صفحه 226


« أللَّهُمَّ إليْكَ بَسَطْتُ يَدِيوَفِيما عِنْدَكَ عَظُمَتْ رَغْبَتِيفَاقْبَلْ سُبْحَتيوَاغْفِرْ لِيوَارْحَمْنِي، أللَّهُمَّ إنّيأعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَالْفَقْرِ وَمَواقِفِ الْخِزْيَ فيالدُّنيا وَالاْخِرَةِ ».


صفحه 227


 

فصل چهارم:

طواف واجب و بعضى از احكام آن

كسى كه محرم شد به احرام عمره تمتع و وارد مكه معظمه شد، اول چيزى كه از اعمال عمره بر او واجب است، آن است كه طواف كند به دور خانه كعبه براى عمره تمتع.

 531  م ـ طواف عبارت است از هفت مرتبه دور خانه كعبه گرديدن; به نحوى كه خواهد آمد و هر دورى را شوط مى گويند، پس طواف عبارت از هفت شوط است.

 532  م ـ طواف از اركان عمره است و كسى كه آن را از روى عمد ترك كند تا وقتى كه فوت شود وقت آن، عمره او باطل است; چه عالم به مسأله باشد و چه جاهل باشد.(1)

 533  م ـ چنين كسى كه عمره خود را باطل كرد، احوط(2) آن است كه حج افراد به جا آورد، و پس از آن عمره به جا آورد و حج را در سال بعد اعاده كند.

 534  م ـ وقت فوت طواف، وقتى است كه اگر بخواهد آن را با بقيه اعمال عمره

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله بهجت: و وجوب ذبح يك شتر مطلقا، حتّى در حال علم و عمد، موافق احتياط است. (مناسك شيخ، ص35).

آية الله سيستانى: بنابر احتياط، جاهل به حكم بايد يك شتر كفاره بدهد. ( مناسك، اوّل بحث طواف ).

2 ـ آية الله اراكى، آية الله بهجت: و ظاهراً حج او مبدل به حج افراد مى شود و وجوب قضاى حج بر او در سال آينده قوى است.

آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: عمره اش باطل مى شود و احرام او نيز باطل مى شود و بايد حج را در سال بعد اعاده كند و احتياط مستحب اين است عدول به حج افراد نموده و آن را به قصد اعمّ از حجّ و عمره مفرده تمام نمايد.

آية الله گلپايگانى: حج او مبدل به حج افراد مى شود و در سال بعد هم بايد حج را قضا كند. ( آداب و احكام حج، ص 191 مسأله 467 ).


صفحه 228


به جاآورد، نتواند وقوف به عرفات كند.(1)

 535  م ـ اگر از روى سهو ترك كرده(2) طواف را، لازم است آن را به جا آورد هر وقت كه باشد،(3) و اگر برگشته به محل خود و نتواند برگردد به مكه يا مشقت داشته باشد برگشتن، بايد شخص مورد اطمينانى را نايب بگيرد.(4)

 536  م ـ اگر سعى را به جا آورده، پيش از آن كه طواف را به جا آورد، احتياط واجب(5) آن است كه سعى را هم به جا آورد و اگر نماز طواف را به جا آورده، بايد آن را هم بعد از طواف اعاده كند.

 537  م ـ اگر شخص محرم بهواسطه مرض، خودش قدرت نداشته باشد كه طواف كند و تا وقت تنگ شود قدرت حاصل نكند، اگر ممكن است، خودِ او را به يك نحو ببرند(6) و طواف

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله بهجت: ميزان در تنگى وقت ... بيم از دست رفتن وقوف اختيارى عرفات است ( مناسك، مسأله 157 ).

آيات عظام تبريزى، خويى، فاضل: يعنى نتواند خود را به اندازه درك مقدار ركن از وقوف ـ  مسمّاى وقوف اختيارى  ـ به عرفات برساند.

آية الله سيستانى: آخرِ زمان آن وقتى است كه بتواند اعمال عمره را تا ظهر روز عرفه تمام كند.

2 ـ آية الله سيستانى: يا آن را به طور صحيح انجام نداده.

3 ـ آية الله فاضل: وسعى را نيز بنابر احتياط اعاده كند.

4 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: اگر قبل از فوت وقتِ طواف متذكر شود، بايد تا وقت نگذشته قضا كند.

آية الله مكارم: و در اين مدّت چيزى بر او حرام نيست و احتياط آن است كه يك گوسفند قربانى به مكه بفرستد و اگر فرستادن به مكه ممكن نيست در محل خود قربانى كند.

5 ـ آية الله خامنه اى: بايد سعى را اعاده نمايد.

آية الله سيستانى: بايد سعى را اعاده نمايد، مگر در صورتى كه طواف را فراموش كند تا وقت آن بگذرد; مثل اين كه طواف عمره را تا وقوف در عرفات يا طواف حج را تا پايان ذى حجّه فراموش كند، كه اعاده سعى لازم نيست گرچه بهتر است.

آية الله فاضل: بنابر اقوى سعى را نيز بعد از طواف اعاده كند.

آية الله مكارم: اين احتياط در مورد سعى مستحب است.

6 ـ آيات عظام اراكى، صافى، گلپايگانى: و طورى طواف دهند كه پاهايش بر زمين كشيده شود و اگر ممكن نشود، او را توسط دوش يا چيز ديگر طواف دهند و اگر هيچگونه ممكن نشود نايب بگيرد كه براى او طواف كند.

آية الله سيستانى: احتياط مستحب آن است كه به طورى او را طواف دهند كه پاهايش به زمين كشيده شود. ( مناسك، مسأله 320 ).

آية الله فاضل: و بهتر است در صورت امكان پاهاى او به زمين كشيده شود.

آية الله مكارم: و لازم نيست پاهاى او به زمين كشيده شود.


صفحه 229


دهند;(1) اگرچه به دوش گرفتن يا بر تخت گذاشتن باشد، و اگر ممكن نشود بايد براى او
نايب  بگيرند.

 538  م ـ شخص مريض را كه طواف مى دهند بايد مراعات شرايط و احكام طواف را، به مقدارى كه براى او ممكن است، بكنند.

واجبات طواف

واجبات طواف دو قسم است:

قسم اول ـ چيزهايى كه شرط طواف است و آن پنج امر است:

اول ـ نيت است; يعنى بايد طواف را با قصد خالص براى خدا به جا آورد.(2)

 539  م ـ نيت را لازم نيست به زبان بياورد و لازم نيست به قلب بگذراند، بلكه همان كه بنا دارد اين عمل را به جا آورد و با اين بنا به جا آورد، كفايت مى كند و به عبارت ديگر، نيت در عبادت و كارهاى ديگر، در اين جهت فرق ندارد. پس همانطور كه انسان با قصد آب مى خورد و راه مى رود عبادت را اگر همانطور به جا آورد با نيت به جا آورده.(3)

 540  م ـ بايد عبادت را براى اطاعت خدا بجا آورد و در اين جهت با كارهاى ديگر فرق

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صانعى: و اولى و احوط اين كه به نحوى باشد كه پاهايش به زمين كشيده شود.

2 ـ نظريه آيات عظام در مسائل مربوط به كيفيت نيّت در بحث نيت در احرام گذشت.

آية الله اراكى، آية الله فاضل: و نيز نيت كند: هفت دور طواف خانه كعبه انجام مى دهم براى عمره تمتّع از حجة الإسلام يا حج استحبابى.

آية الله مكارم: براى عمره تمتّع يا حج و غير آن.

3 ـ آية الله صانعى: ليكن بايد منوىّ معيّن باشد كه طواف عمره است يا حجّ افراد است يا تمتّع، هر چند به طور اجمالى باشد; مثل اين كه نيّت كند: طوافى كه وظيفه ام مى باشد انجام مى دهم.


صفحه 230


پيدا مى كند. پس بايد طواف را براى اطاعت خداوند به جا آورد.(1)

 541  م ـ اگر در به جا آوردن طواف يا ساير اعمال عمره و حج كه عبادى است رياء كند; يعنى براى نشان دادن و به رخ ديگرى كشيدن و عمل خود را خوب جلوه دادن به جا آورد، طواف او و همينطور هرچه را اينطور به جا آورده باطل است و در اين عمل معصيت خدا را هم كرده است.

 542  م ـ رياء بعد از عمل و تمام كردن طواف يا ديگر اعمال، باعث بطلان عمل نمى شود.

 543  م ـ كفايت مى كند در صحيح بودن عمل، آن كه براى خدا بياورد يا براى اطاعت امر خدا، يا(2) براى ترس از جهنم يا براى رسيدن به بهشت و ثواب.(3)

 544  م ـ اگر در عملى كه براى خدا مى آورد، رضاى ديگرى را هم شركت دهد و  خالص براى خدا نباشد عمل باطل است.

دوم ـ آن است كه طاهر باشد از حدث اكبر; مثل جنابت و حيض و نفاس و از حدث اصغر; يعنى بايد با وضو باشد.(4)

 545  م ـ طهارت از حدث اكبر و اصغر در طوافِ واجب شرط است; چه طواف عمره باشد يا طواف حج يا طواف نساء، حتى در عمره و حجّ مستحب،(5) كه پس از احرام بستن واجب است آن را تمام كند.

 546  م ـ طهارت از حدث اكبر و اصغر، در طواف مستحبى شرط نيست، ليكن كسى كه جنب يا حايض است جايز نيست در مسجد الحرام وارد شود، ولى اگر غفلتاً يا نسياناً طواف مستحب كرد صحيح است.(6)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله سيستانى: در عبادت معتبر است كه براى تذلّل و كرنش در پيشگاه خداوند انجام داده شود; خواه اطاعت صدق كند يا نكند.

2 ـ آية الله صانعى: هرچند اطاعت براى ترس.

3 ـ آية الله سيستانى: در فرض صدق معيار مذكورِ در حاشيه مسأله 540

4 ـ آية الله نورى: و اگر وضو ممكن نيست تيمّم كند.

5 ـ آية الله مكارم: يعنى در طواف عمره و حجّ مستحب، طهارت لازم است.

6 ـ آية الله سيستانى: در طواف مستحب طهارت از حدث اصغر شرط نيست و بنابر مشهور طهارت از حدث اكبر شرط نيست.

آية الله فاضل: يا جهلا.


صفحه 231


 547  م ـ طواف ـ يعنى هفت دور اطراف خانه كعبه گرديدن ـ مستحب است و بلكه هرچه شخص بتواند طواف كند خوب(1) است. و در اين طواف طهارت شرط نيست.

 548  م ـ اگر شخصى كه حدث اكبر يا اصغر داشته طواف(2) كند، باطل است; چه از روى عمد باشد يا از روى غفلت يا نسيان يا ندانستن مسأله باشد.

 549  م ـ اگر در اثناى طواف، حدث عارض شود، پس اگر پس(3) از تمام شدن دور چهارم است، بايد طواف را قطع كند و طهارت تحصيل كند و از همانجا كه طواف را قطع كرده تمام كند.(4)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله مكارم: بهتر است هنگام ازدحام جمعيّت براى طواف واجب، طواف مستحب را ترك كنند.

2 ـ آيات عظام اراكى، فاضل، مكارم، نورى: واجب.

3 ـ آية الله صانعى: اگر بعد از تجاوز نصف بوده است، قطع مى كند طواف را... ليكن در عين حال اگر طواف را از سر گرفت مجزى است و طوافش صحيح مى باشد و هم چنين در تمام فروع آتى، جايز است كه شخص طواف كننده طواف را از سر بگيرد; چه قبل از تجاوز نصف و چه بعد از تجاوز نصف و طوافش صحيح است و نيازى به اتمام و غير آن ندارد.

4 ـ آية الله اراكى: اگر بعد از تجاوز از نصف بوده طواف را قطع مى كند.

آية الله بهجت: آن كه حدث بعد از تجاوز از نصف از روى سهو و غفلت باشد، كه در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مى دهد و در صورتى كه بعد از تجاوز از نصف و از روى عمد باشد حكم به ادامه طواف بعد از قطع آن مورد تأمل است. (مناسك، مسأله 288).

آية الله تبريزى: اگر حدث قبل از بلوغ نصف ولو از روى عمد نباشد طواف باطل است و در غير اين صورت، احتياط واجب اين است كه آن را اتمام كرده، سپس اعاده نمايد، و مى تواند يك طواف كامل به نيت اعم از تمام و اتمام به جا آورد.

آية الله خامنه اى: اگر پيش از تمام شدن نصف دور چهارم حدث اصغر عارض شود، واجب است كه قطع كند طواف را و بعد از طهارت آن را اعاده كند و در صورتى كه بعد از نصف دور چهارم و قبل از پايان اين دور عارض شود طواف را قطع نموده و پس از تحصيل طهارت اگر موالات عرفيه به هم نخورده طواف را تكميل كند و اگر موالات به هم خورده طواف را به قصد اعم از اتمام و تمام اعاده نمايد و در هر صورت مى تواند طواف قبلى را رها نموده و از نو طواف كند و حكم عروض حدث پس از پايان دور چهارم نيز همين است گر چه احتياط در اين صورت اگر موالات عرفيه به هم خورده باشد، اتمام طواف و اعاده آن است.

آية الله خويى: اگر حدث بعد از تمامى دور چهارم و بدون اختيار باشد، در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مى دهد. و اگر حدث بعد از نصف و پيش از تمامى دور چهارم طواف، يا بعد از تمامى دور چهارم و اختيارى باشد، احوط در اين دو صورت اين است كه طواف خود را پس از طهارت از جايى كه قطع نموده تمام كرده سپس اعاده اش نمايد. و بجاى اين احتياط اگر اين كار را بكند كافى است كه پس از قطع طواف و طهارت، يك طواف كامل به قصد اعم از تمام كردن طواف پيش و يك طواف كامل جديد بجا آورد.

آية الله سيستانى: اگر بدون اختيار پس از تمام شدن شوط چهارم محدث شود، بايد طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند. و اگر از روى اختيار باشد احتياط واجب اين است كه طوافش را قطع نمايد و بعد از تحصيل طهارت از همانجا كه قطع كرده ادامه دهد و به اتمام برساند، و سپس طواف را اعاده نمايد. ( مناسك، مسأله 285 ).

آية الله فاضل: اگر در بين طوافِ واجب، حدث عارض شود مى تواند طواف را رها كند و پس از تحصيل طهارت، آن را از سر بگيرد و اگر بخواهد احتياط كند، مسأله چهار صورت دارد:

اوّل: حدث قبل از رسيدن به نصف طواف باشد، در اين صورت طواف باطل مى شود كه بايد بعد از تحصيل طهارت، آن را از سر بگيرد; خواه محدث شدن اختيارى باشد يا بدون اختيار.

دوّم: پس از رسيدن به نصف و قبل از تمام شدن دور چهارم باشد، كه در اين صورت پس از وضو طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و دوباره طواف ديگر كند و نماز آن را نيز بخواند، خواه حدث با اختيار باشد يا بدون اختيار.

سوم: بعد از تمام شدن دور چهارم اختياراً خود را محدث كند، كه در اين صورت نيز مثل صورت دوّم عمل كند.

چهارم: پس از تمام شدن دور چهارم بى اختيار محدث شود، در اين صورت پس از تحصيل طهارت، طواف را از آنجايى كه محدث شده تمام كند، و صحيح است و در اين مسأله فرقى بين حدث اصغر و اكبر نيست.

آية الله گلپايگانى: اگر بعد از گذشتن از 4 شوط محدث شود، پس از تحصيل طهارت از موضعى كه محدث شده آن را ادامه دهد و طوافش صحيح است. ( آداب و احكام حج، مسأله 479 ).


صفحه 232


 550  م ـ اگر در فرض سابق پيش از تمام شدن دور چهارم،(1) حدث عارض شود احتياط

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله اراكى، آية الله بهجت: اگر پيش از تمام شدن نصف طواف، حدث عارض شود طواف را قطع كند، پس از تحصيل طهارت آن را اعاده كند.

آية الله تبريزى، آية الله خويى: اگر حدث پيش از رسيدن به نصف طواف باشد، در اين صورت طواف باطل و لازم است پس از طهارت اعاده شود. ( ص 118 ).

آية الله سيستانى: اگر قبل از تمام شدن شوط چهارم باشد، طوافش باطل است و بايد پس از تحصيل طهارت، آن را دوباره انجام دهد. ( مناسك، مسأله 285 ).

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: پس اگر به سه شوط و نيم نرسيده، طواف او باطل است و بايد بعد از وضو يا غسل يا بعد از رفع عذر، طواف را از سر بگيرد و اگر از سه شوط و نيم گذشته و به 4 شوط نرسيده احتياط به اتمام و اعاده طواف با نمازهاى آن ترك نشود.

آية الله صانعى: و بعداز گذشتن نصف.


صفحه 233


واجب(1) آن است كه تمام كند طواف را و اعاده كند و اين حكم در حدث اصغر است.(2)

 551  م ـ اگر در اثناى طواف حدث اكبر; مثل جنابت(3) يا حيض عارض شود، بايد فوراً از مسجد الحرام بيرون رود، پس اگر پيش از تمامى دور چهارم(4) بود، پس از غسل طواف را اعاده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صانعى: احتياط مستحب.

آية الله فاضل: وظيفه همان است كه در مسأله سابق بيان شد.

آية الله مكارم: وظيفه او فقط اعاده است و اتمام طواف سابق لازم نيست.

2 ـ نظرى كه از آية الله سيستانى در اين دو مسأله نقل شد اختصاص به حدث اصغر ندارد.

آية الله صانعى: و اگر قبل از تجاوز از نصف است بر اوست كه طواف را اعاده نمايد.

3 ـ نظريه آيات عظام در دو مسأله قبل گذشت كه فرقى بين حدث اصغر و جنابت نگذاشته اند.

4 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: احوط در هر دو صورت ( قبل و بعد از شوط چهارم ) اين است كه بعد از پاكى يك طواف كامل به نيّت اعم از تمام و اتمام به جا آورد.

آية الله خامنه اى، آية الله فاضل: اگر در بين طواف، حدث اكبر، مثل جنابت يا حيض،
عارض شود، بايد فوراً از مسجد الحرام خارج شود و طبق تفصيلى كه در حاشيه مسأله 549 گذشت عمل شود.

آية الله سيستانى: اگر زن در حال احرام، حين انجام طواف حايض شود، پس اگر قبل از تمام
شدن شوط چهارم باشد، طوافش باطل است پس اگر وقت و سعت داشته باشد بايد صبر كند تا پاك شود و طواف و اعمال بعدى را انجام دهد و اگر وقت تنگ باشد مى تواند بر عمره تمتع خود باقى بماند، و اعمال آن را بجز طواف و نماز آن انجام دهد; يعنى اين كه سعى و تقصير نمايد، و بعد از آن احرام حج ببندد، و پس از فارغ شدن از اعمال منى و بازگشتن به مكّه، قبل از اينكه طواف حج را انجام دهد طواف عمره و نماز آن را انجام دهد و احتياط مستحب اين است كه به حج افراد عدول نمايد و اگر بعد از تمام شدن شوط چهارم باشد، مقدارى كه انجام داده صحيح است و باقى آن را بايد بعد از پاك شدن از حيض و انجام غسل به جا آورد و اگر وقت تنگ باشد سعى و تقصير را انجام دهد و براى حج محرم شود و پس از فارغ شدن از اعمال منى و بازگشتن به مكه، قبل از طواف حج، آنچه از طوافش باقى مانده است و نماز آن را انجام دهد. ( مناسك، مسأله 290 و 291 ).

آية الله صانعى: پيش از نصف دور چهارم.


صفحه 234


كند.(1)

 552  م ـ اگر عذر داشته باشد از وضو و غسل،(2) واجب است تيمم كند بدل از وضو يا بدل از غسل.(3)

 553  م ـ اگر تيمم كرد بدل از غسل و حدث اصغر عارض شد،(4) براى حدث اكبر لازم نيست تيمم كند، بلكه براى حدث اصغر بايد تيمم كند و تا حدث اكبر براى او حاصل نشده و عذرش باقى است همان تيمم اول كافى است، ليكن احتياط مستحب آن است كه تيمم بدل از غسل هم بكند.(5)

 554  م ـ احتياط واجب(6) آن است كه اگر اميد دارد كه عذرش از وضو يا غسل مرتفع شود،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 . آية الله صانعى: و اگر بعد از نصف دور چهارم بود، بعد از غسل اتمام مى نمايد و نيازى به اعاده نيست هر چند احوط مى باشد.

2 ـ آية الله مكارم: اگر عذر داشته باشد و نتواند صبر كند تا عذر برطرف شود.

3 ـ آية الله اراكى، آية الله فاضل: و وقت طواف تنگ شود ....

آية الله تبريزى: در صورت معذور بودن از غسل و مأيوس شدن از توانايى بر غسل، واجب است با تيمم طواف كند و احوط اولى اين است كه نايب نيز بگيرند.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: در غسل غير جنابت، علاوه بر تيمم بدل از غسل در صورت تمكن، بايد وضو هم بگيرد وگرنه بايد يك تيمم ديگر به جاى وضو به جا آورد و جنب متيمّم بنا بر احتياط مستحب نايب هم بگيرد. ( آداب و احكام حج، مسأله 476 ).

4 ـ آية الله بهجت: احوط جمع بين وضو يا تيمّم بدل از آن و تيمّم بدل از حدث اكبر است. (ذخيره، ج1، ص199).

5 ـ آية الله تبريزى: اگر بدل از غسلِ جنابت، تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد، چنانچه عذرش باقى است، بايد بدل از غسل تيمم كند و احتياط مستحب آن است كه بين تيمم و وضو جمع كند و اگر براى حدث اكبرِ ديگر غير از جنابت تيمم كرد و بعد حدث اصغر عارض شد بايد بدل از غسل تيمم كند و بنابر احتياط وضو هم بگيرد و اگر متمكن از وضو هم نبود بايد تيمم ديگرى بدل از وضو بنمايد.

آية الله خامنه اى: بنابر احتياط بايد بار ديگر تيمّم بدل از غسل كند.

آية الله خويى: لازم است تيمم بدل از غسل بكند. ( منهاج، مسأله 381 ).

6 ـ آية الله بهجت: افضل و احوط تأخير است ولى اظهر جواز مبادرت است. (ذخيره، ج1، ص196).

آية الله خامنه اى: اگر مى داند عذر او تا آخر وقت برطرف مى شود، بايد صبر كند.

آية الله خويى: اگر احتمال بقاى عذر تا آخر وقت مى دهد مى تواند صبر نكند ولى اگر بعداً كشف خلاف شد بايد اعاده نمايد بلى اگر عذرش نبودِ آب باشد بايد فحص كند، به تفصيلى كه در رساله عمليه مذكور است.

آية الله سيستانى: اگر وقت تنگ نباشد به تيمّم جايز نيست مگر اين كه از بر طرف شدن عذر مأيوس باشد يا احتمال دهد در صورت تأخير از انجام تيمّم نيز عاجز شود.

آية الله گلپايگانى: با علم به بر طرف شدن عذر، انتظار واجب است و در غير اين صورت تأخير بنا بر احتياط مستحب است. (وسيلة النجاة، احكام التيمم).


صفحه 235


صبر كند تا وقتى كه وقت تنگ شود يا اميدش قطع شود.

 555  م ـ اگر با وضو بوده و شك كند كه حدث عارض شده است يا نه، بنابر وضو داشتن بگذارد و لازم نيست وضو بگيرد و همچنين اگر از حدث اكبر پاك بوده و شك كند كه حدث عارض شده.

 556  م ـ اگر مُحدِث به حدث اصغر يا اكبر بوده و شك كند كه وضو گرفته يا نه يا غسل كرده يا نه، بايد در فرض اول وضو بگيرد و در فرض دوم غسل كند.

 557  م ـ اگر بعد از تمام شدن طواف شك كند كه با وضو آن را به جا آورده يا نه يا شك كند با غسل آن را به جا آورده(1) يا نه، طواف او صحيح است، ليكن براى اعمال بعد بايد طهارت تحصيل كند.

 558  م ـ اگر در اثناى طواف شك كند كه وضو(2) داشته يا نه، پس اگر بعد از تمامى دور

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: اگر بعد از حدث اصغر شك كند در اين كه قبل از طواف غسل كرده يا نه، بايد غسل كرده و طواف را اعاده كند و براى اعمال آتيه وضو بگيرد. (منهاج الصالحين، ج1، مسأله 209).

2 ـ آية الله اراكى: اگر بعد از نصف دور چهارم باشد، طواف را رها كند و وضو بگيرد و از همانجا تمام كند و اگر قبل از نصف دور چهارم باشد، اتمام لازم نيست، بلكه اعاده لازم است.

آية الله بهجت: حكم شك در طهارت در اثناى طواف هم همان حكم شك است در طهارت در اثناى نماز. (مناسك شيخ، ص36).

آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى: اگر سابقه طهارت داشته، به شك خود اعتنا نكند و الاّ واجب است طهارت گرفته و طواف را از سر بگيرد.

آية الله سيستانى: و سابقه طهارت نداشته باشد.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: در اين صورت بايد وضو بگيرد و بعد طواف را از سر بگيرد، چه قبل از تمام شدن چهار دور باشد يا بعد از آن. ( مناسك فارسى، ص 62. مسأله 93 ).

آية الله فاضل: اگر در بين طواف شك كند كه وضو داشته يا خير، مسأله سه صورت دارد، اوّل: حالت سابق خود را بداند كه طاهر بوده در اين فرض جايز است طواف را تمام كند و براى اتمام آن وضو واجب نيست و اعاده طواف نيز لازم نيست و در اين صورت فرقى نيست كه شك بعد از دور چهارم عارض شده باشد يا قبل از آن. دوّم: حالت سابق خود را بداند كه مُحدِث بوده، در اين فرض ظاهراً هر مقدار طوافى كه انجام داده، محكوم به بطلان است; چه شك بعد از دور چهارم عارض شده باشد يا قبل از آن و بايد بعد از وضو از نو طواف كند. سوم: حالت سابق خود را نداند، كه در اين صورت به احتياط واجب پس از وضو طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند و پس از آن طواف و نماز آن را اعاده كند و در اين صورت فرقى نيست كه شك بعد از دور چهارم يا قبل از آن عارض شده باشد.

آية الله مكارم: و حالت سابقه خود را از وضو و حدث نداند.


صفحه 236


چهارم(1) است طواف را رها كند و وضو بگيرد و از همانجا تتمه طواف را به جا آورد(2) و اگر قبل از تمام شدن دور چهارم(3) است احتياط واجب آن است كه طواف را تمام كند(4) و اعاده كند.

 559  م ـ در تمام صورت هايى كه در شك گفته شد كه «بنابر طهارت بگذارد» يا «طوافش صحيح است» بهتر آن است كه تجديد وضو كند و رجاءاً غسل به جا آورد، چون ممكن است كه بعد معلوم شود وضو يا غسل نداشته و اشكال پيدا مى شود.

 560  م ـ اگر در اثناى طواف شك كند كه غسل كرده است از جنابت يا حيض يا نفاس يا نه، بايد فوراً از مسجدالحرام بيرون برود،(5) پس اگر شوط چهارم(6) را تمام كرده بوده و شك كرده،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صانعى: نصف دور چهارم.

2 ـ آية الله مكارم: و سپس اعاده كند.

3 ـ آية الله مكارم: طواف او باطل است.

4 ـ آية الله سيستانى، آية الله صانعى: اتمام لازم نيست بلكه اعاده كند.

5 ـ آية الله بهجت: اگر متمكّن است تطهير مى نمايد و سپس اعاده مى كند.

آية الله خامنه اى: و پس از غسل برگردد و طواف را اعاده نمايد.

آية الله سيستانى: اگر امكان تيمم باشد و تيمم كردن كمتر از خارج شدن از مسجد وقت مى گيرد بايد تيمم كند و سپس خارج شود و اگر بيشتر وقت مى گيرد بايد فوراً خارج شود. (و در بقيه مسأله، نظريه ايشان موافق متن است).

6 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: و پس از طهارت، طواف را از سر بگيرد و چه قبل از شوط چهارم باشد و يا بعد از آن.

آية الله صانعى: نصف شوط چهارم.


صفحه 237


بعد از غسل برگردد و تتمه را به جا آورد(1) و الاّ بعد از غسل اعاده كند طواف را و احتياط آن است كه در صورت اول نيز اعاده كند.(2)

 561  م ـ اگر آب و چيزى كه به آن جايز است تيمم كند، موجود نباشد،(3) حكم آن حكم غير متمكن از طواف است، پس با مأيوس بودن از پيدا شدن يكى از آن دو، بايد نايب بگيرد. و احتياط وجوبى(4) آن است كه اگر جنب و حايض و نفساء(5) نيست خودش نيز طواف كند و چون مستحاضه بدون به جا آوردن غسل هايى كه بر او لازم است مى تواند(6) وارد مسجد الحرام شود و طواف كند، بنابراين به احتياطى كه در غير جنب و حايض و نفساء گفته شد بايد عمل كند، گرچه دخول مسجد الحرام نيز براى او خلاف احتياط استحبابى است.

سوم ـ طهارت بدن و لباس است از نجاست

 562  م ـ احتياط واجب(7) آن است كه از نجاساتى كه در نماز عفو شده ـ  مثل خون كمتر از

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله فاضل: و به احتياط واجب طواف را اعاده كند.

2 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: بايد غسل كرده و طواف را اعاده نمايد.

3 ـ آية الله مكارم: فرض فاقد الطهورين در مسجد الحرام وجود ندارد.

4 ـ آية الله بهجت: حكم فاقد الطهورين حكم غير متمكن از طواف است كه با يأس از تمكّن نايب مى گيرد و احوط آن است كه خود نيز طواف كند. (مناسك شيخ، ص36).

آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: و احتياط مستحب آن است.

آية الله خامنه اى، متعرض اين احتياط و بقيّه مسأله نشده اند.

5 ـ آية الله اراكى، آية الله مكارم: و مستحاضه هم نمى تواند داخل مسجد الحرام شود.

6 ـ آية الله بهجت: مستحاضه متوسطه و كثيره بدون غسل هايى كه بر آن ها واجب است نمى تواند وارد مسجد الحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) شوند. ( پرسشهاى جديد حج، ص 14، سؤال 57 ).

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: بدون به جا آوردن غسل هايى كه بر او لازم است، بنابر احتياط نمى تواند وارد مسجد شود. (عروة... احكام المستحاضه، م 18).

آية الله مكارم:نمى تواند وارد مسجد شود.

7 ـ آية الله خامنه اى: خونى كه در نماز معفوّ است در طواف معفو نيست و در چيزهايى از قبيل جوراب و عرقچين و نيز دستمال و انگشتر طهارت شرط نيست.

آية الله صانعى: اين احتياط واجب نيست بلكه مستحب است.

آية الله فاضل: ظاهر آن است كه....

آية الله مكارم: طواف، در حالى كه بدن يا لباس خونِ كمتر از درهم داشته باشد، جايز نيست.


صفحه 238


درهم و جامه اى كه با آن نتوان(1) نماز خواند; مثل عرقچين و جوراب حتى انگشتر(2) نجس  ـ
اجتناب كند.

 563  م ـ در خون قروح و جروح اگر تطهير آن مشقت داشته باشد لازم نيست تطهير  كند.(3)

 564  م ـ در خون قروح و جروح، تا آن اندازه اى كه مى شود تطهير كرد و لباس را عوض كرد، احتياط واجب آن است كه تطهير كند يا جامه را عوض كند.

 565  م ـ احتياط آن است كه اگر مى تواند تأخير بيندازد طواف را تا بشود بى مشقت تطهير كرد، تأخير بيندازد به شرطى كه وقت تنگ نشود.

 566  م ـ اگر طواف كند و بعد از آن كه از طواف فارغ شد علم پيدا كند به نجاست در حال طواف، اظهر آن است كه طوافش صحيح است.

 567  م ـ اگر شك داشته باشد كه لباسش يا بدنش نجس است، مى تواند با آن حال طواف كند وصحيح است; چه بداند كه پيش از اين پاك بوده يا نداند، ليكن اگر بداند كه پيشتر نجس بوده ونداند كه تطهير شده است، نمى تواند با آن حال طواف كند بلكه بايد تطهير كند و طواف  كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى: طواف در جامه اى كه با آن نتوان نماز خواند   يعنى ساتر نباشد; مانند مثال هاى مذكور در متن   اگر نجس باشد مانع ندارد. و همچنين بودن چيز نجس همراه انسان در طواف مانعى ندارد.

آية الله سيستانى: همراه داشتن چيز متنجس در طواف مانع ندارد.

آية الله مكارم: نجس بودن اين لباس هاى كوچك ضررى ندارد ولى خون كمتر از درهم معاف نيست.

2 ـ آية الله فاضل: در انگشتر و مانند آن كه ثوب صدق نمى كند براى صحت طواف طهارت آنها شرط نيست همچنين همراه داشتن چيز متنجس در صورت جهل به مسأله مانعى ندارد.

3 ـ آية الله تبريزى: اگر تطهير آن براى او حرجى نباشد احتياط واجب اين است كه آن را تطهير نمايد.

آية الله خامنه اى، آية الله خويى: متعرض اين فرع نشده اند.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: و احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند و هم نايب بگيرد تا براى او طواف نمايد.


صفحه 239


 568  م ـ اگر در بين طواف نجاستى به بدن يا لباس او عارض شود، اظهر آن است كه دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و طواف را از همان جا تمام كند و طواف او صحيح است.(1)

 569  م ـ اگر در بين طواف نجاستى در بدن يا لباس خود ببيند و احتمال بدهد كه در اين حال نجاست حاصل شده، ظاهراً حكم مسأله قبل را دارد.

 570  م ـ اگر در بين طواف علم پيدا كند كه نجاست به بدن يا لباس او از اول بوده، احتياط(2)
آن است كه طواف را رها كند و تطهير كند و از همانجا بقيه طواف را تمام كند و بعد از آن طواف را
اعاده(3) كند; خصوصاً اگر تطهيرزياد طول بكشد ودر اين صورت بعدازاتمام، نمازطواف را بخواند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله اراكى: و احوط استيناف طواف است.

آية الله تبريزى، آية الله خويى: هرگاه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمى دانسته و در اثناى طواف دانست يا آن كه پيش از فراغت از طواف، بدن يا لباسش نجس شد، اگر جامه پاكى داشته باشد همان جا جامه نجس را كنده و با جامه پاك طواف خود را تمام نمايد و چنانچه جامه پاك همراه نداشته باشد. اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم بوده، طواف را قطع نموده و پس از ازاله نجاست از بدن يا لباس باقيمانده طواف را به جا آورد. و چنانچه علم به نجاست يا حدوثش پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد، باز هم طواف را قطع و نجاست را ازاله نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل به قصد اعم از تمام يا اتمام به جا آورد.

آية الله خامنه اى: اگر بدون رها كردن طواف تطهير ممكن نباشد بايد دست از طواف بردارد و جامه يا بدن را تطهير كند و فوراً برگردد و طواف را از همانجا تمام كند و طواف او صحيح است.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود يا بفهمد كه از پيش نجس بوده و بدون رها كردن طواف، شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد، و اگر چهار دور طواف كرده، بعد از تطهير بدن يا لباس بقيه طواف را تمام كند و اگر به سه دور و نيم نرسيده طواف او باطل است و بايد بعد از تطهير از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و چهار دور را تمام نكرده احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند و نماز طواف را بخواند و دوباره طواف و نماز آن را به جا آورد.

آية الله مكارم: خواه قبل از تكميل شوط چهارم باشد يا بعد از آن.

2 ـ آية الله سيستانى: حكم در اين مسأله همان است كه در مسأله 568 گذشت.

آية الله فاضل: ظاهراً طوافش صحيح است اگر چه احتياط استحبابى آن است كه ....

3 ـ آية الله خامنه اى، آية الله مكارم: وظيفه همين است و اعاده ندارد.

آية الله صانعى: گرچه اكتفا به اتمام خالى از قوت نيست.


صفحه 240


و پس از آن طواف را اعاده كند و نماز طواف را نيز اعاده كند و در اين احتياط فرقى نيست بين آن كه بعد از چهار دور علم پيدا كند يا قبل از آن، گرچه در صورت دوم احتياط شديدتر است.(1)

 571  م ـ اگر فراموش كند نجاست را و طواف كند، احتياط(2) واجب اعاده است، و  همين طور است اگر در بين طواف يادش بيايد.(3)

چهارم ـ ختنه كردن است در حق مردان و اين شرط در زن ها نيست، و احتياط(4)واجب آن است كه درباره بچه هاى نابالغ مراعات شود.

*     572  م ـ اگر بچه را كه ختنه نشده(5) وادار به احرام كنند يا او را محرم كنند، احرام او صحيح

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نظريه ساير آيات عظام در حاشيه مسأله 568 گذشت.

2 ـ آية الله اراكى: و احوط آن است كه پس از تطهير بدن يا لباس از همانجا اتمام كند و نماز بخواند و احتياطاً اعاده كند طواف و نماز را.

آية الله بهجت: صحّت طواف خالى از وجه نيست و در صورت تذكر در اثناء، تطهير مى كند و سپس اتمام مى نمايد.

آية الله تبريزى، آية الله خويى: بنابر اظهر طوافش صحيح است.

آية الله سيستانى: طوافش صحيح است.

آية الله صانعى: بلكه خالى از قوت نيست.

آية الله گلپايگانى: اقوى اعاده طواف است. ( آداب و احكام حج، مسأله 484 ).

آية الله مكارم: در فرض فراموشى اعاده ندارد.

3 ـ آية الله فاضل: اگر نجس بودن بدن يا لباس را فراموش كند و در بين طواف يا پس از آن يادش آمد طواف صحيح است ولى مستحب است آن را اعاده كند. بلى اگر بعد از نماز طواف يادش آمد فقط نماز را اعاده كند.

4 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: احوط بلكه اظهر اين است كه بچه مميز كه خوب و بد را تشخيص مى دهد ، اگر شخصاً محرم شود بايد ختنه كرده باشد و اما اگر بچه مميز نباشد، اعتبار ختان در او ظاهر نيست ، اگرچه اعتبارش احوط است .

آية الله خامنه اى : و در اين حكم فرقى بين بالغ و غير بالغ نيست .

آية الله سيستانى: اگر مميّز باشد ختنه معتبر است و اگر نباشد احتياط مستحب است.

آية الله گلپايگانى : واجب است . ( آداب و احكام حج ، مسأله 485 ) .

5 ـ آية الله بهجت: اگر طفل محرم بدون ختنه طواف كند يا طواف دهند او را، طواف نساء از او باطل خواهد بود طبق احتياط مذكور، پس زن از براى او بعد از بلوغ حلال نخواهد بود مگر آن كه تدارك طواف نساء نمايد، خودش يا نايبش. (مناسك شيخ، ص27).


صفحه 241


است ولى طواف او صحيح نيست.(1) پس اگر محرم به احرام حج شود، چون طواف نساء او باطل است(2) بنابر احوط(3) حلال شدن زن بر او مشكل مى شود مگر آن كه او را ختنه كنند و طواف دهند، يا خودش بعد از ختنه شدن طواف كند، يا آن كه نايب(4) براى او بگيرند تا طواف كند.

 573  م ـ اگر بچه ختنه كرده به دنيا بيايد طواف او صحيح است.

پنجم ـ ستر عورت(5) است، پس اگر بدون ساترِ عورت طواف كند باطل است(6) و  معتبر است در آن اباحه،(7) پس با ساتر غصبى طواف صحيح نيست بلكه با لباس غصبى غير ساتر نيز بنابر احتياطِ(8) واجب، و احتياط آن است كه مراعات شرايط لباس نمازگزار را بنمايند.(9)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله تبريزى: در مميّزى كه خودش محرم شده باشد.

آية الله سيستانى: اگر مميّز باشد.

آية الله فاضل: طواف طفل مميّزى كه ختنه نشده صحيح نيست، و از غير مميّز بنابراحتياط صحيح نيست هر چند احرام آنها صحيح است.

2 ـ آية الله مكارم: تمام طواف هاى او اشكال دارد.

3 ـ آية الله سيستانى: اگر مميّز باشد بنابر احتياط واجب حكم كسى را دارد كه طواف را ترك كرده است مگر اين كه پس از ختنه طواف را اعاده كند.

4 ـ از آية الله سيستانى: در مورد كفايت نيابت در اين فرض، مطلبى در دست نيست.

آيات عظام صافى، گلپايگانى، مكارم: گرفتن نايب در اين صورت ( قبل از ختنه ) مشكل است.

5 ـ آية الله بهجت: بنا بر احتياط بلكه اقوى. ( مناسك، ص 108، شرط پنجم ).

آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بنابر احتياط واجب ستر عورت معتبر است.

آية الله خامنه اى: بنابر احتياط واجب ستر عورت در طواف شرط است.

6 ـ آية الله مكارم: حتى اگر فقط ستر عورت كند و برهنه و عريان بر او صدق كند طوافش باطل است.

7 ـ آية الله بهجت: طواف در لباس غصبى جايز نيست و در صحّت آن تأمّل و احتياط است; خصوصاً در ساتر. (مستفاد از وسيله، ص179 در نماز).

آية الله سيستانى، آية الله فاضل: بنابر احتياط واجب.

8 ـ آية الله سيستانى، آية الله فاضل: اين احتياط واجب نيست.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر جامه احرام، كفش و يا لباس هاى ديگرِ شخصِ طواف كننده غصبى باشد طواف باطل است.

آية الله نورى: بلكه با لباس غصبىِ غير ساتر نيز صحيح نيست.

9 ـ آية الله نورى: از قبيل نبودن از اجزاء ميته و از اجزاء حيوان غير مأكول اللّحم و از حرير نبودن و طلابافت نبودن را بنمايند.


صفحه 242


 574  م ـ احتياط واجب آن است كه مراعات موالات عرفيه را در طواف بكند;(1) يعنى در بين دورهاى طواف آنقدر طول ندهد كه از صورت يك طواف خارج شود.

قسم دوم،  از واجبات طواف  ـ چيزهايى است كه گفته اند داخل در حقيقت طواف است، اگرچه بعضى از آنها نيز شرط است از براى طواف، ليكن در عمل فرقى نمى كند و آن هفت چيز است:

اول ـ آنكه ابتدا كند به حجرالأسود

 575  م ـ در ابتدا كردن به حجرالأسود، لازم نيست(2) كه تمام اجزاى بدن طواف كننده به تمام اجزاى حجرالأسود عبور كند، بلكه واجب آن است كه انسان از حجرالأسود، هر جاى آن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله بهجت: مراعات موالات عرفيه، در غير موارد عذرِ حاصل بعد از شوط چهارم، لازم است. (مناسك شيخ، ص44).

آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: مراعات موالات لازم است.

آية الله خامنه اى: احتياط واجب آن است كه در ميان اجزاى طواف، موالات عرفيه را رعايت كند، مگر در مورد قطع طواف پس از گذشتن از نيمه آن، به خاطر نماز و امثال آن.

آية الله مكارم: در طواف واجب موالات لازم است و در مستحب شرط نيست.

2 ـ آيات عظام اراكى، صافى، گلپايگانى: طواف را در هر دور واجب است از حجرالأسود شروع كند و به آن ختم كند و چون تحقّق اين معنا بر وجه حقيقت متعسّر و بلكه متعذّر است، در تحقق آن اكتفا مى شود به اين كه پيش از رسيدن به حجرالأسود نيّت كند و قصد كند كه ابتداى طواف در هر دور از محاذى اولين جزء حجر باشد و انتهاى آن همان موضعى كه واقعاً انتهاى دور است باشد و زايد، از باب مقدّمه علميّه باشد. و اين نيّت را در ذهن باقى بدارد تا وقتى كه محاذى حَجَر شود و اين كافى خواهد بود و با همين نيّت هفت دور طواف كند.

آيات عظام بهجت، تبريزى، خويى، سيستانى: احوط و اولى اين است كه تمام بدن خود را بر تمام حجر الاسود بگذراند و براى انجام اين احتياط، كمى قبل از حجر بايستد و نيّت كند كه طواف را از محاذات واقعى انجام مى دهم و زايد بر آن، از باب مقدّمه علميّه است.

آية الله فاضل: آنچه كه براى صحّت طواف لازم است، آن است كه شروع و ختم طواف نزد عرف از حَجَر و محاذى حَجَر باشد و مى تواند براى يقين به حصول اين معنا از باب مقدمه علميّه كمى قبل از حجر نيّت كند و در پايان كمى پس از حجر ختم كند.

آية الله مكارم: دقت در محاذى بودنِ اجزاى بدن با اجزاى حجرالأسود لازم نيست همين اندازه كه عرفاً محاذات صدق كند كافى است.


صفحه 243


باشد شروع كند و به همان جا ختم كند.(1)

 576  م ـ آنچه واجب است آن است كه در عرف گفته شود: از حجرالأسود شروع به طواف كرد، وختم كرد به حجرالأسود; چه از ابتداى آن شروع كند، چه از وسطش، چه از آخرش.

 577  م ـ از هر جاى حجرالأسود كه شروع كرد، بايد در دور هفتم به همان جا ختم كند، پس اگر از اولش شروع كرد بايد به اولش ختم شود و همچنين اگر از وسط يا آخر شروع كرد بايد به همان جا ختم شود.(2)

 578  م ـ در طواف بايد به همان طورى كه همه مسلمين طواف مى كنند، از محاذات « حجر الأسود »، بدون دقت هاى صاحبان وسوسه شروع كنند، و در دورهاى ديگر، بدون توقف دور بزنند(3) تا هفت دور تمام شود.

 579  م ـ گاهى ديده مى شود كه اشخاص نادان در هر دورى كه مى زنند، مى ايستند و عقب و جلو مى روند كه محاذات را درست كنند و اين موجب اشكال است(4) و گاهى حرام است.

دوم ـ ختم نمودن هر دورى است به حجرالأسود و اين حاصل مى شود به اين كه
بدون توقف هفت دور را ختم كند و در دور هفتم به همان جا كه شروع كرده ختم(5) شود و لازم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله خامنه اى: و مانعى ندارد كه مقدارى هم اضافه كند از باب احتياط تا يقين كند كه از حجرالأسود شروع كرده و به نقطه ابتدا ختم نموده است.

2 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: ولى اقوى شروع به طواف است از جزء اوّل حَجَر.

آية الله مكارم: اين دقت ها لازم نيست و محاذات عرفيه با حجرالأسود كافى است.

نظريه ساير آيات عظام در مسأله 575 گذشت.

3 ـ آية الله مكارم: يعنى توقف لازم نيست.

4 ـ آية الله بهجت: به حسب شرايط مختلف بايد ملاحظه تكليف و وضع و ثبوت هر يك بشود.

5 ـ آية الله اراكى: آنچه نسبت به شروع از حجرالأسود بيان شد در پايان آن هم جارى است و در اينجا طواف كننده براى تحصيل علم به اتمام دور بايد نيّت كند كه انتهاى هر دورى همانجايى باشد كه شروع كرده و در دور آخر قدرى زيادتر برود، تا علم به اتمام هفت دور حاصل شود.

آية الله بهجت: و اين از حيث مطاف كافى است و از حيث طائف در ابتدا كافى است محاذاتِ معظمِ بدنِ شخص، و تمام بدن محاذات آن احوط است و همچنين در ختم محاذات معظم بدن يا تمام بدن با بعضى از حجر، با رعايت وصول به موضع ابتدا موافق احتياط است. (مناسك شيخ، ص39).

آية الله تبريزى، آية الله خويى: ودر شوط آخراحتياطاً قدرى از حجر بگذرد وزيادى را مقدمه علميّه محسوب دارد.

آية الله خامنه اى: و مانعى ندارد كه مقدارى هم اضافه كند از باب احتياط تا يقين كند كه از حجرالأسود شروع كرده و به نقطه ابتدا ختم نموده است.


صفحه 244


نيست در هر دورى بايستد و باز شروع كند و كارهاى جهال را نبايد بكنند.

سوم ـ آن كه در طواف كردن، خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده واقع شود.

 580  م ـ لازم نيست در تمامِ حالاتِ طواف، خانه را حقيقتاً به شانه چپ قرار دهد، بلكه اگر در موقع دور زدن به حِجر اسماعيل (عليه السلام) خانه از طرف چپ قدرى خارج شود مانع ندارد، حتّى اگر خانه متمايل به پشت شود، ليكن دور زدن به نحو متعارف باشد اشكال ندارد.(1)

 581  م ـ اگر در موقع رسيدن به گوشه هاى خانه، شانه از محاذات كعبه خارج شود هيچ اشكالى ندارد، اگر به طور متعارف دور زند، حتى اگر خانه متمايل به پشت شود.(2)

 582  م ـ گاهى ديده مى شود كه بعضى از نادانان، براى احتياط، ديگرى را وادار مى كنند كه او را طواف دهد و خود طواف كننده اختيار را از خود سلب مى كند و به دست ديگرى مى دهد و تكيه به دست او مى دهد و او را، آن شخص ديگر با فشار دور مى دهد، اين طواف باطل است(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آيات عظام اراكى، خويى، تبريزى: خانه خدا در جميع احوالِ طواف، بايد در طرف چپ قرار گيرد. پس اگر مقدارى اين چنين نبود، آن مقدار، از طواف شمرده نمى شود. آية الله تبريزى در ادامه مى فرمايند: و ميزان در قرار دادن كعبه در طرف چپ، صدق عرفى است و بهتر اين است كه دقت شود به خصوص در دو دهانه حجر اسماعيل و در نبشهاى خانه خدا كه در اين جاها بايد مواظب بود كه به چپ يا راست منحرف نگردد.

آية الله سيستانى: خانه بايد در همه حالات طواف در طرف چپ باشد، پس اگر رو به آن كند براى بوسيدن و مانند آن يا فشار جمعيت او را ناچار به پشت كردن يا رو كردن به آن كند، آن مقدار از طواف شمرده نمى شود ولى معيار صدق عرفى است و لازم نيست در دو دهانه حجر اسماعيل و در نبش هاى خانه بدن را منحرف سازد.

آية الله مكارم: بهتر است به جاى اينگونه كارهاى غير متعارف، مانند همه مسلمين طواف كند و حضور قلب داشته باشد و با خداوند راز و نياز كند.

2 ـ نظريه آيات عظام در اين مسأله، در مسأله قبل گذشت.

3 ـ آية الله بهجت: باطل نيست.

آية الله خامنه اى، آية الله مكارم: اين طواف باطل نيست . و در بسيارى از مواقع ازدحام طواف ظاهراً اختيار سلب مى شود و چون از اول مختاراً اين راه را انتخاب مى كند منافات با اختيار ندارد ، اما كارهاى افراد نادان بسيار بدو زننده است .


صفحه 245


واگر طواف نساءرا اين طور به جا آورد، زنها يا مردها بر او حرام خواهند بود.

 583  م ـ احتياط به اين كه خانه در تمام حالاتِ طواف، حقيقتاً به طرف چپ باشد، گرچه خيلى ضعيف است و قابل اعتنا نيست و بايد اشخاص جاهل و اهل وسوسه از آن احتراز كنند و به همان ترتيب كه ساير مسلمين دور مى زنند بزنند، لكن اگر شخص عاقل عالمى بخواهد احتياط كند و قدرى شانه را چپ كند، در موقع رسيدن به حجر اسماعيل يا اركان كعبه به طورى كه خلاف متعارف(1) و موجب انگشت نمايى نشود مانع ندارد.(2)

 584  م ـ اگر بهواسطه مزاحمتِ طواف كنندگان، مقدارى از دور زدن به خلاف متعارف شد; مثل آن كه روى طواف كننده به كعبه واقع شد يا پشتش واقع شد و يا عقب عقب طواف كرد بايد آن مقدار را جبران كند و از سر بگيرد.(3)

 585  م ـ اگر بهواسطه كثرت جمعيت، انسان را بدون اختيار خود بردند و دور دادند كفايت نمى كند(4) و بايد آن دور را از سر بگيرد، اگرچه خانه هم طرف چپ او بوده.

 586  م ـ در طواف كردن هر طور برود مانع ندارد، مى تواند آهسته برود و مى تواند تند برود و مى تواند بدود و مى تواند سواره طواف كند يا با دوچرخه طواف كند. ليكن بهتر آن است كه به طور ميانه روى برود.

چهارم ـ داخل كردن حِجر اسماعيل(عليه السلام) است در طواف ; و حجر اسماعيل محلى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله فاضل: و خلاف تقيه نباشد و موجب ...

2 ـ آية الله فاضل: احتياط در ترك آن است.

آية الله مكارم: اين كار لزومى ندارد.

3 ـ آية الله سيستانى: و اگر نتواند در اثر ازدحام برگردد و جبران كند مى تواند تا حجرالأسود بدون قصد طواف برود و از آنجا شوط را كاملا اعاده نمايد.

4 ـ آية الله بهجت، آية الله خامنه اى: البته باملاحظه اين كه بردن غيراز سلب اختيار است. (مناسك، س95).

آية الله تبريزى: مجرّدِ بردن جمعيت موجب بطلان نمى شود مادامى كه ساير شرايط موجود باشد.

آية الله سيستانى: اگر به طور كلّى اختيار از او سلب شده باشد و در اين صورت اگر بتواند آن مقدار را جبران نمايد و اگر نتوانست همانگونه كه در مسأله قبل گفته شد عمل كند و شوط رااز سر بگيرد.

آية الله مكارم: هرگاه با توجه به اين امر و با اختيار خود وارد طواف شود و او را ببرند ضررى ندارد.


صفحه 246


است كه متصل به خانه كعبه است و بايد طواف كننده دور حجر اسماعيل نيز بگردد.

 587  م ـ اگر دور حجر اسماعيل نگرديد و از داخل آن طواف كرد، طوافش باطل است و بايد اعاده كند.

 588  م ـ اگر عمداً اين كار را بكند حكم ابطال عمدى طواف را دارد كه گذشت.

 589  م ـ اگر سهواً اين كار را بكند حكم ابطال سهوى را دارد.

 590  م ـ اگر در بعضى از دورها حجر اسماعيل را داخل در دور زدن نكرد احتياط(1) واجب آن است كه آن دور را از سر بگيرد و اعاده كند طواف را، اگرچه ظاهر آن است كه اعاده طواف لازم نيست.(2)

 591  م ـ اگر كسى در بعضى از دورها، از روى ديوار حجر اسماعيل (عليه السلام) برود، احتياط
آن است كه به دستور مسأله قبل عمل كند و در اين فرض نيز به احتياط واجب كفايت(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آيات عظام اراكى، صافى، گلپايگانى: بايد آن دور را اعاده نمايد و احوط اعاده كل طواف است بعد از اتمام آن.

آية الله بهجت: بايد آن دور اعاده شود در صورتى كه در ابتداى طواف، نيّت طواف بر بيت محض نكرده باشد والاّ اعاده اصل طواف موافق احتياط است; اگرچه عملاً در يك شوط اختصار نمايد. (مناسك شيخ، ص41).

آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بايد آن دور اعاده شود.

آية الله خامنه اى: واجب است كه آن دور را از سر بگيرد و اگر بدون اعاده اين دور به طواف ادامه داد طواف او باطل است و واجب است آن را از سر بگيرد.

آية الله فاضل: اظهر اين است كه آن شوط را اعاده نمايد.

آية الله مكارم: فقط آن دور باطل مى شود و چون برگشتن غالباً مشكل است مى تواند همراه جمعيّت برود و نزد حجر الأسود نيّت كند و ادامه بدهد.

آية الله نورى: آن مقدار از شوط را كه حجر اسماعيل را داخل در دور زدن نكرده است اعاده كند، چنان كه اگر كسى از روى ديوار حجر اسماعيل رفته باشد بايد شوط را اعاده نمايد.

2 . آية الله صانعى: گرچه اگر طواف را از سر بگيرد مجزى است و راحت تر نيز مى باشد و در تمام صور اگر طواف را از سرگرفت طوافش صحيح است.

3 ـ آية الله اراكى: كفايت مى كند، و اعاده شوط از اول لازم نيست.

آية الله بهجت: اعاده همان جزء از طواف، كه به بالارفتن بر ديوار حجر باطل شده است، لازم مى باشد. (مناسك شيخ، ص42).

آية الله تبريزى: در حكم رفتن در حجر است، بالا رفتن بر ديوار حجر، بنابر احتياط.

آية الله خامنه اى: در حكم رفتن در حجر است، بالا رفتن بر ديوار حجر، پس اگر كسى از روى ديوار حجر طواف كند، بايد بنابر احتياط آن دور را اعاده كند.

آية الله مكارم: اگر همان مقدار را اعاده كند كافى است.


صفحه 247


نمى كند(1) تمام كردن دور را از آنجايى كه از روى ديوار رفته است.

پنجم ـ بودن طواف است(2) بين خانه كعبه و مقام حضرت ابراهيم(عليه السلام) از همه اطراف.(3)

 592  م ـ مراد از اين كه: طواف بين كعبه و مقام باشد، آن است كه ملاحظه شود مسافتى را كه ميان خانه و مقام ابراهيم (عليه السلام) است و در همه اطراف خانه كعبه، طواف كننده از آن مقدار دورتر نباشد از خانه كعبه ( و مابين مقام و خانه چنانچه گفته اند تقريباً بيست و شش ذراع و نصف است )(4) پس در همه اطراف بايد همينقدر بيشتر دور نباشد.(5)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صانعى: اين احتياط واجب نيست بلكه مستحب است.

2 ـ آية الله خويى: به حاشيه مسأله بعد مراجعه شود.

آية الله فاضل: ولى چنانچه ضرورت عرفى اقتضا كند، طواف در خارج از محدوده، با رعايت الأقرب فالأقرب صحيح است.

آية الله مكارم: رعايت اين شرط لازم نيست ولى بهتر است.

آية الله نورى: اقوى اين است كه در طواف، همين قدر كه «طواف دور خانه خدا» صدق كند كافى است و مراعات اين كه طواف بين خانه خدا و مقام ابراهيم(عليه السلام) است لازم نيست و مستحب است. (مناسك، مسأله 172).

3 ـ آية الله صانعى: بنا بر احتياط مستحب هرچند كفايت طواف در خارج از مقام با اتّصال صفوف طواف كنندگان خالى از قوت نيست و حكم مسائل بعدى تا شرط ششم از اينجا روشن مى شود.

4 ـ آية الله بهجت: از خانه تا سنگِ مخصوص است نه بنا، و موضع معروف به «شاذروان» داخل بيت است از جميع جوانب على الأحوط. (مناسك شيخ، ص41).

5 ـ آية الله بهجت: ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت ـ بيست و شش ذراع و نيم ـ نيز كافى باشد براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن متعيّن است و با تحرى اوقات خلوت نسبى و عدم تمكن از طواف در حد لازم، اقرب جواز طواف از اقرب به حد است با رعايت اختلاف اطراف در مانع. ( مناسك، مسأله 306 ) و از اينجا حكم چهار مسأله بعدى معلوم مى شود.

آية الله تبريزى: در صورت امكان بنابر احتياط طواف بايد در محدوده فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم(عليه السلام) باشد ولى در موارد ازدحام طواف در خارج اين محدوده هم كافى است.

آية الله خامنه اى: اقوى عدم وجوب است، و براى مطاف حدى وجود ندارد و تا هر جاى مسجدالحرام كه طواف در آن طواف كعبه صدق كند، طواف مجزى است، بلى مستحب است كه اگر اضطرار و ازدحام نباشد فيمابين كعبه و مقام ابراهيم انجام دهد. و از اين مسأله حكم مسائل بعد نيز روشن مى شود.

آية الله خويى: و ليكن ظاهر اين است كه طواف در دورتر از اين مسافت بيست و شش ذراع و نيم نيز كافى باشد; خصوصاً براى كسانى كه در اين مسافت نتوانند طواف كنند يا طواف در آن بر آنها مشقت داشته باشد و مراعات احتياط با قدرت و تمكن بهتر است و از اين مسأله حكم چهار مسأله بعد هم معلوم مى شود. ( مناسك، مسأله 306 ).

آية الله سيستانى: ولى بعيد نيست كه در بيش از مقدار ذكر شده هم ـ هرچند كه كراهت دارد ـ طواف جايز باشد; خصوصاً براى كسى كه در فاصله ذكر شده توانايى طواف را ندارد يا موجب حرج و مشقت زياد براى او مى شود و در صورت توانايى رعايت احتياط اولى است و از اين جا حكم مسائل بعد نيز روشن مى شود. ( مناسك، مسأله 303 ).

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: تا جايى كه جمعيّت طواف كننده متّصل به يكديگر مشغول طوافند، طواف در آن حدّ صحيح و مجزى است ومع ذلك اولى رعايت حدّ است با امكان،   و از اينجا حكم چهار مسأله بعد روشن مى شود  . ( آراءالمراجع، ص 320 ).

آية الله مكارم: رعايت اين امر خوب است ولى لازم نيست. و در همين جا حكم چهار مسأله بعد روشن مى شود.


صفحه 248


 593  م ـ اگر شخص از پشت مقام ابراهيم طواف كند كه مقام ابراهيم هم داخل در
طوافش شود طوافش باطل است و بايد اعاده كند.(1)

 594  م ـ اگر بعضى از دورها را از پشت مقام طواف كند بايد آن دور را با اعاده همان جزء تمام كند(2) و احوط آن است كه طواف را هم اعاده كند اگرچه ظاهراً اعاده لازم نباشد، بلكه بعيد نيست كفايت اعاده همان جزء.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله تبريزى: اگر ازدحام بوده و طواف در فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم (عليه السلام) ميسور نبود، طوافى كه انجام داده صحيح است و اعاده ندارد، و از اينجا حكم سه مسأله بعد هم معلوم مى شود.

آيات عظام خامنه اى، خويى، مكارم: صحيح است و باطل نيست و مانند اين حكم است مسأله 594 و 595 و 596

2 ـ آية الله مكارم: مانند مسأله 592 است.


صفحه 249


 595  م ـ چون در طرف حجر اسماعيل (عليه السلام) محل طواف تنگ مى شود،(1) زيرا كه مقدار حِجْر از آن كاسته مى شود و چنانچه گفته اند تقريباً شش ذراع و نيم براى محل طواف باقى مى ماند بايد در طواف از آن جانب بيشتر از شش ذراع و نيم دور نشود.(2)

 596  م ـ اگر از جانب حجر اسماعيل (عليه السلام) بيشتر از شش ذراع و نيم(3) در دور زدن دور شد اظهر آن است كه آن جزء را اعاده كند و از مطاف دور بزند.(4)

ششم ـ خروج طواف كننده است از خانه و آنچه از آن محسوب است.

 597  م ـ در اطراف ديوار خانه، يك پيش آمدگى است كه آن را « شاذروان » گويند و آن جزو خانه كعبه است و طواف كننده بايد آن را هم داخل قرار دهد.

 598  م ـ اگر كسى در بعضى از احوال بهواسطه كثرت جمعيت يا غير آن بالاى شاذروان برود و دور بزند آن مقدار كه دور زده باطل است(5) و بايد اعاده كند.

 599  م ـ دست به ديوار خانه كعبه گذاشتن، در آن جايى كه شاذروان است جايز است(6) و به

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: در طرف حجر فاصله از ديوار حجر محاسبه مى شود.

آية الله فاضل: ظاهر آن است كه در طرف حجر اسماعيل (عليه السلام) مقدار محل طواف ضيق نمى شود و از حجر به مقدار بيست و شش ذراع و نيم عنوان مطاف را دارد، ليكن رعايت احتياط; يعنى طواف در مقدار شش ذراع و نيم نيكو است. ( مناسك، مسأله 416 ).

2 ـ آية الله اراكى: بنابر احتياط.

آية الله مكارم: مانند مسأله 592 است.

3 ـ آية الله اراكى: بنابر احتياط و احوط آن است كه آن جزء را اعاده كند و از مطاف دور بزند.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: به حاشيه مسأله 595 مراجعه شود.

4 ـ آية الله فاضل: ظاهر آن است كه طوافش صحيح است. ( مناسك، مسأله 417 ).

5 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: واحتياط اين است كه آن مقدارراتدارك نمودهوطواف خود را تمام، سپس طواف را اعاده نمايد.

آية الله صافى: حكم راه رفتن روى ديوار حجر را دارد كه حكم آن گذشت.

آية الله مكارم: امروز شاذروان طورى ساخته شده كه عملاً طواف روى آن ممكن نيست.

6 ـ آية الله بهجت: احوط آن است كه در اثناى طواف دست خودرا دراز نكند از طرف شاذروان به ديوار خانه به جهت استلام اركان ياغير آن وهمچنين دست بر روى ديوار حجر نگذارد. (مناسك شيخ، ص42).


صفحه 250


طواف ضرر نمى رساند گرچه احتياط مستحب(1) در ترك آن است.

 600  م ـ در حال طواف، دست گذاشتن روى ديوار حجر اسماعيل (عليه السلام) جايز است(2) و به طواف ضرر نمى رساند، گرچه احتياط مستحب(3) در ترك است.

هفتم ـ آن كه هفت شوط يعنى هفت دفعه دور بزند نه كمتر و نه زيادتر.

*     601  م ـ اگر از روى عمد، طواف كننده از اول قصد كند كمتر از هفت دور به جا آورد و يا بيشتر به جا آورد، طوافش باطل(4) است اگرچه به هفت دور تمام كند و احتياط واجب آن است كه اگر از روى ندانستن حكم بلكه از روى سهو و غفلت باشد طواف را اعاده كند.(5)

 602  م ـ اگر در اثناى طواف، از قصد هفت دور آوردن برگردد به قصد زيادتر آوردن يا كمتر آوردن، از آنجا كه اين قصد را كرده و هرچه به اين عمل كرده(6) باطل است و بايد اعاده كند و

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آيات عظام اراكى، صافى، فاضل، گلپايگانى، نورى: بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.

2 ـ آية الله اراكى، آية الله فاضل: بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده كند.

آية الله بهجت: به ذيل مسأله قبل مراجعه شود.

آية الله نورى: جايز نيست و بايد همان قسمت را اعاده نمايد.

3 ـ نظريه آيات عظام، غير از آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى، سيستانى، مكارم كه موافق متن هستند در اين مسأله، مثل مسأله قبل است.

4 ـ آية الله تبريزى: بنابر احتياط اصل طواف باطل است.

آية الله خويى: با فرض تحقّق قصد قربت طواف او صحيح است.

آية الله گلپايگانى: بنابر احتياط در هر حال طوافش باطل است. ( مناسك عربى، ص 112 ).

5 ـ آية الله بهجت: اشكال ندارد اگر به هفت دور تمام كند.

آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل: در صورت ندانستن مسأله و در صورت سهو و غفلت، چنانچه به هفت دور تمام كند، اعاده طواف لازم نيست گرچه احتياط مستحب اعاده آن است.

آية الله خويى: نظرشان به دست نيامد.

آية الله صانعى: مگر آن كه جاهل قاصر باشد كه عدم وجوبِ اعاده، خالى از وجه نيست هرچند احتياط در اعاده است.

6 ـ آيات عظام اراكى، سيستانى، فاضل، نورى: بنابر احتياط اصل طواف باطل مى شود.

آية الله تبريزى: بنابراحتياط اصل طواف باطل مى شود، اگر ازروى علموعمد، قصد زيادتر آوردن يا كمتر آوردن را كرده باشد.

آية الله خويى: اگر قصد قربت مختل شود اصل طواف اشكال پيدا مى كند.

آية الله مكارم: احتياط آن است كه طواف را به نيّت صحيح تمام كرده و بعد اعاده كند.


صفحه 251


اگر با اين قصد زيادتر آورد اصل طواف باطل مى شود.(1)

 603  م ـ اگر از اول قصد كند كه هشت دور به جا آورد، ليكن قصدش آن باشد كه هفت دور آن طواف واجب باشد و يك دور قدم زدن دور خانه براى تبرك يا مقصد ديگر باشد طواف او صحيح است.

 604  م ـ اگر گمان كند كه يك دور نيز مستحب است همانطور كه هفت دور مستحب(2)است و قصد كند كه هفت دور واجب را بياورد و يك دور مستحب هم دنبال آن بياورد طواف او صحيح است.

 605  م ـ اگر بعد از طواف واجب كه هفت دور است به خيال آن كه يك دور نيز مستحبى جداگانه است هشت دور به جا آورد طوافش صحيح است.

 606  م ـ اگر كم كند از طواف واجب، چه يك دور يا كمتر يا بيشتر(3) از يك دور از روى عمد، واجب است آن را اتمام كند(4) و اگر نكند حكمش حكم كسى است كه طواف را عمداً ترك

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله بهجت: آنچه كه مصادف با نيّت زياده بوده است، باطل مى باشد. (مستفاد از مناسك شيخ، ص43).

نظريه آية الله گلپايگانى در مسأله قبل گذشت.

2 ـ آية الله فاضل : هفت دور واجب است .

3 ـ آية الله تبريزى، آية الله خويى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند.

آية الله سيستانى: اگر طواف كننده در طواف واجب بى دليل طواف خود را قطع كرد به اين معنى كه از مطاف خارج شود و مشغول به كارى شود كه عرفاً صدق كند طوافش را قطع كرده است پس اگر قبل از تمام نمودن شوط چهارم باشد، طواف باطل است و بايد آن را دوباره انجام دهد و اگر بعد از آن باشد، احتياط واجب اين است كه آن را تمام كند و دوباره انجام دهد. مگر اين كه فوت موالات شود كه مى تواند از سر بگيرد.( مناسك، مسأله 308 ).

4 ـ آية الله مكارم: اگر قبل از فوت موالات اتمام كند صحيح است.


صفحه 252


كرده ـ  كه در مسائل فصل چهارم گذشت  ـ به احتياط واجب(1) و حكم جاهل(2) به مسأله حكم عالم است.

 607  م ـ اگر بعد از كم كردن از طواف كارهاى بسيارى كند.(3) كه موالات فوت شود حكمش حكم قطع طواف است كه مى آيد.

*     608  م ـ اگر سهواً (4) از طواف كم كند، پس اگر تجاوز از نصف كرده(5) باشد اقوى آن است كه از همان جا تمام كند طواف را در صورتى كه فعل كثير نكرده باشد،(6) و الاّ احتياط(7) واجب
اتمام و اعاده است.(8)

*     609  م ـ اگر سهواً كم كرده و تجاوز از نصف نكرده(9) طواف را اعاده نمايد، لكن سزاوار نيست ترك احتياط در همه موارد سهو، به تمام كردن طواف ناقص واعاده كردن.(10)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: بلكه بنابر اظهر. (مناسك، مسأله 315).

2 ـ آية الله بهجت، بايد اعاده كند در هر دو صورت.

3 ـ آية الله مكارم: يا فاصله زيادى بدهد.

4 ـ آية الله بهجت: اگر سهواً از طواف كم كرده پس تمام كردن آن در صورت تجاوز از نصف; يعنى با تمام شدن چهارشوط على الأحوط، واز سرگرفتن آن در صورت عدم، خالى ازوجه نيست. (مناسك شيخ، ص42).

آية الله تبريزى: نظرشان عيناً مانند آية الله خويى در حكم ذيل است، الاّ اين كه معظم لّه در مقدار فراموش شده كه اگر بيش از يك و كمتر از چهار باشد به جاى عبارت: «بايستى برگشته» مى فرمايند: بنابر احتياط بايستى برگشته و كمبود را شخصاً به جاآورد و پس از به جاآوردن، كمبود طواف را اعاده نمايد وهمچنين اگرمقدار فراموش شده چهاريابيش ازچهار شوط باشد احوط اتمام سپس اعاده است.

آية الله خويى: هرگاه مقدارى از طواف را سهواً كم كند، اگر پيش از فوت موالات يادش آمد و از مطاف بيرون نرفته باشد كمبود را به جا آورد و طوافش صحيح خواهد بود و چنانچه پس از فوت موالات يا بيرون رفتن از مطاف يادش بيايد ومقدار فراموش شده يك شوط باشد يك شوط را به جاآورد و طوافش صحيح است و چنانچه شخصاً نتواند كمبود را انجام دهد، بايد ديگرى را نايب بگيرد كه آن شوط را بجا آورد و چنانچه مقدار فراموش شده بيش از يك و كمتر از چهار شوط باشد بايستى برگشته و كمبود را شخصاً بجاآورد وبهتر اين است كه پس از بجا آوردن كمبود طواف را اعاده نمايد و اگر مقدار فراموش شده چهار يا بيش از چهار شوط باشد احوط اتمام سپس اعاده است. ( مناسك، مسأله 316).

آية الله سيستانى: درصورتى كه از روى اشتباه يا فراموشى، بعضى از شوط هاى طواف يا قسمتى از يك شوط را انجام نداده باشد، پس اگر پيش از فوت موالات عرفى به يادش آمد، باقيمانده آن را به جاآورد و طواف صحيح است و اگر پس از آن باشد، در صورتى كه مقدار فراموش شده، يك يا دو يا سه شوط باشد، آن را به جاآورد و طواف باز هم صحيح است... و در صورتى كه مقدار فراموش شده بيش از سه شوط باشد، بنا بر احتياط واجب باقيمانده را به جاآورد و طواف را اعاده كند. ( مناسك، مسأله 313 ).

آية الله مكارم: يعنى چهار دور كامل انجام داده باشد.

5 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر چهار دورتمام شده باشد لازم است طواف را تمام كند واگر كمتر از نصف باشد اعاده نمايد و در فاصله بين 5/3 تا چهار دور احتياط در تكميل اشواط و اعاده است.

6 ـ آية الله مكارم: اين شرط زايد است.

7 ـ آية الله اراكى: چه فعل كثير انجام داده باشد يا نه گرچه احتياط اتمام و اعاده مستحب است.

آية الله فاضل: اولى و احوط اين است.

آية الله مكارم: و اتمام لازم نيست بايد اعاده كند.

8 ـ آية الله صانعى: و نماز طواف را بعد از اعاده طواف مى خواند مگر آن كه موالات بين آن نماز و طواف قبلى فوت شود كه در اين صورت بنابر احوط بعد از هر يك از آنها دو ركعت نماز طواف را احتياطاً به جا آورد.

9 ـ آية الله مكارم: مانند مسأله سابق است.

10 ـ آية الله اراكى: در صورتى كه فعل كثير انجام نداده طواف را تمام كند و الاّ اعاده كند.

نظريه ساير آيات عظام در مسأله قبل گذشت.


صفحه 253


 610  م ـ اگر متذكر نشود كه ناقص كرده است طواف را مگر بعد از مراجعت به وطن خود، احتياط(1) آن است كه خودش برگردد واگر نتوانست يا مشكل بود مراجعت، نايب بگيرد.(2)

 611  م ـ در طواف واجب، قران جايز نيست;(3) يعنى جايز نيست طواف واجب را با طواف ديگر دنبالِ هم آورد، بدون آن كه بين دو طواف، نماز طواف فاصله شود و در طواف مستحب مكروه است.

*     612  م ـ اگر زياد كند دورى را ـ يا كمتر يا بيشتر از دور ـ بر طواف، و قصدش آن باشد كه زياده را جزو طوافِ ديگر قرار دهد، داخل در قران ميان دو طواف است كه حرام است.(4)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله بهجت: و اگر متذكّر نشود مگر بعد از مراجعت به وطن خود، پس نايب مى گيرد. (مناسك شيخ، ص42).

آيات عظام تبريزى، خامنه اى، خويى، صافى، فاضل، گلپايگانى: بايد برگردد.

آية الله سيستانى: اگر نتواند باقيمانده را خود به جا آورد، اگرچه به اين علت باشد كه پس از رجوع به وطن يادش آمده ديگرى را نايب خود قرار دهد و به هر حال نماز طواف را بايد خودش هر جا هست بعد از طواف نايب بخواند.

2 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: و در اين صورت نيز بنا بر احتياط واجب هدى بفرستد و احوط آن است كه شتر باشد ( مناسك فارسى، مسأله 104 ).

آية الله مكارم: و احتياط آن است يك گوسفند در مكّه قربانى كند و اگر نتوانست در شهر خودش قربانى كند.

3 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: بنا بر احتياط واجب سبب بطلان طواف مى شود.

4 ـ آية الله بهجت: اگر طواف ديگر را به آخر نرساند، نه زيادى در طواف است و نه قران. ( مناسك، مسأله 317 ).

آية الله تبريزى: اگر قصد جزئيت زيادى را براى طواف ديگر بنمايد و اتفاقاً نتواند طواف ديگر را به آخر برساند، در اين صورت نه زيادى است و نه قران، ولى گاهى طواف در اين صورت به جهت عدم تحقق قصد قربت باطل مى شود و آن در صورتى است كه مكلف هنگام شروع به طواف يا در اثناى آن، با اين كه مى داند قران حرام و مبطل طواف است آن را قصد نمايد كه قصد قربت با قصد حرام جمع نمى شود، هرچند از باب اتفاق آن حرام انجام نشود. ( مناسك، مسأله 317 ).

آية الله خويى: اگر طواف دوّم كمتر از هفت شوط باشد داخل در قران نيست، بلى اگر از ابتدا قصد هفت شوط دارد و مى داند قران مبطل است ديگر قصد قربت در طواف اوّل از او متمشى نمى شود. (مناسك، قبل از مسأله 318).

آية الله سيستانى: اگر طواف دوم را تمام نكند قران نيست ولى اگر قصد قران را داشته باشد با علم به اين كه مبطل است قصد قربت محقّق نمى شود و طواف باطل است.

آية الله مكارم: ولى طواف اول باطل نيست.

نظريه ساير آيات عظام در مسأله 609 و 610 گذشت.


صفحه 254


*     613  م ـ در فرض سابق، اگر از اول قصد داشته يا(1) در اثناى طواف قصد زياده كرده باشد، احتياط واجب آن است كه طواف اول را اعاده كند(2) و اگر بعد از تمام شدن، قصد به جا آوردن طواف ديگر براى او حادث شد و به دنبال طواف اول، زياده را آورد، اقوى صحّت طواف اول است و احوط اعاده است.(3)

*     614  م ـ اگر سهواً زياد كند بر هفت دور، پس اگر كمتر از يك دور است قطع كند آن را و طوافش صحيح است و اگر يك دور يا زيادتر است، احوط(4) آن است كه هفت دور ديگر را تمام كند به قصد قربت، بدون تعيين مستحب يا واجب(5) و دو ركعت نماز قبل از سعى و دو ركعت بعد از سعى بخواند و دو ركعت اول را براى فريضه قرار دهد بدون آن كه تعيين كند براى طواف اول يا طواف دوم است.(6)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله گلپايگانى: بنابر احتياط واجب سبب بطلان طواف مى شود، چه از اول اين قصد را داشته باشد و يا در بين آن و يا آخر آن.

2 ـ آية الله بهجت، كلام ايشان مطلق است و تفاوتى بين اين كه از ابتدا قصد اضافه كردن را داشته باشد يا در اثناء، نگذاشته اند. ( مناسك، ص 114 ).

آية الله سيستانى: اگر از ابتدا قصد قران داشته باشد باطل است.

3 ـ آية الله اراكى: اين احتياط ترك نشود.

آية الله تبريزى، آية الله خويى: بلكه در فرض اتيان به طواف كامل، اظهر بطلان طواف اوّل است مطلقاً. (مناسك، قبل از مسأله 318).

آية الله سيستانى: اگر طواف دوم را تمام كند طواف اوّل باطل است.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: احتياط آن است كه نماز طواف را بخواند و بعد اصل طواف و نماز آن را اعاده كند.

4 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اين احتياط مستحب است. ( مناسك، ص 70، مسأله 103 ).

5 ـ از اينجا تا آخر مسأله در مناسك آية الله خويى مذكور نيست.

6 ـ آية الله بهجت: احتياط در اين است كه دو ركعت فريضه قبل از سعى بجاى آورد و دو ركعت نافله را مى تواند بعد از سعى به جاى آورد. ( مناسك، مسأله 318 ).

آية الله سيستانى: اگر از روى اشتباه چيزى بر شوط هاى طواف خود بيافزايد، پس اگر بعد از رسيدن به ركن عراقى يادش آمد، مقدار افزوده را تا يك طواف كامل به اتمام برساند و احتياط واجب اين است كه طواف دوّم را در اين هنگام به قصد قربت بدون اين كه واجب يا مستحب بودن آن را قصد كند به اتمام برساند، و پس از آن چهار ركعت نماز بخواند و احتياط مستحب اين است كه بين آن ها فاصله اى بيندازد; به اين معنا كه دو ركعت قبل از سعى جهت طواف واجب به جا آورد و دو ركعت پس از سعى جهت طواف مستحبى به جا آورد. و همچنين است بنابر احتياط واجب اگر پيش از رسيدن به ركن عراقى يادش بيايد. ( مناسك، مسأله 314 ).

آية الله فاضل: و احتياط مستحب آن است كه دو ركعت نماز بعد از سعى براى غير فريضه انجام دهد.


صفحه 255


 615  م ـ جايزاست قطع طواف نافله رابدون عذر واقوى(1) كراهت قطع طوافواجب است(2)بدون عذر و به مجرد خواهش نفس، و احوط(3) قطع نكردن آن است; به اينمعنى كه قطع نكند به طورى كه ترك بقيه را كند تا موالات عرفيه به هم بخورد.

*     616  م ـ اگر بدون عذر طواف را قطع كرد احوط(4) آن است كه اگر چهار دور به جا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صانعى: بنابر احتياط واجب قطع نكردن است.

2 ـ آية الله بهجت: احوط عدم قطع طواف واجب است; يعنى ترك بقيّه آن، به نحوى كه موالات عرفيّه فوت شود بدون عذر و به مجرّد خواهش نفس. (مناسك شيخ، ص44).

آية الله خويى: قطع طواف و سعى جايز نيست. (استفتاءات).

آية الله سيستانى: قطع طواف واجب براى كارى ضرورى بلكه بنا بر اظهر قطع آن مطلقاً گرچه براى كارى يا ضرورتى نباشد جايز است. ( مناسك، مسأله 307 ).

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند ( آداب و احكام حج، مسأله 589 ).

آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب قطع نكند.

3 ـ آية الله خامنه اى: قطع طواف مانع ندارد اگرچه احتياط مستحب قطع نكردن طواف واجب است به نحوى كه موالات عرفيه به هم بخورد.

آية الله فاضل: احتياط مستحب آن است كه قطع نكند، ولى چنانچه به هر جهت قطع كرد و از نو يك طواف كامل انجام داد، مجزى و صحيح است، هر چند موالات به هم نخورده، و فرقى نيست كه دور دوم را مثلاً رها كند يا غير آن را.

4 ـ آية الله اراكى: اگر از نصف شوط چهارم گذشته، طواف را تمام و بعد اعاده كند.

آية الله بهجت: احوط بلكه اقوى استيناف آن است هر چند كه چهار شوط به جا آورده باشد. (مناسك شيخ، ص44).

آية الله تبريزى: هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر از مطاف خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه موالات فوت نشود يا خروجش بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند. ( مناسك، مسأله 310 ).

آية الله گلپايگانى: اقوى آن است كه در اين صورت اگر چهار دور به جا آورده باشد، طواف را تمام كند و بعد احتياطاً اعاده كند. ( احكام عمره، ص 62 و 63 ).

نظريه ساير آيات عظام در اين مسأله و مسأله بعد، در ذيل مسأله 606 گذشت.


صفحه 256


آورده(1) باشد طواف را تمام كند و بعد اعاده كند(2) و اين در صورتى است كه منافى به جا آورده باشد حتى مثل زياد فاصله دادن كه موالات عرفيه به هم بخورد.(3)

 617  م ـ اگر طواف را قطع كند و منافى بجا نياورده باشد، اگر برگردد و تمام كند طواف صحيح است.

 618  م ـ اگر در بين طواف عذرى براى اتمام آن پيدا شد; مثل مرض يا حيض يا حدث بى اختيار(4) پس اگر بعد از تمام شدن چهار دور(5) بوده، بعد از رفع عذر برگردد و از همانجا تمام كند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صانعى: بعد از نصف دور چهارم.

2 ـ آية الله صانعى: هر چند مى توان به اتمام هم اكتفا نمود.

آية الله فاضل: اعاده مستحب است، هرچند موالات عرفيه به هم نخورده باشد.

3 ـ آية الله صانعى: والاّ اتمام مطلقاً كافى است. گرچه در تمام صور اگر طواف را از سر بگيرد و استيناف نمايد راحت تر است.

4 ـ آية الله خامنه اى: (در مورد حدث اصغر) اگر در اثناى طواف حدثى از او سر زند، در صورتى كه پيش از رسيدن به نيمه شوط چهارم (يعنى نرسيده به محاذى ركن سوم كعبه) باشد، طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن طواف را از اول اعاده نمايد و اگر فيمابين نيمه شوط چهارم و آخر شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو گرفتن يك طواف كامل به قصد اعم از تمام و اتمام انجام دهد، و اگر پس از اتمام شوط چهارم باشد طواف را رها كند و پس از وضو سه شوط ديگر انجام دهد و در هر صورت مى تواندآن طواف رارها نموده واز نو، طواف كند و حكم حدث اكبر ذيل مسأله 551 بيان شد.

5 ـ آية الله صانعى: بعد از نصف شوط چهارم.


صفحه 257


و اگر قبل از آن بوده،(1) طواف را اعاده كند و احتياط مستحب در فرض اول در غير حيض(2) آن است كه اتمام كند و اعاده نمايد.(3)

 619  م ـ اگرشخصى كه با عذر(4) طواف را قطع كرده، نتوانست به جا آورد تا آن كه وقت تنگ شد، اگر ممكن است، او را حمل كنند و طواف دهند و اگر ممكن نيست نايب(5) براى او

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: پس اگر به نصف نرسيده اعاده كند و اگر در فاصله بين 5/3 و 4 بوده احتياط به اتمام و اعاده طواف است.

آية الله فاضل: اگر از نصف تجاوز نكرده عذر پيدا شد طواف را اعاده كند و اگر از نصف گذشته و دور چهارم را تمام نكرده است، احتياط آن است كه طواف را تمام كند و اعاده نمايد و يا از نو يك طواف كامل انجام دهد.

2 ـ آية الله صانعى: و حدث.

3 ـ نظريه آيات عظام در بحث حدث اصغر و جنابت در مسأله 549 و 550 و راجع به حيض در مسأله 551 گذشت.

و امّا در مورد مرض:

آية الله اراكى: اگر بعد از تمام شدن نصف شوط چهارم بود... .

آية الله بهجت: هرگاه طواف كننده به علّت عذر ناچار طواف خود را قطع نمود و از مطاف بيرون رفت، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده، اگر قادر بر اتمام نباشد احوط آن است كه صبر كند تا وقت آن طواف تنگ شود، اگر قادر نشد او را دوش مى گيرند و طواف مى دهند و اگر ممكن نباشد نايب از براى او مى گيرند در اتمام. ( مناسك، مسأله 312 ).

آية الله تبريزى، آية الله خويى: در اين فرض اگر ناچار به قطع طواف شد و از مطاف خارج گرديد، چنانچه قبل از تمامى شوط چهارم باشد، طوافش باطل و اعاده اش لازم است و چنانچه بعد از آن بوده، احتياط اين است كه براى باقيمانده نايب بگيرد و شخصاً بعد از زوال عذر احتياطاً باقيمانده را به جا آورده و طواف را اعاده نمايد.

آية الله سيستانى، نظريه ايشان مطابق با متن است ولى اضافه فرموده اند: اين در طوافِ واجب بود و امّا در طواف مستحبى، از هرجا كه قطع كند مادامى كه موالات عرفى فوت نشده است مى تواند برگردد و تمام نمايد و همچنين در مورد عذر، علاوه بر مرض قضاى حاجتى براى خود يا برادر دينى ذكر فرموده اند.

4 ـ آية الله صانعى: مثل مرض نه حدث.

5 ـ آية الله اراكى: اگر به خاطر مرض طواف را ترك كرده.

آية الله سيستانى: اگر قبل از تمام كردن شوط چهارم عاجز شود و نتوانند او را طواف دهند بايد نايب بگيرد كه طواف را از اوّل به نيابت او انجام دهد و اگر بعد از تمام كردن شوط چهارم باشد، نايب در مقدار باقيمانده نيابت مى كند. (ملحق مناسك، س234).

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: وچون بعيدنيست گفته شود كه: «طواف حكم نماز را دارد و تبعيض در اشواط آن در نيابت محتاج به دليل است» نايب همه طواف را انجام دهد. ( آراء المراجع، ص249).

نظريه ساير آيات عظام در مورد نيابت در مسأله قبل گذشت.


صفحه 258


بگيرند.

 620  م ـ اگر مشغول طواف است و وقت نماز واجب تنگ شود واجب است طواف را رها كند و نماز بخواند، پس اگر بعد از چهار دور(1) رها كرد از همانجا طواف را تمام كند،(2) و الاّ(3)
اعاده كند.(4)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله خامنه اى: كسى كه براى نماز واجب، طواف واجبش را قطع كند، اگر قطع بعد از اتمام نصف باشد طواف را از همانجا كه قطع كرده، اتمام كند و اگر قبل از آن بوده و مدّت زمان طولانى بين قطع و اتمام فاصله شود، بنابر احتياط طواف را اعاده كند وگرنه بعيد نيست اين احتياط واجب نباشد، اگر چه احتياط در هر حال خوب است و در تمام صور مذكور مى تواند آن طواف را رها نموده و از نو، طواف كند و در اين مسأله فرقى بين اين كه نماز جماعت باشد يا فرادى، وقت نماز تنگ باشد يا نه، نيست و از اين مسأله حكم مسأله بعد نيز روشن مى شود.

آية الله صانعى: بعد از نصف شوط چهارم.

2 ـ آية الله صانعى: لكن اگر تمام نكرد و از سرگرفت ظاهراً مجزى است و طوافش صحيح مى باشد.

آية الله فاضل: ولى چنانچه تمام نكرد و از سر گرفت طوافش صحيح است.

3 ـ آية الله بهجت: اگر موالات عرفيه به هم بخورد. (مستفاداز مناسك، ص161، مسأله12 مسائل متفرّقه).

4 ـ آية الله اراكى: و الاّ بنابر احتياط بعد از اتمام اعاده كند.

آية الله تبريزى: اعاده لازم نيست، گرچه احتياط مستحب آن است كه طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند.

آية الله سيستانى: بايد اتمام كند و احتياط مستحب آن است كه طواف را بعد از طواف اوّل و نماز آن اعاده كند.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: ولى اگر از نصف گذشته و چهار شوط هم تمام نشده، احتياطاً طواف را تمام كند و بعد اعاده كند.

آية الله صانعى: و الاّ بنا بر احتياط بعد از اتمام اعاده كند.

آية الله مكارم: و بنابر احتياط واجب آن را اعاده كند.


صفحه 259


 621  م ـ جايز است بلكه مستحب است قطع كند طواف را براى رسيدن به نماز جماعت(1)يا رسيدن به وقت فضيلت نماز واجب، و از هر جا قطع كرد از همانجا بعد از نماز اتمام كند،(2) و احتياط آن(3) است كه به دستور مسأله قبل عمل كند، و سزاوار نيست اين احتياط ترك شود.(4)

*     622  م ـ اگر بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن شك كند كه آيا طواف را زيادتر از هفت دور بجا آورده يا نه يا شك كند كمتر به جا آورده يا نه، اعتنا نكند و طوافش صحيح است، لكن در صورت دوم خالى از اشكال نيست(5) و احتياط ترك نشود.(6)

 623  م ـ اگر بعد از طواف شك كند كه صحيح بجا آورده آن را يا نه، مثلاً احتمال
بدهد كه ازطرف راست طواف كرده يا محدث بوده يا از داخل حجر اسماعيل (عليه السلام)طواف كرده اعتنا نكند، و طوافش صحيح است اگرچه باز در محل طواف باشد و از آنجا منصرف

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله صانعى: هرچند جماعت عامّه و غير شيعه باشد كه در صحيحه عبدالله بن سنان هم آمده .

2 ـ آية الله بهجت: اگر موالات عرفيه به هم نخورد و اگر به هم بخورد و قبل از اكمال شوط چهارم باشد احتياط مراعات شود با اكمال آن طواف و اعاده آن. (مناسك، س88); ( مستفاد از مناسك، ص161، مسأله 12 ).

3 ـ آية الله اراكى: اين احتياط ترك نشود.

4 ـ آية الله تبريزى: بنابر احتياط مستحب طواف را بعد از طواف اول و نماز آن اعاده كند.

آية الله مكارم: اين احتياط واجب نيست.

5 ـ آية الله فاضل: اين اشكال در صورت عدم انصراف از طواف است امّا اگر شك بعد از انصراف و دخول در نماز طواف باشد اعتنا نكند و طواف او صحيح است بلكه ظاهراً به محض انصراف هم، طواف محكوم به صحّت است و لازم نيست اعتنا  كند.

6 ـ آية الله اراكى: اين احتياط واجب نيست.

آية الله بهجت: هرگاه بعد از فراغ از طواف شك نمايد كه آيا طوافم هفت شوط يا كمتر يا بيشتر بوده، اعتنا به شك ننمايد، مانند كسى كه بعد از شروع به نماز طواف چنين شكى بكند.

آية الله تبريزى، آية الله خويى: در صورت دوم طواف باطل است مگر اينكه بعد از دخول در نماز طواف شك بكند كه به شكش اعتنا نمى كند. (مناسك، مسأله 319).

آية الله سيستانى: اگر در عدد شوطها يا در صحت آنها بعد از تمامى طواف يا بعد از تجاوز از محل شك كند نبايد به شك اعتنا نمايد; مثلا پس از فوت موالات يا بعد از وارد شدن در نمازِ طواف شك نمايد. (مناسك، مسأله 315).

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: احتياط واجب نيست.


صفحه 260


نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، در صورتى كه هفت دور بودن معلوم باشد بى زياده و نقيصه.

 624  م ـ اگر در آخر دور كه به حجر الاسود ختم شد شك كند(1) كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتنا به شك نكند و طوافش صحيح است.

 625  م ـ اگر قبل از رسيدن به حجر الاسود و تمام شدن دور، شك كند كه آنچه را دور مى زند دور هفتم است يا هشتم طوافش باطل است.(2)

 626  م ـ اگر در آخر دور يا اثناى آن شك كند ميان شش و هفت و هرچه پاى نقيصه در كار است، طواف او باطل است.(3)

 627  م ـ اگر در طواف مستحب شك كند در عدد دورها، بنابر اقل گذارد و طوافش صحيح است.

 628  م ـ شخص كثير الشك در عدد دورها اعتنا به شكش نكند(4) و احتياط آن است كه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله بهجت: حكم شك بعد از تمام شدن طواف در مسأله 622 گذشت.

2 ـ آية الله اراكى، آية الله بهجت: احوط بطلان طواف است.

آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: ظاهر اين است كه طوافش باطل است و احتياطاً بقصد رجاء تمام و اعاده طواف نمايد.

آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: لكن احوط اتيان نماز طواف و اعاده طواف و نماز است.

آية الله فاضل، آية الله مكارم: آن دور را تمام كند و طوافش صحيح است.

3 ـ آية الله اراكى: و بنابر احتياط طواف را تمام كند و بعد از آن اعاده نمايد، و اين احتياط، مستحب است.

آية الله بهجت: بطلان طواف او و لزوم استيناف خالى از قوت نيست با آن كه فى الجمله احوط است و احوط از آن بنا بر اقلّ بگذارد و اتمام و بعد از آن اعاده طواف نمايد. (مناسك شيخ، ص43 ).

آية الله سيستانى: اگر شك در نقيصه در غير 6 و 7 باشد، طوافش باطل است. و اگر شك در پايان شوط بين 6 و 7 باشد، بنابر احتياط واجب طواف را اعاده كند ولى اگر در اين صورت بنابر 6 گذاشت و از روى جهل به مسأله طواف را تمام كرد و متوجّه مسأله نشد تا وقت اعاده گذشت طوافش صحيح است و اگر شك در زياده و نقصان باشد; مثل اين كه شك كند بين 6 و 7 و 8 و يا شك بين 6 و 8 طوافش باطل است. ( مناسك، مسأله 314 ).

آية الله مكارم: بنابر احتياط واجب.

4 ـ آية الله بهجت: كثير الشكّ در طواف مثل كثير الشك در نماز است و همان وظيفه را دارد ( پرسشهاى جديد حج، ص15، سؤال 64 ).

آية الله خويى: كثيرالشك در طواف تا به حدّ وسواس نرسد بايد به شكش اعتنا كند. (المسائل الشرعيه، ج1، ص343).

آية الله سيستانى: كثيرالشك در طواف نبايد به شكش اعتنا كند چنانچه در نماز نبايد اعتنا كند. (ملحق مناسك، س212).

آية الله مكارم: و بنا را بر آنچه به نفع اوست بگذارد.


صفحه 261


كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند.

 629  م ـ گمان در عدد دورها اعتبار ندارد(1) و حكم شك را دارد.

 630  م ـ اگر مشغول سعى بين صفا و مروه شد و يادش آمد كه طواف به جا نياورده، بايد رها كند و طواف كند و پس از آن سعى را اعاده كند.(2)

*     631  م ـ اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص به جا آورده، بايد برگردد و طواف را از همانجا كه ناقص كرده تكميل كند و برگردد تتمه سعى را به جا آورد و طواف و سعيش صحيح است.(3) ليكن احتياط(4) آن است كه اگر كمتر از چهار دور بجا آورده طواف را تمام كند و اعاده نمايد و همچنين اگر سعى را كمتر از چهار بار انجام داده تمام كند و اعاده كند.(5)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آية الله بهجت: حكم آن مانند حكم ظنّ در نماز است.

2 ـ آية الله صافى، آية الله گلپايگانى: اگر قبل از شوط چهارم سعى يادش بيايد كه طواف به جا نياورده، سعى را رها كند و طواف را به جا آورد و سپس سعى را انجام دهد و اگر بعد از اتمام شوط چهارم بوده، آن را قطع كند و بعد از انجام طواف، سعى را اتمام و به احتياط واجب آن را اعاده نمايد. (آداب و احكام حج، م667).

3 ـ آية الله بهجت: احتياط در اتمام و سپس اعاده سعى است.

آية الله سيستانى: اگر قبل از فوت موالات متذكر شود يا بعد از آن باشد ولى سه شوط يا كمتر باقى مانده باشد اتمام طواف كافى است ولى اگر بيش از آن باشد به احتياط واجب طواف را پس از اتمام اعاده كند و نسبت به سعى اتمام كافى است گرچه احتياط مستحب اعاده آن است پس از اتمام.

4 ـ آيات عظام اراكى، فاضل، مكارم: اين احتياط ترك نشود.

آية الله تبريزى: اين احتياط در اتمام و اعاده طواف ترك نشود و همچنين است نسبت به سعى. ولى اگر سعى فراموش شده يك شوط باشد، اعاده لازم نيست و اتمام كافى است.

5 ـ آيات عظام نظريه شان را در مسأله قطع طواف سهواً در ذيل مسأله 608 و 609 مفصلاً ذكر فرموده اند; مراجعه شود.