شب بعد كافى نيست و معذور بايد نايب بگيرد مگر چوپانان و كسانى كه از ماندن روز در منى معذورند به جهت ترس يا بيمارى يا غير آن.
2 ـ آية الله بهجت: و همچنين زنها و لو عذر نداشته باشند مى توانند در شب رمى كنند و اين مخصوص شب دهم است ( مناسك س141).
آية الله مكارم: زنان و پيران مى توانند در شب رمى كنند، همچنين كسانى كه روزها گرفتار كار حجاج هستند و فرق نمى كند در شب قبل يا شب بعد.
3 ـ آية الله مكارم: اين مستحبات را بقصد رجاء بجا آورد.
كناره جمره بايستد.
6 ـ جمره عقبه را رو به جمره و پشت به قبله رمى نمايد و جمره اولى و وسطى را رو به قبله ايستاده رمى نمايد.
7 ـ سنگريزه را بر انگشت ابهام گذارده و با ناخنِ انگشتِ شهادت بيندازد.
8 ـ پس از برگشتن به جاى خود در منى، اين دعا را بخواند:
«أللَّهُمَّ بِكَ وَثِقْتُ وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ فَنِعْمَ الرَّبُ وَنِعْمَ الْمَوْلى وَنِعْمَ النَّصِيرُ».
دوم ـ ذبح (قربانى)
1020 م ـ واجب است بر كسى كه حج تمتع به جا مى آورد، ذبح يك هدى ; يعنى يك شتر يا يك گاو يا يك گوسفند و شتر افضل است و پس از آن گاو بهتر است.
1021 م ـ كفايت نمى كند براى چند نفر به شركت، يك هدى در حال اختيار، بلكه در حال ضرورت نيز محل اشكال است و احتياط واجب جمع بين شركت در ذبح و روزه است كه ذكر مى شود.
1 ـ آية الله مكارم: در صورتى كه گوشت هاى قربانى مصرف نشود و آن را بسوزانند يا دفن كنند ذبح در آنجا مجزى نيست، بلكه بايد پول آن را كنار بگذارند و در وطن خود يا محل ديگرى كه گوشت ها مصرف مى شود در همان ماه ذى حجة قربانى كنند و اگر تمام گوشت ها مصرف شود باز با توجه به اين كه تمام قربانگاه ها خارج از منى است، مخير است در آنجا قربانى كند يا در وطن خود اگر چه بهتر است در آنجا ذبح شود.
2 ـ آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.
3 ـ آية الله فاضل: اگر چه بعيد نيست در حال ضرورت يك هدى براى چند نفر به شراكت كفايت كند و در اين صورت احتياط مستحب جمع بين شراكت در هدى و روزه است.
4 ـ آية الله صافى: در صورت ضرورت مثل اينكه جز يك قربانى پيدا نشود و بواسطه بهاى زيادى كه مالك آن معيّن كرده هر يك نتوانند آنرا بخرند يا اگر بيشتر از يك قربانى پيدا شود بواسطه گرانى قيمت نتوانند خريدارى نمايند بطور شركت خريدارى نمايند و قربانى كنند و احتياطاً بدل آن روزه بگيرند ولى اگر يك قربانى بيشتر پيدا نشود و هر يك بتوانند آنرا خريدارى نمايند هر كدام توانستند بايد قربانى نمايند بنا بر اين اگر يك نفر قربانى داشته باشد نمى تواند ديگران را با خود شريك كند. ( آداب و احكام حج، ص 313، مسأله 796 ).
1022 م ـ ساير حيوانات، غير از سه حيوان مذكور، كافى نيست.
1023 م ـ در هدى چند چيز معتبر است و بايد مراعات شود:
اول ـ آنكه اگر شتر باشد سن آن كمتر از پنج سال نباشد و داخل در شش سال شده باشد و اگر گاو است بنابر احتياط واجب، كمتر از دو سال نباشد و داخل در سه سال شده باشد و همچنين در «بز» كمتر از سن گاو نباشد و در ميش به احتياط واجب كمتر از يك سال نباشد و داخل در سال دوم شده باشد.
دوم ـ بايد صحيح باشد، پس حيوان مريض كافى نيست، حتى مثل كچلى بنابر احتياط.
سوم ـ بايد خيلى پير نباشد.
چهارم ـ بايد تام الأجزاء باشد و ناقص كافى نيست. پس اگر واضح باشد كورى يا لنگى
1 ـ آية الله فاضل: اگر گاو داخل در سال دوم شده باشد كفايت مى كند ولى بهتر است كمتر از دو سال نباشد و همچنين است اگر قربانى بز باشد و اگر ميش باشد كمتر از يك سال هم كفايت مى كند ولى احتياط مستحب است كه كمتر از يكسال نباشد.
2 ـ آية الله صانعى: بلكه احتياط مستحب و كفايت تمام شدن يك سال و دخول در سال دوّم در گاو و نيز گذشت شش ماه در ميش خالى از قوت نيست.
3 ـ آية الله بهجت، آية الله سيستانى: بنابر احتياط واجب.
4 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: گوسفند بايستى هفت ماهش تمام و وارد ماه هشتم باشد و كمتر از آن كافى نيست و احتياط اين است كه يك سالش تمام و در سال دوم داخل شده باشد.
آية الله گلپايگانى: و در ميش به احتياط كمتر از....
5 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: احوط اولى اين است كه مريض نباشد.
آية الله فاضل: بنابر احتياط واجب بايد صحيح باشد.
آية الله گلپايگانى، متعرض اين حكم نشده اند.
6 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: احوط اولى آن است كه خيلى پير نباشد يعنى مغز استخوانش آب نشده باشد.
آية الله خامنه اى: پير نبودن قربانى شرط نيست.
آية الله فاضل، آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.
7 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بايد تام الاعضاء باشد پس كافى نيست كور (هر چند يك چشم باشد) و لنگ و گوش بريده و آن كه شاخ داخلش شكسته است و مانند آن.
آن بنابر اقوى كافى نيست و اگر واضح نباشد به احتياط واجب كافى نيست و احتياط واجب آن است كه چشمش سفيد نشده باشد و بايد گوش بريده و دم بريده و شاخ داخل آن شكسته يا بريده نباشد.
پنجم ـ بايد لاغر نباشد و اگر در گُرده او پيه باشد كافى است، و احتياط آن است كه آن را در عرف لاغر نگويند.
ششم ـ بايد «خصى» نباشد; يعنى بايد خصيتين آن را بيرون نياورده باشند.
هفتم ـ بايد بيضه آن را نكوبيده باشند به احتياط واجب.
هشتم ـ بايد در اصل خلقت بى دم نباشد به احتياط واجب و اگر گوش يا شاخ در خلقت اصلى نداشته باشد، بعيد نيست كفايت، اگرچه خلاف احتياط است.
1 ـ آية الله بهجت، آية الله خامنه اى: بايد تام الاجزاء باشد پس كور و يك چشمى و لنگ و گوش بريده حتّى اگر قليلى از گوش بريده باشند و آنكه از شاخ اندرونى آن چيزى ناقص است مجزى نيست. (مناسك شيخ ص75).
2 ـ آية الله مكارم: لنگى مختصر عيب ندارد.
3 ـ آية الله بهجت: بايد لاغر نباشد و مشهور كفايت بودن پيه در گرده اوست و احوط آنستكه علاوه بر اين اورا در عرف لاغر نگويند (مناسك شيخ ص75).
4 ـ آية الله مكارم: بر كليه آن مقدارى چربى باشد كافى است.
5 ـ آية الله خويى: بايدعرفاً لاغر نباشد وپيه داشتن در گرده ملاك نيست. (مناسك عربى، مسأله 384).
آية الله سيستانى: معتبر است كه قربانى عرفاً لاغر نباشد.
6 ـ آية الله تبريزى، آية الله فاضل: بنابر احوط قربانى نبايد اَخته باشد.
7 ـ آية الله بهجت: اظهر اجزاء موجوء است . (مناسك ص75).
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: احوط و اولى آن است كه بيضه آن را نكوبيده باشند.
آية الله خامنه اى: كوبيده نبودن بيضه شرط نيست مگر اينكه به حدّ اخته شدن برسد.
آية الله فاضل: احتياط مستحب آن است كه بيضه آن را نكوبيده باشند.
آية الله گلپايگانى، آية الله مكارم: جايز است كشتن حيوانى كه بيضه آن را كوبيده باشند.
8 ـ آية الله صانعى: بلكه مستحب و اقوى كفايت است.
9 ـ آيات عظام اراكى، صافى، گلپايگانى: احتياط واجب آن است كه حيوانى راكه شاخ يا گوش يا دم در اصل خلقت ندارد قربانى نكند.
آية الله بهجت: باكى نيست اگر گوش اوشكافته يا سوراخ باشد اگر چه احوط ترك اين دو و ترك حيوانى كه شاخ يا دم از براى او در اصل خلقت نباشد و همچنين آن حيوان كه عروق و بيضتين او را ماليده باشندكه اوراموجوءومرضوض الخصيتين گوينداگرچه اظهراجزاءموجوءاست(مناسك شيخ ص75).
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: احوط و اولى اين است كه قربانى طورى نباشد كه از اصل خلقت شاخ و دُم نداشته باشد.
آية الله خامنه اى: فقدان اعضايى كه در همه اصناف اين حيوان وجود دارد ونقص محسوب مى شود، مانع اجزاء است مانند بيضه وگوش ودر غير آنها مانند شاخ و دُم اگر در اين صنف از حيوان معمولاً وجود دارد، فقدان آن نقص محسوب مى شود و مانع است و الاّ نه.
آية الله مكارم: اگر در اصل خلقت بى دم باشد اشكال ندارد.
نهم ـ در اصل خلقت بى بيضه نباشد.
1024 م ـ اگر غير از خصى يافت نشود، بعيد نيست كفايت ذبح خصى، گرچه احتياط در جمع بين آن و سالم است در ماه ذى حجه همان سال و اگر نشد سال ديگر، يا جمع بين ناقص و روزه.
1025 م ـ گاوميش در ذبح واجب، كافى است لكن گفته اند كراهت دارد.
1026 م ـ اگر حيوان، شاخ خارجش شكسته يا بريده باشد اشكال ندارد و شاخ خارج ; شاخ سخت سياهى است كه به منزله غلاف است از براى شاخ داخل كه آن شاخ سفيد است.
1027 م ـ شكاف داشتن گوش و سوراخ بودن آن مانع ندارد و احتياط آن است كه
1 ـ آية الله مكارم: بنابر احتياط.
2 ـ آية الله اراكى : اين احتياط ترك نشود و بهتر آن است كه علاوه بر اين احتياط، روزه هم بگيرد.
آية الله بهجت : اگر تأخير انداخت و پيدا نشد اشكال ندارد و جمع مى كند بين آن و روزه.
آية الله تبريزى : و كسى كه نتواند قربانى را ولو با صبر كردن تا آخر ذى حجه به اين شرايط تهيه كند، هرچه ممكن باشد كافى است.
آية الله خويى: وكسى كه نتواند قربانى را به اين شرايط تهيه كند، هرچه ممكنش باشد همان كافى است.
آية الله سيستانى : اگر تا روز سيزدهم ذى حجه بجز اخته پيدا نشود، همان كافى است.
آية الله صافى : احتياط مستحب آنست كه سه روز در حج و هفت روز پس از حج روزه بگيرد و اين حكم در مورد قربانى ناقص است چه خصى باشد و چه غير آن.
آية الله گلپايگانى : بنابر احتياط ناقص را ذبح كند و در سال بعد نيز خودش و يا نايبش بايد حيوان ديگرى را كه واجد شرايط است قربانى كند. ( آداب و احكام حج، مسأله 805 ).
آية الله مكارم : اين احتياط واجب نيست.
3 ـ آية الله خويى، آية الله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند.
چنين نباشد.
1028 م ـ بايد ذبح را بعد از رمى جمره عقبه بكند به احتياط واجب.
1029 م ـ يك گوسفند، كمتر چيزى است كه كافى است براى ذبح، لكن هرچه بيشتر ذبح كند افضل است و در روايت است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) صد شتر همراه آوردند، سى و چهار تاى آنها را براى حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) نحر كردند و شصت و شش تاى آنها را براى خودشان.
1030 م ـ اگر هدى يافت نشود، قيمت آن را پيش شخص امينى بگذارد كه در بقيه ذى حجه بگيرد و در منى ذبح كند و اگر در اين سال ممكن نشود، سال بعد اين كار را بكند.
* 1031 م ـ اگر هدى ناقص يافت شود ( از غير جهت خصى بودن كه گذشت ) احتياط واجب آن است كه آن را ذبح كند و يك هدى تام هم در بقيه ذى حجه و اگر نشد در سال آينده
1 ـ آية الله اراكى: بنابر احوط پس از رمى قربانى كند.
آيات عظام تبريزى، خويى، گلپايگانى: واجب است قربانى پس از رمى باشد.
آية الله سيستانى: ولى اگر از روى جهل يا فراموشى مقدم بدارد اعاده لازم نيست.
آية الله صانعى: بلكه به احتياط مستحب، چون ترتيب بنا بر اقوى مستحب است.
آية الله فاضل: بنابر اقوى بعد از رمى قربانى كند.
2 ـ آية الله اراكى: نه هدى صحيح و نه هدى ناقص يافت نشود.
آية الله سيستانى: اگر تا روز سيزدهم يافت نشود بعيد نيست كفايت روزه (كه در بخش بعد، مسأله 1051 خواهد آمد) ولى احتياط مستحب اين است كه جمع كند بين روزه و ذبح در بقيه ذى حجه اگر ممكن باشد هرچند با سپردن به شخص امين.
3 ـ آية الله بهجت: در ادامه اين فرع مى فرمايد: و احوط آن است كه در صورت تأخير از ذى حجّه همان سال، جمع كند بين آن و صوم ده روز.
4 ـ آية الله بهجت: گذشت در مسأله 1024.
آية الله فاضل: و بعيد نيست اكتفا به همين هدى.
5 ـ آية الله خويى: اگر تا آخر ذى حجه هدى تام پيدا مى كند بايد صبر كند ولى اگر فعلا متمكن نيست و احتمال مى دهد تا آخر ادامه پيدا كند مى تواند هدى ناقص ذبح كند ولى اگر اتفاقاً كشف خلاف شد بايد اعاده كند. (مناسك، مسأله 388 و390 واستفتائات، ص267، س809).
آية الله سيستانى: احتياط اين است كه بين ذبح ناقص و روزه اگر در ايام تشريق يافت نشد جمع نمايد. و اگر در بقيه ذى حجه هدى تام يافت شود به احتياط واجب آن را نيز اضافه كنند و همچنين است اگر پول هدى واجد شرايط را ندارد.
آية الله مكارم: هرگاه صحيح يافت نشود ناقص كافى است و احتياط مزبور لازم نيست.
ذبح كند، و احتياط بهتر آن است كه جمع كند بين هدى ناقص و هدى تام; به طورى كه گفته شد و روزه به نحوى كه ذكر شد.
1032 م ـ احتياط واجب آن است كه ذبح هدى را از روز عيد تأخير نيندازد.
1033 م ـ اگر بواسطه عذرى مثل فراموشى يا غير آن، ذبح را در روز عيد نكرد، احتياط واجب آن است كه در ايام «تشريق» ذبح كند و اگر نشد در بقيه ماه ذى حجه و در تأخير عمدى
1 ـ آية الله اراكى: اين احتياط واجب نيست. ( اطلاق آيه محكَّم است ).
آية الله بهجت: واجب است ذبح هدى در روز عيد، و امّا بعد از عيد پس مجزيست در بقيّه ذى حجه اگر چه خلاف احتياط است تكليفاً تأخير از آن بدون عذر خصوصاً تأخير از ايّام تشريق سه گانه (مناسك شيخ ص74).
آية الله تبريزى، آية الله خويى: احتياط اين است كه ذبح و نحر در روز عيد قربان باشد.
آية الله سيستانى: اين احتياط مستحب است و مى تواند در روزهاى تشريق هم قربانى كند. ( مناسك، مسأله 382 ).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: بنابر احتياط اختياراً جايز نيست ذبح هدى را از روز عيد تأخير بيندازد اگرچه اقوى جوازآن است. ( مناسك عربى، ص 147 ).
آية الله مكارم: تا روز سيزدهم جايز است.
2 ـ آية الله اراكى: اين احتياط واجب نيست. ( اطلاق آيه محكَّم است ).
آية الله بهجت: حكم آن در مسأله قبل بيان شد.
آية الله تبريزى، آية الله خويى: بلكه بدون ترديد لازم است.
آية الله سيستانى: اقوى آن است كه مى تواند در روزهاى تشريق قربانى كند. ( مناسك، مسأله 382 ).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اين احتيـاط واجب نيست اگرچه مطلوب اسـت ولكن اگر در غير ايـام نحر ( روز عيد و سه روز بعـد از آن ) بـود بنابر احتيـاط قصد ادا و قضـا نكند، بلكه بقصـد ما فى الذمه ذبـح كند. ( مناسك عربى، ص 147 ).
آية الله مكارم: تا روز سيزدهم در هر حال جايز است ذبح كند.
3 ـ آية الله خامنه اى: تأخير عمدى را متعرض نشده اند.
آية الله خويى: اگر از روى علم و عمد ترك كرده و طواف بجا آورده باشد ظاهراً طوافش باطل و اعاده آن بعد از تدارك ذبح واجب است.
نيز همين حكم است.
1034 م ـ اگر حيوانى را به گمان آنكه صحيح و سالم است ذبح كرد بعد معلوم شد كه مريض يا ناقص بوده، كافى نيست و بايد دوباره ذبح كند.
1035 م ـ اگر حيوانى را به گمان چاقى ذبح كرد بعد معلوم شد لاغر است، كافى است.
1036 م ـ اگر حيوانى را به گمان لاغرى خريد و به اميد آنكه چاق درآيد، براى اطاعت خدا رجاءاً ذبح كرد و بعد معلوم شد چاق است، كافى است.
1037 م ـ اگر احتمال نمى داد كه حيوان چاق است يا احتمال مى داد لكن از روى بى مبالاتى ذبح كرد نه به اميد موافقت امر خداوند، كافى نيست.
* 1038 م ـ اگر لاغرى آن را اعتقاد داشت و به واسطه جهل به مسأله، براى اطاعت خداوند ذبح كرد، بعد معلوم شد چاق است، احتياط واجب در اعاده است.
1 ـ آية الله سيستانى: اگر عمداً ذبح را از ايام تشريق تأخير بيندازد حجش باطل است و اگر معذور باشد بايد روزه بگيرد و احتياط مستحب اين است كه ذبح در بقيه ذى حجه را نيز انجام دهد. (ملحق مناسك، س336 و مناسك، مسأله 392).
2 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: چنانچه قربانى را به عقيده اين كه سالم است خريدارى نمود و قيمتش را پرداخت و بعد معلوم شد كه عيبى دارد، ظاهر اين است كه مى تواند به آن اكتفا نمايد و لازم نيست قربانى ديگرى بنمايد.
آية الله خامنه اى: در صورت تمكّن.
3 ـ آية الله سيستانى: اگر حيوانى را به گمان چاقى خريد سپس معلوم شد لاغر است كافى است چه قبل از ذبح معلوم شود چه بعد از آن، ولى اگر خودش گوسفندى داشت و آن را به گمان چاقى ذبح كرد سپس معلوم شد لاغر است به احتياط واجب كافى نيست.
4 ـ آية الله اراكى: نه به اميد موافقت امر خداوند بعد معلوم شد چاق است بنابر احتياط كافى نيست.
آيات عظام تبريزى، خويى،سيستانى،مكارم: اگر اجمالا قصداطاعت امرالهى داشته است كافى است.
5 ـ آية الله بهجت: مانع ندارد.
آية الله نورى: ظاهراً كافى است.
6 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: در فرض مزبور كفايت مى كند.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: در مفروض مسأله اگر بعد معلوم شد چاق است كفايت مى كند. ( مناسك فارسى، ص 138، مسأله 184 ).
آية الله فاضل: ... و بعد معلوم شد چاق است بهتر است اعاده كند.
1039 م ـ اگر ناقص بودن را اعتقاد داشت و به واسطه جهل به مسأله، براى اطاعت خداوند ذبح كرد و بعد معلوم شد صحيح است ظاهراً كافى باشد.
* 1040 م ـ احتياط آن است كه ذبيحه را سه قسمت كنند، يك قسمت را هديه بدهند و يك قسمت را صدقه بدهند و قدرى هم از ذبيحه بخورند و صدقه را به مؤمنين بدهند ولكن هيچ يك از اين احتياط ها واجب نيست و اگر صدقه را به فقراى كفار بدهد يا آنكه تمام ذبيحه را
1 ـ آية الله فاضل: مستحب است كه ...
2 ـ آية الله اراكى: اين احتياطها واجب است.
آية الله بهجت: احوط آنستكه قدرى از ذبيحه بخورند و قدرى هديه دهند و قدرى صدقه دهند و لازم نيست بنابر اظهر كه مقدار هر يك از هديه و صدقه ثلث ذبيحه باشد و نيز در خصوص سهم صدقه احوط آنستكه بر مؤمنين بوده باشد و اگر به اختيار خود به غير مؤمن بدهد احوط ضمان اوست يعنى قيمت قدرى از آن را بعنوان صدقه به فقير مى دهد و همين احتياط در سهم هديه به مثل اتلاف و بيع جاريست و عمل به احتياط به مثل توسيط فقير يا استيكال او ممكن است، و در صورت عدم امكان، اين تكليف ساقط است (مناسك شيخ ص76 ومناسك س158).
آية الله تبريزى، آية الله خويى: اين احتياط واجب است ولى نسبت به صدقه انسان مى تواند از فقير مؤمن و نسبت به هديه از مؤمن ديگرى ولو از شهر خودش وكالت در قبول و اعراض بگيرد و بعد از ذبح از طرف آنها قبول و قبض كرده و بعد اعراض نمايد و در صورتى كه در منى متمكن از تقسيم نيست اخذ وكالت مزبور لازم است و اگر اين عمل را با فرض تمكن انجام ندهد بنابر احتياط واجب ضامن است. (مستفاد از مناسك، مسأله 404).
آية الله سيستانى، در دو قسم اول با متن موافق هستند و اما در قسم سوم مى فرمايند: بنابر احتياط واجب آن را به فقراى مسلمانان صدقه دهد. و اگر صدقه دادن ممكن نباشد يا موجب مشقّت و زحمت زيادى شود وجوب آن ساقط مى شود و رساندن آن به خود فقير لازم نيست بلكه كفايت مى كند به وكيل او داده شود اگر چه وكيل خود قربانى كننده باشد آنگاه وكيل بر حسب اجازه موكّل در آن تصرّف مى كند به هديه دادن يا فروش يا اعراض از آن و يا غير اينها ( مناسك مصرف قربانى حج تمتّع، ص 294 ).
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: واجب است كه قدرى از قربانى را خودش بخورد و قدرى را هديه دهد و مقدارى را به فقير مؤمن صدقه بدهد، و احتياط آن است كه هديه را هم به مؤمن بدهد و اينكه هريك از صدقه و هديه كمتر از ثلث قربانى نباشد و در هديّه فقر شرط نيست.
آية الله مكارم: تقسيم ذبيحه به سه قسمت واجب نيست ولى واجب است كه قسمتى از آن را به فقراء بدهند.
به آنها بدهد اشكال ندارد و ضامن حصه فقراء نيست ليكن احتياط; خصوصاً در خوردنِ قدرى از ذبيحه، خيلى مطلوب است.
1041 م ـ جايز است كه ذبح را كسى ديگر به نيابت انجام دهد و نيت را نايب كند و احتياطاًخود شخص هم نيت كند.
1042 م ـ احتياط واجب آن است كه ذابح مؤمن باشد، بلكه خالى از قوت نيست و همينطور در ذبح كفارات.
1043 م ـ در صورتى كه قربانى به دست غير مؤمن انجام گيرد، كفايت نمى كند و بايد دو
1 ـ آية الله سيستانى: بلكه به احتياط واجب ضامن حصّه فقرا است مگر اين كه قربانى ارزش مالى خود را به دليل فراوانى بيش از حد از دست بدهد.
2 ـ آية الله صانعى: بلكه اقوى است.
3 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: بايد نيت از صاحب قربانى تا هنگام كشتن مستمر باشد و كشنده لازم نيست نيت كند هرچند احوط و اولى نيت نمودن اوست.
آية الله صافى: و احوط آن است كه علاوه بر نايب خودش هم اگر در وقت ذبح حاضر باشد نيّت كند و اگر حاضر نيست موقعى كه نايب يا وكيلى را كه از طرف او براى ذبح نايب مى گيرد مى فرستد نيّت كند ونيّت را تا وقت ذبح مستمر بدارد.
آية الله گلپايگانى: علاوه بر خودش ذابح نيز بايد نيت كند. ( آداب و احكام حج، ص 315 ).
آية الله مكارم: نيّت را حاجى مى كند.
4 ـ آيات عظام اراكى، خامنه اى، فاضل، نورى: در صورتى كه ذابح را در انجام قربانى نايب كرده باشد و امّا اگر از او خصوص ذبح را خواسته باشد لازم نيست مؤمن باشد و خودش بايد قصد قربانى و قربت را انجام دهد.
5 ـ آية الله بهجت: ايمان شرط نيست ولى شرائط ديگر را بايد دارا باشد. (مناسك س152).
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى، صافى، گلپايگانى: اگر مسلمان باشد كفايت مى كند و شيعه بودن ذابح لزومى ندارد.
آية الله صانعى: لازم نيست و اقوى عدم اعتبار ايمان است در ذابح نه در قربانى و نه در كفّارات.
آية الله مكارم: تمام مسلمانان كه ذبيحه آنان پاك وحلال است مى توانند ذبح كنند.
6 ـ آية الله اراكى، آية الله نورى: گذشت كه اگر خصوص ذبح از غير مؤمن را خواسته باشد كفايت مى كند.
آية الله صانعى: كفايت مى كند چون گذشت عدم شرطيّت ايمان.
آية الله مكارم: مانند مسأله سابق است.
مرتبه قربانى كند، هرچند در وقت قربانى متوجه نشود كه ذابح مؤمن نيست يا جاهل به مسأله باشد.
1044 م ـ ذبح هم از عبادات است و در آن نيت خالص و قصد اطاعت خداوند لازم است.
1045 م ـ احتياط آن است كه اگر احتمال نقص يا مرض در گوسفند بدهند، آن را معاينه كنند، اگرچه اقوى در احتمال آنكه عيبى حادث شده باشد، مثل آنكه احتمال بدهد گوش يا دمش را بريده اند يا آن را خصى كرده اند، عدم لزوم معاينه است و احتياط در عيب هايى كه محتمل است از حال تولد داشته و مادر زاد بوده، ترك نشود.
1046 م ـ اگر بعداز ذبح كردن، احتمال داد ناقص بودن يانداشتن سايرشرايط را، اعتنا نكند.
1047 م ـ اگر به كسى نيابت داد براى خريدارى كردن و ذبح، و نايب انجام داد، و بعد از آن شخص محرم احتمال داد كه نايب به شرايط عمل نكرده باشد، به اين احتمال اعتنا نكند و ذبح كافى است.
1048 م ـ اگر كسى را نايب كرد براى خريدارى و ذبح، بايد علم پيدا كند يا اطمينان به اينكه عمل كرده است و گمان كفايت نمى كند.
1049 م ـ اگر نايب عمداً بر خلاف دستور شرع، در اوصاف ذبيحه يا در كشتن آن، عمل
1 ـ نظر آيات عظام از مسأله قبل معلوم مى شود.
2 ـ آية الله تبريزى: در موارد احتمال نقص و مرض مطلقاً فحص لازم نيست.
آية الله خويى: متعرض اين فرع نشده اند.
آية الله سيستانى: فحص مطلقاً لازم نيست، گرچه احتياط مستحب آن است كه فحص كند مخصوصاً اگر احتمال نقص از هنگام ولادت در ميان باشد.
آية الله مكارم: بعيد نيست قول فروشنده در مورد سنّ حيوان و يا اخته نبودن يا ساير عيوب پنهانى كه خريدار نمى داند مقبول باشد.
3 ـ آية الله خويى، آية الله فاضل: در صورتى كه احتمال بدهد كه در حال ذبح احراز شرايط كرده بوده. (مناسك عربى، مسأله 388).
آية الله سيستانى: و همچنين اگر شك در اين باشد كه محل ذبح منى بوده يا جاى ديگر.
4 ـ آية الله بهجت: احتياطاً اطمينان لازم است.
آية الله تبريزى، آية الله خويى: اگر نايب ثقه باشد و خبر دهد از ذبح كافى است.
5 ـ آية الله صانعى: بر حسب فتواى مرجع تقليد خودش.
كرد ضامن است و بايد غرامت آن را بدهد و بايد دو مرتبه ذبح كنند.
* 1050 م ـ اگر نايب از روى اشتباه يا جهل، برخلاف دستور عمل كند، اگر براى عمل اجرت گرفته است ضامن است و الاّ معلوم نيست ضامن باشد و در هر صورت بايد اعاده شود.
چند مسأله راجع به بدل ذبيحه
1051 م ـ اگر قادر نباشد بر ذبح، بايد سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از حج روزه بگيرد.
1052 م ـ مراد ازاينكه قادر برذبح نباشد، آن است كه نه هدى را داشته باشد و نه پولش را.
1053 م ـ اگر مى تواند بدون زحمت و مشقت قرض كند و در ازاى قرض چيزى كه ادا كند داشته باشد بايد قرض كند و ذبح كند.
* 1054 م ـ اگر مى تواند بدون مشقت چيزى كه زايد از مؤونه سفر است بفروشد، بايد بفروشد، و هدى بخرد، لكن لباس را هرچه باشد لازم نيست بفروشد.
1 ـ آية الله صانعى: كه در مسأله قبل بيان شد.
2 ـ آية الله صافى: اين فرع مجمل است و تفصيلى دارد.
آية الله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند.
3 ـ آية الله خويى: ظاهراً به نظر ايشان فرض مزبور مطلقاً مورد ضمان است چون اتلاف مستند به نايب است و عدم ضمان وكيل بدون تعدى و تفريط در مورد تلف است نه اتلاف. (رجوع شود به مستند العروه، كتاب الاجاره، ص245 و247). و نظريه آية الله تبريزى هم همين است.
آية الله سيستانى: در هر دو صورت ضامن است.
آية الله مكارم: اگر مقصّر بوده ضامن است.
4 ـ آية الله بهجت: اگر خلاف موجب عدم اجزاء شود در هر صورت ضامن است و اعاده لازم است.
آية الله فاضل: و نيز اگر تلف مستند به ذابح باشد بنابر احتياط ضامن است اگر چه عمل را تبرعاً انجام داده باشد.
5 ـ آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب اعاده شود.
6 ـ آية الله فاضل: و قدرت اقتراض يا فروش زايد از مؤونه سفر را هم كه در مسائل آينده گفته مى شود نداشته باشد.
7 ـ آية الله اراكى: لباس مورد حاجت.
آية الله بهجت، آية الله صافى: فرق بين لباس و غير آن در صورتيكه زائد بر مؤونه باشد نيست.
آية الله تبريزى، آية الله خويى: فرقى بين لباس و غير لباس نيست.
آية الله سيستانى: اگر لباس مورد حاجت او نباشد بنابر احتياط واجب بايد آن را بفروشد و قربانى تهيه كند.
آية الله صانعى، آية الله مكارم: لباسى كه مورد حاجت است.
آية الله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند.
1055 م ـ لازم نيست كسب كند و پول هدى را تهيه كند، ليكن اگر كسب كرد و تهيه كرد، بايد ذبح كند.
* 1056 م ـ اگرچه لباس را لازم نيست بفروشد لكن اگر لباس زايد داشت و فروخت، ظاهراً بايد ذبح كند و احتياط آن است كه روزه هم بگيرد.
* 1057 م ـ اين سه روز روزه را بايد در ماه ذى حجه بگيرد و احتياط واجب آن است كه از هفتم تا نهم بگيرد و جلوتر نگيرد.
1058 م ـ بايد اين سه روز دنبال هم باشد.
1059 م ـ اگر روز هفتم نتوانست روزه بگيرد، روز هشتم و نهم بگيرد و يك روز ديگر بعد از مراجعت از منى بگيرد و احتياط آن است كه بعد از ايام تشريق، كه يازدهم و دوازدهم و سيزدهم است، بگيرد.
1 ـ آية الله بهجت: اگر مناسب باشد و عسر و حرج نباشد لازم است كسب نمايد.
2 ـ آية الله بهجت: گذشت كه لباس زائد را بفروشد و ذبح كند و روزه لازم نيست.
آية الله تبريزى، آية الله مكارم: در اين صورت روزه لازم نيست.
آية الله گلپايگانى: متعرض اين فرع نشده اند.
3 ـ آية الله صانعى: بلكه مستحب.
4 ـ آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: و سه روز اول را مى تواند پس از شروع به اعمال عمره تمتع از اول ماه ذى حجه بگيرد.
آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: بايد اين 3 روز يا كاملاً قبل از عيد قربان قرار گيرد هفتم و هشتم و نهم. و يا پس از بازگشت از منى و تا آخر ذى حجه.
5 ـ آية الله تبريزى: كسى كه بايد در حج روزه بگيرد چنانچه نتواند روز هفتم را روزه بگيرد هشتم و نهم را روزه گرفته و روز ديگر را پس از بازگشت از منى روزه بگيرد.
آية الله خويى: اين احتياط استحبابى است. (مستفاد از مناسك، مسأله 398 و صريح مستند العروه، ج5، ص270).
آية الله سيستانى: مكلفى كه بايد سه روز در حج روزه بگيرد اگر موفّق نشود همه سه روز را پيش از روز عيد بجا آورد، بنابر احتياط كفايت نمى كند آنها را در روز هشتم و نهم و يك روز ديگر پس از برگشت از منى بگيرد، و افضل اين است كه پس از سپرى شدن روزهاى تشريق اين سه روز را روزه بگيرد، اگرچه جايز است كه از روز سيزدهم شروع كند، در صورتى كه قبل از آن از منى برگشته باشد، بلكه بنابر اظهر اگرچه در خود روز سيزدهم برگشته باشد. ( مناسك، مسأله 394 ).
1060 م ـ اين سه روز روزه را در ايام تشريق، در منى، جايز نيست بگيرد، بلكه در ايام تشريق در منى روزه براى همه كس حرام است، چه حج به جا بياورد يا نه.
1061 م ـ احتياط مستحب براى كسى كه روز هفتم را روزه نگرفته و هشتم و نهم را گرفته، آن است كه بعد از مراجعت از منى، سه روز روزه بگيرد ـ كه اول آن، روز كوچ كردن است; يعنى سيزدهم ـ و متوالى بگيرد و قصدش آن باشد كه سه روز از پنج روز براى اداى روزه واجب باشد.
1062 م ـ اگر روز هشتم را روزه نگرفت، روز نهم را هم نگيرد و بعد از مراجعت از منى سه روز دنبال هم بگيرد.
* 1063 م ـ جايز است اگر از هشتم روزه تعويق افتاد، تا آخر ذى حجه هر وقت بخواهد اين سه روز را روزه بگيرد، اگرچه احتياط آن است كه بعد از ايام تشريق فوراً بگيرد.
1064 م ـ اين سه روز را در سفر مى تواند روزه بگيرد و لازم نيست در مكه قصد اقامت كند، بلكه اگر براى ماندن سه روز در مكه مهلت نيست بين راه هم جايز است بگيرد.
1 ـ آية الله بهجت: نسبت به غير ناسك خالى از تأمّل نيست. (وسيله ص330).
آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.
2 ـ آية الله سيستانى: رجوع شود به حاشيه قبل.
آية الله صافى: واحتياط آنست كه اوّل آن روز چهاردهم باشد.
آية الله فاضل: مشروط بر اينكه روز سيزدهم در منى نباشد والاّ بايد از روز چهاردهم شروع كند.
3 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: احتياط اين است كه پس از بازگشت هرچه زودتر روزه ها را بگيرد و بدون عذر تأخير ننمايد.
آية الله مكارم: اين احتياط ترك نشود.
* 1065 م ـ اگر سه روز روزه را گرفت و بعد از آن متمكن شد از هدى، لازم نيست ذبح كند، ليكن اگر قبل از تمام شدن سه روز متمكن شد بايد ذبح كند.
1066 م ـ اگر اين سه روز روزه را نگرفت تا ماه ذى حجه تمام شد بايد هدى را خودش يا نايبش در منى ذبح كند و روزه فايده ندارد.
1067 م ـ بايد اين سه روز روزه را، بعد از احرام به عمره بجا آورد و قبل از آن نمى تواند.
1068 م ـ هفت روز بقيه را بايد بعد از مراجعت از سفر حج، روزه بگيرد.
* 1069 م ـ احتياط واجب آن است كه پى در پى بجا آورد.
1070 م ـ جايز نيست اين هفت روز را در مكه يا در راه روزه بگيرد، مگر آنكه بناى اقامت در مكه داشته باشد، در اين صورت اگر مدتى بگذرد كه در آن مدت مى توانست به وطن خود
1 ـ آيات عظام اراكى، خويى، صافى، گلپايگانى: احتياط واجب آن است كه قربانى كند.
آية الله سيستانى: بنابر احتياط قربانى بر او واجب خواهد شد اگر تمكن قبل از گذشت ايام تشريق باشد و الاّ روزه كفايت مى كند.
آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب قربانى كند.
2 ـ آية الله بهجت: اگر چه ذبح كردن افضل و احوط است خصوصاً در صورت وجدان هدى قبل از خروج از منى (مناسك شيخ ص77).
3 ـ آية الله بهجت، آية الله صانعى: بايد يك گوسفند در سال آينده خودش يا نايبش...
4 ـ آية الله اراكى، آية الله فاضل: در سال آينده خودش و يا نايبش....
آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: و قربانى براى سال بعد بر او متعيّن است.
آية الله صافى: در ذى حجّه سال آينده.
آية الله گلپايگانى: و در ذبح نيت مافى الذمه از هدى يا كفاره بكند و سپس بنابر احتياط هفت روز پى در پى نزد اهلش روزه بگيرد. ( مناسك عربى، ص 149 ).
آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب در ذى حجه سال آينده.
5 ـ آية الله فاضل: يعنى تا زمانى كه محرم به احرام عمره تمتع نشده نمى تواند اين سه روز را بگيرد اما بعد از احرام عمره تمتع اگر چه محلّ هم باشد مى تواند به تفصيلى كه در مسأله 1057 گذشت روزه بگيرد.
6 ـ آية الله بهجت: اظهر عدم وجوب توالى است (مناسك شيخ ص77).
آية الله تبريزى، آية الله خويى: احتياط اين است كه هفت روز پى در پى باشد.
آيات عظام سيستانى، صافى، فاضل، گلپايگانى، مكارم: بنابر احتياط مستحب....
|